‌ اجزايي‌ چون‌ سال‌، ماه‌، روز، ساعت‌، دقيقه‌ و ثانيه‌ منقسم‌ مي‌شود.
فضيلت‌ آن: راويان‌ در بيان‌ فضيلت‌ اين‌ سوره‌ مباركه‌ نقل‌ كرده‌اند: عمرو بن‌ عاص‌ قبل‌ از آن‌كه‌ مسلمان‌ شود، به‌ نمايندگي‌ از مشركان‌ قريش‌ نزد مسليمه‌ كذاب‌ رفت‌. مسليمه‌ از وي‌ پرسيد: در اين‌ مدت‌ ديگر بر رفيق‌ شما چه‌چيزي‌ نازل‌ شده ‌است‌؟! عمروبن‌عاص‌(رض) گفت: بر او سوره‌اي‌ كوتاه‌ اما بسيار بليغ‌ نازل‌ شده‌ است‌. مسليمه‌ گفت: آن‌ سوره‌ چيست‌؟ عمرو خواند: (وَالْعَصْرِ ‏ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ‏‏ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ‏)مسليمه‌ سخت‌ در فكر فرورفت‌ آن‌گاه‌ سر برداشت‌ و گفت: بر من ‌نيز مانند آن‌ نازل‌ شده ‌است‌. عمرو به‌ وي‌ گفت: ممكن‌ است‌ آن‌ را برايم‌ بخواني‌؟ مسليمه‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ كرد و گفت: «يا وبر، يا وبر، و انما انت‌ اذنان‌ و صدر وسائرك‌ حفر نقر ـ اي‌ وبر، اي‌ وبر! تو جز دو گوش‌ و يك‌ سينه چيزي‌ ديگرنيستي‌ زيرا ساير اندامهاي‌ تو گودي‌ و فرورفتگي‌ است‌». سپس‌ رو به‌ عمرو كرد و پرسيد: اي‌ عمرو! اين‌ سوره‌ نازل‌ شده‌ بر من‌ را چگونه‌ مي‌بيني‌؟ عمرو گفت: سوگند به‌ خدا تو خوب‌ مي‌داني‌ كه‌ من‌ خوب‌ مي‌دانم‌ كه‌ تو دروغگو هستي‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «مسليمه‌ كذاب‌ خواست‌ تا به‌ وسيله‌ اين‌ هذيان‌ با قرآن‌ معارضه‌ كند اما حتي‌ پرستشگر بتي‌ را نيز متقاعد و قانع‌ ساخته‌ نتوانست‌». از عبيدالله بن‌حفص‌(رض) روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: «هرگاه‌ دو تن‌ از اصحاب ‌رسول‌ خدا ص با هم‌ ديدار مي‌كردند، از يك‌ديگر جدا نمي‌شدند تا آن‌كه‌ يكي‌ از آنها بر ديگري‌ سوره‌ عصر را تا آخر نمي‌خواند، سپس‌ بر يك‌ديگر سلام‌ مي‌گفتند و از همديگر جدا مي‌شدند». امام‌ شافعي‌(ره) مي‌گويد: «اگر همه‌ مردم‌ در اين ‌سوره‌ تدبر كنند، اين‌ سوره‌ همه‌ آنان‌ را مي‌گنجد». هم‌ او مي‌گويد: «اگر جز اين‌ سوره‌ هيچ‌ سوره‌ ديگري‌ نازل‌ نمي‌شد، يقينا براي‌ مردم‌ كافي‌ و بسنده‌ بود؛ زيرا اين‌ سوره‌ دربرگير تمام‌ علوم‌ قرآني‌ است‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6735.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6736.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6737.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6738.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6739.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6740.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:6741.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:6742.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:6743.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:6744.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ هُمَزه ﴾</a></body></html> سوره هُمَزَة آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«واي‌ بر هر بدگوي‌ عيبجويي» يعني: خواري‌، عذاب‌ و نابودي‌ بر هر عيبجويي ‌باد. همزه: كسي‌ است‌ كه‌ رو در روي‌ كسي‌ به‌ وي‌ طعنه‌ مي‌زند اما لمزه‌ كسي‌ است ‌كه‌ در پشت‌ سر غيبت‌ وي‌ را مي‌كند. به‌قولي‌ ديگر: همزه‌ كسي‌ است‌ كه‌ همنشينان ‌خود را با بدزباني‌ آزار مي‌دهد و لمزه‌ كسي‌ است‌ كه‌ مردم‌ را به‌ اشاره‌ چشم‌ و ابرو، يا به‌ اشاره‌ دست‌ و سر طعنه‌ مي‌زند. در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «شرار عباد الله ‌تعالي‌ المشاؤون‌ بالنميمة‌، المفسدون‌ بين‌ الأحبة: بدترين‌ بندگان‌ خدا(ج)، سخن‌چينان ‌برهم‌ زننده‌ رابطه‌ دوستي‌ در ميان‌ دوستان‌ و عيبجويان‌ اشخاص‌ پاك‌ و بي‌گناه‌اند».
 
