يوه‌ آنها معروف‌ است‌.
 
	سوره عبس آيه  30

‏متن آيه : ‏

‏ وَحَدَائِقَ غُلْباً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و باغهاي‌ انبوه‌ را» نخل‌ غلب: درختان‌ خرماي‌ اصيل‌، تنومند و ضخيمي ‌است‌ كه‌ به‌طور پرپشت‌ و به‌ تعداد زياد در نخلستان‌ قد برافراشته‌ باشد.
 
	سوره عبس آيه  31

‏متن آيه : ‏

‏ وَفَاكِهَةً وَأَبّاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و ميوه‌ و علف‌ را» فاكهه: هر چيزي‌ است‌ كه‌ مردم‌ از ميوه‌ها مي‌خورند. آن‌ را عام‌ ذكر كرد تا شامل‌ تمام‌ انواع‌ آن‌ بشود. أب: تمام‌ رستني‌هايي‌ است‌ كه‌ نه‌ مردم‌ آن‌ را مي‌خورند و نه‌ كشت‌ مي‌كنند، مانند علف‌هاي‌ هرز و چراگاه‌هاي‌ حيوانات‌.
	سوره عبس آيه  32

‏متن آيه : ‏

‏ مَّتَاعاً لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«تا متاعي‌ براي‌ شما و چهارپايانتان‌ باشد» يعني: آنها را رويانيديم‌ تا شما و چهارپايانتان‌ از آنها بهره‌ بگيريد زيرا بعضي‌ از انواع‌ ذكر شده‌ خوراك‌ خود شماست‌ و بعضي‌ هم‌ خوراك‌ چهارپايانتان‌.
خلاصه‌ اين‌كه‌ مراد از ذكر اين‌ اشياء سه‌ چيز است:
1 ـ بيان‌ شواهدي‌ كه‌ دال‌ بر توحيد حق‌ تعالي‌ مي‌باشد.
2 ـ بيان‌ دلايل‌ بر قدرت‌ حق‌ تعالي‌ در امر معاد و رستاخيز.
3 ـ ترغيب‌ به‌ ايمان‌ و طاعت‌ زيرا براي‌ شخص‌ عاقل‌ سزاوار نيست‌ كه‌ از طاعت‌ خداوندي‌ كه‌ با اين‌ انواع‌ گونه‌گون‌ از نعمتهاي‌ بسيار بر بندگانش‌ احسان ‌كرده ‌است‌، تمرد و سركشي‌ كند.
 
	سوره عبس آيه  33

‏متن آيه : ‏

‏ فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ بانگ‌ سخت» يعني: بانگ‌ گوش‌ خراش‌ روز قيامت‌ كه‌ گوشها را كر مي‌سازد «در رسد» . صخ: زدن‌ آهن‌ بر آهني‌ ديگر، يا زدن‌ با عصا بر چيزي‌ است‌ كه‌ از آن‌ آواز گوش‌خراشي‌ پديد آيد.
 
سوره عبس آيه  34‏متن آيه : ‏‏ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ‏
 آيه  35‏متن آيه : ‏‏ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ ‏
آيه  36‏متن آيه : ‏‏ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ ‏ 

‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ آدمي‌ از برادرش‌ و از مادرش‌ و از پدرش‌ و از زنش‌ و فرزندانش ‌مي‌گريزد» در حالي‌كه‌ اين‌ گروه‌ مخصوص‌ترين‌ نزديكان‌ او و سزاوارترين‌ آنها به ‌مهر و رأفت‌ و عنايتش‌ هستند و عامل‌ فرارشان‌ چيزي‌ جز هول‌ و هراس‌ بزرگ‌ و هنگامه‌ وحشتناك‌ قيامت‌ نيست‌. چنان‌ كه‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ بازتابگر گوشه‌اي‌ از اين ‌وحشت‌ بزرگ‌ مي‌باشد: «تحشرون‌ حفاة‌ عراة مشاة غرلا، قال: فقالت‌ زوجته: يا رسول‌الله‌، ننظر أو يري‌ بعضنا عورة‌ بعض‌؟ قال: لكل‌ امري‌ء منهم‌ يومئذ شأن‌ يغنيه: پاي‌ برهنه‌، بدن‌ عريان‌، پاي‌ پياده‌ و ختنه ‌ناشده‌ محشور مي‌شويد. راوي‌ مي‌گويد: پس‌ همسر آن‌ حضرت‌ ص از ايشان‌ پرسيد: يا رسول‌ الله! آيا بعضي‌ از ما عورت ‌بعضي ‌ديگر را مي‌نگريم‌، يا مي‌بينيم‌؟ فرمودند: در آن‌ روز هر كس‌ از آنان‌ را شغلي‌ است‌ كه‌ او را كفايت‌ مي‌كند» (آيه‌ بعد). يعني‌ هر كس‌ چنان‌ به‌ هول‌ وهراس‌ و پريشاني‌ خود غرق‌ است‌ كه‌ به‌ اين‌ امر پرداخته‌ نمي‌تواند.
 
