ج) و پيروي‌ از پيامبرش‌ ـ كه‌ تصديق‌ كننده‌ كتابهايشان‌ نيز هست‌ ـ بر راه‌ و روش‌ واحدي‌ قرار داشته ‌باشند.
اين‌ آيه‌ در عين‌ حال‌، تسليت‌ و دلجويي‌ از رسول‌ خدا ص نيز هست‌، يعني‌ اي ‌پيامبر ص! تفرقه‌ آنان‌ تو را غمگين‌ نكند زيرا منشأ اين‌ تفرقه‌ كمبود و قصور حجت ‌و برهان‌ نيست‌ بلكه‌ منشأ آن‌ عناد است‌ كه‌ عادتي‌ ريشه‌دار در ميان‌ اهل‌ كتاب ‌مي‌باشد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «يهوديان‌ به‌ هفتادويك‌ فرقه‌ و نصاري‌ به ‌هفتاد و دو فرقه‌ متفرق‌ شدند و به‌زودي‌ امت‌ من‌ به‌ هفتاد و سه‌ فرقه‌ متفرق‌ خواهند شد كه‌ همه‌ آنها در دوزخ‌اند مگر يك‌ فرقه‌. اصحاب‌ گفتند: اين‌ يك‌ فرقه‌ چه ‌كساني‌اند يا رسول‌الله؟ فرمودند: «همانان‌ كه‌ بر (راه‌ و روشي‌ قرار دارند) كه‌ من‌و اصحابم‌ بر آن‌ قرار داريم‌».
سپس‌ خداوند(ج) اهل‌ كتاب‌ را به‌ سبب‌ انحرافشان‌ از هدف‌ اساسي‌ دين‌ كه ‌همانا خالص‌ ساختن‌ عبادت‌ براي‌ اوست‌، سرزنش‌ نموده‌ و مي‌فرمايد:
 
	آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر ما بر آنان‌ مي‌نوشتيم‌» يعني‌: مقرر مي‌داشتيم‌ و فرض‌ مي‌گردانيديم‌ «كه‌ خود را بكشيد» همچنان‌ كه‌ بر بني‌اسرائيل‌ چنين‌ مقرر داشتيم‌ «يا از خانه‌هاي‌ خويش ‌بيرون‌ رويد» يعني‌: از دار و ديار خويش‌ هجرت‌ كنيد «اين‌ كار را جز اندكي‌ از آنان‌» كه‌ خود را براي‌ خداوند متعال‌ خالص‌ ساخته‌اند «نمي‌كردند» بدان‌ جهت‌ كه‌ كار دين‌ بر ناخالصان‌ دشوار است‌ و مخلصان‌ هم‌ كه‌ نادراند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ بيانگر مقدار حقي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ بر بندگانش‌ دارد و آن‌ اين ‌است‌ كه‌ بايد او را در شرع‌ و امرش‌ اطاعت‌ كنند، پس‌ اگر حق‌ تعالي‌ بندگانش‌ را به‌قتل‌ همديگر دستور مي‌داد، يا به‌ اين‌ كه‌ خودكشي‌ كنند، يا به‌ ترك‌ منازل‌ وموطنشان‌ تن‌ در دهند، بي‌گمان‌ اطاعت‌ حضرت‌ وي‌ بر بندگانش‌ واجب‌ بود، اما اگر او اين‌ كار را مي‌كرد، جز اندكي‌ از بندگانش‌ فرمانش‌ را اجرا نمي‌كردند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌: جماعتي‌ از صحابه‌ كه‌ عمر(رض) از زمره‌ آنان‌ بود، در هنگام‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ گفتند: اگر پروردگار ما بر ما چنين‌ مقرر مي‌داشت‌، ما فرمان‌ او را به‌كار مي‌بستيم‌، ولي‌ ستايش‌ او را كه‌ ما را از چنين‌ تكاليف‌ سختي‌ عافيت‌ بخشيد. پس‌ رسول‌ خداص فرمودند: «همانا از امت‌ من‌ مرداني‌ هستند كه‌ ايمان‌ در دلهايشان‌ پايدارتر از كوههاي‌ محكم‌ و استوار است». «و اگر آنان‌ آنچه‌ را كه‌ بدان‌ پند داده‌ مي‌شوند» از پيروي‌ شرع‌ و انقياد رسول‌ خداص «به‌كار مي‌بستند؛ قطعا» اين‌ كار «برايشان‌ بهتر بود» در دنيا و آخرت‌ «ومحكم‌تر» بود «در استواري‌» گامهايشان‌ بر حق‌ و پايداري‌ و ثبات‌ ايمانهايشان‌ وقطعا آنها در اين‌ هنگام‌ در امر دين‌ خويش‌ لحظه‌اي‌ ترديد و اضطراب‌ به‌ خود راه ‌نمي‌دادند «و در آن‌ صورت‌» يعني‌: درصورتي‌ كه‌ در قبال‌ اوامر ما چنين‌ گوش‌ به‌فرمان‌ مي‌بودند، ما هم‌ «يقينا پاداشي‌ بزرگ‌» و مستمر «از نزد خويش‌ به‌ آنان‌مي‌داديم‌» كه‌ هرگز قطع‌ نمي‌شد «و قطعا آنان‌ را به‌ راهي‌ راست‌ هدايت‌ مي‌كرديم‌» ودلهايشان‌ را به‌سوي‌ آن‌ راهياب‌ مي‌ساختيم‌.
