زله‌ آنان‌ موافقت‌ كامل‌ دارد «و» تا «اهل‌ ايمان‌ در ايمان‌ خود بيفزايند» آن‌گاه‌ كه‌ موافقت‌ اهل‌ كتاب‌ با خود را مي‌بينند «و تا اهل‌ كتاب‌ و مسلمانان‌ شك‌ نكنند» در حقانيت‌ قرآن‌ زيرا مي‌بينند كه ‌هر چه‌ در قرآن‌ هست‌، حق‌ است‌. يا شك‌ نكنند در اين‌ امر كه‌ شمار نگهبانان ‌دوزخ‌ نوزده‌ تن‌ است‌ «و تا كساني‌ كه‌ در دلهايشان‌ بيماري» نفاق‌ «است‌ بگويند» مراد از بيماري‌، وجود شك‌ و شبهه‌ و نفاق‌ در دلهاي‌ آنهاست‌ «و» تابگويند «كافران» از مردم‌ مكه‌ و غيرآنان‌ كه: «خدا از اين‌ مثل‌ آوردن‌ چه‌ چيزي‌ را اراده‌ كرده‌است‌؟» يعني: خداوند از بيان‌ اين‌ شمار تعجب‌انگيز كه‌ در دوري‌ و غرابت‌ خود همچون‌ مثل‌ است‌، چه‌ چيزي‌ را اراده‌ داشته‌ است‌؟ چرا آن‌ فرشتگان ‌را نوزده‌ تن‌ گردانيد نه‌ مثلا بيست‌ تن‌؟ حق‌ تعالي‌ در رد شبهاتشان‌ فرمود:
«بدين‌ سان‌ خداوند هر كه‌ را خواهد گمراه‌ مي‌كند و هر كه‌ را خواهد هدايت ‌مي‌كند» يعني: به‌ مانند آنچه‌ كه‌ از گمراه‌سازي‌ منكران‌ اين‌ شمار و هدايت‌ نمودن ‌باورمندان‌ آن‌ ذكر شد؛ خداي‌ عزوجل‌ كافران‌ را گمراه‌ و مؤمنان‌ را هدايت ‌مي‌كند. البته‌ معني‌ گمراه‌سازي‌ و هدايت‌ نمودن‌ حق‌ تعالي‌ اين‌ نيست‌ كه‌ او اين‌ دوگروه‌ را بر گمراهي‌ و هدايت‌ مجبور مي‌سازد زيرا اين‌ امر منافي‌ با عدل‌ حق‌ تعالي ‌است‌. همچنين‌ حكمت‌ در مشروعيت‌ احكام‌ كه‌ ايجاب‌ آورنده‌ تكليف‌ است‌، اجبار را اقتضا نمي‌كند بنابراين‌، اراده‌ و اختيار مكلف‌ در انجام‌ تكليف‌ و در استحقاق‌ عقاب‌ و ثواب‌، نقش‌ اساسي‌ دارد و از سوي‌ خداوند(ج) اجباري‌ در كارنيست‌. پس‌ اين‌ امر كه‌ همه‌ چيز بر اساس‌ اراده‌ او واقع‌ مي‌شود لزوما به‌ معني ‌رضاي‌ او نيست‌ لذا اگر بنده‌ امر پروردگارش‌ را مخالفت‌ كرد، از آنچه‌ مورد رضاي‌ اوست‌ بيرون‌ گرديده‌، نه‌ از دايره‌ مشيت‌ وي‌.
فرموده‌ خداي‌ عزوجل: (‏وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَاناً ‏)دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ ايمان ‌كم‌ و زياد مي‌شود، يعني‌ زياد مي‌شود با طاعت‌ و كم‌ مي‌شود با معصيت‌ و اين ‌رأي‌ اكثر علماء است‌ و كساني‌ از علما ـ مانند امام‌ ابوحنيفه‌: ـ كه‌ مي‌گويند: حقيقت‌ ايمان‌ قبول‌ زيادت‌ و نقصان‌ را نمي‌كند، آيه‌ كريمه‌ را بر ثمرات‌ و آثار و لوازم‌ ايمان‌ حمل‌ مي‌كنند «و شماره‌ لشكريان‌ پروردگارت‌ را جز خود او نمي‌داند» از بس‌ كه‌ بسيارند پس‌ افزودن‌ بر تعداد نورده‌تن‌ بر وي‌ دشوار نيست‌ ولي‌ او در تعيين ‌اين‌ تعداد حكمت‌ ويژه‌اي‌ دارد كه‌ شما آن‌ را نمي‌دانيد پس‌ هرچند نگهبانان‌ دوزخ‌ نوزده‌ تنند اما ايشان‌ همكاران‌ و لشكريان‌ عظيمي‌ در اختيار دارند كه‌ شمارشان‌ را جز خداي‌ سبحان‌ كس‌ ديگري‌ نمي‌داند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «أطت‌ السماء وحق‌ لها أن‌ تئط، ما فيها موضع‌ أربع أصابع‌ إلا وملك‌ واضع‌ جبهته‌ لله‌ ساجدا: آسمان‌ به‌ ناله‌ درآمد و سزاوار آن‌ است‌ كه‌ ناله‌ كند زيرا جاي‌ چهار انگشت‌ در آن‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ فرشته‌اي‌ پيشاني‌ خود را براي‌ خداي‌ عزوجل‌ در آن‌ به‌ سجده‌ نهاده‌ است‌». «و اين‌ جز پندي‌ براي‌ بشر نيست» يعني: دوزخ‌ و آنچه‌ كه‌ از شمار نگهبانان‌ آن‌ ذكر شد، جز پند و موعظه‌اي‌ براي‌ بشر نيست‌ تا كمال‌ قدرت ‌حق‌ تعالي‌ را بدانند لذا او هرگز به‌ همكار و مددكار محتاج‌ نيست‌. 
 
