فر است‌، در وادي‌ كفر سرنگونشان‌ ساخته‌ است‌. بدين‌ جهت‌، از مفاد آيه‌ جوازكشتن‌ آنان‌ برمي‌آيد «آيا مي‌خواهيد كسي‌ را كه‌ خدا در گمراهي‌اش‌ وا نهاده‌، به ‌راه‌ آوريد؟» يعني‌: آيا مي‌خواهيد كسي‌ را در جمله‌ راهيافتگان‌ قراردهيد كه‌ خداوند(ج) او را در كفر و گمراهي‌ نگونسار ساخته‌ و قتلش‌ را جايز شمرده‌ است‌؟ يا معني‌ اين‌ است‌: آيا مي‌خواهيد آنان‌ را راهيافته‌ بناميد، در حالي‌كه‌ خداوند(ج) گمراهي‌شان‌ را آشكار گردانيده‌ است‌؟ اين‌ تعبير، مفيد سرزنش‌ آن‌ گروه‌ از مؤمناني‌ است‌ كه‌ با منافقان‌ به‌ نرمش‌ برخورد مي‌كردند «و حال‌ آن‌ كه‌ هرگز براي‌ كسي‌ كه‌ خداوند در گمراهي‌اش‌ وانهاده‌» به‌ سبب‌ عملكرد ناروايش‌ «راهي‌ به‌سوي ‌هدايت‌ نخواهي‌يافت‌» يعني‌: جستن‌ راه‌ هدايت‌ براي‌ چنين‌ كسي‌، سودي‌ دربرندارد. ممكن‌ است‌ كه‌ از نص‌ آيه‌ فهم‌ ديگري‌ نيز بيرون‌ آيد و آن‌ اين‌ است‌: خداوند(ج) بر هر كس‌ گمراهي‌ را خواسته‌ باشد، تو هرگز براي‌ وي‌ هيچ‌ راهي ‌نمي‌يابي‌، بلكه‌ او در هر راهي‌ سرگردان‌ است‌ و نمي‌تواند هيچ‌ راه‌ روشني‌ را درپيش‌ بگيرد. و اين‌ خود نشانه‌ منافق‌ است‌ كه‌ هميشه‌ در حال‌ تحير، جابجا كردن‌ موضع‌گيري‌ها، تناقض‌ در رفتار و تنش‌ دروني‌ بسر مي‌برد.
 
	آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ دوست‌ دارند كه‌ شما نيز كافر شويد، همان‌گونه‌ كه‌ خودشان‌ كافر شده‌ اند» يعني‌: اين‌ گروه‌ منافق‌، از روي‌ عناد و كفر و درازدستي‌ در گمراهي‌، در آرزوي ‌كافرشدن‌ مؤمنان‌ به‌سر مي‌برند «تا در نتيجه‌» شما و آنها «باهم‌ برابر باشيد» دركفر «پس‌ زنهار، از ميان‌ آنان‌ براي‌ خود دوستاني‌ اختيار نكنيد تا آن‌ كه‌ در راه‌ خدا هجرت‌ كنند» يعني‌: براي‌ هيچ‌كس‌ از آنان‌ يار و پشتيبان‌ نباشيد تا آن‌ كه‌ با هجرت‌، ايمانشان‌ را اثبات‌ كنند زيرا در آغاز اسلام‌، هجرت‌ اعلان‌ عملي‌ مسلمان‌ شدن‌بود، از آن‌ رو كه‌ هجرت‌، موالات‌ عملي‌ با اسلام‌ و مسلمين‌ است‌. آري‌! خداي‌عزوجل‌ ما را از ولايت‌ و دوستي‌ با چنين‌ مردمي‌ نهي‌ نموده‌ است؛ مگر بعد از اين‌ كه‌ در سخن‌ و عمل‌، ولاء و وابستگي‌ كامل‌ خود را به‌ اسلام‌ و اهل‌ اسلام‌ و دار اسلام‌ اثبات‌ كنند «پس‌ اگر روي‌ برتافتند» از ايمان‌ و هجرت‌ «هركجا آنان‌ رايافتيد» يعني‌: بر آنان‌ دست‌ يافتيد «آنان‌ را به‌ اسارت‌ بگيريد و بكشيد و از آنان‌ يار وياوري‌ براي‌ خود نگيريد» يعني‌: نه‌ آنان‌ را ياري‌ كنيد و نه‌ از آنان‌ ياري‌ را بپذيريد. البته‌ اين‌ حكم‌ درباره‌ مردمي‌ است‌ كه‌ ادعاي‌ مسلماني‌ نموده‌، سپس‌ معاندانه‌ به‌ دارحرب‌ پيوستند، نه‌ درباره‌ منافقاني‌ كه‌ با مؤمنان‌ در مدينه‌ يك‌جا ساكن‌ بودند زيرا منافق‌ در داراسلام‌ وضع‌ خاص‌ خود را دارد و كشته‌ نمي‌شود، مگر اين‌ كه‌ نفاق‌ خويش‌ را آشكار كند، يا زمامدار مسلمان‌ (امام) با داشتن‌ گواه‌ و مدرك‌، به‌كشتن‌ وي‌ حكم‌ نمايد. بنابراين‌، حكم‌ اصلي‌ درباره‌ منافقان‌ خارج‌ از داراسلام‌، ياحيطه‌ دولت‌ آن‌، كشتن‌ و عدم‌ يارگيري‌ از آنها و ياري‌ دادن‌ آنهاست‌.
اما اين‌ حالت‌ استثناهايي‌ هم‌ دارد:
 
آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ با قومي‌ كه‌ بين‌ شما و آنها پيماني‌ است‌، پيوند دارند» يعني‌منافقاني‌ را كه‌ از راه‌ «جوار» و «حلف» به‌ قومي‌ مي‌پيوندند كه‌ ميان‌ شما و آنان‌ ميثاق‌ و پيماني‌ است‌، نكشيد زيرا عهد و پيمان‌ شامل‌ آنان‌ نيز مي‌شود. بعضي‌ گفته‌اند: مراد از «پيوند» در اينجا، پيوند نسبي‌ است‌. اين‌ اولين‌ صورت‌ استثنا شده‌ از حكم‌ قتل‌ منافقان‌ خارج‌ از حيطه‌ دار اسلام‌ است‌.
اما صورت‌ دوم‌: «يا نزد شما بيايند درحالي‌كه‌ سينه‌ آنان‌ از جنگيدن‌ با شما ياجنگيدن‌ با قوم‌ خود، به‌تنگ‌ آمده‌است‌» يعني‌: از يك‌سو دلهايشان‌ از جنگيدن‌ با شما به‌تنگ‌ آمده‌ و از جانبي‌ جنگيدن‌ با قومشان‌ به‌نفع‌ شما نيز بر آنان‌ آسان‌ نيست‌، پس‌ دوست‌ ندارند كه‌ در جنگ‌ طرف‌ هيچ‌ جناحي‌ را بگيرند، لذا آنان‌ نيزاز دستور قتال‌ مستثني‌ هستند. ابن‌كثير براي‌ اين‌ گروه‌ مثالي‌ زده‌ و گفته‌ است‌: «نمونه‌ اين‌ گروه‌، جمعي‌ از بني‌هاشم‌ بودند كه‌ در بدر با بي‌ميلي‌ با مشركان‌ همراه‌ شدند ـ همچون‌ حضرت‌ عباس‌ و ديگران‌ ـ هم‌ از اين‌رو بود كه‌ در آن‌ روز رسول‌ خداص از كشتن‌ عباس‌(رض) منع‌ كرده‌ و دستور دادند تا به‌ اسارت‌ گرفته‌شود». «و اگر خدا مي‌خواست‌، قطعا آنان‌ را بر شما مسلط مي‌ساخت‌» براي‌ ابتلا وآزمايش‌ شما، يا براي‌ پاكسازي‌ صف‌ شما، يا به ‌مثابه‌ مجازاتي‌ بر گناهان‌ شما و درآن‌ صورت‌ «حتما با شما مي‌جنگيدند» و موقف‌ بي‌طرفي‌ اختيار نكرده‌، به‌ صف‌كارزار با شما مي‌پيوستند «پس‌ اگر از شما كناره‌گيري‌ كردند و با شما نجنگيدند و با شما طرح‌ صلح‌ افگندند» يعني‌: اگر به‌وسيله‌ عهد و پيماني‌ كه‌ با شما منعقد مي‌كنند،به‌ سازش‌ و كنارگذاشتن‌ جنگ‌ با شما متمايل‌ شدند «پس‌» ديگر «خدا براي‌ شما راهي‌ بر آنان‌ قرار نداده‌است‌» بنابراين‌، نه‌ كشتن‌ آنان‌ بر شما رواست‌ و نه‌ به ‌اسارت‌ درآوردن‌ و چپاول‌ اموالشان‌ زيرا وارد شدن‌ آنها از در تسليم‌، مانع ‌هرنوع‌ تجاوزي‌ بر آنان‌ گشته‌ و اين‌ كار را عليه‌ آنان‌ حرام‌ ساخته‌ است‌.
بنابراين‌، خداي‌ عزوجل‌ مسلمانان‌ را از متعرض‌شدن‌ به‌ جنگ‌ دو گروه‌ زير نهي‌كرد:
1ـ گروهي‌ كه‌ با مسلمانان‌ عهد و پيمان‌ بسته‌ و به‌ عهد و پيمان‌ خويش‌ پايبندند.
2ـ گروهي‌ كه‌ از جنگ‌ با مسلمانان‌ كناره‌گرفته‌ و به‌ بستن‌ عقد صلح‌ و سازش‌ با ايشان‌ مايلند.
 
	آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْ