ري‌ را فرستاده‌ بوديم» كه‌ موسي‌(ع) بود.
 
	سوره مزّمِّل آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذاً وَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ فرعون‌ آن‌ پيامبر را نافرماني» و تكذيب‌ «كرد» و به‌ آنچه‌ كه‌ موسي(ع) آورده‌ بود، ايمان‌ نياورد «پس‌ او را به‌ سختي‌ فروگرفتيم» وبيل: يعني‌ سخت‌ و سنگين‌. و از آن‌ جمله‌ است‌ طعام‌ وبيل: يعني‌ غذايي‌ كه‌ به‌خاطر سنگيني‌ خود هضم‌ نشود. وابل: باران‌ سنگين‌ است‌. يعني: فرعون‌ را به‌ مجازات‌ سنگين‌ و خشني‌ مجازات‌ كرديم‌؛ با غرق‌ كردن‌ وي‌.
 
سوره مزّمِّل آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر كفر ورزيد» يعني: اگر بر كفرتان‌ باقي‌ بمانيد؛ «چگونه‌ از روزي» يعني: از عذاب‌ و وحشت‌ روزي‌ «مي‌پرهيزيد» يعني: خويشتن‌ را نگه‌ مي‌داريد و امان‌ مي‌يابيد؛ «كه‌ كودكان‌ را پير مي‌گرداند» و اطفال‌ خردسال‌ به‌ سبب‌ شدت‌ هول‌ وهراسها و زلزله‌هاي‌ آن‌ در آن‌ موي‌ سفيد مي‌شوند. اين‌ كنايه‌ از شدت‌ ترس‌ و هراس‌ آن‌ روز است‌ زيرا غم‌ و پريشاني‌ نيروي‌ انسان‌ را ضعيف‌ و او را به‌ طور زودهنگام‌ پير و فرتوت‌ مي‌كند.
 
	سوره مزّمِّل آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آسمان‌ در آن‌ روز شكافته‌ گردد» به‌سبب‌ هول‌ و هراس‌ سخت‌ و عظيم‌ آن‌. و شكافته‌ شدنش‌ براي‌ فرود آمدن‌ فرشتگان‌ است‌ «البته‌ وعده‌ الله انجام‌ گرفتني ‌است» يعني: خواه ‌ناخواه‌ وعده‌ او بر آوردن‌ اين‌ روز، شدني‌ است‌.
 
