 خود رسانده‌ و در اين‌ ميدان‌ به‌ جايگاه‌هاي‌ بلندي ‌رسيده‌است‌، به‌طوري‌ كه‌ ظاهرش‌ آراسته‌ به‌ صداقت‌ و باطنش‌ در حال‌ مراقبه‌ وحضور است‌. «و» نيز كساني‌ كه‌ از خدا و پيامبر اطاعت‌ كنند، در زمره‌ كساني‌هستند كه‌ حق‌ تعالي‌ برايشان‌ همراهي‌ «شهيدان‌» راه‌ خود «و» همراهي ‌«صالحان‌» يعني‌: صاحبان‌ اعمال‌ شايسته‌ را كه‌ احوالشان‌ به‌ صلاح‌ و سامان‌ آمده‌ و اعمالشان‌ نيكو گشته‌، آماده‌ نموده است‌ «و اينان‌ نيك‌ رفيقاني‌» يعني‌: همرهان ‌و همدماني‌ «هستند». ابن‌كثير مي‌گويد: «معناي‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ كه‌ آن‌حضرت‌ص به‌ هنگام‌ رحلتشان‌ فرمودند، نيز همين‌ است‌: اللهم الرفيق الأعلى‌: بارخدايا! رفيق‌ والاتر و برتر را انتخاب‌ مي‌كنم». همان‌گونه‌ كه‌ از احاديث‌ ديگر نيز بر مي‌آيد؛ هيچ‌ پيامبري‌ نيست‌، جز اين‌ كه‌ در بيماري‌ وفات‌ خويش‌، ميان‌ دنيا وآخرت‌ مخير ساخته‌ شده‌ است‌.
از عائشه‌ رضي‌الله عنها در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود:مردي‌ نزد رسول‌ اكرمص آمد و گفت‌: يا رسول‌ا ! يقينا شما نزد من‌ از خودم‌ محبوبتريد و يقينا شما نزد من‌ از فرزندم‌ محبوبتريد و من‌ چون‌ در خانه‌ خويش ‌هستم‌ و به‌ياد شما مي‌افتم‌، نمي‌توانم‌ بر فراق‌ شما شكيبايي‌ كنم‌، پس‌ از جا برمي‌خيزم‌ و نزد شما مي‌آيم‌ و چون‌ به‌سوي‌ شما مي‌نگرم‌ (دلم‌ آرام‌ مي‌گيرد)، اما هنگامي‌ كه‌ مرگ‌ خود و شما را در پيش‌ نظر مي‌آورم‌، مي‌دانم‌ كه‌ شما چون‌ به‌بهشت‌ درآييد، به‌ مقام‌ و جايگاه‌ والاي‌ خويش‌ همراه‌ انبيا: بالا برده‌ مي‌شويد، ولي‌ اگر من‌ به‌ بهشت‌ درآيم‌، از آن‌ بيم‌ دارم‌ كه‌ شما را نبينم‌! رسول‌ خداص درپاسخ‌ وي‌ چيزي‌ نگفتند تا اين‌ كه‌ جبرئيل‌(ع) فرود آمد و اين‌ آيه‌ را آورد: ﴿‏ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم... ﴾. لذا اين‌ آيه‌ براي‌ تسلي‌ او و امثالش‌ از مؤمنان‌ نازل‌ شد.
 
سوره قارعة  آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ مردم‌ چون‌ پروانه‌هاي‌ پراكنده‌ گردند» فراش: همان‌ حشره‌ پرنده‌ احمق ‌معروفي‌ است‌ كه‌ خود را بر قلب‌ آتش‌ مي‌زند. به‌قولي: تمام‌ حشرات‌ پرنده‌ در معني‌ آن‌ داخل‌اند، مانند پشه‌ و ملخ‌. مبثوث: يعني‌ متفرق‌ و پراكنده‌. اين‌ تشبيهي ‌براي‌ حال‌ مردم‌ در هنگام‌ بيرون ‌آمدنشان‌ از قبرهاست‌ كه‌ از شدت‌ هول‌ و هراس‌ و دهشت‌، دست‌ و پاي‌ خود را گم‌ كرده‌ و حيران‌ و پريشان‌ به‌ هر سويي‌ مي‌دوند تا آن‌كه‌ همه‌ آنها در موقف‌ حساب‌ گردآورده‌ مي‌شوند.
 
	سوره قارعة آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و روزي‌ كه‌ كوهها مانند پشم‌ زده‌ شده‌ رنگين‌ شود» يعني: مانند پشمي‌ كه‌ به ‌رنگهاي‌ مختلف‌ رنگ‌آميزي‌ شده‌ و به‌وسيله‌ حلاجي‌، زده‌ و محلوج‌ گرديده ‌است ‌بدان‌ جهت‌ كه‌ كوهها خرد و درهم‌تكيده‌ و پاشان‌ گشته‌ و ذرات‌ آنها به‌ هوا پراكنده‌ مي‌شود چنان‌ كه‌ در اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ آمده‌ است: (‏ وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ ‏) «تكوير/3» و نيز در اين‌ فرموده‌ وي: (وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيباً مَّهِيلاً ‏) «مزمل/‌14» كه‌ ترجمه‌ و تفسير آنها گذشت‌.
 