 
	سوره بينة آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و فرمان‌ نيافته‌ بودند» با اين‌ دين‌ و اين‌ قرآن‌ «جز اين‌كه‌ خدا را بپرستند در حالي‌كه‌ دين‌ را براي‌ او خالص‌ گردانيده‌ و حنفاء باشند» يعني: قرآن‌ را بدين‌ منظور نازل‌ كرديم‌ تا آنان‌ به‌ عبادت‌ و پرستش‌ ما گردن‌ نهند، عبادتشان‌ براي‌ ما از هر شرك‌ وشائبه‌اي‌ خالص‌ باشد، با ما چيزي‌ را شريك‌ نياورده‌ و خويشتن‌ را در دين‌ و عبادت‌ براي‌ ما خالص‌ گردانند و از همه‌ اديان‌ بريده‌ و فقط به‌ دين‌ اسلام‌ مايل ‌باشند. و اين‌ است‌ معني‌ حنيف‌.
اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر مذهب‌ اهل‌ سنت‌ كه‌ گفته‌اند: عبادت‌ براي‌ آن‌ واجب ‌نگرديده‌ كه‌ به‌ بهشت‌، يا دوري‌ از عذاب‌ دوزخ‌ مي‌انجامد بلكه‌ عبادت‌ براي‌ اين ‌واجب‌ گرديده‌ كه‌ ما بنده‌ هستيم‌ و او پروردگار پس‌ اگر حتي‌ ثواب‌ و عقابي‌ نيز در كار نباشد و حق‌ تعالي‌ ما را بي‌ هيچ‌ پاداشي‌ به‌ عبادت‌ خود فرمان‌ دهد، عبادت ‌وي‌ به‌ محض‌ عبوديت‌ بر ما واجب‌ است‌. چنان‌كه‌ اين‌ آيه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ نيز اشاره‌ دارد كه‌ هر كس‌ خداي‌ عزوجل‌ را براي‌ ثواب‌ و عقاب‌ پرستش‌ كند، معبود وي ‌درحقيقت‌ همان‌ ثواب‌ و عقاب‌ است‌ و حق‌ در اين‌ ميان‌ واسطه‌اي‌ بيش‌ نيست‌. اخلاص: آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ خالصانه‌ و فقط به‌ انگيزه‌ رضاي‌ حق‌ تعالي‌ انجام‌ شود و هيچ‌ انگيزه‌ ديگري‌ جز رضاي‌ پروردگار، در انجام ‌دادن‌ آن‌ عمل‌ وجود نداشته ‌باشد. مخلص: كسي‌ است‌ كه‌ كار نيك‌ را به‌خاطر نيك ‌بودن‌ آن‌ خالصانه ‌براي‌ پروردگار متعال‌ انجام‌ مي‌دهد و در كار وي‌ نه‌ ريايي‌ است‌، نه‌ شهرت‌طلبي‌ ونه‌ غرض‌ ديگري‌.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر اين‌ امر نيز هست‌ كه‌ ايمان‌ عبارت‌ از مجموعه‌ قول‌، اعتقاد و عمل‌ مي‌باشد، همان‌طوري‌ كه‌ از تتمه‌ آيه‌ برمي‌آيد: «و» فرمان‌ نيافته‌ بودند با اين‌ دين‌ و قرآن‌ «جز اين‌كه‌ نماز برپا دارند و زكات‌ بپردازند» يعني: فرمان‌ يافته‌ بودندكه‌ نمازها را بر وجهي‌ اقامه‌ كنند كه‌ خداوند(ج)  از آنها خواسته ‌است‌؛ در اوقات ‌آنها و با رعايت‌ آداب‌ و اركان‌ آنها و نيز فرمان‌ يافته‌ بودند كه‌ زكات‌ را در موقع‌ آن‌ بپردازند. حاصل‌ معني‌ اين‌كه: آراسته ‌شدن‌ به‌ اخلاص‌ در عبادت‌، مقتضي ‌وحدت‌ و اتفاق‌ در دين‌ است‌، نه‌ شقاق‌ و افتراق‌ در آن‌ زيرا محمد ص نيز دين‌ حقي‌ را آورده ‌است‌ كه‌ پيامبران‌ پيشين‌ به‌ آن‌ مأمور بوده‌اند پس‌ چرا اهل‌ كتاب‌ راه ‌شقاق‌ و اختلاف‌ در پيش‌ گرفته‌اند؟ «و اين‌ است‌ دين‌ قيم» يعني: اين‌ دين‌ كه ‌پيام‌آور اخلاص‌ در عبادت براي‌ خداوند(ج)، ترك‌ همه‌ معبودات‌ باطل‌ غير از وي‌، اداي‌ نمازها در اوقات‌ آن‌ و پرداخت‌ زكات‌ براي‌ بندگان‌ نيازمند خدا(ج) است‌، تنها دين‌ استوار و پايدار الهي‌ مي‌باشد.
 
