 پيامبر ص، سفارش ‌ايشان‌ به‌ مداومت‌ و استمرار در پرهيز نمودن از چنين‌ اموري‌ است‌.
 
سوره مدّثر آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و منت‌ مگذار فزوني‌ طلب‌كنان» در توضيح‌ معني‌ اين‌ آيه‌ چهار قول‌ آمده‌ است‌ كه‌ ابن‌كثير آنها را به‌ اين‌ نحو نقل‌ كرده‌ است:
1ـ در برابر دشواريها و سنگيني‌هاي‌ نبوت‌ كه‌ آن‌ را تحمل‌ مي‌كني‌، بر پروردگارت‌ منت‌ نگذار.
2 ـ چون‌ به‌ كسي‌ چيزي‌ بخشيدي‌، آن‌ را براي‌ رضاي‌ خدا(ج) ببخش‌ و بر بخششي‌ كه‌ مي‌كني‌، منت‌ نگذار و به‌جهت‌ آن‌ نبخش‌ كه‌ بيشتر از آن‌ بگيري‌ بلكه ‌بخششهاي‌ تو بايد فقط به‌خاطر خداي‌ عزوجل‌ باشد، نه‌ به‌خاطر طلب‌ دنيا؛ و اين‌ از اخلاق‌ اهل‌ جود و كرم‌ است‌.
3 ـ در برابر امر نبوت‌ و تبليغي‌ كه‌ مي‌كني‌، از مردم‌ پاداشي‌ افزون‌ نخواه‌ و عوضي‌ از دنيا برنگير.
4 ـ از اين‌كه‌ اعمال‌ خير را بسيار انجام‌ دهي‌، سست‌ و ضعيف‌ نشو. ابن‌كثير معني ‌دوم‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌.
 
	سوره مدّثر آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ پروردگارت‌ شكيبايي‌ كن» يعني: متحمل‌ كار عظيمي‌ گرديده‌اي‌ كه‌ به‌ زودي‌ عرب‌ و عجم‌ بر سر آن‌ با تو خواهند جنگيد پس‌ در دعوتت‌ شكيبايي‌ كن ‌و بايد شكيبايي‌ات‌ بر آزارهايي‌ كه‌ مي‌بيني‌، براي‌ رضاي‌ خداي‌ عزوجل‌ باشد. خلاصه‌ اين‌كه: خداوند(ج) بعد از كمال‌ عقل‌ و كمال‌ اخلاق‌ آن‌ حضرت‌ ص، دو پايه‌ محكم‌ ديگر براي‌ موفقيت‌ دعوت‌ ايشان‌ بنيان‌ گذاشت‌، آن‌ دو پايه‌ عبارت‌ از: جود و صبر است‌.
 
	سوره مدّثر آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ در ناقور دميده‌ شود» مراد از ناقور در اينجا، دميدن‌ دوم‌ در صور است‌، گويي‌ حق‌ تعالي‌ فرمود: بر آزارشان‌ شكيبا باش‌ زيرا پيش‌ روي‌ آنان‌ روزي ‌است‌ بسيار هولناك‌ كه‌ سرانجام‌ كار، در آن‌ افگنده‌ مي‌شوند. در حديث‌ شريف ‌آمده‌ است: «كيف‌ أنعم‌ وصاحب‌ القرن‌ قد التقم ‌القرن‌ وحني‌ جبهته‌ ينتظر متي‌ يؤمر فينفخ‌؟ فقال‌ أصحاب‌ رسول‌اللهص: فما تأمرنا يا رسول ‌الله‌؟ قال: قولوا حسبنا الله‌ ونعم‌ الوكيل‌، علي‌ الله‌ توكلنا:  چگونه‌ شادمان‌ باشم‌ درحالي‌ كه‌ صاحب‌ بوق‌، بوقش‌ را در دهانش‌ گرفته‌ و پيشاني‌ خويش‌ را نيز فرود آورده‌ و منتظر است‌ كه‌ چه ‌وقت‌ به‌ وي‌ دستور دميدن‌ داده‌ مي‌شود تا بدمد؟ اصحاب‌ گفتند: پس‌ به‌ چه‌ چيز ما را دستور مي‌دهيد يا رسول‌الله؟ رسول مبارك‌ فرمودند: بگوييد؛ حسبنا الله‌ ونعم الوكيل‌، علي‌ الله‌ توكلنا: خدا ما را بس‌ است‌ و او نيكو كارسازي‌ است‌، بر خداي ‌عزوجل‌ توكل‌ كرديم‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:603.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:604.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:605.txt">آيه  14</a></body></html>سوره مدّثر آيه  9‏متن آيه : ‏‏ فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ ‏
 آيه  10‏متن آيه : ‏‏ عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چنين‌ روزي‌، روز دشواري‌ است‌؛ بر كافران‌ آسان‌ نيست» برخلاف‌ مؤمنان‌ كه‌ دائما از آساني‌اي‌ به‌آساني‌ بيشتر از آن‌ راهنمايي‌ مي‌شوند تا سرانجام‌ وارد بهشت‌ گردند چنان‌كه‌ ابن‌عباس‌(رض) از عبارت: (بر كافران‌ آسان‌ نيست) اين‌ معني ‌را فهميده ‌است‌ كه‌ آن‌ روز بر مؤمنان‌ آسان‌ است‌. اين‌ مستمسكي‌ است‌ براي‌ كساني‌ كه‌ «دليل‌ خطاب‌» را حجت‌ مي‌دانند.
 
