ي‌اي‌ را پشت‌سر نگذاشته‌ايد، مگر اين‌ كه‌ با شما در آن‌ همراهند. اصحاب‌ گفتند: يارسول‌ الله! درحالي‌كه‌ در مدينه‌ هستند با ما همراهند؟ فرمودند: آري‌! وجود عذرايشان‌ را بازداشته‌ است».
آن‌گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ در بيان‌ برتري‌ مجاهدان‌ بر خانه‌نشينان‌ مي‌فرمايد: «خداوند كساني‌ را كه‌ با مال‌ و جان‌ خود جهاد مي‌كنند، به‌ درجه‌اي‌ بر خانه‌نشينان‌ مزيت‌ بخشيده‌» يعني‌: ياد و نام‌ آنان‌ را بلند گردانيده‌ و با مدح‌ و ثناي‌ خود، به‌ ايشان ‌برتري‌ بخشيده‌ است‌. مراد از درجه‌ برتري‌ دراينجا، برتري‌ آنها بر غير معذوران ‌است‌، چه‌ دارندگان‌ عذر در صورتي‌ كه‌ نيتشان‌ صحيح‌ باشد، درجه‌اي‌ همانند بامجاهدان‌ را دارند ـ چنان‌كه‌ گفتيم‌ «و خداوند همه‌ را» اعم‌ از مجاهدان‌ وخانه‌نشينان‌ را «وعده‌ نيكو داده‌» يعني‌: وعده‌ پاداش‌ نيكو داده‌ كه‌ همانا بهشت ‌است‌ «و خداوند جهادگران‌ را بر جهاد گريزان‌ به‌ پاداشي‌ عظيم‌ برتري‌ داده‌است‌» كه ‌اين‌ پاداش‌ عظيم‌ عبارت‌ است‌ از:
 
	آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درجات‌» و مرتبه‌هايي‌ «بس‌ بزرگ‌ از جانب‌ او» به‌ قولي‌: مراد از درجات‌ در اينجا، همان‌ درجه‌ سابق‌ است‌. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: حق‌ تعالي‌ مجاهدان ‌را بر خانه‌نشينان‌ معذور، به‌ يك‌ درجه‌ برتري‌ داده‌، اما مجاهدان‌ را بر خانه‌نشينان‌ جهادگريز غير معذور، به‌ درجات‌ و مرتبه‌هاي‌ بيشتري‌ برتري‌ بخشيده‌ است‌. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «دربهشت‌ صد درجه‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آنها را براي‌ مجاهدان‌ في‌سبيل‌الله آماده ‌نموده‌ و فاصله‌ ميان‌ هر دو درجه‌، همانند فاصله‌ ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ است». «و» نيز ارزاني‌ داشته‌ است‌ به‌ آنان‌ «آمرزش‌ و بخشايش‌ را و خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» چراكه‌ عذر را مي‌پذيرد و پاداش‌ را ارزاني‌ مي‌دارد.
بايد دانست‌ كه‌ اين‌ آيه‌ بر جهاد فرض‌ كفايي‌ دلالت‌ دارد. جهاد فرض‌ كفايي ‌جهادي‌ است‌ كه‌ اگر تعدادي‌ كافي‌ از مسلمانان‌ به‌ آن‌ بپردازند، مجاهدان‌ به‌ سبب ‌آن‌ از پاداش‌ برخوردار مي‌گردند و خانه‌نشينان‌ هم‌ در نرفتن‌ به‌ آن‌ گنهكار نمي‌شوند، درحالي‌كه‌ اگر جهاد، فرض‌ عين‌ باشد، يا فرض‌ كفايه‌ باشد ولي‌ شمار كافي‌ از مسلمانان‌ بدان‌ نپرداخته‌ باشند، در اين‌ صورت‌، خانه‌نشينان‌ مرتكب‌ گناه ‌عظيمي‌ شده‌اند كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ سزاوار ورود به‌ دوزخ‌ هستند.
اما اين‌ كه‌ چه‌ وقت‌ جهاد فرض‌ عين‌ و چه‌ وقت‌ فرض‌ كفايه‌ است‌؟ پاسخ‌ به‌ اين‌سؤال‌، تفصيلات‌ بسياري‌ دارد، كه‌ اينك‌ برخي‌ از اشكال‌ آن‌ را به‌ اختصار بيان ‌مي‌داريم‌:
1 ـ جهاد فرض‌ عين‌ است‌، اگر امام‌ (زمامدار مسلمانان)، اعلام‌ بسيج‌ عمومي ‌(نفير عام) نمايد.
2 ـ جهاد فرض‌ عين‌ است‌، اگر سرزميني‌ اسلامي‌ مورد تهاجم‌ قرار بگيرد، در اين‌ صورت‌ اگر اهالي‌ آن‌ توان‌ دفاع‌ از خود را نداشتند، فرضيت‌ عيني‌ به‌ همجواران ‌آنان‌ انتقال‌ مي‌يابد و همين‌ طور دايره‌ فرضيت‌ قدم‌به‌قدم‌ گسترده‌تر مي‌شود تا آن‌ كه‌ كل‌ امت‌ را در بر مي‌گيرد.
