ه‌سوي‌ دين‌ حق‌، كه‌ اسلام‌ است‌. خليل‌: نزديكترين دوستت‌ به‌ توست‌ كه‌ تو او را با محبت‌ و الفت‌ خويش‌ مخصوص‌ مي‌گرداني‌ و او تو را. البته‌ درجه‌ «خلت» برترين‌ مقامات‌ «محبت» است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ابراهيم‌(ع) را در نزد خويش‌ به‌ اين‌مقام‌ برگزيد. ذكر مقام‌ و جايگاه‌ ابراهيم‌(ع) در اينجا، از باب‌ ترغيب‌ در پيروي‌ از آيين‌ وي‌ است‌ زيرا كسي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ او را به‌ دوستي‌ گرفت‌، سزاوار آن ‌است‌ كه‌ از راه‌ و روش‌ وي‌ پيروي‌ شود.
 
	آيه  126
‏متن آيه : ‏
‏ وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ از آن‌ خداست‌» آيه‌ كريمه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ خداوند(ج) ابراهيم‌ را براي‌ اين‌ خليل‌ خويش‌ نگرفت‌ كه‌ به ‌او فخر نمايد و از او نيرو برگيرد، بلكه‌ او را به‌خاطر طاعت‌ وي‌ و به‌ عنوان‌ پاداشي‌براي‌ وي‌ در برابر عبوديت‌ خالصانه‌اش‌، خليل‌ خويش‌ گرفت‌ بنابراين‌، حق‌ تعالي‌به‌ ابراهيم‌(ع) و احدي‌ از خلقش‌ نيازمند نيست‌، چرا كه‌ هر چه‌ در آسمانها و زمين‌است‌ از آن‌ اوست‌ «و خداوند بر همه ‌چيز احاطه‌ دارد» با علم‌ خويش‌ و هيچ‌چيزكوچك‌ و بزرگي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ در حيطه‌ و دايره‌ علم‌ وي‌ است‌ و او بر همه ‌چيز چيره‌ و مسلط است‌ ـ پاكي‌ و ستايش‌ ويژه‌ اوست‌.
 
