ز دار بدعت‌ به‌سوي‌ دار سنت‌ بر وي‌ واجب‌ است‌؟ علما در اين‌ باره‌ بر دو قول‌اند. احناف‌ مي‌گويند: هجرت‌ بر او واجب‌ است‌. و شافعي‌ها مي‌گويند: باقي‌ماندن‌ در دار كفر براي‌ وي‌ مستحب‌ مي‌باشد.
 
	آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر آنان‌ كه‌ حقيقتا مستضعف‌اند از مردان‌ و زنان‌ و كودكان‌» همانند بيماران‌ مزمن ‌و فرودستان‌ ديگري‌ «كه‌ چاره‌جويي‌ نمي‌توانند» در جهت‌ گريز از ديار كفر با توسل ‌به‌ اسباب‌ نجات‌، چرا كه‌ به‌ اين‌ اسباب‌ دسترسي‌ ندارند «و هيچ‌ راهي‌ نمي‌يابند» براي‌ گريز از اين‌ بن‌بست‌. ابن‌عباس‌ك مي‌گفت‌: «من‌ و مادرم‌ از مستضعفان‌ حقيقي‌ بوديم».
 
	آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ فَأُوْلَئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوّاً غَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آن‌ جماعت‌» مستضعفان‌ بيچاره‌ و بي‌وسيله‌ كه‌ در واقع‌ عذري‌ داشته‌اند «باشد كه‌ خدا از ايشان‌ درگذرد» اين‌ وعده‌اي‌ قطعي‌ از سوي‌ حق‌ تعالي‌ به ‌درگذشت‌ از آنان‌ است‌ زيرا كلمه‌ (عسي) هرچند در اصل‌ براي‌ طمع‌ و توقع‌ مي‌باشد، اما هرگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ در چيزي‌ به‌ طمع‌ افگند، آن‌ چيز وجوبا واقع‌مي‌شود، چرا كه‌ وقتي‌ آن‌ ذات‌ كريم‌ بنده‌ خود را به‌ طمع‌ افگند، به‌ وعده‌ خويش ‌وفا مي‌كند «همانا خداوند همواره‌ عفوكننده‌ و آمرزنده‌ است‌» اين‌ تعبير، تأكيدي‌ بر فريضه‌ هجرت‌ از ديار كفر است‌ تا بدانجا كه‌ تارك‌ هجرت‌ به‌ سبب‌ عذر كه‌ هجرت ‌بر وي‌ واجب‌ نيست‌ نيز چنين‌ بپندارد كه‌ ترك‌ هجرت‌ براي‌ وي‌، گناهي‌است‌ كه‌ مي‌بايد از آن‌ طلب‌ عفو و بخشايش‌ كرد.
 
	آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَماً كَثِيراً وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِراً إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ در راه‌ خدا هجرت‌ كند» يعني‌: هجرت‌ وي‌ با قصدي‌ درست‌ و نيتي ‌خالصانه‌ همراه‌ بوده‌ و به‌ چيزي‌ از انگيزه‌ها و شائبه‌هاي‌ دنيوي‌ آلوده‌ نباشد «در زمين‌ اقامتگاههاي‌ فراوان‌ خواهد يافت‌» كه‌ به‌رغم‌ ميل‌ قومي‌ كه‌ از نزدشان‌ هجرت ‌كرده ‌است‌ و به‌ كوري‌ چشم‌ و خاري‌ آنان‌، در آن‌ اقامتگاهها ساكن‌ مي‌شود. مراغم‌: سرزمين‌ هجرت‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ كوري‌ چشم‌ دشمنش‌، راه‌ آن‌ را در پيش‌مي‌گيرد «و» در هجرت‌ خويش‌ «گشايشها» خواهد يافت‌، هم‌ در سرزميني‌ كه ‌به‌سوي‌ آن‌ هجرت‌ مي‌كند و هم‌ در رزق‌ و روزي‌ خويش‌ «و هركه‌ از خانه‌ خود هجرت‌كنان‌ به‌سوي‌ الله و پيامبرش‌ به‌در آيد» و به‌ آنجايي‌ برود كه‌ خدا(ج) ورسولشص دستور داده‌اند «سپس‌ مرگش‌ در رسد» قبل‌ از آن‌ كه‌ به‌ مكاني‌ كه ‌قصد هجرت‌ به‌سوي‌ آن‌ را كرده‌ است‌، برسد «حقا كه‌ پاداش‌» هجرت‌ «او» به‌طور كامل‌ «بر الله ثابت‌ شده‌ است‌» يعني‌: پاداش‌ وي‌ در نزد حق‌ تعالي‌ چنان ‌ثابت‌ شده‌است‌ كه‌ هرگز برگشت‌پذير نيست‌، هرچند كه‌ به‌ دار هجرت‌ هم‌ نرسد «وخدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» به‌ عمل‌ مؤمن‌ مي‌آمرزد و به‌ نيت‌ وي‌ رحم‌ مي‌كند.
علما گفته‌اند: «هر هجرتي‌ براي‌ طلب‌ علم‌، يا حج‌، يا جهاد، يا رفتن‌ شخص‌ به‌ سرزميني‌ با هدف‌ افزودن‌ بر طاعت‌، يا با هدف‌ قناعت‌، يا زهد و طلب‌ روزي ‌پاكيزه؛ هجرت‌ به‌سوي‌ خدا و رسول‌ وي‌ است». اما در اعمال‌، نيت‌ معتبر است‌، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «... هركس‌ هجرت‌ وي‌ به‌سوي‌ الله و رسولش‌باشد، قطعا هجرت‌ وي‌ به‌سوي‌ الله و رسول‌ وي‌ است‌ و هر كس‌ هجرت‌ وي ‌به‌سوي‌ دنيايي‌ باشد كه‌ به‌ آن‌ دست‌ يابد، يا به‌سوي‌ زني‌ باشد كه‌ آن‌ را تزويج‌ كند، پس‌ هجرت‌ وي‌ به‌سوي‌ همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ قصد دستيابي‌ به‌ آن‌ هجرت ‌كرده ‌است».
از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: ضمره‌بن‌ جندب‌(رض) از خانه‌اش‌ هجرت‌كنان‌ به‌در آمد و به‌ قومش‌ گفت‌: مرا بر دوش‌ برداشته‌ از سرزمين‌ شرك‌ به‌سوي‌ رسول‌ خداص بيرون‌ بريد. اما پيش‌ از آن‌ كه‌ نزد رسول‌ خداص برسد، در راه‌ هجرت‌ درگذشت‌. پس‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ وي‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوّاً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ در زمين‌ رهسپار سفر شديد، بر شما گناهي‌ نيست‌ كه‌ نماز را كوتاه‌ سازيد» يعني‌: نمازهاي‌ چهار ركعتي‌ را دو ركعت‌ بخوانيد. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ كوتاه‌ كردن‌ (قصر) نماز بر مسافر واجب‌ نيست‌، بلكه‌ مسافر مخير است‌ كه‌ اگر بخواهد نماز را قصر كند و اگر بخواهد آن‌ را كامل‌ بخواند، چنان‌كه‌ اين‌ مذهب ‌شافعي: است‌. اما در نزد امام‌ ابوحنيفه:، قصر در سفر عزيمت‌ است‌ نه‌رخصت‌، پس‌ قصر در سفر الزامي‌ بوده‌ و كامل‌ خواندن‌ نماز در آن‌ جايز نيست ‌زيرا رسول‌ خداص در تمام‌ سفرهايشان‌ به‌ كوتاه‌خواندن‌ نماز پايبند بوده‌اند و به ‌دليل‌ اين‌ فرموده‌ عمر(رضي الله عنه): «فرض‌ نماز در سفر بر زبان‌ پيامبرتان‌، دو ركعت ‌كامل‌ بدون‌ قصر است»، همچنان‌ اين‌ فرموده‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها: «اولين‌بار كه‌ نماز فرض‌شد، دو ركعت‌ بود، پس‌ اين‌ دو ركعت‌ در سفر تثبيت‌ و در اقامت‌ وحضر برآن‌ افزوده‌ شد». بايد دانست‌ كه‌ سفر مباح ‌كننده‌ قصر در نزد احناف‌ مسيرسه‌ روز راه‌ است‌ كه‌ به‌ مقياس‌ امروزي‌ (96) كيلومتر مي‌شود. بلي‌! نماز را بايد قصر كنيد «اگر مي‌ترسيد كه‌ كافران‌ شما را در بلا مي‌افگنند، چراكه‌ كافران‌ براي‌ شما پيوسته‌ دشمني‌ آشكارند» ظاهر اين‌ آيه‌، مفيد آن‌ است‌ كه‌ قصر در سفر جايز نيست‌، مگر اين‌ كه‌ با خوف‌ فتنه‌ و بلا از سوي‌ كافران‌ همراه‌ باشد و لذا با وجود ايمني‌ از جانب‌ آنان‌، قصر نماز جواز ندارد. ليكن‌ در سنت‌ نبويص به ‌اثبات ‌رسيده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص با وجود ايمن‌ بودن‌ از آزار كفار، نماز را در سفر قصر نمودند بنابراين‌، در نزد اهل‌ سنت‌، خوف‌ و هراس‌ از دشمن‌، شرط جايز بودن‌ قصر نماز در سفر نيست‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:710.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:te