ش‌ عظيم‌ جهاد و شهادت‌ را از دست‌ داده‌ است‌. اين ‌است‌ منطق‌ و ديدگاه‌ منافقان‌ كه‌ به‌ امور از عينك‌ منافع‌ شخصي‌ خود نگاه ‌مي‌كنند، نه‌ از زاويه‌ تكليف‌ و واجب‌ الهي‌ و همه‌ امور را به‌ مقياس‌ و معيار سود و زيان‌ دنيوي‌شان‌ مي‌سنجند، نه‌ به‌ مقياس‌ طاعت‌ خدا(ج) و در عين ‌حال‌ شناختشان ‌از حق‌ تعالي‌ بسيار ناقص‌ و قاصر است‌ زيرا تصور مي‌كنند كه‌ تخلف‌ و سرپيجي‌ از دستور الهي‌ به‌ همراه‌ نجات‌ از مصايب‌، دليل‌ رضاي‌ الهي‌ است‌، در حالي‌ كه‌ چنين ‌نيست‌.
 
 سوره هُمَزَة آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آتش‌ افروخته‌ الهي‌ است» يعني: حطمه‌ آتش‌ فروزان‌ الهي‌ است‌ كه‌ به‌ فرمان‌ خداي‌ سبحان‌ برافروخته‌ شده ‌است‌.
 
سوره هُمَزَة آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آتشي‌ كه‌ بر دلها غالب‌ شود» يعني: حطمه‌ آتشي‌ است‌ كه‌ گرماي‌ سوزان‌ آن‌ به‌ دلها راه‌ مي‌يابد و بر دلها غالب‌ شده‌ و آن‌ را مي‌پوشاند. دلها را به‌ يادآوري‌ مخصوص‌ كرد در حالي‌ كه‌ آتش‌ تمام‌ وجود آنان‌ را در مي‌پوشاند، از آن‌رو كه ‌دل‌ لطيف‌ترين‌ عضو بدن‌ است‌ و با اندك‌ آزاري‌ درد سختي‌ بر آن‌ عارض ‌مي‌شود، يا از آن‌ روي‌ كه‌ دل‌ محل‌ و جايگاه‌ مقاصد انحرافي‌، نيات‌ پليد، اخلاق ‌و منش‌ بد مانند كبر و كوچك‌ شمردن‌ اهل‌ فضل‌ است‌.
	سوره هُمَزَة آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همانا آن‌ آتش‌ بر آنان‌ تنگاتنگ‌ محيط است» يعني: آتش‌ از همه‌ سو بر دوزخيان ‌فراگير و درهاي‌ آن‌ تماما بر رويشان‌ بسته‌ است‌ پس‌ آنان‌ از همه‌ جهت‌ در تنگناي ‌آن‌ قرار دارند و از آن‌ بيرون‌ آمده‌ نمي‌توانند.
 
