«موالي‌ موالاه» مي‌نامند.
در جاهليت‌ رسم‌ برآن‌ بود كه‌ هم‌پيمانان‌ از يك‌ديگر ارث‌ مي‌بردند، بدين‌سان ‌كه‌ مردي‌ با مرد ديگري‌ پيمان‌ دوستي‌ مي‌بست‌ و به‌او مي‌گفت‌: تو از من‌ ميراث ‌مي‌بري‌ و من‌ از تو! اين‌ رسم‌ كهن‌، در دوران‌ جاهليت‌ و در آغاز اسلام‌ نيز پابرجا بود، سپس‌ با آيه‌: ﴿وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ ﴾ : (خويشاوندان‌ نسبت‌ به‌ يك‌ديگر از ديگران‌ در كتاب‌ خدا سزاوارترند) «انفال/‌75» منسوخ‌ گرديد و براي ‌هم‌پيمان‌ فقط وصيت‌ و نيكوكاري‌ باقي‌ ماند، به ‌دليل‌ اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌: ﴿ِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفاً﴾ : (مگر آن‌ كه‌ بخواهيد به‌ دوستان‌ خود (وصيت‌ يا) احساني‌ بكنيد) «احزاب/‌6».
ولي‌ در نزد احناف‌، حكم‌ اين‌ آيه‌ منسوخ‌ نيست‌ و اگر كسي‌ با ديگري‌ عقد «موالاه» بست‌، از وي‌ ميراث‌ مي‌برد، اما بعد از صاحبان‌ فروض‌ (سهم‌ بران) وبعد از عصبه‌[4] و ذوي‌الارحام‌. پس‌ تفسير آيه‌ كريمه‌ نيز از نظر احناف‌ چنين‌است‌: چون‌ مرد يا زني‌ مسلمان‌ شد و وارثي‌ نداشت‌، از قوم‌ عرب‌ نبود و برده‌آزاد شده‌ هم‌ نبود، مي‌تواند به‌ شخص‌ مسلمان‌ عربي‌ بگويد كه‌: با تو براين‌ شرط پيمان‌ دوستي‌ مي‌بندم‌ كه‌ اگر جنايت‌ كردم‌، بجاي‌ من ‌ديه‌ بدهي‌ و اگر مردم‌ از من‌ميراث‌ بري‌! و آن‌ ديگري‌ هم‌ بگويد: پذيرفتم‌! پس‌ در اين‌ صورت‌ عقد «موالاه» منعقد گرديده‌ و آن‌ شخص‌ عرب‌ از هم‌پيمان‌ خود ميراث‌ مي‌برد؛ در صورتي‌ كه ‌كسي‌ از اصحاب‌ فروض‌، عصبه‌، يا خويشاوندان‌ شخص‌ هم‌پيمانش‌ كه‌ از او در ارث‌ ذي‌حق‌ترند، وجود نداشت‌ «همانا خداوند همواره‌ بر هر چيزي‌ گواه‌ است‌» و او داناي‌ آشكار و نهان‌ مي‌باشد بنابراين‌، بر عقدها و معاملات‌ شما نيز گواه‌ است‌،پس‌ به‌ تعهدات‌ خود در قبال‌ همديگر وفا كنيد. اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ بليغ‌ترين‌ مژده‌ و هشداري‌ است‌ زيرا وقتي‌ خداوند(ج) بر پيمانهاي‌ ما گواه‌ باشد، ما را در برابر وفا به‌ آنها پاداش‌ داده‌ و در برابر پيمان‌شكني‌ مجازات‌ مي‌كند.
[4] عصبه‌: نزديكان‌ انسان‌ اند از جهت‌ پدر وي‌. آنان‌ را عصبه‌ ناميدند زيرا به‌ شخص‌ احاطه ‌مي‌كنند و او به‌ سبب‌ ايشان‌ نيرو مي‌گيرد و از حمايت‌ و پشتيباني‌ ايشان‌ برخوردار مي‌گردد.لسان‌العرب‌.سوره عبس آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«با آن‌ كه‌ اگر پاكدلي‌ پيشه‌ نكند، ايرادي‌ بر تو نيست» يعني: بر تو در اين‌ امر كه ‌آن‌ توانگر، مسلمان‌ نشود و به‌راه‌ نيايد، هيچ‌ ايراد و سرزنشي‌ نيست‌ زيرا مأموريت ‌تو فقط ابلاغ‌ پيام‌ الهي‌ است‌ و بس‌ پس‌ ديگر به‌كار كساني‌ از كفار كه‌ در چنان‌ حال ‌و وضعي‌ قرار دارند، چندان‌ اهميت‌ نده‌.
 
