مام‌ در ناسوت‌ و لاهوت‌ وي‌ انجام‌ شده‌. پس‌ آنها «از حال‌ او در شكند» و در تردد و سردرگمي‌، در اين‌ شك‌ و ترديدشان‌ دست ‌و پا زده‌ و در جهل‌ خويش‌ سرگردان‌ و متحيرند «و هيچ‌ علمي‌ بدان‌ ندارند، فقط از حدس‌ و گمان ‌پيروي‌ مي‌كنند» يعني‌: آنان‌ به‌ حال‌ مسيح‌ علمي‌ قاطع‌ ندارند بلكه‌ فقط از گمانشان ‌پيروي‌ مي‌كنند و از اين‌رو مضطرب‌ و مترددند «و او را به‌ يقين‌ نكشته‌اند» يعني‌: كشتن‌ وي‌ در نزدشان‌ يقيني‌ نيست‌ بلكه‌ امري‌ مشكوك‌ و موهوم‌ است‌. يا معني‌ اين‌است‌: قطعا و يقينا او را نكشته‌اند.
 
	آيه  158
‏متن آيه : ‏
‏ بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ خدا او را به‌سوي‌ خود بالا برد» بيان‌ بالا بردن‌ عيسي‌(ع) به‌ آسمان‌ در سوره ‌«آل‌ عمران/‌55» گذشت‌. در روايت‌ ابن‌عباس‌(رض) آمده‌است‌: «آن‌گاه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اراده‌ بالابردن‌ عيسي‌ را كرد... عيسي‌(ع) به‌ يارانش‌ كه‌ دوازده‌ تن‌ از حواريون‌ بودند، گفت‌: كداميك‌ از شما حاضر است‌ تا شباهت‌ من‌ در وي‌ افگنده ‌شده‌ و بجايم‌ كشته‌ شود و به‌پاداش‌ اين‌ كار، در عين‌ درجه‌ و مرتبه‌ام‌ (در بهشت) همراه‌ من‌ باشد؟ پس‌ تازه‌جواني‌ از كم‌ سن‌وسال‌ترين‌ ايشان‌ برخاست‌ و داوطلب ‌اين‌ كار شد... آن‌گاه‌ شباهت‌ عيسي‌(ع) در وي‌ افگنده‌ شد و عيسي‌(ع) از روزنه‌اي‌ كه‌ در آن‌ خانه‌ بود، به‌سوي‌ آسمان‌ بركشيده‌ شد. يهوديان‌ كه‌ خانه‌ را در محاصره‌ خود داشتند، به‌طلب‌ وي‌ به‌ خانه‌ درآمدند و شبيه‌ وي‌ را گرفته‌ به‌ قتلش‌ رساندند، سپس‌ بر دارش‌ آويختند...». «و خدا غالب‌ و حكيم‌ است‌» غالب‌ و تواناست؛ پس ‌هر كس‌ كه‌ به‌ آستانش‌ التجا نمايد، بي‌پناه‌ نمي‌ماند، با حكمت‌ است؛ در تمام‌آنچه‌ كه‌ مي‌آفريند يا انجام‌ مي‌دهد و از جمله‌ در امر بالابردن‌ عيسي‌.
 
آيه  159
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از اهل‌ كتاب‌ كسي‌ نيست‌، مگر آن‌ كه‌ پيش‌ از مرگ‌ خود حتما به‌ او ايمان ‌مي‌آورد» يعني‌: هيچ‌ يهودي‌ يا نصراني‌اي‌ نمي‌ميرد، مگر اين‌ كه‌ به‌ مسيح‌ ايمان ‌آورده‌ باشد. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: عيسي‌(ع) نمي‌ميرد مگر اين‌ كه‌ تمام‌ اهل‌كتاب‌ در عصر وي‌ ـ آخرالزمان‌ ـ به‌ او ايمان‌ مي‌آورند. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين ‌است‌: گروه‌هايي‌ از اهل‌ كتاب‌ در زمان‌ برانگيختن‌ عيسي‌(ع) در آخرالزمان‌، او را درمي‌يابند و به‌ او ايمان‌ مي‌آورند. پس‌ مراد؛ ايمان‌ آوردن‌ به‌ وي‌ در هنگام‌ فرودآمدنش‌ از آسمان‌ در آخرالزمان‌ است‌ چنان‌كه‌ احاديث‌ زيادي‌ در اين‌ باره‌ نقل‌ شده‌ و قول‌ راجح‌ نيز همين‌ است‌. خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌ امت ‌اسلام‌ برفرودآمدن‌ عيسي‌(ع) از آسمان‌ در آخرالزمان‌ اجماع‌ دارند و از رسول‌ خداص بيشتر از هفتاد حديث‌ و از صحابه‌ كرام‌ بيشتر از چهل‌ اثر در اين‌ باره‌ وارد شده‌است. [11] نصاري‌ نيز بر همين‌ عقيده‌اند و از كتابهاي‌ يهود نيز اين‌ استنباط برمي‌آيد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول ‌اكرم‌ص فرمودند: «فرزند مريم‌ به‌ عنوان‌ حاكمي‌ عادل‌ در ميان‌ شما فرود مي‌آيد، صليب‌ رامي‌شكند، خوك‌ (دجال) را مي‌كشد، جزيه‌ را وضع‌ مي‌كند، مردم‌ را به‌ سوي ‌اسلام‌ فرامي‌خواند و خداي‌ عزوجل‌ در زمان‌ وي‌ تمام‌ ملل‌ ـ بجز ملت‌ اسلام‌ ـ را هلاك‌ مي‌گرداند... سپس‌ در روي‌ زمين‌ امنيت‌ عام‌ و تام‌ برپا مي‌شود... و عيسي‌چهل‌ سال‌ زندگي‌ مي‌كند، آن‌گاه‌ مي‌ميرد و مسلمانان‌ بر وي‌ نماز جنازه‌ مي‌گزارند...». «و روز قيامت‌ او» يعني‌: عيسي‌(ع) «بر آنان‌» يعني‌: بر اهل‌ كتاب ‌«گواه‌ است‌» عليه‌ يهود شهادت‌ مي‌دهد كه‌ او را تكذيب‌ كرده‌اند و عليه‌ نصاري ‌شهادت‌ مي‌دهد كه‌ در وي‌ غلو و افراط كرده‌اند تا بدانجا كه‌ گفتند: او فرزند خداست‌. همچنين‌ عيسي‌(ع) در حق‌ كساني‌ كه‌ حقيقتا به‌ او ايمان‌ آورده‌اند، گواهي‌ مي‌دهد.
 
