ن‌گاه‌ در آنچه‌ داوري‌ كردي‌، هيچ‌ دلتنگي‌ در خودنيابند» پس‌ صرف‌ پذيرش‌ و تن‌ دادن‌ به‌ داوري‌ رسول‌ خداص كافي‌ نيست‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ اين‌ اذعان‌ و پذيرش‌، از صميم‌ قلب‌ نبوده‌ و از رضايت‌ و اطمينان‌ و طيب‌خاطر برنخاسته‌ باشد «و تسليم‌ شوند» يعني‌: در ظاهر و باطن‌ اذعان‌ و انقيادكنند «به‌ تسليم‌شدني‌» كامل‌ كه‌ هيچ‌ ترديدي‌ در آن‌ آميخته‌ نباشد و شائبه‌ هيچ ‌مخالفتي‌ آن‌ را نيالايد. بدين‌سان‌ ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ ايمان‌ را كه‌ سرمايه‌ حقيقي‌ بندگان‌ صالح‌ خدا(ج) است‌، از منافقان‌ نفي‌ كرد تا آن‌گاه‌ كه‌ مقصد ومرامشان‌ داور قرار دادن‌ رسول‌ خداص نباشد. چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ نيز آمده‌است‌: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در دست اوست‌، يكي‌ از شما ايمان‌نمي‌آورد تا آن‌ كه‌ هوس‌ و خواسته‌اش‌ پيرو آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ من‌ آورده‌ام».
در يكي‌ از روايات‌ وارده‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: دو مرد نزد رسول‌ خداص به‌ مرافعه‌ (داوري) رفتند و رسول‌ خداص به‌ نفع‌ شخص‌ ذي‌حق‌ عليه‌ طرف‌ ناحق‌ حكم‌ كردند، اما آن‌ شخص‌ محكوم‌ گفت‌: من‌ به‌ اين‌ داوري‌ راضي‌ نيستم‌! طرف‌ از وي‌ پرسيد: پس‌ من‌ چه‌ بايد بكنم‌؟ گفت‌: اين‌ كه‌ نزد ابوبكر(رض) به‌ مرافعه‌ برويم‌! و نزد ابوبكر(رض) رفتند، او گفت‌: حكم‌ همان‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص فرموده‌ اند. اما رفيق‌ وي‌ به‌ فيصله‌ ابوبكر(رض) هم‌ راضي‌ نشد وگفت‌: نزد عمر(رض) مي‌رويم‌! نزد عمر(رض) رفتند و صاحب‌ حق‌ ماجرا را به‌ عمر(رض) باز گفت‌، عمر(رض) از شخص‌ محكوم‌ پرسيد: آيا موضوع‌ چنين‌ است‌ كه‌ اين‌ مرد مي‌گويد؟ محكوم‌ پاسخ‌ داد: آري‌! آن‌گاه‌ عمر(رض) به‌ خانه‌اش‌ رفت‌ و با شمشيري ‌برهنه‌ بيرون‌ آمده‌ سر آن‌ محكوم‌ را از تنش‌ جدا كرد. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
 
سوره علق آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى ‏

 

‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، بازگشت‌ به‌سوي‌ پروردگار توست» نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌. پس‌ اي ‌انسان‌ طغيانگر! بدان‌كه‌ پروردگار متعال‌، تو را بر اين‌ امر كه‌ آن‌ مال‌ را از كجا گرد آورده‌ و در چه‌ راهي‌ خرج‌ كرده‌اي‌، محاسبه‌ مي‌كند؟
سپس‌ حق‌ تعالي‌ بعد از بيان‌ طبيعت‌ انسان‌ كافر، نمونه‌اي‌ از طغيان‌ او را ذكر مي‌كند:
 
