رنگ‌ برخاست‌ و از وي‌ در حجاب‌ قرار گرفت‌ و از پشت‌ پرده‌ به‌ وي‌ گفت: تو طلاقم‌ داده‌اي‌! آن‌ شب‌ بر عيسي‌بن‌موسي‌ شب‌ بسيار سختي‌ گذشت‌. بامداد به‌ سراي‌ منصور خليفه‌ رفت‌ و او را از ماجرا آگاه‌ كرد و در پيش‌ وي‌ سخت ‌بي‌قراري‌ نمود. منصور فقها را جمع‌ كرد و از آنان‌ در اين‌ باره‌ فتوا خواست‌. پس ‌تمام‌ كساني‌ كه‌ آمده ‌بودند، گفتند كه: زن‌ وي‌ طلاق‌ شده‌ است‌؛ مگر مردي‌ از ياران‌ ابوحنيفه‌ كه‌ ساكت‌ بود. منصور رو به‌ او كرد و گفت: چرا تو سخني ‌نمي‌گويي‌؟ آن‌ مرد لب‌ به‌ سخن‌ گشود و گفت:‏
 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
(‏ وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ‏‏ وَطُورِ سِينِينَ ‏‏ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ‏ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ‏)
اي ‌اميرالمؤمنين‌! انسان‌ زيباترين‌ و نيكوترين‌ اشياء است‌ و هيچ‌ چيز از او زيباتر نيست‌. پس‌ منصور به‌ عيسي‌بن‌موسي‌ گفت: قضيه‌ چنان‌ است‌ كه‌ اين‌ مرد گفت‌ لذا به‌ زنت ‌بپيوند. و فردي‌ را نيز نزد زنش‌ فرستاد و به‌ او پيغام‌ داد كه: از همسرت‌ اطاعت‌ كن ‌و نافرماني‌اش‌ نكن‌ زيرا او تو را طلاق‌ نگفته‌ است‌. سپس‌ قرطبي‌ در تعليقي‌ بر اين ‌داستان‌ مي‌گويد: «آري‌! انسان‌ نيكوترين‌ و زيباترين‌ خلق‌ خدا(ج) در ظاهر و در باطن‌ است‌، زيبايي‌ و شگرفي‌ شكل‌ و هيأت‌ وي‌ در اين‌ است‌ كه‌ سرش‌ و آنچه‌ كه ‌در آن‌ از عجايب‌ آفرينش‌ آفريده‌ شده‌، در بالا قرار دارد و سپس‌ سينه‌ وي‌ با اعجوبه‌هاي‌ خلقتي‌ كه‌ در اندرون‌ آن‌ است‌ ـ مانند قلب‌، شش‌ها و كبد ـ بعد از سر در مرتبه‌ دوم‌ قرار گرفته‌، بعد از آن‌ دستها و تركيب‌ ساختاري‌ شگفت‌آساي‌ آنها، باز شكم‌ و محتواي‌ آن‌، سپس‌ آلت‌ تناسلي‌ و دستگاههاي‌ مربوط به‌ آن‌ و سرانجام‌ پاها و وظايف‌ آن‌. از اين‌ جهت‌ فلاسفه‌ گفته‌اند: انسان‌ عالم‌ اصغر است ‌زيرا هر چه‌ در ديگر مخلوقات‌ وجود دارد، به‌تنهايي‌ در او جمع‌ گرديده ‌است‌».
 