[11] عبدالحي‌ لكنوي‌ در اين‌ باره‌، كتابي‌ به‌نام‌: «التواتر الصريح‌ في‌ نزول‌ المسيح‌» تأليف‌ نموده‌ است‌، كسي‌ كه‌ خواهان‌ تحقيق‌ در اين‌ موضوع‌ است‌، به‌ آن‌ كتاب‌ مراجعه‌ كند.آيه  160
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌ سزاي‌ ستمي‌ كه‌ از يهوديان‌ سر زد» كه‌ اين‌ ستم‌ بزرگ‌ عبارت‌ از: جرايم‌ متعدد آنهاست‌، همان‌ جرايم‌ و جناياتي‌ كه‌ در آيات‌ سابق‌ برشمرده‌ شد، «و» نيز «به‌سبب‌ اين‌ كه‌ آنان‌» خود و ديگران‌ «بسياري‌ را از راه‌ خدا بازداشتند» باجلوگيري‌ از پيروي‌ محمدص، تحريف‌ كتاب‌ خدا، كشتن‌ انبيا‡ و ديگرگناهان ‌معروفي‌ كه‌ از آنان‌ سرزد. آري‌! به‌ همه‌ اين‌ اسباب‌: «چيزهاي‌ پاكيزه‌اي‌ را كه‌ برآنان‌ حلال‌ بود، حرام‌ كرديم‌» نه‌ به‌سبب‌ ديگري‌ پس‌ اين‌ پندارشان‌ نادرست‌ است‌ كه‌اين‌ محرمات‌ بر پيشينيانشان‌ نيز حرام‌ بوده ‌است‌.
خداي‌ سبحان‌ چيزهاي‌ پاكيزه‌اي‌ را كه‌ بر آنان‌ حرام‌ شد، در آيه‌: ﴿‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ ...﴾  «انعام/‌146» بيان‌ نموده‌ است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «ممكن‌ است‌ اين‌ تحريم‌، تحريم‌ قدري‌ باشد، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ خداوند متعال‌ آنان‌ را برتأويل‌ و تحريف‌ كتابشان‌ برگماشت‌ به‌طوري‌ كه‌ چيزهاي‌ حلال‌ را بر خود حرام ‌كردند تا بر خود سخت‌ بگيرند. همچنين‌ محتمل‌ است‌ كه‌ اين‌ تحريم‌، تحريم‌ شرعي‌ بوده‌ و از سوي‌ حق‌ تعالي‌ انجام‌ گرفته‌ باشد. به‌ هر حال؛ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌بدانيم‌: اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ ﴿حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ﴾ ‌: (برآنان‌ چيزهاي ‌پاكيزه‌اي‌ را حرام‌ نموديم‌ كه‌ برايشان‌ حلال‌ شده‌ بود)، متعلق‌ به‌ تمام‌ ماقبل‌ و مابعد خود؛ يعني‌ به‌ تمام‌ آيات‌ (166) تا (155) مربوط است‌ و بسان‌ نتيجه‌گيري‌اي ‌براي‌ اين‌ آيات‌ مي‌باشد».
 
آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز به‌سبب‌ رباگرفتنشان‌ ـ با آن‌ كه‌ از آن‌ نهي‌ شده‌ بودند ـ و به‌ ناروا مال‌ مردم‌ خوردنشان‌» به‌ رشوه‌ و ساير وجوه‌ حرامي