سوره علق آيه  9‏متن آيه : ‏‏ أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى ‏
آيه  10‏متن آيه : ‏‏ عَبْداً إِذَا صَلَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ديدي» يعني: اي‌ محمد ص! به‌ من‌ خبر بده‌. شايان‌ ذكر است‌ كه ‌«أرأيت‌» در اين‌ آيه‌ و دو آيه‌ ديگر هر سه‌ براي‌ به‌ تعجب‌ واداشتن‌ است‌ و مراد از آن‌، تقبيح‌ و سرزنش‌ مرتكب‌ عملي‌ است‌ كه‌ كارش‌ تعجب‌برانگيز و سرزنش‌بار مي‌باشد. آري‌! به‌ من‌ خبر بده‌ «از آن‌ كس‌ كه‌ باز مي‌داشت‌ بنده‌اي‌ را آن‌گاه‌ كه‌ نماز مي‌گزارد؟» اين‌ اولين‌ نمونه‌ از مظاهر طغيان‌ است‌. چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ ذكر شد، مراد از كسي‌ كه‌ باز مي‌داشت‌، ابوجهل‌ است‌ و مراد از بنده‌، محمد صاند. روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ بارگاه‌ الهي‌ چنين‌ دعا كردند: «خدايا! اسلام‌ را به‌ عمر، يا به‌ ابوجهل ‌بن‌ هشام‌ عزت‌ بخش‌». پس‌ گويي‌ خداوند(ج) به‌پيامبرش‌ مي‌فرمايد: اي‌ محمد! تو مي‌پنداشتي‌ كه‌ اسلام‌ با ايمان‌ آوردن‌ ابوجهل‌ عزيز مي‌شود در حالي‌ كه‌ او از نماز كه‌ اولين‌ ركن‌ از اركان‌ اسلام‌ است‌، بازمي‌دارد. نقل‌ است‌ كه: لقب‌ ابوجهل‌، ابوالحكم‌ بود پس‌ گفته‌ شد: چگونه‌ اين‌ لقب‌ سزاوار اوست‌ در حالي‌ كه‌ بندگان‌ را از خدمت‌ پروردگارشان‌ بازداشته‌ و آنان‌ را به‌ پرستش‌ جمادي‌ فرامي‌خواند؟ در روايات‌ آمده‌ است‌ كه‌ علي‌ (رض) ‌در مصلي‌ كساني‌ را ديد كه‌ قبل‌ از نماز عيد، نماز نفل‌ مي‌خوانند. فرمود: من ‌نديدم‌ كه‌ رسول ‌خداص قبل‌ از نماز عيد نماز نفل‌ بخوانند. به‌ او گفته ‌شد: چرا آنان‌را از نمازگزاردن‌ بازنمي‌داري‌؟ فرمود: مي‌ترسم‌ كه‌ در تحت‌ اين‌ خطاب‌ حق‌ تعالي‌ داخل‌ شوم: (‏ أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى ‏) ‌: «آيا ديدي‌ كسي‌ را كه‌ بازمي‌داشت ‌بنده‌اي‌ را آن‌گاه‌ كه‌ نماز مي‌گزارد؟». علما مي‌گويند: اين‌ آيه‌ هرچند در مورد ابوجهل‌ نازل‌ شده‌است‌ ولي‌ هر كس‌ كه‌ مردم‌ را از طاعت‌ خداوند(ج) بازدارد، در اين‌ خطاب‌ نازل‌ شده‌ در شأن‌ ابوجهل‌، شريك‌ است‌.
 
سوره علق آيه  11‏متن آيه : ‏‏ أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى ‏
آيه  12‏متن آيه : ‏‏ أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى ‏
‏ترجمه : ‏
«آيا ديدي» يعني: اي‌ محمد ص! همچنين‌ به‌ من‌ از حال‌ اين‌ طاغوت‌ منع‌ كننده‌ نماز خبر بده‌. به‌قولي: خطاب‌ براي‌ كافر است‌، كه‌ در اين‌ صورت‌ معني ‌چنين‌ مي‌شود: اي‌ كافر! به‌ من‌ خبر بده‌ «كه‌ اگر» محمد صكه‌ او را از نماز خواندن‌ بازمي‌داري‌ «بر طريق‌ هدايت‌ باشد، يا به‌ پرهيزگاري‌ امر كند» يعني: به‌ اخلاص‌، توحيد و عمل‌ شايسته‌اي‌ امر كند كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ مي‌توان‌ از آتش‌ دوزخ ‌پرهيز كرد، آيا باز هم‌ او را از اين‌ كار بازمي‌داري‌؟ و اگر خطاب‌ براي‌ رسول ‌خداص باشد ـ چنان‌كه‌ اكثر مفسران‌ بر آنند ـ معني‌ چنين‌ است: به‌ من‌ از حال‌ اين‌طاغوت‌ بازدارنده‌ از نماز خبر بده‌ كه‌ اگر او در راه‌ هدايت‌ و صواب‌ مي‌بود، يا به‌ تقوي‌ امر مي‌كرد، آيا اين‌ كار برايش‌ بهتر از آن‌ نبود كه‌ از راه‌ خدا(ج) باز دارد، يا به‌ پرستش‌ بتان‌ فرمان‌ دهد؟ قطعا برايش‌ بهتر بود.
 
‏‏سوره علق آيه  13‏متن آيه : ‏‏ أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى ‏
 آيه  14‏متن آيه : ‏‏ أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى ‏
‏ترجمه : ‏
«آيا ديدي» اي‌ محمد ص «كه‌ اگر» ابوجهل‌ «انكار پيشه‌ كند و روي‌ برتابد» از ايمان‌ و آنچه‌ كه‌ تو به ‌همراه‌ آورده‌اي‌. و اگر خطاب‌ متوجه‌ ابوجهل‌ باشد معني ‌اين‌ است: به‌ من‌ خبر بده‌ كه‌ اگر محمد ص دروغگو يا از حق‌ رويگردان‌ باشد؛ «مگر ندانسته‌ كه‌ خدا مي‌بيند؟» يعني: خداوند(ج) به‌ احوال‌ وي‌ آگاه ‌است‌ پس‌ اورا به‌ سبب‌ آن‌ مجازات‌ مي‌كند؟ لذا چه‌ نيازي‌ است‌ كه‌ تو او را از نمازش ‌بازداري‌؟! بنا بر وجه‌ ديگر كه‌ خطاب‌ متوجه‌ محمد ص است‌، معني‌ چنين‌مي‌شود: آيا اين‌ كافر به‌ وسيله‌ عقل‌ و انديشه‌ خود نمي‌بيند و نمي‌داند كه ‌خداوند(ج) بر اين‌ اعمال‌ زشتش‌ ناظر است‌ و به‌زودي‌ او را در برابر جرايم‌ وجناياتش‌ محاسبه‌ و مجازات‌ مي‌كند؟ پس‌ اگر مي‌داند، چگونه‌ جرأت‌ كرده ‌است‌كه‌ همچو اعمال‌ ننگيني‌ را مرتكب‌ شود؟.
 
 سوره علق آيه  15‏متن آيه : ‏