سوره عبس آيه  37

‏متن آيه : ‏

‏ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«در آن‌ روز هر كس‌ از آنان‌ را كاري‌ است‌ كه‌ او را به‌ خود مشغول‌ مي‌دارد» و از نزديكانش‌ بازداشته‌ و برمي‌گرداند چنان‌ كه‌ او از بيم‌ آن‌كه‌ مبادا نزديكانش‌ چيزي ‌از او مطالبه‌ نمايند و براي‌ اين‌ كه‌ سختي‌ و حيراني‌ او را نبينند، از آنان‌ مي‌گريزد.
 
سوره عبس آيه  38‏متن آيه : ‏‏ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ ‏
آيه  39‏متن آيه : ‏‏ ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ ‏
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ روز چهره‌هايي‌ روشنند» و تابناك‌ و درخشنده‌ «خندان‌ و شادمانند» كه ‌اين‌ چهره‌ها، چهره‌هاي‌ مؤمنان‌ است‌ زيرا ايشان‌ در هنگامه‌ محشر به‌ اين‌ امر پي ‌مي‌برند كه‌ نعمتها و اكرامهاي‌ عظيمي‌ در انتظارشان‌ است‌.
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحاً يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ حالت‌ اول‌ بود كه‌ نشوز و نفور و ناسازگاري‌ در آن‌ از سوي‌ زن‌ است‌. اينك‌ حالت‌ دوم‌ را در اين‌ آيه‌ بيان‌ مي‌كند: «و» اي‌ اولياي‌ امور و اي‌ قضات‌ و حكام‌ شرع‌! «اگر از بالا گرفتن‌ اختلاف‌ ميان‌ آنان‌» يعني‌: ميان‌ زن‌ و شوهر «بيمناك ‌بوديد، پس‌ بفرستيد» به‌سوي‌ زن‌ و شوهر «داوري‌ از خانواده‌ مرد و داوري‌ از خانواده ‌زن‌ را» چنان‌ داوراني‌ را كه‌ از نظر عقل‌ و دين‌ و انصاف‌، به‌ حكميت‌ و داوري ‌ميان‌ آن‌ دو شايستگي‌ داشته‌ باشند. در اينجا خداوند متعال‌ مشخص‌ مي‌سازد كه‌ داوران‌ بايد از خانواده‌ و خويشان‌ مرد و زن‌ باشند، چرا كه‌ خانواده‌ مرد و زن‌، به ‌احوال‌ آنان‌ آشناتر، رازهاي‌ خصوصي‌ و محرم‌ آنان‌ را نگه‌دارنده‌تر و بر ايجاد فضاي‌ صلح‌ و سازگاري‌ ميان‌ آن‌ دو و سامان‌يافتن‌ مجدد كار و بار زندگي‌مشتركشان‌ مشتاق‌ترند. البته‌ تعيين‌ داوران‌ فقط در زماني‌ است‌ كه‌ روابط ميان‌ زن‌ وشوهر، به‌گونه‌اي‌ پيچيده‌ و نابسامان‌ باشد كه‌ طرف‌ ناحق‌ در ميان‌ آنها مشخص‌نگردد، اما اگر طرف‌ ناحق‌ شناخته‌ شده‌ بود، در اين‌ حالت‌، حق‌ طرف‌ ديگر قطعا از وي‌ گرفته‌ مي‌شود.
آري‌! بر داوران‌ است‌ كه‌ كوشش‌ مقدورشان‌ را در اصلاح‌ ميان‌ زن‌ و شوهر به ‌خرج‌ دهند، پس‌ اگر بر اين‌ اصلاح‌ قادر بودند، به‌ مقتضاي‌ آن‌ حكم‌ مي‌كنند، به ‌اين‌ ترتيب‌ كه‌ در صورت‌ مقصر بودن‌ مرد؛ وي‌ را از آزار زنش‌ بازداشته‌ و در عين‌حال‌ وي‌ را به‌ پرداخت‌ نفقه‌ ملزم‌ مي‌كنند. و اگر زن‌ مقصر بود؛ مانع‌ انفاق‌ بر وي ‌مي‌شوند. يا مانند اين‌ از فيصله‌هايي‌ كه‌ بعد از بررسي‌ مشكلات‌ ميان‌ آن‌دو، دركار داوري‌ خويش‌ اعمال‌ مي‌نمايند. ولي‌ اگر اصلاح‌ ميان‌ زن‌ و شوهر از توان ‌داوران‌ خارج‌ بود و آنها در نتيجه‌گيري‌شان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ رسيدند كه‌ ديگر ادامه ‌اين‌ زندگي‌ مشترك‌ به‌طور سالم‌ و طبيعي‌ آن‌ ممكن‌ نيست‌ و بايد آن‌دو از هم‌ جدا شوند، در اين‌ صورت‌، مي‌توانند ميان‌ آنها دوري‌ و جدايي‌ افگنند.
علما اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌ فيصله‌ داوران‌ در امر جمع‌نمودن‌ ميان‌ زن‌ و شوهر نافذ است‌. ولي‌ فيصله‌ آنها در تفريق‌ و جدايي‌افگندن‌، به‌ نزد جمهور علما نافذ، اما از نظر احناف‌ نافذ نيست‌ زيرا احناف‌ برآنند كه‌ داوران‌ صلاحيت‌ جمع‌كردن‌ را دارند، نه‌ صلاحيت‌ جدايي‌افگندن‌ را و در صورتي‌ كه‌ قادر به‌ جمع‌كردن‌ و ايج