	سوره عبس آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى ‏

 

‏ترجمه : ‏«و اما آن‌ كس‌ كه‌ شتابان‌ پيش‌ تو آمد» به‌ طلب‌ اين‌ كه‌ او را به‌ راه‌ خير ارشاد و به‌ اندرزهاي‌ الهي‌ موعظه‌ كني‌؛
 
	سوره عبس آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ وَهُوَ يَخْشَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«درحالي‌ كه‌ او مي‌ترسد» از خداوند متعال‌ و ايستادن‌ به‌ پيشگاه‌ وي‌ در روز حساب‌؛
 
	سوره عبس آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ تو از او به‌ ديگران‌ مي‌پردازي» و روي‌ برمي‌گرداني‌. ابن‌ كثير مي‌گويد: «از اينجاست‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ پيامبرش‌ دستور داد تا كسي‌ را به‌ امر ابلاغ‌ و هشدار مخصوص‌ نگرداند بلكه‌ ميان‌ شريف‌ و وضيع‌، فقير و غني‌، آقا و برده‌، مرد و زن‌ و بزرگسال‌ و خردسال‌ در ابلاغ‌ پيام‌ حق‌ برابري‌ برقرار نمايد».
 
سوره عبس آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«زنهار» بعد از آن‌ رويداد، ديگر مانند آن‌ را تكرار نكن‌ كه‌ از ارشاد فقيري ‌كه‌ به‌ قصد تزكيه‌ و پاكي‌ و پندپذيري‌ نزد تو آمده‌ است‌، روي‌ برتابي‌ و به‌ توانگري ‌مشغول‌ شوي‌ در حالي‌ كه‌ آن‌ توانگر از كساني‌ هم‌ نيست‌ كه‌ پاكدلي‌ پيشه‌ مي‌كند «هرآينه‌ اينها پندي‌ است» يعني: اين‌ آيات‌، يا اين‌ سوره‌ پندي‌ است‌ كه‌ حق‌ اين‌ است‌ تا تو از آن‌ پند گرفته‌ و به‌موجب‌ آن‌ عمل‌ كني‌ و امتت‌ نيز بايد به‌موجب‌ آن ‌عمل‌ كنند.
 
	سوره عبس آيه  12

‏متن آيه : ‏

‏ فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«تا هركه‌ خواهد، از آن‌ پند گيرد» يعني: هر كس‌ به‌ آيات‌ قرآن‌ و اندرزهاي‌ اين ‌سوره‌ رغبت‌ داشته ‌باشد، از آنها پند مي‌گيرد، آنها را حفظ مي‌كند و به‌ موجب ‌آنها عمل‌ مي‌نمايد.
 
	سوره عبس آيه  13

‏متن آيه : ‏

‏ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«در ميان‌ صحيفه‌هايي‌ ارجمند» يعني: آيات‌ قرآن‌ پندي‌ است‌ كه‌ در ميان ‌صحيفه‌هايي‌ قرار دارد كه‌ نزد خداوند متعال‌ گرامي‌ است‌ به‌سبب‌ علم‌ و حكمتي‌ كه ‌در آنهاست‌، يا به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ اين‌ آيات‌ از لوح‌ محفوظ فرود آورده‌ شده ‌است‌ ؛
 
	سوره عبس آيه  14

‏متن آيه : ‏

‏ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«والا است‌ و بلند قدر» قرآن‌ در نزد خداي‌ عزوجل‌ «پاك‌ شده» و منزه‌ است‌ از پليدي‌ و تحريف‌، كه‌ آن‌ را جز پاكان‌ مساس‌ نمي‌كنند و از دستبرد شياطين‌ و كفار محفوظ و نگاه‌ داشته‌ شده‌ است‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ هرگز به‌ آن‌ دسترسي‌ ندارند؛
 
	سوره عبس آيه  15

‏متن آيه : ‏

‏ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
اين‌ قرآن‌ «به‌ دستهاي‌ نويسندگاني» است‌. سفره: فرشتگاني‌اند كه‌ به‌كار انتقال ‌وحي‌ در ميان‌ خداي‌ عزوجل‌ و پيامبرانش‌ مي‌پردازند، از ماده‌ سفارت‌ كه ‌رفت ‌و آمد براي‌ آوردن‌ اصلاح‌ در ميان‌ قوم‌ است‌؛
 
	سوره عبس آيه  16

‏متن آيه : ‏

‏ كِرَامٍ بَرَرَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«كه‌ گرامي‌اند» آن‌ سفيران‌ وحي‌ نزد پروردگارشان‌، پاكيزه‌اند از گناهان‌ و «نيكوكار» اند، يعني‌ پرهيزگاراني‌ هستند كه‌ مطيع‌ پروردگارشان‌ مي‌باشند و در ايمان‌ خويش‌ صادق‌ و راستگويند. ابن‌جرير مي‌گويد: «صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ سَفَره‌ فرشتگاني‌اند كه‌ سفيران‌ ميان‌ خداوند(ج) و خلقش‌ مي‌باشند و از اين‌ ماده‌ است ‌سفير، يعني‌ كسي‌ كه‌ در ميان‌ مردم‌ به‌ صلح‌ و خير مي‌كوشد».
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «الذي‌ يقرأ القرآن‌ وهو ماهر به‌ مع‌ السَفَرة الكرام‌ البَرَرَة‌ والذي‌ يقرؤه‌ وهو عليه‌ شاق‌ له‌ أجران:  كسي‌ كه‌ قرآن‌ مي‌خواند و ماهر به‌ قرآن‌ است‌، با سفيران‌ گرامي‌ نيكوكردار همراه‌ مي‌باشد و كسي‌ كه‌ آن‌ را مي‌خواند و خواندنش‌ بر وي‌ دشوار است‌، برايش‌ دو پاد