	سوره هُمَزَة آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«در ستونهايي‌ بالا بلند» يعني: آنان‌ در احاطه‌ ستونهايي‌ بلند و محكم ‌قرار گرفته‌اند و راه‌ گريزي‌ ندارند. مقاتل‌ مي‌گويد: «درها بر رويشان‌ بسته‌ شده‌، سپس‌ به‌ ميخ‌هاي‌ ستون ‌آسايي‌ از آهن‌ محكم‌ گردانيده‌ شده‌. بنابراين‌، نه‌ دري‌ بر آنان‌ باز مي‌شود و نه‌ نسيمي‌ از آسايش‌ بر آنان‌ مي‌وزد». يا مراد ستونهاي ‌بالا بلندي‌ از آتش‌ است‌.
 ﴿ سوره‌ هُمَزه ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (9) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌ سبب‌ آن‌ «همزه‌» نام‌ گرفت‌ كه‌ با فرموده‌ حق‌تعالي:(‏ وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ‏) افتتاح‌ گرديده‌ است‌. همزه: كسي‌ است‌ كه‌ غيبت‌ و عيجويي‌ مردم‌ را نموده‌ و با سخن‌، يا با فعل‌، يا با اشاره‌ به‌ آنان‌ طعنه‌ مي‌زند.
عطاء، كلبي‌ و سدي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: اين‌ سوره‌ درباره ‌اخنس ‌بن‌ شريق‌ نازل‌ شد كه‌ به‌ عيبجويي‌ و غيبت‌ مردم‌ و بويژه‌ رسول ‌اكرم‌ ص مي‌پرداخت‌. ابوحيان‌ مي‌گويد: «اين‌ سوره‌ بنابر اقوالي‌ درباره‌ اخنس‌بن‌شريق‌، يا عاص‌بن‌وائل‌، يا جميل‌بن‌معمر، يا وليدبن‌مغيره‌، يا اميه‌بن‌خلف‌ نازل‌ گرديد. و ممكن‌ است‌ درباره‌ همه‌ آنها نازل‌ شده‌ باشد ولي‌ حكم‌ آن‌ درباره‌ همه‌ كساني‌ كه‌ به‌ اين‌ اوصاف‌ متصف‌ مي‌باشند، عام‌ است‌ زيرا در نزد اهل‌ تحقيق‌ و اصوليان‌ اين ‌يك‌ قاعده‌ عام‌ و كلي‌ است‌ كه: مخصوص‌ بودن‌ سبب‌، با عام‌ بودن‌ لفظ منافي ‌نيست‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6746.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6747.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6748.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6749.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6750.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:6751.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ فیل ﴾</a></body></html> سوره فيل آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آيا نديدي‌؟» استفهام‌ به‌ معناي‌ اثبات‌ است‌ زيرا همزه‌ استفهام‌ چون‌ بر سر «لم‌» درآيد، به‌ ايجاب‌ تبديل‌ مي‌شود چرا كه‌ «لم‌» حرف‌ نفي‌ است‌ و از آنجا كه ‌استفهام‌ نيز استفهام‌ انكاري‌ مي‌باشد پس‌ نفي‌ بر سر نفي‌ آمده ‌است‌ و چون‌ نفي‌ بر سر نفي‌ بيايد، آن‌ را به‌ ايجاب‌ تبديل‌ مي‌كند. لذا معني‌ اين‌ است: اي‌ محمد ص! تو دانسته‌اي‌. و هرچند آن‌ حضرت‌ ص شاهد واقعه‌ فيل‌ نبودند ولي‌ آثار آن‌ را مشاهده‌ كرده‌ و اخبار آن‌ را نيز به‌ تواتر شنيده‌ بودند پس‌ گويي‌ آن‌ را ديده‌اند. آري‌! آيا نديدي‌ و ندانسته‌اي‌ «كه‌ پروردگارت‌ با اصحاب‌ فيل‌ چه‌ كرد؟» يعني: با پيلداراني‌ كه‌ قصد تخريب‌ كعبه‌ را داشتند. حاصل‌ معني‌ اين‌ است: اي‌ محمد ص! تو و نيز مردم‌ هم‌عصرت‌ داستان‌ اصحاب‌ فيل‌ را ديده‌ يا دانسته‌ايد و از اين‌ حقيقت‌ كه‌ خداوند(ج) با آنان‌ چه‌ كرد، باخبريد پس‌ ديگر چرا قومت‌ ايمان‌ نمي‌آورند؟
آري‌! فرستادن‌ پرندگان‌ ابابيل‌، آيتي‌ اعجازي‌ از آيات‌ الهي‌ و دليل‌ آشكاري ‌بر قدرت‌، علم‌ و حكمت‌ آفريدگار و بر شرف‌ و برتري‌ محمد ص بود. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ پيش‌ فرستادن‌ معجزات‌ قبل‌ از بعثت‌ پيامبر به‌ عنوان‌ اعلام‌ تأسيس‌ نبوت ‌وي‌، جايز است‌ از اين‌ جهت‌ نقل‌ است‌ كه‌ قبل‌ از بعثت‌، ابري‌ نيز همه‌ جا رسول‌ خدا ص را سايه‌باني‌ مي‌كرد.
به‌ اين‌ ترتيب‌، خداي‌ عزوجل‌ به‌ عنوان‌ اعلامي‌ بر نبوت‌ آن‌ حضرت‌ ص ، دشمنان‌ خود را با ضعيف‌ترين‌ لشكريان‌ خويش‌ كه‌ پرندگان‌ كوچك‌اند و عادتا كشنده‌ نمي‌باشند، نابود گردانيد.
	سوره فيل آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«آيا نيرنگشان‌ را بي‌اثر نساخت‌؟» يعني: آيا حق‌ تعالي‌ مكر و نيرنگ‌ اصحاب ‌فيل‌ در تخريب‌ كعبه‌ و روا شمردن‌ تجاوز به‌ حريم‌ اهل‌ آن‌ را تباه‌ و بي‌اثر نگردانيد؟ به‌ طوري‌ كه‌ نه‌ به‌ خانه‌ رسيدند و نه‌ به‌ هدفي‌ كه‌ نيرنگ‌شان‌ را براي‌ آن‌ سازمان‌ داده‌ بودند بلكه‌ خداوند(ج)  هلاك‌شان‌ گردانيد؟ پس‌ اي‌ پيامبر! وقتي ‌قومت‌ اين‌ امر را دانستند، ديگر چرا از فرود آمدن‌ مجازات‌ الهي‌ بر خود بيمناك ‌نيستند درحالي‌كه‌ به‌ رسالتت‌ و كتاب‌ ما كفر مي‌ورزند و مردم‌ را از ايمان‌ بازمي‌دارند؟.
	سوره فيل آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبَابِيلَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و بر سر آنان‌ دسته‌ دسته‌ پرندگاني‌ ابابيل‌ فرستاد» كه‌ پي‌درپي‌، از اينجا و آنجا در گروه‌هايي‌ بر سر آنان‌ بمباران‌ مي‌كردند. نقل‌ است‌ كه‌ آنها پرندگان ‌سياه‌ رنگي‌ بودند كه‌ از جانب‌ دريا آمدند و با هر پرنده‌اي‌ سه‌ سنگ‌ بود؛ دو سنگ ‌در چنگال‌ آن‌ و سنگي‌ در منقار آن‌ پس‌ آن‌ سنگها بر هيچ‌ چي