ويد: «اين‌ آيه‌ ناظر بر مردي‌ است‌ كه‌ درحال‌ احتضار قرار دارد و كسي‌ كه‌ در نزد وي‌ حاضر است‌ مي‌شنود كه‌ او وصيتي‌ مي‌كند كه‌ به‌ حال ‌ورثه‌اش‌ مضر است‌، پس‌ خداوند(ج) اين‌ شخص‌ شنونده‌ وصيت‌ را امر مي‌كند تا فرد محتضر را در مورد وصيتش‌ به‌ راه‌ حق‌ و عدالت‌ برگرداند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5991.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5992.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5993.txt">آيه  3-4</a><a class="text" href="w:text:5994.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5995.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5996.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:5997.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:5998.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:5999.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:6000.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6001.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6002.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6003.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:6004.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6005.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:6006.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6007.txt"> آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6008.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:6009.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ مزمل ﴾</a></body></html>سوره مزّمِّل آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مرد جامه‌ بر خود پيچيده» خطاب‌ متوجه‌ رسول‌ اكرم‌ ص است‌ كه‌ در آغاز امر وحي‌ كه‌ جبرئيل‌(ع) پيام‌ الهي‌ را به‌ ايشان‌ آورد، از هيبت‌ وحي‌ و جبرئيل‌(ع) خود را در جامه‌ مي‌پيچيدند زيرا نخستين‌بار كه‌ ايشان‌ صداي‌ فرشته‌ را شنيدند و به‌سوي‌ وي‌ نگاه‌ كردند، ايشان‌ را لرزه‌ گرفت‌ و از هيبت‌ وي‌ نزد خانواده‌ خود آمدند و گفتند: مرا به‌ جامه‌ درپيچيد، مرا در زير جامه‌ بپوشانيد. سپس‌ به‌ رسالت ‌مخاطب‌ ساخته‌ شدند و با جبرئيل‌(ع) انس‌ گرفتند. ولي‌ ابن‌ كثير بر اساس‌ روايت‌ جابر(رض) در مقدمه‌ تفسير اين‌ سوره‌ به‌ نقل‌ از حافظ ابوبكر بزار مي‌گويد: «قريش‌ در دارالندوه‌ اجتماع‌ كردند و گفتند: براي‌ اين‌ مرد نامي‌ بگذاريد تا مردم‌ از وي‌ پراكنده‌ شوند. پس‌ در اين‌باره‌ با يك‌ديگر به‌ راي‌ زني‌ پرداختند و گفتند: او راكاهن‌ بخوانيم‌. اما خودشان‌ كهانت‌ را از آن‌ حضرت‌ ص نفي‌ كردند. باز گفتند: او را ديوانه‌ بخوانيم‌. سپس‌ خود آن‌ را از ايشان‌ نفي‌ كردند. باز گفتند: او را ساحر بخوانيم‌. سپس‌ خود آن‌ را از ايشان‌ نفي‌ كردند... سپس‌ با توافق‌ بر سر اين‌ اسم‌ از همديگر متفرق‌ شدند. پس‌ چون‌ خبر به‌ رسول‌ خدا ص رسيد، ايشان‌ از اين‌ توطئه ‌چنان‌ در فشار قرار گرفتند كه‌ خود را در جامه‌ پيچيدند.
 
	سوره مزّمِّل آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قيام‌ ليل‌ كن‌ جز اندكي» يعني: جامه‌ را به‌ دورافگن‌ و در شب‌ براي‌ اداي‌ نماز بپاخيز و تمام‌ شب‌ را نماز بگزار، جز اندكي‌ از آن‌ را. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ قيام‌ شب‌ فقط بر رسول‌ خدا ص فرض‌ بود. جابربن‌ عبدالله(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «مجاور حراء گرديدم‌ (بنا برعادت‌ ايشان) و چون‌ مدت‌ مجاورتم‌ را در آن‌ به‌سر رساندم‌، از كوه‌ فرود آمدم ‌بناگاه‌ ندايي‌ را شنيدم‌ كه‌ مرا مي‌خواند پس‌ به‌جانب‌ راست‌ خويش‌ نگريستم‌ ولي‌ چيزي‌ را نديدم‌ و به‌جانب‌ چپ‌ خويش‌ نگريستم‌، باز هم‌ چيزي‌ را نديدم‌ و به‌پشت‌ سرم‌ نگريستم‌، باز هم‌ چيزي‌ را نديدم‌ پس‌ سرم‌ را به‌سوي‌ آسمان‌ بلند كردم ‌بناگاه‌ ديدم‌ همان‌ كسي‌ كه‌ در حراء نزدم‌ آمده‌ بود، در ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ برتختي‌ نشسته‌ است‌ پس‌ از هيبتش‌ ترسيدم‌ و بي‌درنگ‌ به‌ خانه‌ بازگشتم‌ و گفتم: مرا در جامه‌ درپيچيد، مرا در جامه‌ درپيچيد». به‌دنبال‌ آن‌ خداوند(ج) (‏ يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ‏) را نازل‌ كرد.