3 ـ جهاد فرض‌ عين‌ است‌ اگر مرتدان‌ يا كافران‌ بر منطقه‌اي‌ از مناطق‌ مسلمانان ‌مسلط شده‌ باشند.
و اگر همه‌ مسلمانان‌ در امنيت‌ قرار داشته‌ باشند، جهاد فرض‌ كفايه‌ است‌. يعني‌ در اين‌ صورت‌، بايد در راه‌ انتشار دعوت‌ اسلامي‌ با جبهه‌اي‌ از جبهات‌ دار حرب ‌بجنگند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ غزوه‌ بدر نازل‌ شد.
 
آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: در مكه‌ مسلماناني‌ بودند كه‌ به‌ مدينه‌ هجرت ‌نكرده‌ بلكه‌ در ميان‌ كفار باقي‌ مانده‌ بودند، درحالي‌كه‌ كفار مكه‌ آنان‌ را از اظهار اسلام‌ و انجام‌ عبادات‌ و شعائر ديني‌شان‌ بازداشته‌ و چه ‌بسا كه‌ اجبارا آنان‌ را با خود به‌ جنگ‌ عليه‌ مسلمانان‌ مي‌كشاندند و مجاهدان‌ مسلمان‌ بي‌ خبر از اين‌ كه‌ آنها مسلمان‌اند، به‌ قتلشان‌ مي‌رساندند، پس‌ نازل‌ شد: «هرآينه‌ آنان‌ كه‌ فرشتگان‌» يعني‌: ملك‌الموت‌ و همكارانش‌ «جانشان‌ را مي‌گيرند» با قبض‌ ارواحشان‌ «در حالي‌ كه‌ بر خويشتن‌ ستمكار بوده‌اند» با هجرت‌ نكردن‌ از ديار كفر. پس‌ ظلم‌ وستمشان‌ بر خويشتن‌، همزيستي‌ با كفار و ترك‌ فريضه‌ هجرت‌ است‌ «فرشتگان‌ به‌ايشان‌» يعني‌: به‌ اين‌ مسلمانان‌ ستمكار باقي ‌مانده‌ در دار حرب‌ «مي‌گويند: شما در چه‌ حال‌ بوديد؟» اين‌ سؤال‌، سؤالي‌ توبيخي ‌است‌، يعني‌: موقف‌ شما دربرابر دينتان‌ چگونه‌ بود؟ آيا شما با وجود همزيستي‌ با كفار و ترك‌ هجرت‌، اهل‌ ديانت‌ هم ‌بوديد؟! يا معني‌ اين‌ است‌: آيا شما در زمره‌ اصحاب‌ پيامبرص بوديد، يا در زمره‌مشركان‌؟ آنان‌ پوزش‌ خواهانه‌ «پاسخ‌ مي‌دهند: ما در زمين‌ از مستضعفان‌ بوديم‌» كه‌ به‌ اظهار دين‌ و هجرت‌ از سرزمين‌ خويش‌ توانا نبوديم‌. فرشتگان‌ در رد اين‌سخنشان‌ سرزنش‌ كنان‌ «مي‌گويند: مگر زمين‌ خدا وسيع‌ نبود تا در آن‌ مهاجرت‌ كنيد» و خود را از زير بار ستم‌ كفار نجات‌ داده‌ همراه‌ با مسلمين‌ به‌ عبادت‌ خداي ‌عزوجل‌ بپردازيد؟ چرا! شما اين‌ امكان‌ را داشتيد زيرا انسان‌ اگر به‌ كاري‌ تصميم ‌بگيرد، حتما راهكار آن‌ را هم‌ پيدا خواهد كرد. مراد از (ارض) در اينجا، هر مكان‌ و منطقه‌اي‌ از مناطق‌ كره‌ زمين‌ است‌ كه‌ براي‌ هجرت‌ آماده‌ و مناسب‌ باشد، اما مراد از (ارض) اول‌، هر سرزميني‌ است‌ كه‌ هجرت‌ از آن‌ واجب‌ است‌ «پس‌ آن ‌گروه‌ جايشان‌ دوزخ‌ است‌ و چه‌ بدجايي‌ است‌» يعني‌: آن‌ گروه‌ مسكن‌ و مأوايي‌ جز دوزخ‌ ندارند و چه‌ بد جا و چه‌ بد سرانجامي‌ است‌.
پس‌ اين‌ آيه‌، دليل‌ فرضيت‌ هجرت‌ از دار كفر به ‌سوي‌ دار اسلام‌ است‌ براي ‌هر كسي‌ كه‌ به‌ برپاداشتن‌ دين‌ خويش‌ در دار كفر قادر نباشد. ابن‌كثير مي‌گويد: «بر اين‌ امر اجماع‌ وجود دارد». اما اگر به‌ برپاداشت‌ دين‌ خويش‌ در دار كفر قادر بود، آيا باز هم‌ هجرت‌ از دارحرب‌ به‌سوي‌ دار اسلام‌ و از دار ظلم‌ به‌سوي‌ دارعدل‌ و 