آيه‌ به‌ آن‌ ناطق‌ مي‌باشد، اما اعراض‌ و زبان‌بازي‌ قاضي‌ نيز اين‌ است‌ كه‌: او در جريان‌ دادرسي‌ از يكي‌ از دو طرف‌ دعوي‌ روي ‌گرداند، يا ازسخن‌گفتن‌ با وي‌ سربپيچد. بعضي‌ گفته‌اند: آيه‌ كريمه‌ مخصوص‌ به‌ شهود است ‌زيرا در جاهليت‌ چنان‌ بود كه‌ شخص‌ اگر شهادت‌ حقي‌ درباره‌ پسرعمو يا خويشاوند خويش‌ مي‌داشت‌ و او را فقير و تنگدست‌ مي‌يافت‌، زبانش‌ را از اداي ‌آن‌ شهادت‌ عليه‌ وي‌ درمي‌پيچيد، يا آن‌ شهادت‌ را به‌طور كلي‌ پنهان‌ مي‌كرد تا آن‌گاه‌ كه‌ آن‌ خويشاوند و نزديك‌ وي‌، توانگر شود و دينش‌ را بپردازد. اين‌ بودكه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «بهترين‌ گواهان‌ كسي‌ است‌ كه‌ گواهي‌اش‌ را قبل‌ از آن‌ كه‌ از وي‌ خواسته ‌شود، ادا نمايد».
از آنجا كه‌ ايمان‌ ركن‌ اساسي‌ تقوي‌ است‌ و اين‌ سوره‌ در حقيقت‌ شارح‌ اصل‌ «تقوي» كه‌ در آغاز سوره‌ «بقره» مطرح‌ شد، مي‌باشد بنابراين‌، خداوند متعال‌ مي‌فرمايد:
 
آيه  136
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! به‌ خدا و پيامبر او و كتابي‌ كه‌ بر پيامبرش‌ فروفرستاده ‌ايمان‌ بياوريد» يعني‌: بر ايمانتان‌ ثابت‌قدم‌ بوده‌ و بر آن‌ مداومت‌ ورزيد و آن‌ راپيوسته‌ تجديد نماييد. پس‌ اين‌ دستور، از باب‌ تحصيل‌ حاصل‌ نيست‌، بلكه‌ از باب‌ افزودن‌ بر كمال‌ كامل‌ است‌، چنان‌كه‌ مؤمن‌ در هر نمازي‌ مي‌گويد: اهدنا الصراط المستقيم    : (ما را به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ كن). يعني‌: بر هدايتمان‌ بيفزاي‌ و ما را بر آن‌ بر راه‌ راست‌ ثابت‌قدم‌ نگهدار «و» ايمان‌ آوريد «به‌ كتابهايي‌ كه‌ قبلا نازل ‌كرده ‌است‌» اين‌ دستور، شامل‌ ايمان‌ به‌ همه‌ كتابهاي‌ آسماني‌ مي‌شود. ملاحظه ‌مي‌كنيم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در اينجا پنج‌ ركن‌ از اركان‌ ايمان‌ را ذكر كرد زيرا ركن‌ ششم‌ كه‌ ايمان‌ به‌ قدر حق‌ تعالي‌ است‌، بخشي‌ از مضمون‌ ايمان‌ به‌ خداوند(ج) مي‌باشد «و هركه‌ به‌ الله و به‌ فرشتگان‌ او و كتابهايش‌ و پيامبرانش‌ و روز آخرت‌ كفر ورزد، درحقيقت‌ گمراه‌ شده‌ است‌» از راه‌ راست‌ «به‌ گمراهي‌ دور و درازي‌» زيرا كفر به‌ هر ركني‌ از اركان‌ ايمان‌، كفر به‌ كل‌ آن‌ مي‌باشد، پس‌ چنين‌ كسي‌ هرچه‌ زودتر بايد به‌ راه‌ هدايت‌ برگردد.
 
	آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ بني‌اسرائيل‌! نعمتهايم‌ را كه‌ بر شما ارزاني‌ داشتم، ياد كنيد» با سپاسگزاري‌در برابر آنها. بيان‌ اين‌ نعمتها در آيه‌ (40 ) گذشت‌. يعني: چون‌ اين‌ نعمتها رابه‌ياد آورديد، حق‌ آنها را برپا داريد و به‌ رسول‌ بر انگيخته‌ من‌ ايمان‌ آوريد «واين‌ كه‌ من‌ شما را بر جهانيان‌ برتري‌ دادم‌» به‌ قولي: مراد از جهانيان‌؛ جهانيان‌زمانشان‌ هستند. به‌ قولي‌ ديگر: بني‌ اسرائيل‌ بر تمام‌ جهانيان‌ برتري‌ داده‌ شده‌اند ودليل‌ اين‌ برتري‌ ايشان، وجود انبيايي‌ است‌ كه‌ خداوند (ج)در ميانشان‌ برانگيخت‌. البته‌ اين‌ برتري‌ و فضيلت‌ در زماني‌ بوده‌ كه‌ يهود به‌ همه‌ پيامبران‌ مرسل‌ خدامؤمن‌ بوده‌اند، اما اكنون‌ كه‌ آنها از ايمان‌ به‌ محمد ص سر باز زده‌اند؛ ديگر به‌طورقطع‌ از امت‌ محمدص برتر نيستند زيرا خداوند (ج) در وصف‌ امت‌ محمدص مي‌فرمايد: ‏ كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ(شما بهترين‌ امتي‌ هستيد كه‌ براي‌ مردم‌بيرون‌ آورده‌ شده‌ايد ) «3/110». بنابراين، برتري‌ و فضيلت‌ بني‌ اسرائيل‌ بر غير آنان، نه‌ عام‌ است‌ و نه‌ هميشگي، بلكه‌ از يك‌ جهت‌ محدود به‌ جهانيان‌ زمانشان‌ مي‌باشد و از سويي‌ ديگر، وابسته‌ به‌ ميزان‌ پايبندي‌ آنان‌ به‌ اوامر الهي‌ است‌.
 

آيه  137
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْراً لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ ايمان‌ آوردند، سپس‌ كافر شدند، باز ايمان‌ آوردند، سپس‌ كافر شدند، آن‌گاه‌ بر كفر خود افزودند، هرگز الله آنان‌ را نمي‌آمرزد و هرگز به‌ آنان‌ راهي‌ نمي‌نمايد» زيرا پس‌ از اين‌همه‌ فروروي‌ در لجن‌ كفر و نفاق‌، ديگر از آنها كاملا بعيد است‌ كه‌خود را براي‌ خدا(ج) خالص‌ گردانيده‌ و به‌ او ايماني‌ راستين‌ بياورند، چه‌ اضطراب ‌و كفر مستمر و انكار دائم‌ آنها، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ آنها با دين‌ حق‌ بازي‌ مي‌كنند و در گرويدن‌ به‌ حق‌، نيت‌ درست‌ و تصميم‌ خالصانه‌اي‌ ندارند. اين‌ گروه‌ عبارتند از: منافقان‌ و زنديقان‌، كه‌ چون‌ نزد مسلمانان‌ و تحت‌ اشراف‌ و نظر آنان‌ باشند، ادعاي‌ اسلام‌ مي‌كنند، ولي‌ آن‌گاه‌ كه‌ از نزد مسلمانان‌ بروند، اظهار كفر مي‌نمايند.
افزودن‌ كفر از سوي‌ آنان؛ پايداري‌ آنها بر كفر تا هنگام‌ مرگ‌ است‌. به‌ همين‌ جهت‌ ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «درصورتي‌ بر آنان‌ آمرزيده‌ نمي‌شود كه‌ بر كفر خويش‌ تا دم‌ مرگ‌ استمرار ورزند». در غير آن‌، اگر كافر ايمان‌ آورد و ايمانش‌ را خالص‌ گرداند و از كفر تماما دست‌ بكشد، در اين‌ صورت‌ خداي‌ عزوجل‌ او را به ‌راه‌ راست‌ هدايت‌ نموده‌ است‌ و اسلام‌ ماقبلش‌ را محو مي‌نمايد و ويران‌ مي‌سازد. علي‌(رض) با اين‌ آيه‌ كه‌ در آن‌ كفر بعد از ايمان‌ سه‌ بار ذكر شده‌ است‌، چنين‌استدلال‌ مي‌كند كه‌: مرتد بايد سه‌ بار به‌ توبه‌ فراخوانده‌ شود.
ذكر منافقان‌ بعد از اين‌ آيات‌، مشعر بر آن‌ است‌ كه‌ حال‌ فوق‌ از احوال‌ منافقان ‌است‌:
 
آيه  138
‏متن آيه : ‏
‏ بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«منافقان‌ را بشارت‌ ده‌ كه‌ عذابي‌ دردناك‌ در پيش‌ دارند» بشارت‌ دادن‌ عذاب‌ به ‌منافقان‌، استهزا به‌ آنان‌ است‌ زيرا اين‌ در واقع‌ بيم‌ دادن‌ است‌ نه‌ بشارت‌.
 
	آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ كافران‌ را دوست‌ خود مي‌گيرند» يعني‌: كا