[1] او به‌ پندار آنان‌ چنان‌ نيرومند بود كه‌ بر روي‌ پوست‌ گاو مي‌ايستاد و ده‌ تن‌ آن‌ را مي‌كشيدند تا از زير پايش‌ خارج‌ سازند اما پوست‌ پاره‌پاره‌ مي‌شد و از زير پايش‌ بيرون‌ آورده‌ نمي‌شد. سهيلي‌ مي‌گويد: «هم‌او بود كه‌ رسول‌ خدا ص را به‌ كشتي‌گرفتن‌ با خود فراخواند و گفت: اگر در كشتي‌ مغلوب‌ تو گشتم‌، به‌ تو ايمان‌ مي‌آورم‌ و رسول‌ خدا ص بارها او را در كشتي‌ مغلوب‌ ساختند ولي‌ ايمان‌ نياورد. نقل‌ است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص با «ركانه‌» نيز كشتي‌ گرفتند.سوره مدّثر آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا وَالْقَمَرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ بر وجود دوزخ‌ (سقر) سوگند خورده‌ و مي‌فرمايد: «چنين‌ نيست» كه‌ منكران‌ مي‌گويند «سوگند به‌ ماه» كه‌ داراي‌ آن‌ همه‌ منافع‌ عظيم‌ است‌؛
 
	سوره مدّثر آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ شب‌، چون‌ پشت‌ برگرداند» و برود و روز به‌دنبال‌ آن‌ آيد؛
	سوره مدّثر آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ صبح‌ چون‌ روشن‌ شود» و از افق‌ پديدار گردد؛
	سوره مدّثر آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ آن‌ يكي‌ از سترگهاست» يعني: سقر يكي‌ از بلاهاي‌ بسيار بزرگ‌ و سخت‌ است‌. حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «به‌ خدا سوگند كه‌ حق‌ تعالي‌ خلايق‌ را به‌بلايي‌ بزرگتر از دوزخ‌ بيم‌ نداده ‌است‌». به‌قولي‌ «إنها» يعني: تكذيب‌ آنان‌محمد صرا يكي‌ از بلاهاي‌ بسيار بزرگ‌ است‌. يا معني‌ اين‌ است: فرستادن‌ بيم‌دهنده‌ به‌ سوي‌ بشر، يكي‌ از بزرگترين‌ رويدادها در هستي‌ است‌.
 
	سوره مدّثر آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ نَذِيراً لِّلْبَشَرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بيم‌دهنده‌ است‌ بشر را» مراد از بيم‌دهنده‌، دوزخ‌ است‌. به‌قولي: قرآن‌ بيم‌دهنده‌ بشر و هشداردهنده‌ آن‌ است‌؛ از آن‌رو كه‌ متضمن‌ وعده‌ و وعيد مي‌باشد.
 
	سوره مدّثر آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! قرآن‌ بيم‌دهنده‌ و هشداردهنده‌ است‌؛ «هر كه‌ از شما را كه‌ بخواهد پيشي‌ جويد» به‌سوي‌ حق‌ و خير يا به‌ سوي‌ بهشت‌ «يا باز ايستد» به‌ سبب‌ كفر از راه‌ حق ‌و خير و از جاده‌ بهشت‌.
 
	سوره مدّثر آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كس‌ در گرو كردار خويش‌ است» يعني: هر كس‌ از عمل‌ و كردار خويش ‌مورد مؤاخذه‌ و بازپرسي‌ قرار گرفته‌ و نزد خداي‌ عزوجل‌ در گرو كار و كردار خويش‌ است‌، كه‌ يا خويشتن‌ را نجات‌ مي‌دهد و يا در هلاكت‌ مي‌افگند.
 
	سوره مدّثر آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر اصحاب‌ يمين» يعني: مگر مؤمنان‌ كه‌ ايشان‌ در گروه‌ گناهان‌ خود نيستند بلكه‌ به‌وسيله‌ اعمال‌ نيكي‌ كه‌ انجام‌ داده‌اند، از گرو و بازداشت‌ رها مي‌شوند و نجات‌ مي‌يابند.
 
آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ الله و رسول‌ او را