اد سازش‌ و تفاهم‌ ميان‌ آن‌ دو نبودند، قضيه‌ را به‌ قاضي‌ ارجاع‌ دهند، لذا تفريق‌ ميان ‌آن‌دو، جز به‌ حكم‌ قاضي‌ انجام‌ نمي‌گيرد. «اگر داوران‌ اصلاح‌» ميان‌ زن‌ و شوهر «را بخواهند» و نيت‌ آنها در اين‌ مورد، نيتي‌ صادقانه‌ و دلسوزانه‌ باشد «خداوند ميان‌ آن‌دو» يعني‌: ميان‌ زن‌ و شوهر «سازگاري‌ مي‌دهد» تا به‌ الفت‌ و حسن‌معاشرت‌ بازگشته‌ و به‌ زندگي‌ مشتركشان‌ سروساماني‌ دوباره‌ بدهند. اما اگر داوران‌ در كار داوريشان‌ با يك‌ديگر اختلاف‌ كردند، حكم‌ آنها ـ به‌ اجماع‌ علما ـ نافذ نيست‌ «هرآينه‌ خداوند دانا و آگاه‌ است‌» داناست‌ به‌ اراده‌ داوران‌ و آگاه‌ است‌ به‌كسي‌ ـ از زن‌ يا شوهر ـ كه‌ ستمگر مي‌باشد.
 
سوره عبس آيه  40

‏متن آيه : ‏

‏ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و در آن‌ روز چهره‌هايي‌ است‌ كه‌ بر آنها غبار نشسته» زيرا مي‌بينند كه‌ خداي ‌عزوجل‌ عذاب‌ سختي‌ را برايشان‌ آماده‌ نموده‌ است‌.
 
	سوره عبس آيه  41

‏متن آيه : ‏

‏ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بر آنها تيرگي‌ غالب‌ آمده‌ است» يعني: آن‌ چهره‌هاي‌ غبارآلود را سياهي‌، گرفتگي‌، ذلت‌، سختي‌ و خاكساري‌ فرو گرفته‌ است‌. نسفي‌ مي‌گويد: «تو وحشتناك‌تر از آن‌ نمي‌بيني‌ كه‌ غبار و سياهي‌ هر دو در يك‌ چهره‌ جمع‌ شود».
 
