 معه ‌واحد: يتبعه‌ أهله‌ وماله‌ وعمله‌، فيرجع‌ أهله‌ وماله‌ ويبقي‌ عمله: سه‌ چيز مرده‌ را دنبال‌ مي‌كند پس‌ دو چيز برمي‌گردد و يك‌ چيز همراه‌ او باقي‌ مي‌ماند: دنبال‌ مي‌كنند او را خانواده‌، مال‌ و عملش‌ پس‌ خانواده‌ و مالش‌ برمي‌گردند و عملش‌ باقي‌ مي‌ماند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6730.txt">آيه 1‏‏ </a><a class="text" href="w:text:6731.txt">آيه 2‏‏</a><a class="text" href="w:text:6732.txt">آيه 3</a><a class="text" href="w:text:6733.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ عصر ﴾</a></body></html>آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد» دربرابر دشمن‌ سلاح‌ برگيريد و هميشه‌ «بر حذر باشيد» از اين‌ كه‌ دشمنان‌ دين‌، شما را غافلگير نموده‌ و ريشه‌كن‌ سازند، لذا هميشه‌ بيدار، هشيار، مجهز و آماده‌ باشيد «پس‌» بپاخيزيد و براي‌ نبرد با دشمن ‌«رهسپار شويد، گروه‌گروه‌» يعني‌: به‌ دسته‌ها و گروههاي‌ جداگانه‌ متشكل‌، گروهي‌بعد از گروهي‌ و دسته‌اي‌ پس‌ از دسته‌اي‌. اين‌ فرمان؛ شامل‌ دستور جنگ‌ به‌ شيوه ‌چريكي‌ نيز مي‌شود «يا بيرون‌ رويد به‌طور دسته ‌جمعي‌» يعني‌: در تركيب‌ يك‌ سپاه‌ واحد تا اين‌ خروج‌ دسته‌جمعي‌ و انبوه‌ شما، از جهتي‌ بر دشمنتان‌ سخت‌تر وسنگين‌تر باشد و از سوي‌ ديگر، از اين‌ خطر كه‌ دشمن‌ در صورت‌ خروج‌ انفرادي ‌شما را بربايد و از پاي‌ در آورد، ايمن‌ گرديد، پس‌ در حالتي‌ كه‌ به‌خروج ‌دسته‌جمعي‌ براي‌ جهاد احساس‌ نياز مي‌شود، بايد به‌ طور دسته‌ جمعي‌ به‌ جنگ‌دشمن‌ رهسپار شويد، اما اگر به‌ بيرون‌ آمدن‌ به‌طور دسته‌جمعي‌ (نفير عام) نيازي ‌نيست‌ و به‌ ميدان‌ رفتن‌ برخي‌ از شما مي‌تواند پاسخگوي‌ دشمن‌ باشد، اين‌ نيز كافي ‌است‌. ولي‌ به‌ هر حال؛ حقيقتي‌ كه‌ نبايد هيچ‌گاه‌ از آن‌ غفلت‌ كنيد اين‌ است‌ كه‌: خطر كفر جز با جهاد دفع‌ نمي‌شود. چنان‌كه‌ از وقتي‌ مسلمانان‌ فريضه‌ جهاد را فراموش‌ كردند، دشمن‌ بر سرزمين‌هايشان‌ مسلط شد و هر طماعي‌ به‌ داشته‌هايشان ‌چشم‌ طمع‌ دوخت‌ بنابراين‌، ميزان‌ بازگشت‌ به‌ اسلام؛ جهاد در راه‌ خدا(ج) است‌.
 
	 سوره عصر
 
آيه 1‏‏
 وَالْعَصْرِ ‏

‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ عصر» خداي‌ سبحان‌ از آن‌ روي‌ به‌ روزگار سوگند مي‌خورد كه‌ روزگار محمل‌ گذر شب‌ و روز و پياپي‌ آمدن‌ تاريكي‌ها و نور و ظرف‌ رخدادها و اموري‌ در امر قوام‌ يافتن‌ زندگي‌ و مصالح‌ و منافع‌ زندگان‌ است‌ كه‌ روزگار آنها را در بستر خود مي‌پروراند و شكي‌ نيست‌ كه‌ اين‌ امور بر وجود صانع‌ عزوجل‌ و بريگانگي‌ وي‌ دلالت‌ روشني‌ دارند. بنابراين‌، سوگند خوردن‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌روزگار، دليل‌ شرف‌ و اهميت‌ آن‌ است‌، از اين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «لاتسبو الدهر، فإن‌ الله‌ هو الدهر: روزگار را دشنام‌ ندهيد زيرا خداي‌ عزوجل ‌خود (آفريننده) روزگار است‌». اما به‌ قول‌ مقاتل: مراد از «عصر» نماز عصر است‌ از اين‌ جهت‌ بسياري‌ از علما «صلاه‌ وسطي‌» را به‌ نماز عصر تفسير كرده‌اند. بنابراين‌ وجه‌ تفسيري‌، اين‌ سوگند اشاره‌ به‌ آن‌ دارد كه‌ عمر باقي‌ مانده‌ دنيا نسبت ‌به‌ آنچه‌ كه‌ از آن‌ گذشته‌ است‌، مانند وقت‌ باقي‌ مانده‌ در ميان‌ نماز عصر و مغرب ‌است‌ پس‌ بر انسان‌ لازم‌ است‌ تا به‌ تجارتي‌ بي‌زيان‌ مشغول‌ شود زيرا وقت‌ به‌ آخر نزديك‌ شده‌ و جبران‌ مافات‌ ممكن‌ نيست‌. اما ابن‌كثير معني‌ اول‌ را ترجيح ‌داده ‌است‌.
	آيه 2‏‏
 إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ‏