سوره قارعة آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ احوال‌ مردم‌ و متفرق‌شدنشان‌ به‌ دو گروه‌ را به‌ اجمال‌ بيان ‌نموده‌ و مي‌فرمايد: «اما هر كس‌ پله‌هاي‌ او سنگين‌ شود» يعني: پله‌ نيكي‌هاي‌ او آنچنان‌ سنگين‌ شود كه‌ بر گناهانش‌ بچربد.
 
	سوره قارعة آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ او در زندگي‌ پسنديده‌اي‌ خواهد بود» يعني: او در زندگي‌اي‌ قرار خواهد داشت‌ كه‌ برايش‌ سخت‌ دل‌پسند و گواراست‌. عيشه: كلمه‌اي‌ است‌ كه‌ جامع‌ تمام‌ نعمتهاي‌ بهشتي‌ مي‌باشد. ابوبكر صديق‌(رض) مي‌گويد: «جز اين‌ نيست‌ كه‌سنگين‌ شدن‌ پله‌ نيكيهاي‌ ايشان‌ به‌وسيله‌ پيرويشان‌ از حق‌ در دنيا و سنگيني‌ و عزت ‌حق‌ در نگاه‌ و باورشان‌ است‌ و به‌ راستي‌ شايسته‌ ترازويي‌ كه‌ جز حق‌ در آن‌ نهاده ‌نمي‌شود، اين‌ است‌ كه‌ سنگين‌ باشد و شايسته‌ ترازويي‌ كه‌ باطل‌ در آن‌ نهاده‌ مي‌شود، اين‌ است‌ كه‌ سبك‌ باشد». مقاتل‌ نيز مي‌گويد: «حق‌ سنگين‌ است‌ و باطل‌ سبك‌».
 
	سوره قارعة آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و اما هر كس‌ پله‌هاي‌ او سبك‌ برآيد» يعني: گناهان‌ و بديهايش‌ بر حسناتش ‌ترجيح‌ پيدا كند، يا حسنات‌ قابل‌ توجهي‌ نداشته ‌باشد.
 
	سوره قارعة آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ مسكن‌ او هاويه» يعني: جهنم‌ «باشد» جايگاهش‌ در دوزخ‌ «ام‌» ناميده ‌شد زيرا او به‌سوي‌ آن‌ چنان‌ جاي‌ مي‌گيرد كه‌ طفل‌ به‌سوي‌ مادرش‌؛ و جهنم‌ هاويه‌ ناميده‌ شد زيرا شخص‌ دوزخي‌ با درنظرداشت‌ گودي‌ و عمق‌ بسيار آن‌ در آن ‌فروافگنده‌ مي‌شود.
 
	 سوره قارعة آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ كه‌ هاويه‌ چيست‌؟» اين‌ استفهام‌ براي‌ برانگيختن‌ هراس‌ و افگندن ‌هول‌ و وحشت‌ با ايجاد اين‌ تصور است‌ كه‌ دوزخ‌ از حد معهود و متعارف‌ خارج‌ مي‌باشد به‌گونه‌اي‌ كه‌ بشر كنه‌ و حقيقت‌ آن‌ را در نمي‌يابد.
سپس‌ حق‌ تعالي‌ خود در تفسير آن‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره قارعة آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ نَارٌ حَامِيَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آتشي‌ است‌ بس‌سوزان» در نهايت‌ سوزندگي‌ و داغي‌ كه‌ گرما و سوزشي‌ فراتر از آن‌ حد قابل ‌تصور نيست‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «نار بني‌ آدم‌ التي‌ توقدون‌ جزء من‌ سبعين‌ جزءا من‌ نار جهنم‌...: آتش‌ فرزندان‌ آدم‌ كه‌ آن‌ را برمي‌افروزيد، جزئي‌ از هفتاد جزء از آتش‌ جهنم‌ است‌...». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «إن‌ أهون‌ أهل‌ النار عذابا: من‌ له‌ نعلان‌، يغلي‌ منها دماغه: بي‌گمان‌ آسانترين‌ اهل‌دوزخ‌ از نظر عذاب‌، كسي‌ است‌ كه‌ داراي‌ دو كفش‌ از آتش‌ است‌، «و سوزش‌آن‌ به‌ حدي‌ است» كه‌ دماغش‌ براثر آن‌ مي‌جوشد».
﴿ سوره‌ قارعه ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (11) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ افتتاح‌ با كلمه‌ «قارعه‌» كه‌ ايجادگر هول‌ و هراس‌ است‌، «قارعه‌» نام‌ گرفت‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ قارعه‌ يكي‌ از نامهاي‌ روز قيامت‌ است‌، مانند «ال