ت‌. بيضاوي‌ مي‌گويد: «بنابراين‌، در آيه‌ كريمه‌ معني‌ اجازه‌ دادن ‌كفر، يا منع‌ از جهاد وجود ندارد تا اين‌ آيه‌ به‌ آيه‌ قتال‌ منسوخ‌ باشد». زمخشري ‌مي‌گويد: «حاصل‌ معني‌ آيه‌ اين‌ است: من‌ پيامبري‌ هستم‌ كه‌ به‌ سوي‌ شما فرستاده‌ شده‌ام‌ تا شما را به‌ سوي‌ حق‌ و راه‌ نجات‌ فراخوانم‌ پس‌ اكنون‌ كه‌ اين‌ دعوت‌ را از من‌ نپذيرفتيد و مرا درآن‌ پيروي‌ نكرديد، حد اقل‌ مرا به‌ حال‌ خودم‌ واگذاشته‌ و مرا به‌ سوي‌ شرك‌ فرانخوانيد».
امام‌ شافعي(ره) و برخي‌ ديگر از علما با اين‌ آيه‌ كريمه‌ بر يكي ‌بودن‌ ملت‌ كفر استدلال‌ كرده‌ و گفته‌اند: كفار همه‌ يك‌ ملت‌اند بنابراين‌، اگر در ميان‌ آنها پيوند نسبي‌ يا سببي‌اي‌ وجود داشت‌، از همديگر ميراث‌ مي‌برند، مثلا يهودي‌ از نصراني ‌و نصراني‌ از يهودي‌ ميراث‌ مي‌برد. اما امام‌ احدبن‌حنبل‌(ره) و موافقان‌ وي‌ بر آنند كه‌ يهودي‌ از نصراني‌ و نصراني‌ از يهودي‌ ميراث‌ نمي‌برد زيرا در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است: «لايتوارث‌ اهل‌ ملتين‌ شتي: اهل‌ دو آيين‌ مختلف‌ از همديگر ميراث ‌نمي‌برند». امام‌ رازي‌(ره) مي‌گويد: «عادت‌ مردم‌ بر اين‌ جريان‌ يافته‌ كه‌ در هنگام‌ متاركه‌، به‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ تمثيل‌ مي‌كنند و اگر بر يك‌ اصل‌ توافق‌ نكنند، يكي‌ به‌ ديگري‌ مي‌گويد: لكم‌ دينكم‌ ولي‌ دين‌. درحالي‌كه‌ اين‌ تمثيل‌ جايز نيست‌؛ زيرا خداوند(ج) قرآن‌ را براي‌ آن‌ نازل‌ نكرده‌ تا به‌ آن‌ مثل‌ زده‌ شود بلكه‌ قرآن‌ براي ‌تدبر و سپس‌ براي‌ عمل‌ به‌ موجب‌ اين‌ تدبر نازل‌ شده ‌است‌».
﴿ سوره‌ کافرون ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (6) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «كافرون‌» نام‌ گرفت‌ كه‌ خداوند(ج) در آن‌ به‌ پيامبرش‌ حضرت‌ محمد ص دستور داده ‌است‌ تا كافران‌ را به‌ پيامي‌ كه ‌متضمن‌ توحيد و اعلام‌ برائت‌ از شرك‌ و استقلال‌ عبادي‌ مسلمين‌ است‌، مخاطب ‌گرداند. در احاديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ ص اين‌ سوره‌ و سوره‌ (‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‏) را در دو ركعت‌ بعد از طواف‌، در دو ركعت‌ بامداد، در دو ركعت ‌بعد از مغرب‌ و در نماز وتر خوانده‌اند و آن‌ را «ربع‌» قرآن‌ ناميده‌اند. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «هنگامي‌ كه‌ در بستر خوابت ‌جاي‌ گرفتي‌، سوره: (‏ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ‏)  را تا آخر آن‌ بخوان‌ زيرا اين‌ سوره ‌برائتي‌ از شرك‌ است‌».