سوره مدّثر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مرا با كسي‌ كه‌ او را تنها آفريدم‌ واگذار» نسفي‌ براي‌ اين‌ آيه‌ سه‌ معني‌ ذكر كرده‌ است:
1ـ مرا واگذار با كسي‌ كه‌ او را درحالي‌ آفريدم‌ كه‌ در شكم‌ مادرش‌ تنها بوده ‌است‌، نه‌ مالي‌ داشته ‌است‌ و نه‌ فرزندي‌.
2ـ مرا تنها با او وا گذار زيرا من‌ در انتقام‌ گرفتن‌ از او، تو را بسنده‌ام‌.
3ـ مرا واگذار با كسي‌ كه‌ خودم‌ به‌ تنهايي‌ او را آفريده‌ام‌ و در آفرينش‌ وي‌ كسي‌ با من‌ مشاركت‌ نداشته‌ است‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: وليدبن‌مغيره‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد و ايشان ‌بر وي‌ قرآن‌ خواندند پس‌ گويي‌ بر وي‌ از استماع‌ قرآن‌ رقت‌ و انعطافي‌ پديد آمد. چون‌ اين‌ خبر به‌ ابوجهل‌ رسيد، نزد وليد آمد و به‌ وي‌ گفت: عموجان‌، قومت ‌مي‌خواهند تا مالي‌ را گرد آورده‌ و تقديمت‌ نمايند زيرا خبر شده‌اند كه‌ تو نزد محمد رفته‌اي‌ تا از آنچه‌ نزد وي‌ است‌، برخوردار گردي‌. وليد گفت: چنين‌ نيست ‌زيرا تو مي‌داني‌ كه‌ من‌ از ثروتمندترين‌ افراد قريش‌ هستم‌. ابوجهل‌ گفت: پس ‌درباره‌ محمد سخني‌ بگو تا اين‌ خبر به‌ قومت‌ برسد كه‌ تو منكر وي‌ هستي‌ و از او نفرت‌ داري‌. وليد گفت: درباره‌ وي‌ چه‌ بگويم‌؟ سوگند به‌ خدا كه‌ در ميان‌ شما نه‌ مردي‌ داناتر به‌ شعر مانند من‌ وجود دارد و نه‌ داناتر به‌ رجز و قصيده‌ آن‌، به‌خدا سوگند كه‌ سخن‌ او به‌ چيزي‌ از اينها شباهتي‌ ندارد و به‌ خدا سوگند كه‌ سخن‌ او را حلاوتي‌ است‌ و بر سخنش‌ رنگ‌ و رونق‌ و صفايي‌ است‌، فراز آن‌ لذت‌بخش‌ و مثمر مانند درخت‌ ميوه‌دار و فرود آن‌ سيراب‌كننده‌ و پربركت‌ مانند چشمه‌ آب‌ حيات‌ است‌ بي‌گمان‌ سخن‌ وي‌ برتر است‌ و هيچ‌ سخني‌ بر آن‌ فراز نتوان‌ شد و بي‌گمان‌ سخنش‌ هر سخني‌ را كه‌ فروتر از آن‌ است‌، ورشكسته‌ و ويران‌ مي‌سازد. ابوجهل‌ گفت: اما قومت‌ از تو راضي‌ نمي‌شوند تا درباره‌ وي‌ سخني‌ نگويي‌. وليد گفت: پس‌ به‌ من‌ اجازه‌ بده‌ تا درباره‌ او بينديشم‌ آن‌گاه‌ گفت: «هذا سحر يؤثر: اين‌ سخن‌ جادويي‌ نقل‌ شده‌ است‌» كه‌ محمد آن‌ را از غير خود نقل‌ مي‌كند! پس‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره مدّثر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْتُ لَهُ مَالاً مَّمْدُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مالي‌ فراوان‌ به‌ او بخشيدم» زيرا وليدبن‌ مغيره‌ ثروتمند مشهوري‌ بود.
 
	سوره مدّثر آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَبَنِينَ شُهُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و فرزنداني‌ حاضرشده» يعني: فرزنداني‌ به‌ او بخشيدم‌ كه‌ همراهش‌ در مكه‌ حاضرند، نه‌ مسافرت‌ مي‌كنند و نه‌ نيازي‌ به‌ پراكنده ‌شدن‌ در سرزمينها براي ‌جست‌وجوي‌ رزق‌ و روزي‌ دارند، از آن‌ جهت‌ كه‌ مال‌ پدرشان‌ فراوان‌ بود پس ‌غلامان‌ و خادمانشان‌ عهده‌دار اين‌ مسافرتها بودند و وليد هميشه‌ از نعمت‌ و لذت ‌وجود و حضور پسرانش‌ برخوردار بود. نقل‌ است‌ كه: او جمعا سيزده‌ فرزند داشت‌ كه‌ همه‌ پسر بودند و سه‌ تن‌ از آنان‌ به‌ نامهاي‌ خالد، عمار و هاشم‌  ايمان ‌آوردند.
 
	سوره مدّثر آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ 