انتين‌، ومن‌ قام‌ بألف‌ آية كتب‌ من‌ المقنطرين:  هر كس‌ به ‌تلاوت‌ ده‌ آيه‌ از قرآن‌ بپردازد، از غافلان‌ نوشته‌ نمي‌شود و هر كس‌ صد آيه‌ از قرآن‌ را تلاوت‌ كند، از قانتان‌ نوشته‌ مي‌شود و هر كس‌ هزار آيه‌ از قرآن‌ را تلاوت ‌كند، از مقنطران‌ است‌». يعني‌ به‌اندازه‌ قنطاري‌ پاداش‌ داده‌ مي‌شود. قنطار: مقدار هنگفت‌ و بسياري‌ است‌.
«خداوند معلوم‌ داشت‌ كه‌ بعضي‌ از شما بيمار خواهند بود» لذا تاب‌وتوان‌ قيام‌ شب‌ را نخواهند داشت‌ «و ديگراني‌ كه‌ در زمين‌ سفر مي‌كنند و از فضل‌ خداوند طلب‌ روزي‌ مي‌نمايند» يعني: در زمين‌ براي‌ تجارت‌ و كسب‌ منافع‌ و به‌ طلب‌ روزي‌ الهي‌ كه‌ در امر معيشت‌ و گذران‌ زندگي‌شان‌ به‌ آن‌ نياز دارند، سفر مي‌كنند از اين‌ روي ‌تاب‌وتوان‌ شب‌زنده‌داري‌ را ندارند «و ديگراني‌ كه‌ در راه‌ خدا كارزار مي‌كنند» پس ‌تاب‌وتوان‌ اين‌ را ندارند كه‌ قيام‌ شب‌ و تكاليف‌ دشوار جهاد را هر دو با هم‌ انجام‌ دهند. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ آيه‌ درجه‌ مجاهدان‌ و مال‌جوياني‌ را كه‌ در طلب‌ كسب‌ نفقه‌ حلال‌ براي‌ خود و خانواده‌ خويش‌ هستند، با هم‌ برابر گردانيده ‌است‌ پس‌ اين‌ خود دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ كسب‌ مال‌ براي‌ تأمين ‌روزي‌ حلال‌ به ‌منزله‌ جهاد است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «هيچ ‌فروشنده‌اي‌ نيست‌ كه‌ طعامي‌ را از شهري‌ به‌ شهر ديگري‌ مي‌برد و آن‌ را به‌ نرخ‌ روز مي‌فروشد مگر اين‌كه‌ منزلت‌ وي‌ در نزد خداي‌ عزوجل‌ منزلت‌ شهداء است‌» سپس ‌آن‌ حضرت‌ ص اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند.
«پس‌ هر چه‌ ميسر شد از قرآن‌ بخوانيد» يعني: هر چه‌ ميسر شد از نماز شب‌ و از قرآن‌ بخوانيد. تكرار امر براي‌ تأكيد و تثبيت‌ رخصت‌ است‌ و بر اين‌ حقيقت‌ اشعار دارد كه‌ هرچند فرضيت‌ نماز شب‌ ساقط شده‌ است‌ ولي‌ استحباب‌ آن‌ به‌ حال‌ خود باقي‌ است‌ «و نماز را برپا داريد» يعني: نماز فرض‌ را «و زكات‌ را بدهيد» يعني: زكاتي‌ را كه‌ در اموال‌ شما فرض‌ شده‌ است‌. زكات‌ بنا بر قول‌ راجح‌ در سال‌ پنجم‌ هجرت‌ فرض‌ گرديد. اما ابن‌ كثير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ كه‌ مكي‌ است‌ دليل‌ بر قول ‌كساني‌ مي‌باشد كه‌ مي‌گويند: زكات‌ در مكه‌ فرض‌ شد ولي‌ مقادير و نصابهاي‌ آن ‌در مدينه‌ بيان‌ گرديد». «و به‌ خدا وام‌ نيكو بدهيد» يعني: از اموال‌ خود در راه‌ خير به‌ انفاقي‌ نيكو انفاق‌ كنيد؛ با خرج‌ كردن‌ بر خانواده‌ خويش‌، در جهاد في‌ سبيل‌الله و پرداختن‌ زكات‌ فرض‌ و صدقات‌ نافله‌ «و آنچه‌ براي‌ خود از عمل‌ خير پيش ‌مي‌فرستيد» هر عمل‌ خيري‌ كه‌ باشد، اعم‌ از آنچه‌ كه‌ ذكر شد و آنچه‌ كه‌ ذكر نشد «آن‌ را نزد خداوند به‌ اعتبار پاداش‌ بهتر و بزرگتر خواهيد يافت» نسبت‌ به‌ اعمال‌ خيري‌كه‌ آن‌ را تا آستانه‌ مرگ‌ به‌ تأخير مي‌اندازيد، يا به‌ اجراي‌ آن‌ بعد از مرگ‌ خويش ‌وصيت‌ مي‌كنيد تا بعد از مرگتان‌ از مالتان‌ بيرون‌ آورده‌ شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «... مال‌ يكي‌ از شما فقط آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ (قبل‌ از مرگ‌ خود) پيش ‌فرستاده‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ انفاقش‌ را به‌تأخير انداخته‌، مال‌ وارث‌ وي‌ است‌». «و از خداوند آمرزش‌ بخواهيد» براي‌ گناهانتان‌ زيرا از ارتكاب‌ گناه‌ و كوتاهي‌ در انجام ‌حسنات‌ عاري‌ نيستيد «بي‌گمان‌ خداوند غفور رحيم‌ است» يعني: بسيار آمرزگاراست‌ براي‌ كسي‌ كه‌ از وي‌ آمرزش‌ بخواهد، بسيار مهربان‌ است‌ براي‌ كسي‌ كه‌ از وي‌ طلب‌ رحم‌ كند.
 