	سوره عبس آيه  42

‏متن آيه : ‏

‏ أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آنان‌ همان‌ كافران‌ بدكارند» يعني: صاحبان‌ چهره‌هاي‌ درهم‌تكيده‌ بي‌رمق‌ غبارآلود سياه‌ زشت‌ ذليل‌، همان‌ نافرمانان‌ دروغگوي‌ كافركيش‌اند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ بيان‌ حال‌ اين‌ دو گروه‌ در اين‌ آيه‌ كريمه‌ و مانند آن‌ از آيات‌، نفي‌ وجود گروه‌ سومي‌ را اقتضا نمي‌كند و گروه‌ سوم‌ ـ چنان‌كه‌ امام‌ رازي‌ گفته ‌است‌ ـ مؤمنان‌ گنهكار يا فاسق‌اند.
‏‏﴿ سوره‌ عبس ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (42) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ افتتاح‌ با ذكر «عبوست‌» كه‌ از اوصاف‌ عادتي ‌و جبلي‌ بشر است‌ و بر انسان‌ در هنگام‌ اشتغال‌ آن‌ به‌ كاري‌ مهم‌ چيره‌ مي‌شود، «عبس‌» ناميده‌ شد. مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ سوره‌ در شأن‌ عبدالله بن‌ام‌مكتوم‌(رض) پسر دايي‌ (خالو) خديجه‌ رضي‌الله عنها نازل‌ شد. جريان‌ اين‌گونه‌ بود كه‌ عبدالله بن‌ام‌مكتوم‌(رض) نابينا درحالي‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد كه‌ جمعي‌ از سران‌ قريش‌ ـ عتبه‌ و شيبه‌ دو فرزند ربيعه‌، ابوجهل‌بن‌ هشام‌، عباس‌بن‌عبدالمطلب‌، اميه‌بن‌خلف‌ و وليدبن‌ مغيره‌ ـ نزد ايشان‌ بودند و آن‌ حضرت‌ ص به‌سوي‌ اسلام‌ دعوتشان‌ مي‌كردند، بدان‌ اميد كه‌ با مسلمان ‌شدنشان ‌ديگران‌ نيز مسلمان‌ شوند. در اين‌ اثنا عبدالله بن‌ام‌مكتوم‌(رض) گفت: يا رسول‌الله! بر من‌ بخوانيد و مرا از آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ شما تعليم‌ داده‌ است‌، تعليم‌ دهيد واين‌ سخن‌ خويش‌ را در حالي‌ تكرار مي‌كرد كه‌ نمي‌دانست‌ رسول‌ خدا ص به‌دعوت‌ سران‌ قريش‌ مشغول‌اند. پس‌ آن‌ حضرت‌ ص اين‌ امر را كه‌ او سخنشان‌ را قطع‌ مي‌كند، ناخوش‌ داشته‌ چهره‌ در هم‌ كشيدند و از وي‌ رو برگردانيدند. همان ‌بود كه‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد. بعد از آن‌ رسول‌ خدا ص ابن‌ام‌مكتوم‌ را گرامي ‌مي‌داشتند و چون‌ او را مي‌ديدند، مي‌گفتند: «مرحبا بمن‌ عاتبني‌ فيه‌ ربي:  خوش ‌آمد كسي‌ كه‌ پروردگارم‌ مرا به‌خاطر وي‌ عتاب‌ كرد». آن‌گاه‌ به‌ او مي‌گفتند: «آيا هيچ‌ كار و نيازي‌ داري‌؟» يعني‌ من‌ آماده‌ هستم‌ كه‌ به‌ كار و نياز تو بپردازم‌. و آن‌ حضرت‌ ص دو بار او را به‌عنوان‌ والي‌ (استاندار) مدينه‌ جانشين‌ خويش‌ ساختند، هنگامي‌ كه‌ به‌ غزوات‌ مي‌رفتند.
روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص بعد از نزول‌ اين‌ سوره‌، نه‌ هرگز بر روي‌ فقيري‌ چهره‌ در هم‌ كشيدند و نه‌ خود را به‌ پرداختن‌ به‌ امور توانگري‌ مشغول‌ ساختند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6325.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6326.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6327.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6328.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6329.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6330.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6331.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6332.txt">آيه  8-9</a><a class="text" href="w:text:6333.txt"> آيه  10 </a><a class="text" href="w:text:6334.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6335.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6336.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6337.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:6338.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6339.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:6340.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6341.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:6342.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:6343.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:6344.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:6345.txt"> آيه  22</a><a class="text" href="w:text:6346.txt"> آيه  23</a><a class="text" href="w:text:6347.txt">آيه  24 </a><a class="text" href="w:text:6348.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:6349.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:6350.txt">آيه  27 </a><a class="text" href="w:text:6351.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:6352.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:6353.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ تکویر ﴾</a></body></html> سوره تكوير آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ خورشيد» مانند شكل‌ كره‌ «درهم‌ پيچيده‌ شود» و مانند پيچيدن‌ دستار و جمع‌ كردن‌ لباس‌ فراهم‌ آورده‌ شود سپس‌ به‌ عنوان‌ اعلامي‌ بر ويراني ‌جهان‌، پرتاب‌ گردد.
 
	سوره تكوير آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ ستارگان‌ تيره‌ شوند» و نور آنها از ميان‌ برود. يا «انكدار» آنها به ‌معني‌ فروافتادن‌، پراكنده‌ شدن‌ و به‌پايان‌ رسيدن‌ عمر آنهاست‌.
 
	سوره تكوير آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ كوهها به‌ رفتار آيند» يعني: از زمين‌ بركنده‌ شده‌ و در هوا بر باد داده‌ شوند لذا به‌ گردي‌ پراكنده‌ تبديل‌ شوند.
 
	سوره تكوير آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ ماده‌شتران‌ باردار وا نهاده‌ شوند» عشار: شتران‌ رام‌ و مهار كرده‌اي ‌هستند كه‌ فرزندان‌ آنها در شكم‌ آنهاست‌. اين‌ گونه‌ شتران‌ به‌ اين‌ دليل‌ به‌ يادآوري ‌مخصوص‌ شدند زيرا نفيس‌ترين‌ و گرامي‌ترين‌ اموال‌ در نزد اعراب‌ مي‌باشند. عطلت: يعني‌ همين‌گونه‌ رها گردند و بدون‌ شتربان‌ وا نهاده‌ شوند؛ به‌ سبب‌ هول‌ وهراس‌ عظيمي‌ كه‌ مردم‌ در روز قيامت‌ مشاهده‌ مي‌كنند.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ شتران‌ نيز مانند حيوانات‌ ديگر برانگيخته‌ مي‌شوند.
	سوره تكوير آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الْو