رسد» اي‌ انسان‌! «از خوبيها» و نعمت‌هاي‌ زندگي‌، چون ‌آسايشها و آرامشها و فراواني‌ها و سلامتي‌... «از جانب‌ خداست‌» و به‌ فضل‌ و رحمت‌ وي‌ زيرا كسي‌ را بر خدا(ج) هيچ‌ حقي‌ نيست‌ «و هر شري‌ كه‌ به‌ تو برسد، ازخود توست‌» يعني‌: هر سختي‌ و بدبختي‌ و بلا و مشقتي‌ كه‌ به‌ تو برسد، آن‌ نيز ازسوي‌ خدا(ج) است‌ ولي‌ به‌ سبب‌ و علتي‌ از جانب‌ خودت‌؛ چون‌ گناهي‌ كه‌ مرتكب‌ آن‌ شده‌اي‌ و به‌ كيفر آن‌، مبتلاي‌ بلا و بدبختي‌ و عذابي‌ گرديده‌اي‌. پس‌اشتباه‌ منافقان‌ دراين‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ آن‌ كه‌ به‌سوي‌ خدا(ج) باز گردند و به‌ طوركلي‌ به‌ او التجا كنند تا خشم‌ و عذاب‌ خويش‌ را از آنان‌ بر دارد، رسول‌ خداص را سبب‌ اين‌ مصيبت‌ها معرفي‌ مي‌كنند، در حالي‌كه‌ رسول‌ خداص رحمتي‌ براي‌جهانيان‌ است‌ «و تو را براي‌ مردم‌ به‌ پيامبري‌ فرستاديم‌» يعني‌: اي‌ محمدص! تو رحمت‌ و نعمتي‌ براي‌ مردم‌ هستي‌، تو از گناه‌ معصوم‌ هستي‌ و تو جز مبلغي‌ براي ‌مردم‌ نيستي‌ بنابراين‌، مقدرات‌ خلايق‌ به‌دست‌ تو نيست‌ تا سود و زيان‌ و خير و شر از سوي‌ تو باشد و چيزي‌ از امر الهي‌ در تصرف‌ تو نيست‌ تا مصائبي‌ كه‌ به‌ آنان ‌مي‌رسد، از جانب‌ تو باشد «و گواه‌ بودن‌ خدا» بر اين‌ حقيقت‌ كه‌ او تو را به‌ رسالت ‌فرستاده‌ است‌ «بس‌ است‌» و او ميان‌ تو و ميان‌ آنان‌ بر اين‌ حقيقت‌ گواه‌ مي‌باشد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:684.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:685.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:686.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:687.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:688.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:689.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:690.txt">آيه  86</a></body></html>آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً ‏
 
‏ترجمه :
«هركس‌ از پيامبر اطاعت‌ كند، در حقيقت‌ از خداوند اطاعت‌ كرده ‌است‌» لذا فرمانبرداري‌ از پيامبرص، در واقع‌ فرمانبرداري‌ از خدا(ج) است‌ زيرا پيامبر جز به ‌آنچه‌ كه‌ خدا(ج) به‌ وي‌ فرمان‌ داده‌ دستور نمي‌دهد و جز از آنچه‌ كه‌ خدا(ج) از آن‌ نهي‌ نموده‌، نهي‌ نمي‌كند، پس‌ اطاعت‌ از مبلغ‌ و پيام‌رسان‌، درواقع‌ اطاعت‌ از آن‌كسي‌ است‌ كه‌ او را به‌ اين‌ مأموريت‌ برانگيخته‌ است‌ و هركس‌ اين‌ حقيقت‌ را درك‌كند، قطعا در نهايت‌ انضباط و اخلاص‌، از رسول‌ خداص اطاعت‌ مي‌كند.
خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ رسول‌خداص فرمان‌بردن‌ از امراي‌ مسلمان‌ را نيز شامل‌ اطاعت‌ از خود گردانيده‌اند، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هركس‌ از من ‌اطاعت‌ كند، در حقيقت‌ از خدا(ج) اطاعت‌ كرده‌ است‌ و هركس‌ از من‌ نافرماني ‌كند، در حقيقت‌ خدا(ج) را نافرماني‌ كرده‌ است‌ و هركس‌ از امير اطاعت‌ كند، درحقيقت‌ از من‌ اطاعت‌ كرده‌ است‌ و هركس‌ امير را نافرماني‌ كند، در حقيقت‌ مرا نافرماني‌ كرده‌است». «و هركس‌ رويگردان‌ شود» يعني‌: از اطاعت‌ تو اعراض‌ كند و سر برتابد، پس‌ او در حقيقت‌ خداي‌ عزوجل‌ را نافرماني‌ كرده‌ است‌ زيرا ما «تو را نگهبان‌ ايشان‌» يعني‌: نگهبان‌ اعمال‌ ايشان‌ «نفرستاده‌ايم‌» بلكه‌ بر عهده‌ تو فقط و فقط تبليغ‌ است‌، نه‌ اين‌ كه‌ دلهايشان‌ را به‌ حق‌ گرويده‌ و باورمند گرداني‌ زيرا اين‌كار در توان‌ تو نيست‌.
  
	آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏

آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ از حال‌ منافقاني‌ خبر مي‌دهد كه‌ در ظاهر امر از خود موافقت‌ و طاعت‌ بروز مي‌دهند، اما در باطن‌، خلاف‌ آن‌ را پنهان‌ مي‌دارند: «ومي‌گويند؛ فرمانبرداريم‌» يعني‌: وقتي‌ نزد تو باشند، مي‌گويند: «سمعا و طاعتا»، كارما فرمانبرداري‌ است‌ «ولي‌ چون‌ از نزد تو بيرون‌ مي‌روند، گروهي‌ از آنان‌ شبانه‌ جز آنچه‌ تو مي‌گويي‌ تدبير مي‌كنند» يعني‌: سخنت‌ را تغيير داده‌ و سخني‌ديگر مي‌انديشند و بر زبان‌ مي‌آورند. يا معني‌ اين‌ است‌: سخنت‌ را در مورد مأموريتي‌كه‌ به‌ آنان‌ سپرده‌اي‌ و ايشان‌ را بر آن‌ گمارده‌اي‌، تحريف‌ و تغيير مي‌دهند «و الله مي‌نويسد» در نامه‌هاي‌ اعمالشان‌ «آنچه‌ را كه‌ شبانه‌ مي‌گويند» تا در برابر آن ‌مجازاتشان‌ كند «پس‌ از آنان‌ روي‌ برتاب‌» يعني‌: آنان‌ را به‌ حال‌ و كار و كردارشان‌ واگذار «و بر خدا توكل‌ كن‌» در كار آنان‌ تا فرصت‌ و مجال‌ انتقام‌ از آنان‌ را فراهم ‌گرداند «و خداوند كارسازي‌ را كافي‌ است‌» براي‌ كساني‌ كه‌ بر وي‌ توكل‌ كنند. بدين‌سان‌ حق‌ تعالي‌ به‌ پيامبرش‌ فرمان‌ مي‌دهد كه‌ در مقابله‌ با اين‌ عمل‌ منافقان‌، توكل‌ را با روي‌ برتافتن‌ از آنان‌ يكجا سازد.
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ عامل‌ اين‌ بيماري‌شان‌ را كه‌ همانا عدم‌ تدبر در كتاب‌ خدا(ج) است‌، بيان‌ داشته‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا در» آيات‌ «قرآن‌ نمي‌انديشند؟» يعني‌: آيا از قرآن‌ روي‌ برتافته‌ و در معاني‌ و مباني‌ آن‌ تأمل‌ و انديشه‌ نمي‌كنند تا به‌ هدف‌ و مرام‌ قرآن‌ پي‌ ببرند؟ بي‌شك‌ اگر آنان‌ ـ چنان‌كه‌ بايد ـ در آن‌ انديشه‌ و تعمق‌ نمايند، به‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌رسند كه‌ در قرآن‌ هيچ‌ اختلاف‌، ناهماهنگي‌ و تعارضي‌ نيست‌ و قطعا در آن‌صورت‌، معناي‌ اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ را كه‌: (همه‌ از جانب‌ خداست) «آيه/‌78»، واين‌ فرموده‌ وي‌: (و آنچه‌ از بدي‌ به‌ تو مي‌رسد، از خود توست) «آيه/‌79»، را مي‌فهمند «و اگر» قرآن‌ «از جانب‌ غير خدا مي‌بود» چنان‌كه‌ كفار مي‌پندارند «قطعا در آن‌ اختلاف‌ بسياري‌ مي‌يافتند» و در آن‌ تفاوت‌ و تناقض‌ فاحش‌ و عدم‌ انطباق‌ با واقع‌ را ملاحظه‌ مي‌كردند زيرا اين‌ عوارض‌ از خصوصيات‌ كلام‌ بشر است‌، بويژه‌ هنگامي‌ كه‌ سخن‌ بشر طولاني‌ شود و گوينده‌اش‌ از امور غيبي‌ خبر دهد؛ قطعا اندك‌ بررسي‌اي‌ در سخنان‌ وي‌ نشان‌ خواهد داد كه‌ درستي‌ و مطابقت‌ با واقع‌، به‌ندرت‌ در آن‌ مشاهده‌ مي‌شود، درحالي‌كه‌ معاني‌ قرآن‌ كريم‌ در همه‌ امور ـ چون ‌توحيد، حلال‌ و حرام‌، خبر دادن‌ از غيب‌... ـ بعضا مكمل‌ و مؤيد بعضي ‌ديگرند. يا معني‌ اين‌ است‌: اگر قرآن‌ از نزد غير خدا(ج) مي‌بود، قطعا آنها از نظر بلاغت‌ و بيان‌ معاني‌، در آ