آيه  127
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو در باب‌ زنان‌ طلب‌ فتوي‌ مي‌كنند» كه‌ با آنان‌ چه‌ نوع‌ رفتار بايد كرد؟ افتاء: روشن‌ ساختن‌ امري‌ مبهم‌ و استفتاء: سؤال‌كردن‌ از حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ در مورد امور مبهم‌ است‌. «بگو: الله به‌ شما در باب‌ زنان‌ فتوي‌ مي‌دهد» يعني‌: در موردآنچه‌ از آن‌ سؤال‌ كرديد، حكم‌ را براي‌ شما بيان‌ مي‌كند «و آنچه‌ خوانده‌ مي‌شود بر شما در كتاب‌» يعني‌: آنچه‌ از قرآن‌ كه‌ در آغاز سوره‌ «نساء» نازل‌ شده‌ است‌.مراد از آن‌ آيه‌: ‏ وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم است؛ «درحق‌ آن‌ زنان‌ يتيمي‌ نازل‌ شده‌ كه‌ حق‌ مقررشان‌ را به‌ ايشان‌ نمي‌دهيد» يعني‌: مفاد آيه ‌سوم‌ اين‌ سوره‌ كه‌ تفسير آن‌ گذشت‌، اين‌ است‌ كه‌: برخي‌ از شما حق‌ دختران‌ يتيم ‌را در مهريه‌ و ميراث‌ به‌ آنان‌ نمي‌پردازيد؛ «و» در عين‌ حال‌ «رغبت‌ مي‌كنيد كه‌ با آنان‌ نكاح‌ كنيد» به ‌سبب‌ زيبايي‌ و جواني‌شان‌، پس‌ چنين‌ نكنيد مگر آن‌ كه‌ مهرآنان‌ را همچون‌ امثالشان‌ كاملا به‌ آنان‌ بپردازيد. يا معني‌ اين‌ است‌: شما از نكاح ‌كردن‌ آنان‌ به‌ سبب‌ زشتي‌ و بدشكلي‌شان‌ روي‌ بر مي‌گردانيد، اما در عين‌ حال‌، نكاح ‌دادن‌ آنان‌ به‌ ديگران‌ را نيز ناخوش‌ مي‌داريد زيرا در آن‌ صورت‌، آن‌ دختر يتيم‌ شوهرش‌ را شريك‌ مالش‌ مي‌گرداند «و» آنچه‌ كه‌ بر شما درباره‌ زنان‌ يتيم‌ ودرباره‌ كودكان‌ مستضعف‌ در آيه‌ (11) سوره‌ «نساء» خوانده‌ شد و آن‌ آيه‌: ﴿‏ يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ...﴾ است‌ «درباره‌ كودكان‌ مستضعف ‌نازل‌ شده‌ است‌» يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اهل‌ جاهليت‌، ميراث‌ زنان‌ و كودكان ‌مستضعف‌ را نمي‌دادند، بلكه‌ فقط به‌ مرداني‌ ميراث‌ مي‌دادند كه‌ آماده‌ جنگ‌ و ديگر امور مهم‌ مي‌بودند، پس‌ حكم‌ پروردگار درباره‌ آنان‌ كه‌ در آغاز سوره‌ نيزگذشت‌: «اين‌ است‌ كه‌ در حق‌ يتيمان‌ به‌ عدل‌ و انصاف‌ رفتار كنيد» و حكام‌ جامعه ‌اسلامي‌ و اولياي‌ ايتام‌، مكلف‌ به‌ رعايت‌ اين‌ حكم‌ هستند. بلي‌! درباره‌ اين ‌استفتايي‌ كه‌ مطرح‌ كرديد، آيات‌ اول‌ سوره‌ پاسخگوي‌ شماست‌.
علامه‌ شاه‌ ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويد: «پاسخ‌ اين‌ استفتا تفصيلي‌ داشت‌، پس‌ حق‌ تعالي‌ بعضي‌ مسائل‌ را به‌ آيات‌ سابقه‌ حواله‌ فرمود و آن‌ مسئله‌ تحريم‌ ظلم‌ بر دختران‌ يتيم‌ است‌ و بعضي‌ را در اينجا جواب‌ داد و آن‌ مسئله‌ نشوز و تحريم‌ ميل ‌كلي‌ به‌ يك‌ زن‌ و اعراض‌ از زن‌ ديگر و اباحت‌ طلاق‌ در صورت‌ ضرورت‌ است‌ ـ كه‌ در آيات‌ بعدي‌ (130 ـ 128) مي‌آيد». «و هر خيري‌ كه‌ انجام‌ دهيد» در رعايت‌ حقوق‌ كساني‌ كه‌ ذكرشان‌ رفت‌ «قطعا خدا به‌ آن‌ داناست‌» و شما را برحسب‌ كاركرد شما پاداش‌ مي‌دهد.
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:740.txt">آيه  128</a><a class="text" href="w:text:741.txt">آيه  129</a><a class="text" href="w:text:742.txt">آيه  130</a><a class="text" href="w:text:743.txt">آيه  131</a><a class="text" href="w:text:744.txt">آيه  132</a><a class="text" href="w:text:745.txt">آيه  133</a><a class="text" href="w:text:746.txt">آيه  134</a></body></html>آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه :
اين‌ فروتنان: «همان‌ كساني‌ هستند كه‌ گمان‌ مي‌كنند» يعني: يقين‌ و باور دارند. اعراب‌ گاهي‌ يقين‌ را نيز گمان‌ مي‌نامند. مجاهد مي‌گويد: «هر ظني‌ در قرآن‌ به‌معناي‌ يقين‌ است‌». آري‌! يقين‌ دارند «كه‌ با پروردگار خود ملاقات‌ خواهند كرد» درروز قيامت‌ «و به‌ سوي‌ او باز خواهند گشت‌» و او پاداششان‌ را به‌ تمام‌ و كمال ‌خواهد پرداخت‌ و از فضل‌ خويش‌ نيز بر آن‌ خواهد افزود.

آيه  128
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر زني‌ از نشوز يا اعراض‌ شوهرش‌ بيمناك‌ باشد» نشوز مرد از زنش‌: دوري‌ گزيدن‌ و بدبردنش‌ از وي‌، ميلش‌ به‌ جدايي‌ از وي‌، بازداشتن‌ نفقه‌ از وي‌ و زدن‌ يا دشنام‌دادن‌ وي‌ است‌. و «اعراض» وي‌ از زنش‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ كبرسن‌، يا زشتي‌ و ناهنجاري‌اي‌ در خلقت‌ يا خلق‌ وي‌، يا به‌ سبب‌ دلتنگي‌ از وي‌ و چشم‌دوختن‌ به‌ ازدواج‌ با زني‌ ديگر، يا غير اين‌ از علل‌، با وي‌ انس‌ و الفت‌ نگيرد و با وي‌ كمتر سخن‌ بگويد «پس‌» اگر چنين‌ بود «بر آن‌ دو گناهي‌ نيست‌ در آن‌ كه ‌صلح‌ آورن