ن‌ ترتيب‌، تيره‌هاي‌ قبيله‌ قريش‌ را يكي‌يكي‌ نام‌ بردند) پس‌ همه‌ آنان‌ سراپا گوش ‌گرديدند تا بشنوند كه‌ محمد ص چه‌ سخني‌ به‌ اين‌ پايه‌ از اهميت‌ دارد كه‌ فريادكنان ‌همه‌ را براي‌ آن‌ فراخوانده ‌است‌. سپس‌ خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: آيا اگر به‌ شما خبر بدهم‌ كه‌ سپاهي‌ از سواران‌ از كناره‌ اين‌ كوه‌ بيرون‌ مي‌آيند و بر شما مي‌تازند، آيا مرا تصديق‌ خواهيد كرد؟ همه‌ يكصدا گفتند: ما تاكنون‌ از تو دروغي‌ را تجربه ‌نكرده‌ايم‌ (بلكه‌ تو را به‌ راستگويي‌ مي‌شناسيم). فرمودند: پس‌ اينك‌ من‌ پيشاپيش‌ عذابي‌ سخت‌ شما را از افتادن‌ در آن‌ هشدار مي‌دهم‌. در اين‌ اثنا ابولهب‌ گفت: هلاكت‌ باد بر تو! آيا براي‌ اين‌ كار ما را گردآورده‌اي‌؟! سپس‌ راه‌ خود كشيد و رفت‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد.
طارق‌ محاربي‌ مي‌گويد: «در بازار ذوالمجاز بودم‌ كه‌ بناگاه‌ با جواني‌ تازه‌ سال ‌روبرو شدم‌ كه‌ مي‌گفت: هاي‌ اي‌ مردم‌! لا اله‌ الا الله بگوييد تا رستگار شويد. در اين‌ اثنا ديدم‌ كه‌ مردي‌ از پشت‌ سرش‌ او را به‌ سنگ‌ مي‌زند به‌ طوري‌ كه‌ هر دو ساق‌ و هر دو پاشنه‌ پايش‌ را خون‌آلود كرده‌ است‌ و مي‌گويد: هاي‌ مردم‌! او دروغگوست‌ پس‌ او را باور نكنيد. پرسيدم: اين‌ شخص‌ دعوتگر كيست‌؟ گفتند: محمد است‌؛ مي‌پندارد كه‌ پيامبر مي‌باشد و اين‌ ديگر هم‌ عمويش‌ ابولهب‌ است‌ كه ‌مي‌پندارد او در اين‌ ادعا دروغگوست‌».
 
آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مؤمنان‌ در راه‌ خدا كارزار مي‌كنند» يعني‌: جنگ‌ آنها براي‌ اين‌ هدف‌ و مقصد است‌، نه‌ غير آن‌ از مقاصد «و كافران‌ در راه‌ طاغوت‌» يعني‌: در راه‌ شيطان‌ و آنچه‌كه‌ او در دلهاي‌ مردم‌ مي‌افگند «مي‌جنگند» و بر سر اين‌ راه‌ با هم‌ كارزار مي‌كنند. چون‌ جنگيدن‌ براي‌ نمايش‌ غيرت‌ و فخرفروشي‌، طلب‌ پيروزي‌ به‌ ناروا، برتري‌جويي‌ بر ديگران‌، چپاول‌ اموال‌ مردم‌، انتقام‌گيري‌ به ‌ناحق‌، افتخار به‌ عصبيتها و قوميتها و ديگر كژراهه‌هاي‌ شيطان‌ «پس‌ با ياران‌ شيطان‌ بجنگيد كه‌ كيد شيطان‌» يعني‌: مكر و نيرنگ‌ او و پيروانش‌ از كفار، در نهايت‌ امر «ضعيف‌ است‌» زيرا اين‌ نيرنگ‌، برپايه‌ غروري‌ ميان‌ تهي‌ مبتني‌ است‌ كه‌ هيچ‌ حاصلي‌ ندارد و نيز نيرنگ‌ شيطان‌ از آن ‌جهت‌ ضعيف‌ و بي ‌بنياد است‌ كه‌ در مقابل‌ نصرت‌ خدا(ج) براي‌ مؤمنان‌ قرار دارد.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6791.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:6792.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:6793.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:6794.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:6795.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ اخلاص ﴾</a></body></html>سوره إخلاص آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد ص به‌ آنان «اوست‌ خداي‌ يگانه» يعني: اگر از بيان‌ نسب ‌خداوند متعال‌ سؤال‌ مي‌كنيد، بدانيد كه‌ او خدايي‌ است‌ يگانه‌؛ در ذات‌، صفات‌ و افعال‌ خود و او هيچ‌ همتا، وزير، شبيه‌ و شريكي‌ ندارد.
 