سوره تين آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«سپس‌ او را به‌ پست‌ترين‌ مراتب‌ پستي‌ بازگردانيديم» يعني: ما انسان‌ را در بهترين‌ شكل‌ و صورت‌ و در نيكوترين‌ قوام‌ و هيأت‌ آفريديم‌ و سپس‌ او را به ‌پست‌ترين‌ عمر كه‌ ضعف‌ و پيري‌ و خرفتي‌ و انحطاط قواي‌ انساني‌ او بعد از جواني‌ و نيرومندي‌ اوست‌، باز گردانيديم‌ تا بدانجا كه‌ چون‌ كودك‌ بي‌تميزي‌ مي‌گردد وعقل‌ وي‌ كم‌ مي‌شود. «سافلين‌» ناتوانان‌ و فروماندگان‌، بيماران‌ زمين‌گير، كودكان‌ و ضعيف‌تر و فرومانده‌تر از همه‌ آنها پيرمردان‌ كهنسال‌اند. در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است: «چون‌ بنده‌ بيمار شود يا به‌ سفر برود، خداوند(ج) براي‌ او همان‌ مزدي ‌را مي‌نويسد كه‌ در حال‌ صحت‌ و اقامت‌ خود عمل‌ مي‌كرد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) فرمود: «چون‌ بنده‌ مؤمني‌ از بندگانم‌ را مبتلا كردم‌ و او مرا در برابر آنچه‌ كه‌ بدان‌ مبتلايش‌ كرده‌ بودم سپاس‌ گفت‌، قطعا او از بستر بيماري‌اش‌ همانند روزي‌ برمي‌خيزد كه‌ مادرش‌ او را زاييده ‌است‌؛ پاك ‌از گناهان‌. پروردگار عزوجل‌ (به‌ فرشتگان‌ موكل) مي‌گويد: من‌ بودم‌ كه‌ اين‌ بنده‌ خويش‌ را مقيد گردانيده‌ و او را به‌ اين‌ بيماري‌ مبتلا كردم‌ پس‌ براي‌ او (از عمل) همان‌ چيزي‌ را جاري‌ گردانيد كه‌ قبل‌ از اين‌ جاري‌ مي‌كرديد».
به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: انساني‌ كه‌ خداوند(ج) او را در نيكوترين‌ حال‌ و بهترين‌ شكل‌ و صورت‌ آفريده ‌است‌، به‌ بدتر و فروتر از حال‌ هرگونه‌ حيواني‌ بازگردانيده ‌مي‌شود زيرا او به‌ فرودين‌ فرود دوزخ‌ مي‌پيوندد. در اين‌ صورت‌ مراد از انسان‌، بعضي‌ از افراد آن‌ است‌ كه‌ كفارند. ابن‌كثير اين‌ قول‌ دوم‌ را برگزيده‌ و معني‌ اول‌ را كه‌ اختيار ابن‌جرير است‌، رد كرده‌ و مي‌گويد: «اگر مراد معناي‌ اول‌ بود، در اين ‌صورت‌ استثناي‌ مؤمنان‌ از آن‌ (در آيه‌ بعد) نيكو نبود زيرا بعضي‌ از مؤمنان‌ نيز پير و خرفت‌ مي‌شوند».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ آمده ‌است: چند تن‌ در زمان‌ رسول‌ خدا ص بسيار پير وفرتوت‌ و فروتر از همه‌ فروماندگان‌ گرديده‌ بودند تا بدانجا كه‌ عقلهايشان‌ كاهش ‌يافته‌ بود پس‌ اصحاب‌ از آن‌ حضرت‌ ص سؤال‌ كردند كه‌ از نظر شرع‌ شريف‌ حكم‌ آنان‌ چيست‌؟ همان‌ بود كه‌ خداوند(ج) عذر آنان‌ را نازل‌ فرمود. يعني: حكم‌ اين‌است‌ كه‌ براي‌ ايشان‌ مزد همان‌ اعمالي‌ كه‌ قبل‌ از بين‌ رفتن‌ عقلهايشان‌ بدان‌ عمل ‌مي‌كرده‌اند، تعلق‌ مي‌گيرد.
 
	سوره تين آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» پس‌ اينان‌ به‌ «اسفل‌السافلين‌» يعني‌ دوزخ‌ بازگردانيده‌ نمي‌شوند بلكه‌ به‌ بهشت‌ برين‌ خداوند(ج) در «اعلي‌ عليين‌» بازگردانيده‌ مي‌شوند «پس‌ براي‌ آنان‌ پاداشي‌ است‌ بي‌ منت» وگسست‌ناپذير به‌عنوان‌ پاداش‌ طاعتهايشان‌. ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما مي‌گويد: «هركس‌ قرآن‌ بخواند، به‌ حالتي‌ از خرفتي‌ كه‌ عقلش‌ از بين‌ برود، بازگردانيده‌ نمي‌شود». بنابراين‌، مؤمن‌ پرهيزكار در دنيا نيز به‌ چنين‌ حالي‌ بازنمي‌گردد.
اين‌ آيه‌ مؤيد سخن‌ ابن‌كثير است‌ كه‌ مراد از بازگردانيدن‌ انسان‌ به‌ «اسفل‌السافلين‌»، بازگشت‌ كفار به‌ دوزخ‌ در آخرت‌ است‌.
 
آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّاباً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هيچ‌ پيامبري‌ را نفرستاديم‌ مگر براي‌ آن‌ كه‌ اطاعت‌ شود» در آنچه‌ كه‌ امر ونهي‌ مي‌كند «به‌ اذن‌ الله» يعني‌: به‌ علم‌ وي‌، يا به‌ توفيق‌ وي‌. بنابراين‌، او پيام‌رسان‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌، پس‌ اطاعت‌ از وي‌، در واقع‌ اطاعت‌ از خداوند متعال‌ مي‌باشد، لذا اطاعت‌ از وي‌ را برامتش‌ فرض‌ گردانيديم‌ «و اگر اين‌ جماعت‌» كه‌ ذكرشان‌ در بالا گذشت‌ «هنگامي‌ كه‌ به‌ خود ستم‌ كردند» با ترك‌ اطاعتت‌ و داوري‌خواستن‌ از طاغوت‌ «پيش‌ تو مي‌آمدند» درحالي‌ كه‌ از نفاق‌ و شقاق‌ وجنايات‌ و مخالفتهايشان‌ دست‌بردار و توبه‌كار بودند «و از الله آمرزش‌ مي‌خواستند» براي‌ گناهان‌ خويش‌ «و پيامبر نيز براي‌ آنان‌ طلب‌ آمرزش‌ مي‌كرد» يعني‌: نز