 
‏ترجمه : ‏
جواب‌ سوگند آيه‌ قبل‌ اين‌ است: «كه‌ بي‌گمان‌ انسان‌ در خسر است‌» خسر وخسران: زيانكاري‌، نقصان‌ و از بين‌ رفتن‌ سرمايه‌ است‌. يعني: هر انساني‌ كه‌ به‌تجارت‌ و كار و تلاش‌ مادي‌ و صرف‌ عمر در كارهاي‌ دنيا مشغول‌ است‌، در زيان‌و گمراهي‌ از حق‌ و در معرض‌ نابودي‌ قرار دارد و از اين‌ قاعده‌ هيچ‌ كس‌ مستثني ‌نيست‌، بجز كساني‌ كه‌ در آيه‌ ذيل‌ مورد استثنا قرار گرفته‌اند:
		آيه 3

‏ ‏
‏ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ‏

‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» يعني: مردان‌ و زنان ‌مؤمني‌ كه‌ در ميان‌ ايمان‌ به‌ خدا(ج) و عمل‌ صالح‌ جمع‌ كرده‌اند، در سودند نه‌ در زيان‌ زيرا كارهاي‌ دنيا آنان‌ را به‌ خود مشغول‌ نساخته‌ و براي‌ آخرت‌ خويش‌ عمل‌كرده‌اند «و» مگر كساني‌ كه‌ «همديگر را به‌ حق‌ سفارش‌ كرده‌اند» همان‌ حقي‌ كه‌ بپاخاستن‌ براي‌ آن‌، شايسته‌ و بايسته‌ است‌ و آن‌ عبارت‌ از: ايمان‌ به‌خداي‌ عزوجل‌ و يگانگي‌ وي‌ و انجام‌ دادن‌ همه‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي ‌مشروع‌ كرده‌ است‌ و اجتناب‌ از همه‌ چيزهايي‌ كه‌ او از آنها نهي‌ كرده ‌است‌ «و» مگر كساني‌ كه‌ «همديگر را سفارش‌ كرده‌اند به‌ صبر» و شكيبايي‌ در خود داري‌ از ارتكاب‌ نافرماني‌هاي‌ خداي‌ عزوجل‌، شكيبايي‌ بر انجام‌ فرايض‌ وي‌ و شكيبايي‌ بر مقدرات‌ دردآور وي‌. پس‌ صبر از خصلت‌هاي‌ حقي‌ است‌ كه‌ مؤمنان‌ صالح‌ بايد يك‌ديگر را به‌ آن‌ سفارش‌ كنند و از آنجا كه‌ صبر نسبت‌ به‌ ديگر خصلت‌هاي ‌نيك‌ شرف‌ بيشتري‌ دارد و درجه‌ آن‌ از آنها بالاتر است‌ و نيز از آنجا كه‌ بسياري‌ از بپاخاستگان‌ براي‌ حق‌، مورد دشمني‌ و تعدي‌ قرار مي‌گيرند پس‌ نياز به‌ صبر و شكيبايي‌، نياز ملموس‌ وارستگان‌ مؤمن‌ مي‌باشد. بنابراين‌، آنها بايد يك‌ديگر را به‌ صبر و شكيبايي‌ نيز توصيه‌ و سفارش‌ نمايند. امام‌ رازي‌: مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ حق‌ امري‌ است‌ سنگين‌ كه‌ رنجها و محنت‌ها با آن ‌ملازم‌ و همراهند. از اين‌ جهت‌، خداوند(ج) آن‌ را به‌ سفارش‌ يك‌ديگر به‌ صبر پيوسته‌ گردانيد».
اين‌چنين‌ است‌ كه‌ سوره‌ مباركه‌ «عصر»، راه‌ رستگاري‌ و نجات‌ را در چهار چيز خلاصه‌ مي‌كند؛ ايمان‌، عمل‌ صالح‌، توصيه‌ به‌ حق‌ و توصيه‌ به‌ صبر. اما اسفا كه‌ در عصر ما بسياري‌ از مسلمين‌ دو خصلت‌ اخير را ترك‌ نموده‌ و در دو خصلت‌ اول‌ نيز كوتاهي‌ مي‌ورزند.
﴿ سوره‌ عصر ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (3) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «عصر» ناميده‌ شد كه‌ خداوند(ج) در مطلع‌ آن‌ به‌ عصر يعني‌ روزگار سوگند خورده ‌است‌ به‌ سبب‌ آن‌كه‌ روزگار دربرگيرنده‌ اعجوبه‌هايي‌ است‌؛ مانند شادي‌ و غم‌، سلامتي‌ و بيماري‌، غنا و فقر، عزت‌ و ذلت‌... و نيز به‌ سبب‌ آن‌كه‌ عصر به