 آنان‌ را به‌ خشمي‌ از سوي‌ خويش‌ بيم‌ مي‌دهد، بدان‌ جهت‌ كه‌ آنان‌ حق‌ را شناخته‌ و با وجود آن‌، پيروي‌ از آن‌ را فروگذاشتند و به‌ ضدآن‌ عمل‌ كردند. آري‌! ايمان‌ آوريد «پيش‌ از آن‌ كه‌ چهره‌هايي‌ را مسخ‌ و محو كنيم‌» يعني‌: صورتهاي‌ شما را با محو نشانه‌ها و مشخصات‌ آن‌ محو كنيم‌، بدين‌گونه‌ كه‌ چهره‌هايتان‌ را همچون‌ پشت‌ گردنهايتان‌ گردانيده‌ و بيني‌ها و دهانها وابروها و چشم‌هايتان‌ را از ميان‌ برداريم‌ «پس‌ آنها را بازپس‌ گردانيم‌» يعني‌: بعد از محو كردن‌ علائم‌ صورت‌، آنها را به‌ موضع‌ قفا باز پس‌ گردانيم‌، بدين‌گونه‌ كه ‌صورتهايتان‌ را از طرف‌ پشتهايتان‌ بگردانيم‌ كه‌ به‌ قهقرا راه‌ رويد و چشمانتان‌ را ازپشت‌ گردنتان‌ بيرون‌ آوريم‌. يا چهره‌هايتان‌ را به‌ پايين‌ بدنتان‌ و پايين‌ بدنتان‌ را به‌ بالاي‌ بدنتان‌ آوريم‌، طوري‌ كه‌ سر و صورتتان‌ بر زمين‌ و پاهايتان‌ رو به‌ هوا باشد. كه‌ اين‌ خود، بر عذاب‌ سخت‌ و سهمگين‌ بودن‌ مجازاتشان‌ دلالت‌ مي‌كند «يا آنان ‌را لعنت‌ كنيم‌، چنان‌كه‌ اصحاب‌ سبت‌ را لعنت‌ كرديم‌» لعنت‌ اصحاب‌ سبت‌ (حرمت‌شكنان‌ روز شنبه) عبارت‌ بود از: مسخ ‌نمودن‌ آنان‌ به‌ بوزينه‌ و خوك‌.بعضي‌ گفته‌اند: مراد، خود لعنت‌ اصحاب‌ سبت‌ است‌ كه‌ به‌ هر زباني‌ ملعون‌اند «وامر الهي‌ انجام‌ پذير است‌» يعني‌: فرمان‌ وي‌ خواه‌ناخواه‌ تحقق‌ يافتني‌ است‌، در هر زماني‌ كه‌ او تحقق‌ آن‌ را اراده‌ نمايد. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌، سبب‌مسلمان‌شدن‌ كعب‌ احبار گرديد.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6461.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6462.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6463.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6464.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6465.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6466.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6467.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6468.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6469.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6470.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:6471.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6472.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6473.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6474.txt">آيه  14 </a><a class="text" href="w:text:6475.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6476.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:6477.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:6478.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ طارق ﴾</a></body></html> سوره طارق آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ آسمان‌ و سوگند به‌ طارق» طارق: ستاره‌ است‌ و به‌ آن‌ طارق ‌مي‌گويند؛ زيرا در شب‌ پديدار گشته‌ و در روز پنهان‌ مي‌شود. پس‌ هرآنچه‌ كه‌ در شب‌ پديدار شود، طارق‌ است‌. اين‌ معني‌ را حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص تأييد مي‌كند كه‌ در دعاي‌ خويش‌ فرمودند: «أعوذ بك‌ من‌ شر طوارق‌ الليل‌ والنهار، إلا طارقا يطرق‌ بخير يا رحمن: پروردگارا! به‌ تو از شر پيش‌آمدهاي‌ ناگوار شب‌ وروز پناه‌ مي‌برم‌ مگر پيش‌آمدي‌ كه‌ به‌ خير مي‌آيد، اي‌ رحمان‌». اعراب‌ مي‌گويند «طرق‌ الباب: در را كوبيد». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص نهي‌ كردند از اين‌كه‌ مرد مسافر شب ‌هنگام‌ به‌طور ناگهاني‌ در منزلش ‌را كوبيده‌ و بر خانواده‌اش‌ فرود آيد.
	سوره طارق آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ كه‌ طارق‌ چيست» يعني: چه‌ داني‌ كه‌ آن‌ اختر شبگرد چيست‌؟ مراد تهويل‌ و تفخيم‌ شأن‌ آن‌ اختر است‌، گويي‌ بشر حقيقت‌ آن‌ ستاره‌ درخشان‌ دردوردستهاي‌ آسمانها را درك‌ نمي‌كند. سفيان‌بن‌عيينه‌ گفته‌ است: «هر چيزي‌ كه‌ در قرآن‌ به‌ صيغه‌ (ما ادراك) آمده‌ است‌، از جمله‌ اموري‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) پيامبرش‌ را از آن‌ آگاه‌ كرده ‌است‌ و هر چيزي‌ كه‌ در قرآن‌ به‌ صيغه‌ (ما يدريك) آمده‌، مربوط به‌ اموري‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) پيامبرش‌ را از آن‌ آگاه‌ نكرده ‌است‌».
سپس‌ خداوند(ج) «طارق‌» را با اين‌ فرموده‌اش‌ تفسير مي‌كند:
 