 
سوره مزّمِّل آيه  3‏متن آيه : ‏‏ نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً ‏
 آيه  4‏متن آيه : ‏‏ أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً ‏ 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ مقدار اين‌ قيام‌ شب‌ پيامبر ص را بيان‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «نيمه‌اش‌ را» بپاخيز «يا اندكي‌ از نيمه‌ كم‌ نما» تا حد يك‌سوم‌ آن‌ «يا اندكي‌ بر نيم‌شب‌ بيفزاي» تا حد دو سوم‌ آن‌. گويي‌ حق‌ تعالي‌ فرمود: دوسوم‌ شب‌ يا نصف‌ يا ثلث‌ آن‌ را بپاخيز لذا در ميان‌ برخاستن‌ يك‌ ثلث‌ شب‌ يا نصف‌ يا دو ثلث‌ آن‌ مخيري‌. شب: از غروب‌ خورشيد آغاز و با طلوع‌ بامداد به‌پايان‌ مي‌رسد. امام ‌احمد و مسلم‌ از سعدبن‌ هشام‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «به‌ عائشه ‌رضي‌الله عنها گفتم: مرا از قيام‌ شب‌ رسول‌ خدا ص آگاه‌ كن‌. فرمود: آيا سوره ‌مزمل‌ را نمي‌خواني‌؟ گفتم: چرا مي‌خوانم‌. فرمود: خداوند متعال‌ در آغاز اين ‌سوره‌ قيام‌ شب‌ را فرض‌ گردانيد و اين‌ حكم‌ را دوازده‌ ماه‌ در آسمان‌ نگه‌ داشت ‌پس‌ رسول‌ خدا ص و اصحابشان‌ شبها را به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ به‌ قيام‌ گذرانيدند تا بدانجا كه‌ پاهاي‌ ايشان‌ از بسياري‌ ايستادن‌ ورم‌ كرد سپس‌ در آخر اين‌ سوره ‌تخفيف‌ را نازل‌ فرمود و قيام‌ شب‌ بعد از فرضيت‌ ـ در حق‌ امت‌ ـ به‌ نافله‌ تبديل‌ گرديد». يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اين‌ فرضيت‌ در مورد رسول‌ اكرم‌ ص به‌ حال‌ خود باقي‌ ماند.
«و قرآن‌ را به‌ ترتيل‌ و شيوايي‌ بخوان» يعني: آن‌ را با تأني‌اي‌ همراه‌ با تدبر، شمرده‌ شمرده‌ و حرف ‌به ‌حرف‌ بخوان‌. ترتيل‌ آن‌ است‌ كه‌ تمام‌ حروف‌ به‌شيوايي ‌بيان‌ گرديده‌ و حق‌ اشباع‌ به‌ آن‌ داده‌ شود بي‌آن‌كه‌ در نطق‌ آن‌ تكلف‌ و زحمتي ‌روي‌ دهد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص نمازها را بدين‌ صورت ‌مي‌خواندند. عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌گويد: «رسول‌ خدا ص چون‌ سوره‌اي‌ از قرآن‌ را مي‌خواندند، آن‌ را چنان‌ به‌ ترتيل‌ و شمرده‌شمرده‌ تلاوت‌ مي‌كردند كه‌ ازآنچه‌ بود هم‌ طولاني‌تر مي‌نمود». در صحيح‌ بخاري‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ از انس‌(رض) راجع‌ به‌ قرائت‌ رسول‌ خدا ص پرسيدند، گفت: قرائت‌ ايشان‌ مد بود، سپس‌ خواند: (بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم) به‌طوري‌ كه‌ در الله، رحمن‌ و رحيم‌ هر سه ‌مد كشيد. يادآور مي‌شويم‌؛ احاديث‌ بسياري‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ بر استحباب‌ ترتيل‌ و خوش‌ساختن‌ صوت‌ در قرائت‌ دلالت‌ مي‌كند و از آن‌ جمله‌ اين ‌حديث‌ شريف‌ است: «زينوا القرآن‌ بأصواتكم:  قرآن‌ را با صداهاي‌ خويش‌ مزين ‌گردانيد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «ليس‌ منا من‌ لم‌ يتغن‌ بالقرآن: كسي‌ كه‌ قرآن‌ را به‌ آواز نخواند، از ما نيست‌». بغوي‌ از ابن‌مسعود(رض) روايت‌كرده ‌است‌ كه‌ فرمود: «قرآن‌ را پراكنده‌ ـ مانند سنگريزه‌ ـ نخوانيد و آن‌ را به‌شتاب‌ ـ مانند به‌ شتاب ‌خواندن‌ شعر ـ ن