 كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ به‌ آيات» تنزيلي‌ و آيات‌ تكويني‌ «ما كافر شده‌اند آنانند اصحاب ‌مشأمه» يعني: اصحاب‌ شمال‌ كه‌ عبارت‌ از دوزخ‌ شوم‌ و ناميمون‌ است‌. همچنين ‌تفصيل‌ آنچه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ براي‌ اصحاب‌ شمال‌ وعده‌ داده‌، در آيات‌ (41 ـ 56) سوره‌ «واقعه‌» بيان‌ شده ‌است‌ پس‌ به‌ آنجا مراجعه‌ كنيد.
 
	سوره بلد آيه  20

‏متن آيه : ‏

‏ عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بر آنان‌ آتشي‌ چندلايه‌ احاطه‌ دارد» يعني: آتشي‌ كه‌ از هر جهت‌ و از همه‌ سو بر آنان‌ گرد آمده‌ و احاطه‌ كرده ‌است‌ و آنها در حصار آن‌ آتش‌ همه‌سويه‌ و چند لايه‌ قرار دارند.
 ﴿ سوره‌ بلد ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (20) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ آن‌ «بلد» نام‌ گرفت‌ كه‌ خداوند(ج) در آغازآن‌ به‌ بلد حرام‌ (مكه‌ مكرمه) سوگند ياد كرده ‌است‌.
آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعاً بَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند به‌ شما فرمان‌ مي‌دهد كه‌ امانت‌ها را به‌ اهل‌ آنها بسپاريد» خطاب‌ الهي‌ در اين‌ آيه‌ شامل‌ تمام‌ مردم‌ در تمام‌ امانتها مي‌شود، پس‌ اين‌ خطاب‌، هم‌ اداي ‌فرايض‌ و تكاليف‌ را كه‌ امانت‌ حق‌ تعالي‌ بر دوش‌ انسان‌ است‌ و هم‌ امانت‌هاي ‌عادي‌ در ميان‌ مردم‌ را دربر مي‌گيرد. اما زمامداران‌ از نخستين‌ مخاطبان‌ آيه‌ كريمه‌ و در پيشاپيش‌ آنان‌ قراردارند، پس‌ ادا كردن‌ امانت‌، رد مظالم‌ و جستن‌ عدل‌ در احكام‌ و فرامين‌ صادره‌ از سوي‌ آنان‌، جزء اولين‌ واجبات‌ و تكاليفشان‌ در مسند زمامداري‌ است‌. و چنان‌ كه‌ گفتيم؛ غيرآنان‌ از مردم‌ نيز در اين‌ خطاب‌ داخلند بنابراين‌، بر همه‌ مردم‌ واجب‌ است‌ تا امانت‌ها را بازگردانده‌، در گواهي‌ها و اخبار تحقيق‌ و بررسي‌ نموده‌ و در همه‌ امور، داوري‌ صحيح‌ نمايند. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌: «به‌ كسي‌كه‌ تو را امين‌ گردانيده‌، امانت‌ را بسپار و بر آن‌ كس‌ كه‌ به‌ توخيانت‌ كرده‌، خيانت‌ نكن». «و به‌ شما فرمان‌ مي‌دهد كه‌ چون‌ ميان‌ مردم‌ حاكم ‌شويد، به‌ عدالت‌ حكم‌ كنيد» مراد از عدالت‌ در اينجا اين‌ است‌ كه‌: حاكم‌ يا قاضي‌، به‌سوي‌ يكي‌ از طرفين‌ دعوي‌ گرايش‌ نيابد و بنابراين‌، هيچ‌ كس‌ را به‌خاطر قرابت ‌وي‌، يا جاه‌ و مقام‌، يا مصلحت‌ و منفعتي‌ كه‌ از او تمنا دارد، يا هر غرض ‌هوس‌آلود ديگري‌ بر خصمش‌ برتري‌ ندهد، بلكه‌ بايد مطابق‌ آنچه‌ كه‌ قرآن‌ عظيم‌و سنت‌ نبوي‌ كريم‌ براي‌ وي‌ روشن‌ ساخته‌ است‌، فقط به‌ نفع‌ همان‌ كسي‌ حكم‌ كند كه‌ حق‌ از آن‌ وي‌ است‌. آري‌! حاكم‌ بايد در ميان‌ مردم‌ براساس‌ مساوات‌ حكم‌ كند، بي‌آن‌ كه‌ يكي‌ را بر ديگري‌ برتري‌ دهد، مگر اين‌ كه‌ كسي‌ واقعا صاحب‌ اين ‌فضل‌ و برتري‌ باشد، مثلا در عمل‌ صالح‌ سخت‌كوش‌ بوده‌، يا از اهل‌ خبره‌، ياعلم‌، يا نيرومندي‌ در جهاد، يا نظاير اينها باشد «در حقيقت‌ نيكو چيزي‌ است‌ آنچه ‌خدا شما را به‌ آن‌ پند مي‌دهد، در حقيقت‌ خدا شنوا» است‌ به‌ آنچه‌ حكم‌ مي‌كنيد «بيناست‌» به‌ حاكم‌، هنگامي‌كه‌ حكمش‌ را صادر مي‌كند، پس‌ او مي‌داند كه‌ آياحاكم‌ در حكم‌ خويش‌ جوياي‌ عدالت‌ است‌، يا اين‌ كه‌ مطابق‌ هواي‌ نفس‌ خويش‌حكم‌ كرده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خداي‌ عزوجل‌ همراه‌ حاكم‌ است ‌تا آن‌گاه‌ كه‌ ستم‌ نكند، پس‌ چون‌ ستم‌ كرد، او را به‌ خودش‌ وامي‌گذارد».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: رسول‌ خداص در روز فتح‌ مكه‌، كليد خانه‌ كعبه ‌را از عثمان‌بن‌ طلحه‌ گرفتند و وارد خانه‌ شدند و هنگامي‌ كه‌ از خانه‌ خارج‌ شدند اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ مي‌كردند، آن‌گاه‌ عثمان‌بن‌ طلحه‌ را فراخوانده‌ و كليد را به‌ او بازپس‌ دادند.
به‌ هر حال‌، بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌: حكم‌ اين‌ آيه‌ عام‌ است‌ و شامل‌ همه‌ مردم ‌مي‌باشد. بعضي‌ هم‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ فقط در مورد حكام‌ و زمامداران‌ جامعه ‌اسلامي‌ نازل‌ شده‌ است‌.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6581.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6582.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6583.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6584.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6585.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6586.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6587.txt">آيه  7 </a><a class="text" href="w:text:6588.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6589.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6590.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:6591.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:6592.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:6593.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:6594.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:6595.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:6596.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ شمس ﴾</a></body></html> سوره شمس آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ خورشيد و ضحاي‌ آن» ضحي: وقت‌ بالا آمدن‌ خورشيد بعد از طلوع ‌آن‌ است‌ آن‌گاه‌ كه‌ تابش‌ و روشني‌ آن‌ به‌ كمال‌ مي‌رسد. يا معني‌ اين‌ است: خورشيد هميشه‌ درحال‌ روشني‌ و درخشش‌ قرار دارد. كه‌ اين‌ معني‌، حامل ‌معجزه‌اي‌ از معجزات‌ اين‌ قرآن‌ عظيم‌ است‌.
 