	سوره إخلاص آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ اللَّهُ الصَّمَدُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
و اوست‌  «الله‌ صمد»  صمد: كسي‌ است‌ كه‌ مردم‌ در برآوردن‌ نيازهاي‌ خود به‌ او روي‌ مي‌آورند زيرا او بر برآوردن‌ آنها قادر و تواناست‌. ابن‌عباس‌ رضي الله عنهما مي‌گويد:  صمد، سرور و مولايي‌ است‌ كه‌ در سيادت‌ و آقايي‌ خود به‌ كمال‌ رسيده‌ است‌، شريفي‌ است‌ كه‌ در شرف‌ خود به‌ كمال‌ رسيده‌ است‌، عظيمي‌ است‌ كه‌ در عظمت‌ خود به‌ كمال‌ رسيده ‌است‌، حليمي‌ است‌ كه‌ در حلم‌ و بردباري‌ خود به‌ كمال‌ رسيده ‌است‌، غنيي‌ است‌ كه‌ در غناي‌ خود به‌ كمال ‌رسيده ‌است‌، جباري‌ است‌ كه‌ در جبروت‌ خود به‌ كمال‌ رسيده ‌است‌، عالمي‌ است‌ كه‌ در علم‌ خود به‌ كمال‌ رسيده‌ است‌، حكيمي‌ است‌ كه‌ در حكمت‌ خود به‌ كمال‌ رسيده ‌است‌ و او الله سبحانه‌ و تعالي‌ است‌. صمد صفتي‌ است‌ كه‌ بجز او براي ‌احدي‌ سزاوار نيست‌ و هيچ‌ كس‌ همتاي‌ او نمي‌باشد. زجاج‌ مي‌گويد:  صمد، سرور و آقايي‌ است‌ كه‌ سيادت‌ و آقايي‌ به‌ او انجاميده‌ و بالاتر از او هيچ‌ سرور وسالاري‌ وجود ندارد .
	سوره إخلاص آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«كسي‌ را نزاده‌ و زاده‌ نشده‌ است»‌  يعني: نه‌ از او فرزندي‌ پديد آمده‌ و نه‌ او خود از كسي‌ زاده‌ شده‌ است‌ زيرا چيزي‌ با او مجانست‌ ندارد تا او از جنس‌ خود همسري ‌برگرفته ‌باشد و ـ العياذ بالله‌ ـ از آن‌ دو، فرزندي‌ متولد شده‌ باشد. همچنين‌ توالد نشانه‌ فناء است‌ زيرا توالد و تناسل‌ براي‌ آن‌ انجام‌ مي‌گيرد كه‌ جنس‌ يك‌ چيز بعد از فناي‌ پدر و مادر خود باقي‌ بماند در حالي‌ كه‌ نسبت‌ دادن‌ عدم‌ به‌ سوي‌ حق‌ تعالي ‌در گذشته‌ و آينده‌ مستحيل‌ است‌ لذا حق‌ تعالي‌ پدري‌ ندارد تا به‌ وي‌ نسبت‌ داده ‌شود و فرزنداني‌ نيز ندارد تا به‌ او نسبت‌ داده‌ شوند. قتاده‌ مي‌گويد:  مشركان‌ عرب‌ گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند يهوديان‌ گفتند: عزير پسر خداست‌ و نصاري‌ گفتند: مسيح‌ پسر خداست‌  پس‌ خداوند (ج) همه‌ آنان‌ را تكذيب‌ كرد و فرمود:(‏ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ‏)نه‌ او كسي‌ را زاده‌ است‌ و نه‌ هم‌ خودش‌ از كسي‌ زاده‌ شده ‌است‌.
 
سوره إخلاص آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و هيچ‌ كس‌ او را همتا نيست» يعني: هيچ‌كس‌ با او هم‌ طراز، مساوي‌، همانند و همتا نيست‌ و هيچ‌كس‌ با او در چيزي‌ مشاركت‌ ندارد. بنابراين‌، در اين‌ سوره‌ كريمه:
قيد (احد) عقيده‌ ثنويت‌ و دوگانه‌ پرستي‌ را ابطال‌ مي‌كند.
(‏ اللَّهُ الصَّمَدُ ‏) عقيده‌ كساني‌ را ابطال‌ مي‌كند كه‌ بجز خداوند يكتا به‌ وجود آفريدگار ديگري‌ قايلند چه‌ اگر آفريدگار ديگري‌ وجود مي‌داشت‌، در آن‌ صورت‌ حق‌ تعالي‌ در نيازها و حاجات‌، يگانه‌ مرجع‌ و مقصود خلق‌ نبود.
(‏ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ‏) پندارهاي‌ يهود، نصاري‌ و مشركان‌ را در اين‌ مورد كه‌ براي‌ حق‌تعالي‌ فرزند قائلند، ابطال‌ مي‌كند.
(‏ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ ‏)پندار مشركان‌ را در اين‌ مورد كه‌ بتان‌ را همتايان‌ و شركاي ‌حق‌ تعالي‌ تصور مي‌كردند، ابطال‌ مي‌كند.
امام‌ رازي‌: مي‌گويد:  اين‌ سوره‌ در حق‌ خداوند متعال‌، مانند سوره‌ كوثر در حق‌ پيامبر ص است‌ زيرا طعن‌ مشركان‌ بر پيامبر ص اين‌ 