	سوره طارق آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«ستاره‌ درخشان‌ است» ثاقب: درخششي‌ است‌ بسيار شديد كه‌ تاريكي‌ شب‌ را به‌ شدت‌ درهم‌ دريده‌ و پرتو خويش‌ را به‌ افق‌ مي‌فرستد. احتمال‌ دارد كه‌ مراد از طروق‌ آن‌، برخورد نور آن‌ با جو زمين‌ باشد زيرا واضح‌ است‌ كه‌ رسيدن‌ نور برخي‌ از ستاره‌ها به‌ جو زمين‌، زمان‌ طولاني‌اي‌ را در بر مي‌گيرد كه‌ گاهي‌ به‌هزاران‌ سال‌ نوري‌ مي‌رسد.
 
	سوره طارق آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ كس‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ نگاهباني‌ بر او گماشته‌ شده‌ است» اين‌ آيه‌ جواب‌ هر دو سوگند قبلي‌ است‌. فرشتگان‌ نگهبان‌؛ فرشتگاني‌ هستند كه‌ عمل‌، گفتار و كردار انسان‌ و هر چه‌ را كه‌ از خير يا شر انجام‌ مي‌دهد، ثبت‌ و ضبط كرده‌ و از آفت‌ها نگهباني‌اش‌ مي‌كنند. يا آنها عمل‌، روزي‌ و اجل‌ وي‌ را حفظ و نگهداري‌ مي‌كنند هر چند نگهبان‌ در حقيقت‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ اما حفظ فرشتگان‌ اثر حفظ ونگهباني‌ او مي‌باشد زيرا نگهباني‌ آنان‌ از انسان‌، به‌ فرمان‌ اوست‌.
 
	سوره طارق آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ انسان‌ بايد بنگرد كه‌ از چه‌ چيز آفريده‌ شده ‌است‌؟» يعني: بر انسان‌ لازم‌ است‌ كه‌ در امر آغاز آفرينش‌ خود تفكر و انديشه‌ كند تا قدرت‌ خداوند(ج) را بر آنچه‌ كه‌ فروتر از آن‌ است‌ ـ مانند قدرت‌ وي‌ بر زنده‌ كردن‌ پس‌ از مرگ‌ ـ را بداند.
و جواب‌ سؤال‌ اين‌ است:
 
سوره طارق آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«از آب‌ جهنده‌اي» كه‌ در رحم‌ ريخته‌ مي‌شود «آفريده‌ شده‌ است» و آن ‌عبارت‌ از آب‌ مني‌ مرد و آب‌ نطفه‌ زن‌ است‌ زيرا انسان‌ از اين‌ دو آب‌ آفريده ‌شده ‌است‌. هر دو آب‌ را در يك‌ لفظ ذكر كرد، از آن‌ رو كه‌ هر دو آب‌ به‌هم ‌آميخته‌ مي‌شوند.
عكرمه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه: (‏ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ‏) مي‌گويد: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ ابي‌الاشد بن‌ كلده‌ جمحي‌ نازل‌ شد كه‌ از بس‌ نيروند و پهلوان‌ بود، بر روي‌ پوست‌ گاوي‌ مي‌ايستاد و مي‌گفت: اي‌ گروه‌ قريش‌! هر كس‌ مرا از روي‌ آن‌ بركند، اين‌ مقدار جايزه‌ دارد! و مي‌گفت: محمد گمان‌ مي‌كند كه‌ نگهبانان‌ جهنم ‌نوزده‌ تن‌اند پس‌ حساب‌ ده‌ تن‌ از آنان‌ با من‌؛ و شما همه‌ نه‌ تن‌ ديگر را دفع‌ كنيد.
 
سوره طارق آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«كه» آن‌ آب‌ جهنده‌ «از صلب‌ مرد و ميان‌ استخوانهاي‌ سينه‌ زن‌ بيرون‌ 