	سوره شمس آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏

«و سوگند به‌ ماه‌، چون‌ از پي‌ آفتاب‌ آيد» يعني: آن‌ گاه‌ كه‌ ماه‌ بي‌درنگ‌ از آفتاب‌ پيروي‌ كند. پيروي‌ ماه‌ از خورشيد، در شبهاي‌ بيض‌؛ يعني‌ شب‌هاي ‌چهارده‌، پانزده‌ و شانزده‌ ماه ‌است‌ كه‌ ماه‌ در آن‌ بلافاصله‌ بعد از غروب‌ خورشيد با حجمي‌ تمام‌ طلوع‌ مي‌كند.
	سوره شمس آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ روز، چون‌ خورشيد را نمايان‌ كند» زيرا در هنگام‌ گسترده‌ شدن‌ روز، خورشيد با تمام‌ وسعت‌ درخشش‌ خود بر بينندگان‌ نمايان‌ مي‌شود.
در اين‌ آيه‌ معجزه‌ كوني‌ ديگري‌ نهفته‌ است‌ زيرا ظاهرا چنين‌ پنداشته‌ مي‌شود كه ‌خورشيد روز را نمايان‌ و آشكار مي‌گرداند در حالي‌ كه‌ اين‌ پنداشت‌ زماني‌ درست ‌است‌ كه‌ زمين‌ ثابت‌ باشد اما اكنون‌ كه‌ ثابت‌ شده ‌است‌ زمين‌ بر مدار خود مي‌چرخد پس‌ اين‌ روز است‌ كه‌ خورشيد را آشكار و نمايان‌ مي‌كند نه‌ عكس‌ آن‌، كه‌ آيه ‌مباركه‌ اين‌ معني‌ را در كمال‌ اعجاز درخشش‌ بخشيده ‌است‌.
 
	سوره شمس آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و سوگند به‌ شب‌، چون‌ خورشيد را بپوشاند» و نور آن‌ را از 