سوره مدّثر آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مرد جامه‌ بر خود پيچيده» كه‌ ردا بر سر كشيده‌ و خود را در زير آن‌ پنهان‌ كرده‌اي‌. مفسران‌ اجماعا برآنند كه‌ مراد از مدثر رسول‌ خدايند. دثار: رواندازي ‌است‌ كه‌ بر بالاي‌ لباس‌ داخلي‌اي‌ كه‌ به‌ تن‌ چسبيده‌است‌، پوشيده‌ مي‌شود و لباس ‌داخلي‌ «شعار» ناميده‌ مي‌شود.
 
	سوره مدّثر آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ قُمْ فَأَنذِرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! اي‌ مرد جامه‌ بر خود پيچيده‌ «برخيز و بيم‌ ده» يعني: بپاخيز و اهل‌ مكه ‌را بيم‌ و هشدار ده‌ و آنان‌ را از عذاب‌ برحذر دار؛ چنانچه‌ ايمان‌ نياورند.
 
	سوره مدّثر آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پروردگارت‌ را تكبير گوي» يعني: سرور، فرمانروا و سامان‌دهنده‌ امور خود را به‌ تكبيرگفتن‌ اختصاص‌ ده‌ و اورا به‌ بزرگي‌ و عظمت‌ وصف‌ كن‌ و نبايد غير او در چشمت‌ بزرگ‌ جلوه‌ كند. اين‌ مي‌رساند كه‌ بدون‌ بزرگداشت‌ خداوند(ج)، مأموريت‌ بيم‌دهي‌ (انذار) نيز به‌سر نمي‌رسد.
 
	سوره مدّثر آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و جامه‌هاي‌ خود را پاك‌ دار» پس‌ بايد ظاهرت‌ نيز پاك‌ و آراسته‌ باشد زيرا اگر مردم‌ دعوتگر را با ظاهري‌ ناموزون‌ بينند، اين‌ را به‌ حساب‌ دعوتش‌ مي‌گذارند وچه‌ بسا كه‌ بدين‌ سبب‌ از پذيرش‌ دعوتش‌ سرباز زنند. پس‌ مراد، پاك‌ كردن‌ لباس ‌از پليدي‌هاست‌. اما قتاده‌ در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «نفست‌ را از گناه‌ پاكيزه‌ بدار». لذا با اين‌ تأويل‌، مراد از آن‌ طهارت‌ نفس‌ است‌ زيرا اعراب‌ شخصي‌ را كه‌ به‌ عهد خداوند متعال‌ وفا نمي‌كرد، پليد جامه‌ مي‌ناميدند و كسي‌ را كه‌ به‌ عهد وي‌ وفا كرده‌ و به‌ لباس‌ صلاح‌ آراسته‌ مي‌بود، پاك‌جامه‌ مي‌ناميدند. و هر دو معني ‌صحيح‌ است‌ زيرا طهارت‌ حسي‌ عادتا متلازم‌ با طهارت‌ معنوي‌ يعني‌ دوري‌ از گناهان‌ مي‌باشد چنان‌كه‌ عكس‌ قضيه‌ نيز صحيح‌ است‌ چرا كه‌ وجود پليديها گاهي‌ با بسياري‌ گناهان‌ همراه‌ مي‌باشد.
 
	سوره مدّثر آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از پليدي‌ دوري‌ كن» يعني: بتان‌ و مظاهر شرك‌ را فروگذار و آنها را پرستش ‌نكن‌ زيرا پرستش‌ آنها سبب‌ عذاب‌ است‌. رجز: به‌ ضم‌ راء و كسر آن‌، عذابي ‌است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ اثر معصيت‌ به‌ دنبال‌ مي‌آيد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ نهي‌ پيامبر ص از اين‌ امور، به‌ معني‌ آلوده‌ بودن‌ ايشان‌ به‌ چيزي‌ از اينها نيست‌ بلكه‌ نهي‌ به‌ اين ‌دليل‌ از رسول‌ خدا ص آغاز مي‌شود كه‌ ايشان‌ قدوه‌ و الگو هستند و نيز مراد آيات‌، توصيه‌ ايشان‌ به‌ مداومت‌ و مواظبت‌ بر رعايت‌ اين‌ امور است‌ پس‌ اين ‌خطابها مانند اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ است: (‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ ): «اي‌ پيامبر! از خدا بترس‌ و از كافران‌ و منافقان‌ اطاعت ‌نكن‌» «احزاب‌ / 1»، كه‌ مراد از اين‌ خطاب‌ و امثال‌ آن‌ در مورد