	سوره هُمَزَة آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِي جَمَعَ مَالاً وَعَدَّدَهُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همان‌ كه‌ مالي‌ گرد آورد و شماره‌اش‌ كرد» يعني: سبب‌ عيبجويي‌ و طعنه‌ زدن‌آن‌ بدگوي‌ طعنهزن‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ مال‌ گرد آورده‌ خود دلخوش‌، سرمست‌ و مغرور است‌ و مي‌پندارد كه‌ به‌ وسيله‌ اين‌ مال‌ بر ديگران‌ فضل‌ و برتري‌ دارد، از اين‌ جهت‌ ديگران‌ را كوچك‌ و حقير مي‌پندارد.
 
	سوره هُمَزَة آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«مي‌پندارد كه‌ مالش‌ او را جاويد كرده» به‌طوري‌ كه‌ هرگز نمي‌ميرد! پس‌ از بس ‌كه‌ به‌ مال‌ خويش‌ دلخوش‌ و به‌ آن‌ سرمست‌ است‌، نه‌ فكر مرگ‌ به‌ خاطرش‌ خطور مي‌كند و نه‌ به‌ بعد از مرگ‌ مي‌انديشد. به‌قولي: اين‌ آيه‌ تعريض‌ و كنايه‌ از عمل ‌صالح‌ است‌. يعني‌ فقط عمل‌ صالح‌ است‌ كه‌ صاحب‌ خود را در حياتي‌ ابدي ‌جاودان‌ مي‌كند، نه‌ مال‌ و ثروت‌ همچنين‌ علم‌ همراه‌ با عمل‌ است‌ كه‌ صاحب‌ خود را جاودان‌ مي‌كند چنان‌ كه‌ علي(رض) مي‌فرمايد: «مات‌ خزان‌ المال‌ وهم‌ أحياء، والعلماء باقون‌ ما بقي‌ الدهر: گنج‌ سازان‌ مال‌ مردند در حالي‌كه‌ هنوز در قطار زندگان‌ به‌سر مي‌برند اما علما تا آن‌گاه‌ كه‌ روزگار باقي‌ است‌، باقي‌ هستند».
 
	سوره هُمَزَة آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«ولي‌ نه» يعني: كار چنان‌ نيست‌ كه‌ آن‌ انسان‌ غافل‌ طعنه‌زن‌ از خود راضي‌ مغرور مي‌پندارد بلكه‌ «قطعا در حطمه‌ افگنده‌ مي‌شود» يعني: او و مالش‌ بي‌شبهه ‌در آتشي‌ افگنده‌ مي‌شود كه‌ همه‌ چيز را در هم‌ مي‌شكند و خرد و خوار مي‌كند.
 
	سوره هُمَزَة آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ كه‌ حطمه‌ چيست‌؟» استفهام‌ براي‌ تفخيم‌، به‌ تعجب‌افگندن‌ و هولناك‌ معرفي‌ كردن آتش‌ جهنم‌ است‌، گويي‌ آتش‌ خردكننده‌ جهنم‌ از مقولاتي ‌است‌ كه‌ عقل‌ آن‌ را درك‌ نمي‌كند.
سپس‌ خود در تفسير حطمه‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا از ميان‌ شما كسي‌ است‌ كه‌ درنگ‌ و سستي‌ مي‌كند» تبطئه‌: كندي‌، درنگ ‌و تأخير است‌. مراد منافقان‌اند كه‌ هم‌ خود از جهاد باز مي‌نشستند و هم‌ ديگران‌ را از اين‌ امر باز مي‌نشاندند. يعني‌: از جنس‌ شما و از آنان ‌كه‌ در حقيقت‌ از شما نيستند، ولي‌ خود را در جمع‌ شما درآورده‌ و به‌ شما منسوب‌ ساخته‌اند و از روي‌ نفاق‌ در برابر شما اظهار ايمان‌ مي‌كنند، كساني‌ هستند كه‌ مؤمنان‌ را از جهاد سست‌و كند مي‌سازند «پس‌ اگر مصيبتي‌ به‌ شما برسد» چون‌ قتل‌، يا هزيمت‌، يا نابودي‌ مال‌ و ثروت‌ «مي‌گويد» اين‌ منافق‌ «خدا بر من‌ نعمت‌ بخشيد كه‌ با آنان‌ حاضر نبودم‌» در غير آن‌ به‌ من‌ نيز همان‌ مي‌رسيد كه‌ بدانها رسيد! و بدين‌گونه‌ واپسگرايي‌ از جهاد را نعمت‌ خداوند(ج) بر خود مي‌پندارد، در حالي‌كه‌ از اين‌ حقيقت‌ غافل‌ است‌ كه‌ پادا