واحدي‌ نيشابوري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌است: اين‌ سوره‌ درباره‌ گروهي‌ از قريش‌ نازل‌ شد كه‌ نزد رسول‌ خدا ص آمدند و گفتند: اي‌ محمد! به‌ تو پيشنهادي‌ داريم‌؛ بيا تو از دين‌ ما پيروي‌ كن‌ و ما از دين‌ تو پيروي‌ مي‌كنيم‌، به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ تو مدت‌ يكسال‌ خدايان‌ ما را پرستش‌ كن‌ و ما مدت‌ يكسال‌ خداي‌ تو را مي‌پرستيم‌ پس‌ اگر چنان‌ باشد كه‌ آنچه‌ تو به‌ همراه‌ آورده‌اي‌، از آيين‌ و رسم‌ و راه ‌ما بهتر باشد، به‌ اين‌ ترتيب‌ ما در آن‌ با تو مشاركت‌ يافته‌ و بهره‌مان‌ را از آن ‌برگرفته‌ايم‌ اما اگر چنان‌ باشد كه‌ رسم‌ و راه‌ ما از آيين‌ تو بهتر باشد، تو در كار ما شريك‌ گرديده‌ و بهره‌ات‌ را از آن‌ برگرفته‌اي‌! رسول‌ خدا ص فرمودند: پناه‌ بر خداي‌ سبحان‌ كه‌ من‌ ديگري‌ را با وي‌ شريك‌ گردانم‌. همان‌ بود كه‌ خداوند(ج) اين‌ سوره‌ را نازل‌ كرد. پس‌ رسول‌ خدا ص صبحگاه‌ آن‌ به‌ مسجدالحرام‌ رفتند و در حالي‌كه‌ اشراف‌ قريش‌ در آنجا بودند، اين‌ سوره‌ را تا آخر بر آنان‌ خواندند. بعد از آن‌، ديگر قريش‌ از رسول‌ خدا ص مأيوس‌ گرديدند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6779.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6780.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6781.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6782.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ نصر ﴾</a></body></html> سوره نصر آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«چون‌ نصرت‌ الهي‌ و فتح‌ فرارسد» يعني: اي‌ محمد ص! آن‌گاه‌ كه‌ پيروزي‌ الهي‌ برايت‌ عليه‌ دشمنانت‌ قريش‌ به‌ ظهور آيد و مكه‌ بر تو گشوده‌ شود. نصر: عبارت‌ از تأييدي‌ است‌ كه‌ دشمنان‌ با آن‌ مغلوب‌ گرديده‌ و مسلمانان‌ بر آنان‌ برتري ‌پيدا كنند. فتح: گشودن‌ ديار دشمنان‌ و ورود به‌ خانه‌هايشان‌ و نيز گشايش ‌دلهايشان‌ براي‌ پذيرش‌ حق‌ است‌. پس‌ فرق‌ در ميان‌ «نصر» و «فتح‌» اين‌ است‌ كه: نصر همچون‌ سببي‌ براي‌ فتح‌ مي‌باشد، از اين‌ جهت‌ ابتدا نصر ذكر شد و سپس‌ فتح ‌بر آن‌ عطف‌ گرديد.
 
	آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چرا شما در راه‌ خدا و در راه‌ نجات‌ مستضعفين‌ نمي‌جنگيد» كه‌ عبارتند از: «مردان‌ و زنان‌ و كودكان‌» گرفتار در دست‌ كفار «هم‌آنان‌ كه‌ مي‌گويند: پروردگارا! مارا از اين‌ شهري‌ كه‌ مردمش‌ ستم‌ پيشه‌اند، بيرون‌ آر» مراد از شهري‌ كه‌ مردمش‌ ستم‌ پيشه‌اند، شهر مكه‌ است‌ كه‌ در وقت‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ اين ‌چنين‌ بود، ولي‌ خداوند متعال‌ ستم‌ را صراحتا به‌ مكه‌ نسبت‌ نداد؛ به‌خاطر تشريف‌ و تكريم‌ آن‌. اما اين‌وصف‌، بر هر شهر و مكاني‌ كه‌ مردماني‌ ستم‌ پيشه‌ داشته‌ باشد، نيز مصداق‌ دارد «و» آن‌ مستضعفان‌ تحت‌ ستم‌ مي‌گويند: پروردگارا! «براي‌ ما از جانب‌ خويش‌ كارسازي‌ مقرر كن‌ و براي‌ ما از جانب‌ خويش‌ ياوري‌ تعيين‌ فرما» مراد از مستضعفان‌ دراينجا: مؤمناني‌ هستند كه‌ در مكه‌ زير فشار و شكنجه‌ كفار به‌سر برده‌ و از هجرت ‌به‌سوي‌ سرزميني‌ كه‌ در آن‌ زندگي‌ باعزتي‌ داشته‌باشند، عاجز و ناتوان‌ بودند و هم ‌آنانند كه‌ رسول‌ خداص براي‌ ايشان‌ چنين‌ دعا مي‌كردند: «خدايا! وليد بن ‌وليد، سلمه ‌بن‌ هشام‌، عياش‌بن‌ ربيعه‌ و همه‌ مستضعفان‌ از مؤمنان‌ را نجات‌ ده». عبدالله ابن‌ عباس‌(رض) مي‌گويد: «من‌ و مادرم‌ نيز از مستضعفان‌ بوديم».
از آيه‌ كريمه‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌: نجات‌دادن‌ مستضعفان‌ از زير يوغ‌ ستم‌ و اسارت‌ مستكبران‌، از بزرگترين‌ و بارزترين‌ وجوه‌ جهاد در راه‌ خدا(ج) است‌ زيرا «راه‌ خدا» مفهوم‌ عام‌ و كلي‌اي‌ است‌ كه‌ شامل‌ هر امر خيري‌ مي‌شود. و بايد دانست‌ كه‌ هر عصري‌ مستضعفان‌ خويش‌ را دارد، چنان‌كه‌ مستضعفان‌ عصر ما بسيارند، در حالي‌كه‌