 href="w:text:6097.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:6098.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:6099.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:6100.txt">آيه  34-35</a><a class="text" href="w:text:6101.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:6102.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:6103.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:6104.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:6105.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:6106.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6107.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6108.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6109.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6110.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6111.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ انسان ﴾</a></body></html>سوره قيامة آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حاشا و كلا» نه‌! هرگز نه‌! «حق‌ اين‌ است‌ كه‌ بهره‌ زودياب‌ دنيوي‌ را دوست ‌مي‌داريد» و همين‌ عامل‌ است‌ كه‌ شما را به‌ تكذيب‌ روز قيامت‌ و مخالفت‌ با وحي ‌و قرآن‌ و پيامبر ص وا مي‌دارد. كلا: مفيد ردع‌ يعني‌ زجر و توبيخ‌ و بازداشتن‌ از انكار آخرت‌ است‌. پس‌ اين‌ آيه‌ هشداري‌ است‌ به‌ انسان‌ كه‌ نبايد به‌ دنياي‌ زودگذر فريفته‌ شود و ترغيبي‌ است‌ بر شكيبايي‌، تأمل‌، تحمل‌ و حوصله‌مندي‌.
 
	سوره قيامة آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» حق‌ اين‌ است‌ كه‌ «آخرت‌ را» با نعمت‌هاي‌ آن‌ «فرو مي‌گذاريد» و براي ‌آن‌ كار نمي‌كنيد. پس‌ آنچه‌ كه‌ شما را از كاركردن‌ براي‌ آخرت‌ باز مي‌دارد، همانا اهتمام‌ و اشتياق‌ شما به‌ نعمت‌هاي‌ زودگذر دنياست‌.
 
	سوره قيامة آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ روز چهره‌هايي‌ تازه‌ و خرم» زيبا، باصفا، شاداب‌ و روشن‌ «است» .
 
	سوره قيامة آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نظركننده‌اند به‌سوي‌ پروردگار خود» يعني: به‌سوي‌ آفريننده‌ و مالك‌ امر خود مي‌نگرند و او را آشكارا به‌ چشم‌ سر مي‌بينند. احاديث‌ صحيح‌ نيز متواترا بر اين‌ امر تأكيد گذاشته‌اند كه‌ بندگان‌ در روز قيامت‌ بي‌ هيچ‌گونه‌ حجابي‌ به‌سوي‌ پروردگارشان‌ مي‌نگرند آن‌ گونه‌ كه‌ به‌سوي‌ ماه‌ شب‌ چهارده‌ مي‌نگرند و اين ‌احاديث‌ از صحت‌ و تواتر بدان‌ پايه‌ قرار دارند كه‌ دفع‌ و منع‌ آنها ممكن‌ نيست‌ چنان‌كه‌ ابن‌كثير به‌ نقل‌ آن‌ احاديث‌ پرداخته‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌افزايد: «اين‌ مسأله‌ به‌حمدالله در ميان‌ صحابه‌ و تابعين‌ و سلف‌ اين‌ امت‌(ج) مسئله‌ اجماعي‌ است‌ چنان‌كه‌ در ميان‌ ائمه‌ اسلام‌ نيز مورداتفاق‌ مي‌باشد». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «...وأكرمهم‌ علي‌ الله‌ من‌ ينظر إلي‌ وجهه‌ غدوة‌ وعشية: گرامي‌ترين‌ اهل‌ بهشت‌ در نزدخداوند(ج) كساني‌ هستند كه‌ صبح‌ و شام‌ به‌سوي‌ چهره‌ پروردگار متعال ‌مي‌نگرند».
 
	آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ وعده‌ قبول‌ توبه‌ بر الله لازم‌ است‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ خود بر خويشتن‌ واجب‌ گردانيده‌ كه‌ توبه‌ توبه‌كاران‌ را ـ چنانچه‌ به‌سويش‌ توبه‌كارشوند ـ بپذيرد و از آنها درگذرد، اما اعتقاد ما بر اين‌ است‌ كه‌ پذيرفتن‌ توبه‌، عقلا بر خداي‌ متعال‌ واجب‌ نيست‌. البته‌ پذيرش‌ توبه‌ «تنها براي‌ كساني‌ است‌ كه‌ از روي ‌جهالت‌ مرتكب‌ ناشايستي‌» يعني‌: گناهان‌ «مي‌شوند» مراد از جهالت‌ در اينجا: عدم‌ شناختن‌ گناه‌ نيست‌، بلكه‌ سبكسري‌ و بي‌شرمي‌ در ارتكاب‌ عمل‌ گناه‌ آلودي ‌است‌ كه‌ ارتكاب‌ آن‌ سزاوار شأن‌ شخص‌ خردمند نمي‌باشد. البته‌ اين‌ حالت‌سبكسري‌، در هنگام‌ فوران‌ شهوت‌، يا فوران‌ خشم‌ بر انسان‌ پديد مي‌آيد. ولي‌ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «هركس‌ كه‌ مرتكب‌ عمل‌ ناشايستي‌ مي‌شود، او قطعا نادان و جاهل‌ است‌ زيرا ارتكاب‌ كار ناشايست‌، خود اثر جهالت‌ اوست». آري‌! آن ‌جاهلان‌ سبكسري‌ كه‌ مرتكب‌ گناه‌ مي‌شوند «سپس‌ به‌زودي‌ توبه‌ مي‌كنند» ازگناهانشان‌ «آنانند كه‌ خداوند توبه‌شان‌ را مي‌پذيرد» در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌:«تحقيقا خداوند توبه‌ بنده‌ را ـ مادامي‌ كه‌ در حال‌ غرغره‌ مرگ‌ و جان‌كندن‌نباشد ـ مي‌پذيرد». بنابراين‌، مراد از توبه‌ كردن‌ در زماني‌ نزديك؛ توبه‌ كردن‌ درفاصله‌ زماني‌ ميان‌ ارتكاب‌ گناه‌ تا هنگام‌ مشاهده‌ فرشته‌ مرگ‌، يعني‌: (ملك‌الموت) از سوي‌ شخص‌ توبه‌كار است‌. «و خداوند داناي‌ حكيم‌ است‌» پس‌ در همه‌ امور از روي‌ دانايي‌ و فرزانگي‌ حكم‌ مي‌كند.
 
 سوره قيامة آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در آن‌ روز چهره‌هايي‌ دژم‌ باشند» يعني: درهم ‌كشيده‌، عبوس‌، افسرده‌ و زشت‌ باشند؛ كه‌ اين‌ چهره‌ها، چهره‌هاي‌ كفار است‌.
	سوره قيامة آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«توقع‌ كنند كه‌ به‌ آنان‌ بلايي‌ بزرگ‌ در رسد» فاقره: بلايي‌ است‌ كمرشكن‌ و بزرگ‌، گويي‌ از بس‌ بزرگ‌ است‌، فقرات‌ پشت‌ را مي‌شكند.
 
سوره قيامة آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِيَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حاشا و كلا» نه‌! هرگز نه‌! اي‌ فرزند آدم‌! تو نمي‌تواني‌ در روز قيامت ‌كارنامه‌ات‌ را انكار كني‌ «چون‌ جان‌ به‌ گلوگاهها رسد» يعني: چون‌ نفس‌، يا روح‌به‌ گلوگاه‌ رسد. ترقوه: استخوان‌ ميان‌ سينه‌ و گردن‌، يعني‌ چنبره‌ گردن‌ است‌ و رسيدن‌ نفس‌ به‌ گلوگاه‌، كنايه‌ از قرار گرفتن‌ در آستانه‌ مرگ‌ مي‌باشد.
 
	سوره قيامة آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَقِيلَ مَنْ رَاقٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفته‌ شود: كيست‌ افسونگر؟» يعني: كسي‌ كه‌ پيرامون‌ فرد محتضر حاضر است‌، مي‌گويد: چه‌ كسي‌ بر او دم‌ و دعا مي‌كند تا شايد شفا يابد؟ مراد اين‌ است ‌كه‌ آيا كسي‌ هست‌ تا او را در چنين‌ حالتي‌ درمان‌ كند، بگرديد و اطبا و دعاخوانان‌ را خبر كنيد. اما آنان‌ نمي‌توانند هيچ‌ چيز از قضاي‌ خداوند متعال‌ را از وي‌ دفع ‌كنند. يا «راق‌» از «رقي‌» است‌ كه‌ در اين‌ صورت‌ اين‌ سخن‌ از فرشتگان‌ است‌. يعني‌ فرشتگان‌ به‌ همديگر مي‌گويند: چه‌ كسي‌ از شما روح‌ او را به‌ جايگاهش ‌مي‌برد، فرشتگان‌ رحمت‌ يا فرشتگان‌ عذاب‌؟.
 
	سوره قيامة آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و يقين‌ داند كه‌ اين‌ وقت‌ جدايي‌ است» يعني: كسي‌ كه‌ روح‌ وي‌ به‌ گلوگاهش‌ رسيده ‌است‌، يقين‌ مي‌كند كه‌ آن‌ ساعت‌، ساعت‌ جدا شدن‌ از دنيا و خانواده‌ و مال‌ و فرزندان‌ است‌. حق‌ ت