افران‌ بر زيان‌ مؤمنان‌ راه‌ تسلطي‌ قرار نمي‌دهد، مادامي‌ كه‌ آنان ‌پايبند عمل‌ به‌ حق‌ بوده‌ و به‌ باطل‌ راضي‌ نباشند، پس‌ تا زماني‌ كه‌ مؤمنان‌ به‌ شريعت‌ خداوند(ج) عامل‌ بوده‌ و به‌طور بايدوشايد رهرو راه‌ شريعت‌ باشند، حتما حق‌ تعالي‌ كفار و منافقان‌ را سركوب‌ نموده‌ و با برترساختن‌ درجات‌ مؤمنان‌ بر درجات‌ كفار و منافقان‌، كرامت‌ اهل‌ ايمان‌ را نمايان‌ مي‌گرداند.
صاحب‌ تفسيرالمنير و حضرت‌ شاه‌ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويند: «مراد آيه‌ كريمه ‌اين‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) كافران‌ را بر مؤمنان‌ چنان‌ مسلط نمي‌سازد كه‌ اهل‌ اسلام‌ را به ‌كلي‌ مستأصل‌ و ريشه‌كن‌ ساخته‌ و شوكت‌ و دولت‌ آنها را تماما از بين‌ ببرند بنابراين‌، آيه‌ كريمه‌ پاسخي‌ است‌ به‌ منافقاني‌ كه‌ به‌ انتظار زوال‌ و نابودي‌ كامل‌ دولت‌ مؤمنان‌ بودند و با كفار از آن‌رو سازش‌ و همكاري‌ مي‌كردند كه‌ ـ به‌ پندارخام‌ خود ـ در هنگام‌ ريشه‌كن ‌شدن‌ مؤمنان‌، از پايمال ‌شدن‌ بيمناك‌ بودند».
 
	آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«منافقان‌ با خدا نيرنگ‌ مي‌كنند» با آشكارساختن‌ ايمان‌ و پنهان‌ داشتن‌ كفر. يامعني‌ اين‌ است‌: منافقان‌ به‌ دوستان‌ خدا(ج) نيرنگ‌ مي‌زنند. پس‌ به‌ اين‌ معني‌، حق‌ تعالي‌ فريب‌بازي‌ با دوستانش‌ را ـ به‌ عنوان‌ گراميداشتي‌ براي‌ مؤمنان‌ ـ فريب‌بازي‌ با خود معرفي‌ كرد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است‌: «هركس‌ دوست‌ مرا آزار داد، بي‌گمان‌ مرا آزار داده‌ است». «و حال‌ آن‌ كه‌ خداوند به‌ آنان‌ نيرنگ‌ مي‌زند» يعني‌: خداوند متعال‌ با آنان‌ چون‌ نيرنگ‌زننده‌اي‌ رفتارمي‌كند، بدين‌گونه‌ كه‌ آنان‌ را در دنيا بر همان‌ حال‌ تظاهر به‌ اسلام‌ وا مي‌گذارد تا بدين‌وسيله‌ خونها و اموالشان‌ از تعرض‌ مصون‌ بماند و عذابشان‌ را به‌ سراي‌ آخرت ‌محول‌ كرده‌ و دربرابر نيرنگشان‌، درك‌ اسفل‌ از دوزخ‌ را جايگاهشان‌ مي‌گرداند «و چون‌ منافقان‌ به‌سوي‌ نماز برخيزند، با كسالت‌ بر مي‌خيزند» پس‌ درحالي‌ نمازمي‌خوانند كه‌ كاهل‌، كسل‌، دلمرده‌ و گرانبارند، نه‌ به‌ ثوابي‌ اميدوارند و نه‌ از عذابي‌ بيمناك‌ و «با مردم‌ ريا مي‌كنند» ريا: نماياندن‌ كار و رفتاري‌ پسنديده‌ و زيبا به‌ منظور نمايش‌ دادن‌ به‌ مردم‌ است‌، نه‌ به‌ منظور پيروي‌ از امر خدا(جل جلاله). درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هركس‌ نماز را در جايي‌ كه‌ مردم‌ او را مي‌بينند، نيكوبخواند، اما در خلوت‌ كه‌ كسي‌ او را نمي‌بيند، آن‌ را سرسري‌ از سر بگذراند، اين‌توهيني‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ بر پروردگار عزوجل‌ اهانت‌ روا داشته‌ است». «و يادنمي‌كنند» منافقان‌ «الله را جز اندكي‌» يعني‌: نماز نمي‌خوانند مگر اندكي‌ زيرا منافقان‌ اصلا دور از ديدگان‌ مردم‌ نماز نمي‌خوانند. يا معني‌ اين‌ است‌: منافقان ‌خدا(ج) را به‌ تسبيح‌ و تهليل‌ ـ جز به‌ طور اندك‌ و نادر ـ ذكر نمي‌گويند و اگر اين ‌ذكر اندك‌ هم‌ خالصانه‌ براي‌ خدا(ج) بود؛ قطعا بسيار بود، ولي‌ اين‌ هم‌ خالصانه ‌نيست‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در وصف‌ نماز منافق‌ فرمودند: «اين‌ نماز منافق‌ است‌، اين‌ نماز منافق‌ است‌، اين‌ نماز منافق‌ است‌: منتظر آفتاب ‌مي‌ماند تا چون‌ آفتاب‌ در ميان‌ دو شاخ‌ شيطان‌ قرار گرفت‌ (يعني ‌در شرف‌ غروب ‌بود)، برمي‌خيزد، پس‌ چهار منقار مي‌زند و در آن‌ خدا(ج) را جز اندكي‌ ياد نمي‌كند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «سنگين‌ترين‌ نمازها برمنافقان ‌نماز عشاء و نماز بامداد است‌ و اگر آنها مي‌دانستند كه‌ در اين‌ دو نماز چه‌ پاداشي‌است‌، حتما به‌ اين‌ دو نماز مي‌آمدند، هرچند به‌ حالت‌ سينه‌خيز ـ يعني‌ بر روي ‌زانو و شكم‌ خويش‌...».
 
آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَؤُلاء وَلاَ إِلَى هَؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در ميان‌ اين‌ و آن‌ مترددند» يعني‌: منافقان‌ در كار خويش‌ ميان‌ مؤمنان‌ و مشركان‌ و ميان‌ كفر و ايمان‌، متردد و دودل‌اند، نه‌ ايماني‌ خالصانه‌ مي‌آورند و نه‌ صراحتا به‌ كفر مي‌پيوندند «و هركه‌ را خدا گمراه‌ كند» يعني‌: هركه‌ را خداوند(ج) خوار سازد و توفيق‌ را از وي‌ سلب‌ نمايد «پس‌ هرگز راهي‌ براي‌ او نخواهي‌ يافت‌» يعني‌: راهي‌ كه‌ او را به‌ حق‌ برساند، يا اصلا براي‌ او هيچ‌ راهي‌ نخواهي‌ يافت؛ بلكه‌ او هر روز در راهي‌ است‌ و هيچ‌ ثبات‌ و استقراري‌ ندارد.
 
	آيه  144
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَاناً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! كافران‌ را دوست‌ نگيريد» يعني‌: كافران‌ را از خواص‌ و نزديكان ‌خويش‌ نگردانيد و با آنان‌ رابطه‌ دوستي‌ برقرار نسازيد «بجاي‌» برادرانتان‌ از «مؤمنان‌» چنان‌كه‌ منافقان‌ چنين‌ كردند «آيا مي‌خواهيد در پيشگاه‌ خداوند براي‌ خود حجتي‌ روشن‌» و الزام‌آور «قرار دهيد» كه‌ شما را به‌سبب‌ اين‌ حجت‌، يعني ‌موالات‌ و دوستي‌ با كافران‌، عذاب‌ كند؟ ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «سلطان» درقرآن‌ همه‌جا به‌ معناي‌ حجت‌ است‌.
 
	آيه  145
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ منافقان‌ در درك‌ اسفل‌ جهنم‌اند» درك‌: فروترين‌ پله‌ و طبقه‌ است‌ و به ‌آنچه‌ در بالا قرار دارد، «درج» گفته‌ مي‌شود. يعني‌: درجه‌ در بلندي‌ به ‌كار مي‌رود و «درك» در پاييني‌. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ دوزخ‌ داراي‌ هفت‌ طبقه‌ است‌ و منافق‌ در فروترين‌ طبقه‌ آن‌ كه‌ «هاويه» ناميده‌ مي‌شود، قرار دارد «و هرگز براي‌آنان‌ هيچ‌ ياوري‌ نخواهي‌ يافت‌» كه‌ از اين‌ درك‌ اسفل‌ نجاتشان‌ دهد. عبدالله بن‌مسعود(رض) مي‌گويد: «منافقان‌ در درك‌ اسفل‌ در صندوقهاي‌ سربسته‌اي‌ ازآتش‌ قرا دارند». دليل‌ سخت‌تر بودن‌ عذاب‌ منافق‌ از كافر اين‌ است‌ كه‌:
1ـ منافق‌ در دنيا از شمشير مسلمانان‌ در امان‌ مانده‌ است‌، پس‌ عدالت‌ ايجاب ‌مي‌كند كه‌ در آخرت‌ تاوان‌ آن‌ را بازپس‌ دهد.
2ـ علاوه‌ براين‌ كه‌ منافق‌ در كفر خود همانند كافر است‌، اسلام‌ و مسلمين‌ را هم‌ به‌ ريشخند گرفته