 نيست‌ و اينك‌ وحي‌ آمد و حقيقت‌ را برتو روشن‌ ساخت‌ «و خداوند برتو كتاب‌ نازل‌ كرد» يعني‌: او قواعد و احكام‌ و اموري‌ را ـ در اين‌ آيات‌ و غيرآن‌ ـ در حوزه‌ شريعت‌ تو قرار داد كه‌ دربردارنده‌ خير بسياري‌ است‌ «و» نيز بر تو «حكمت‌» نازل‌ كرد. حكمت‌: سنت‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را بر رسول ‌خويش‌ فرو فرستاد «و به‌ تو آموخت‌ آنچه‌ را» كه‌ قبلا «نمي‌دانستي‌» از احكام‌ وامور «و فضل‌ الهي‌ بر تو بزرگ‌» و بسيار «است‌» زيرا لطف‌ و فضلي‌ بزرگتر از نبوت‌ و نزول‌ وحي‌ نيست‌. خطاب‌ به‌ رسول‌خداص، در واقع‌ خطاب‌ به‌ امتشان‌ نيز هست‌، پس‌ امت‌ رسول‌ خداص اين‌ فضل‌ را از طريق‌ كتاب‌ و سنت‌، از آن‌حضرتص به‌ ارث‌ برده‌اند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:724.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:725.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:726.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:727.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:728.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:729.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:730.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:731.txt">آيه  121</a></body></html>آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در بسياري‌ از نجواهايشان‌ خيري‌ نيست‌» نجوا: رازگويي‌ و مشورت‌ پنهاني‌ در امري‌ از امور به‌طريق‌ درگوشي‌ و پوشيده‌ بين‌ دو يا چند تن‌، غالبا در حضور ديگران‌ است‌، به‌طوري‌كه‌ سوءظن‌ حاضران‌ غيرشنونده‌ را برمي‌انگيزد. پس‌ مراد آيه‌ كريمه‌ اين‌ است‌ كه‌ در اغلب‌ رازگويي‌هاي‌ اين‌چنيني‌ مردم‌، خيري‌ نيست ‌«مگر» رازگويي‌ در امور سه‌گانه‌ زير:
«كسي‌ كه‌» به ‌وسيله‌ نجوا «به‌ صدقه‌ يا معروفي‌ فرمان‌ دهد» معروف‌: لفظ عامي‌است‌  كه‌ شامل‌ تمام‌ انواع‌ نيكوكاري‌ها و امور پسنديده‌ مي‌شود «يا» فرمان‌ دهدبه‌ «اصلاح‌ بين‌ مردم‌» اصلاح‌ بين‌ مردم‌؛ عام‌ است‌ در همه‌ مشاجراتي‌ كه‌ ميان‌ آنان‌ در خونها، آبروها، اموال‌ و ديگر دعواها و مرافعات‌ روي‌ مي‌دهد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «آيا شما را از كاري‌ كه‌ درجه‌آن‌ بهتر از درجه‌ روزه‌ و نماز و زكات‌ است‌ آگاه‌ نگردانم‌ ؟ ياران‌ گفتند: چرا يارسول‌الله! فرمودند: اين‌ كار اصلاح‌ ذات‌ البين‌ است‌ زيرا فساد ذات‌البين‌ تراشنده‌است‌، نمي‌گويم‌ تراشنده‌ موي‌ است؛ بلكه‌ تراشنده‌ دين‌ است». «و هركس‌ براي‌طلب‌ خشنودي‌ الله چنين‌ كند» يعني‌: به‌ اين‌ امور سه‌گانه‌ فرمان‌ دهد «به‌زودي‌ او را پاداش‌ بزرگي‌ خواهيم‌ داد» ولي‌ هركسي كه‌ به‌انگيزه‌ ديگري‌ جز خشنودي‌ الله(ج) ـ همچون‌ انگيزه‌ ريا و رياست‌طلبي‌ ـ به‌ امور يادشده‌ فرمان‌ دهد، نه‌تنها مستحق‌ اين‌ستايش‌ و پاداش‌ نيست‌، بلكه‌ حتي‌ ممكن‌ است‌ از گناه‌ آن‌ هم‌ نجات‌ نيابد زيرا اعمال‌، وابسته‌ به‌ نيت‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ام‌حبيبه‌ رضي‌الله عنها از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «كلام‌ ابن‌ آدم‌ كله‌ عليه‌ لا له‌، الا ذكرالله عزوجل‌، او امر بمعروف‌، اونهي‌ عن‌ منكر: سخن‌ فرزند آدم‌ تماما به‌ زيان‌ اوست‌ نه‌ به‌سود او، بجز ذكر خداي‌ عزوجل‌، يا امر به ‌معروفي‌، يا نهي‌ از منكري».
 
	آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركس‌ پس‌ از آن‌ كه‌ راه‌ هدايت‌ براي‌ او آشكار شد، با پيامبر مشاقه‌ كند» مشاقه‌: در اصل‌ به‌معناي‌ دشمني‌ و مخالفت‌ است‌. يعني‌: هركه‌ با نجواگري‌ در گناه‌ و تجاوز و نافرماني‌ پيامبرص، راه‌ شقاق‌ و مخالفت‌ با ايشان‌ را در پيش‌بگيرد، پس‌ از آن‌ كه‌ راه‌ هدايت‌ بر او روشن‌ و مشخص‌ شده‌ و صدق‌ و صحت ‌رسالت‌ را با براهين‌ قاطعه‌ آن‌ دانسته‌ است‌ «و» هركس‌ «راهي‌ جز راه‌ مسلمانان ‌را» كه‌ همانا پايداري‌ در دين‌ اسلام‌ و تمسك‌ به‌ احكام‌ آن‌ است‌ «پيروي‌ كند» وبا اهل‌ كفر و گمراهي‌ پيوند دوستي‌ برقرار نمايد «او را بدانچه‌ روي‌ خود را بدان‌ سوكرده‌، وا مي‌گذاريم‌» يعني‌: او را به‌ كفار و گمراهان‌ ملحق‌ مي‌كنيم‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ در دنيا انتخاب‌ نموده‌ وا مي‌گذاريم‌ «و به‌ دوزخش‌ مي‌كشانيم‌» يعني‌: در آخرت‌ به‌ او عذاب‌ آتش‌ را مي‌چشانيم‌ «و» دوزخ‌ «چه‌ بازگشتگاه‌ بدي‌ است‌!».
در تفسير «كشف‌الاسرار» خواجه‌ عبدالله انصاري: آمده‌است‌: «مراد از (سبيل‌ مؤمنين) كه‌ در اين‌ آيه‌ بر لزوم‌ پيروي‌ از آن‌ تأكيد شده‌است‌، اجماع‌ اهل‌ حق‌ در هر عصري‌ است». شافعي: نيز اين‌ آيه‌ را بر صحت‌ اجماع‌ دليل‌ گرفته ‌است‌ زيرا عصمت‌ مؤمنان‌ از اين‌ كه‌ بر خطا اجماع‌ و اتفاق‌ كنند، تضمين ‌شده ‌است‌. چنان‌كه‌ رسول‌ خداص در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرمودند: «لا يجتمع‌ امتي ‌علي ‌الضلاله‌: امت‌ من‌ بر گمراهي‌ جمع‌ نمي‌شود».
 
	آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند اين‌ را كه‌ به‌ او شرك‌ آورده ‌شود، نمي‌آمرزد و فروتر از آن‌ را بر هركه‌ بخواهد مي‌آمرزد و هركس‌ به‌ خداوند شرك‌ ورزد، قطعا دچار گمراهي‌ دور و درازي‌ شده ‌است‌» چرا كه‌ او قوانين‌ عقل‌ را معطل‌ ساخته‌، نگرش‌هاي‌ وي‌ فاسد شده‌، روش‌ وي‌ ازجاده‌ اعتدال‌ و استقامت‌ منحرف‌ و سعادت‌ دنيا و آخرت‌ از دستش‌ رفته‌ است‌. تفسير نظير اين‌ آيه‌ در آيه‌ (48) نيز گذشت‌.
 
	آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثاً وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَاناً مَّرِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مشركان‌ بجاي‌ خدا جز بتهاي‌ مادينه‌ را نمي‌پرستند» يعني‌: بتهايي‌ را مي‌خوانند كه‌ به ‌نام‌ دختران‌ نامگذاري‌ كرده‌اند، چون‌ لات‌، عزي‌ و مناه‌. بعضي‌ گفته‌اند: مراد از (اناثا) فرشتگان‌اند زيرا مشركان‌ مي‌گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند. ضحاك‌ مي‌گويد: «مشركان‌ مي‌گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند و ما از آن‌رو آنان‌ را مي‌پرستيم‌ تا ما را به‌ خدا نزديك‌ سازند، بنابر همين‌ ديدگاه‌ بود كه‌ آنها رابه‌ خدايي‌ گرفته‌ و تصاوير و تمثالهايي‌ از دختران‌ براي‌ آنان‌ تراشيدند و زروزيور و گردن‌بند و جواهر بر آنان‌ آويختند و گفتند: اينها شبيه‌ آن‌ دختر