	 سوره مزّمِّل آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ اين» آيات‌ بيم‌دهنده‌ در اين‌ سوره‌ «تذكره‌اي‌ است» يعني: پند و موعظه‌اي‌ است‌ «تا هر كه‌ خواهد به‌سوي‌ پروردگار خود راهي‌ در پيش‌ گيرد» به‌وسيله‌ طاعت‌ كه‌ مهمترين‌ پايه‌ آن‌ عقيده‌ توحيد است‌. پس‌ اين‌ راه‌، راهي‌ است‌ كه‌ او را به‌ خشنودي‌ خداوند(ج) در بهشت‌ نايل‌ مي‌گرداند.
	﴿ سوره‌ مزمل ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (20) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «مزمل‌» ناميده‌ شد كه‌ از رسول‌ خدا ص در آغازين‌ مرحله‌ نزول‌ وحي‌ الهي‌ به‌سوي‌ ايشان‌ كه‌ خود را در جامه‌ مي‌پيچيدند، سخن‌ مي‌گويد. مزمل: يعني‌ جامه‌ بر خود پيچيده‌.
اين‌ سوره‌ مباركه‌ صفحه‌اي‌ از تاريخ‌ دعوت‌ اسلامي‌ و تابلويي‌ از تابلوهاي ‌مرحله‌ آماده‌سازي‌ و آمادگي‌ براي‌ برداشت‌ آن‌ را ارائه‌ مي‌كند.
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ كريمه‌ در پاسخ‌ به‌ سؤال‌ جابربن‌ عبدالله انصاري‌(رض) و شكايت‌ زن‌ سعدبن‌ ربيع‌ از عموي‌ فرزندانش‌ در مورد عدم‌ پرداخت ‌مال‌ ارثيه‌ پدرشان‌ به‌ آنان‌ نازل‌ شد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌، آيه‌ بعداز آن‌ و آيه‌ پايان‌بخش‌ اين‌ سوره‌، آيات‌ علم‌ ميراث‌ (فرايض) اند. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌: «فرايض‌ را فراگيريد و آن‌ را به‌ مردم‌ نيز تعليم‌ دهيد زيرا فرايض‌ نصف‌علم‌ است‌ و اين‌ علم‌ فراموش‌ مي‌گردد و اولين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ از ميان‌ امت‌ من‌برداشته‌ مي‌شود»[2]. 
«خداوند به‌ شما در حق‌ اولادتان‌ حكم‌ مي‌كند» يعني‌: در باره ‌ميراث‌ فرزندان‌ كساني‌ از شما كه‌ مي‌ميرند، چنين‌ حكم‌ مي‌كند كه‌: «پسر را» از آنها «برابر بهره‌ دو دختر است‌» مراد حالتي‌ است‌ كه‌ فرزندان‌ بجا مانده‌ از متوفي‌، ذكور و اناث‌ باهم باشند، پس‌ در اين‌ حالت‌، ميراث‌ پسر دو برابر ميراث‌ دختر است‌ زيرا مرد براي‌ تأمين‌ هزينه‌ها و مخارج‌ زندگي‌ خانواده‌، سامان ‌دادن‌ به‌ شغل‌ وحرفه‌ و تجارت‌ و تحمل‌ تكاليف‌ زندگي‌، به‌ اين‌ سهم‌ مضاعف‌ نياز دارد. بايد دانست‌ كه‌ اگر در ميان‌ ميراث‌بران‌، فرزندان‌ ذكوري‌ بودند، آنچه‌ كه‌ از ميراث‌بران ‌سهم‌بر (ذوي‌ الفروض) باقي‌ مي‌ماند، براي‌ آنان‌ است‌، به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف‌: «فرايض‌ (سهام‌ معين‌ در ميراث‌) را به‌ اهل‌ آنها بسپاريد و آنچه‌ كه‌ از ذوي‌الفروض‌ (صاحبان‌ سهام‌ معين‌) باقي‌ ماند، براي‌ نزديكترين‌ مرد از ذكوراست». اما اگر متوفي‌ داراي‌ فرزندي‌ نبود، فرزندان‌ پسران‌ (نوه‌ها) اين‌ سهم‌ را صاحب‌ مي‌شوند «و اگر» همه‌ ورثه‌ متوفي‌ «دختر» باشند و همراه‌ آنها پسري‌نباشد و اين‌ دختران‌ «از دو تن‌ بيشتر باشند، پس‌ سهم‌ آنان‌ دوسوم‌ ماترك‌» متوفي‌ «است‌» و اگر دختران‌ فقط دو تن‌ بودند، باز هم‌ سهم‌ آنان‌ دوسوم‌ ميراث ‌بجامانده‌ از متوفي‌ است؛ در قياس‌ به‌ دو خواهري‌ كه‌ آخرين‌ آيه‌ از اين‌ سوره حكم‌ ميراث‌ آنها را صراحتا بيان‌ كرده‌ و گفته‌ است‌: (اگر متوفي‌ فرزندي‌ نداشت‌ ودو خواهر از خود بجا گذاشت‌، آن‌ دو خواهر مستحق‌ دوسوم‌ ميراث‌ وي‌اند). بنابراين‌، هرگاه‌ دو خواهر، مستحق‌ دوسوم‌ تركه‌ باشند، دو دختر به طريق‌ اولي‌مستحق‌ اين‌ سهم‌ هستند.
«و اگر» دختر «يكي‌ باشد، پس‌ براي‌ اوست‌ نصف‌ تركه‌» متوفي‌ «و براي‌ هريك ‌از پدر و مادر وي‌» اگر بعد از مرگش‌ زنده‌ بودند «يك‌ششم‌ از ارثيه‌» متوفي‌ مقررشده‌ است‌ «اگر متوفي‌ داراي‌ فرزندي‌ باشد» از ذكور يا اناث‌، يك‌ تن‌ يا بيشتر، يانوه‌ پسري‌ داشته‌ باشد «ولي‌ اگر متوفي‌ فرزندي‌ نداشته‌باشد» يعني‌: نه‌ فرزندي‌ و نه ‌فرزند پسري‌ (نوه‌اي) «و وراثان‌ او پدر و مادر وي‌ باشند» به‌تنهايي‌ و انفراد، يعني‌ با آنها هيچ‌ وارث‌ ديگري‌ همراه‌ نباشد، چون‌ فرزند و نوه‌ و شوهر، يا همسر و فقط آن‌ دو وارث‌ فرزندشان‌ باشند: «پس‌ براي‌ مادرش‌ يك‌سوم‌ است‌» و بقيه‌ ارثيه‌، يعني‌ دوسوم‌ ديگر را پدر مي‌برد. اما اگر همراه‌ با آنها شوهر يا همسر متوفي‌ نيز وجود داشتند، در اين‌ صورت‌ مادر 