 تشريف‌ بيت‌ و ناقه‌ است‌ وگرنه‌ تمام ‌ارواح‌، تمام‌ شترها و تمام‌ خانه‌ها آفريده‌ حق‌ تعالي‌ است‌. مسيح‌ (روح) ناميده ‌شد؛ زيرا او به‌ اذن‌ الله(ج) مردگان‌ جسم‌ و جان‌ را زنده‌ مي‌كرد و مرده‌ دلان‌ را نيز به‌اذن‌ الله(ج) با انوار حياتبخش‌ دين‌ حق‌ حيات‌ مي‌بخشيد «پس‌ به‌ خداوند و پيامبرانش‌ ايمان‌ بياوريد» يعني‌: ايمان‌ آوريد به‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ خداي‌ يگانه‌اي ‌است‌ كه‌ كسي‌ را نزاده‌، از كسي‌ زاده‌ نشده‌ و هيچ‌كس‌ همتاي‌ وي‌ نيست‌ و ايمان ‌آوريد به‌ اين‌ كه‌ پيامبرانش‌ همگي‌ راستگويند پس‌ نه‌ تكذيبشان‌ كنيد و نه‌ در مورد آنان‌ چنان‌ غلو و افراط نماييد كه‌ برخي‌ از آنها را به‌ خدايي‌ برگزينيد «و نگوييد معبودان‌ سه‌اند» نصاري‌ با مذاهب‌ و فرقه‌هاي‌ گونه‌گوني‌ كه‌ دارند، همگي‌ بر تثليت‌ (سه‌گانه‌پرستي) متفق‌القول‌اند. البته‌ مرادشان‌ از (ثلاثه)، اقانيم‌ سه ‌گانه ‌است‌، بدين‌گونه‌ كه‌ آنان‌ خداي‌ سبحان‌ را «جوهر واحد» يعني‌ موجود قائم‌ به ‌نفسي‌ مي‌شناسند كه‌ داراي‌ سه‌ اقنوم‌ (اصل‌ و تشخص) است‌، اقنوم‌ وجود، اقنوم‌ حيات‌ و اقنوم‌ علم‌. و بسا مي‌شود كه‌ از اقانيم‌ ثلاثه‌ به‌ «اب» و «ابن» و «روح‌القدس» تعبير مي‌كنند. همچنين‌ مرادشان‌ از معبودان‌ سه‌گانه‌، خداي‌ سبحان‌، مريم‌ و مسيح‌ است‌. شكي‌ نيست‌ كه‌ نصاري‌ در اين‌ پندارهايشان‌، در گزافه‌ و ناداني‌ و خبطي‌ عميق‌ درافتاده‌اند. «بازايستيد از اين‌» عقيده‌ باطل ‌تثليث‌ «كه‌ به‌ خير شماست‌» اين‌ بازايستادن‌ لذا از اين‌ عقيده‌ كفرآميز بدر آييد «جز اين‌ نيست‌ كه‌ الله معبودي‌ يگانه‌ است‌» و براي‌ او شريكي‌ نيست‌ «پاك‌ و منزه‌ از آن‌ است‌ كه‌ براي‌ او فرزندي‌ باشد» به‌ پاكي‌ و تنزيهي‌ تمام‌، آخر چگونه‌ براي‌ او فرزندي‌ است‌ درحالي‌ كه‌: «آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ از آن ‌اوست‌» پس‌ شريك‌ يا فرزندي‌ هم‌ كه‌ براي‌ او قرار داديد، نيز از جمله‌ اين‌آفريده‌ها و در قلمرو ملك‌ اوست‌ «و خداوند كارسازي‌ را كافي‌ است‌» او تدبير كار آسمانها و زمين‌ را بسنده‌ است‌ پس‌ كسي‌ به‌ فرزند نياز دارد كه‌ خودش‌ از عهده‌ كاري‌ برنيايد و لذا به‌ فرزندي‌ نيازمند گردد كه‌ او را ياري‌ نمايد در حالي‌كه‌ خداي‌سبحان‌ از همه‌ چيز بي‌نياز است‌ و همه‌ به‌ او نيازمندند پس‌ چگونه‌ او داراي‌ فرزندي‌است‌؟!
 
آيه  172
‏متن آيه : ‏
‏ لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْداً لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيهِ جَمِيعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مسيح‌ هرگز ابا ندارد از اين‌ كه‌ بنده‌ خدا باشد» يعني‌: مسيح‌ نه‌ از بندگي‌ خدا ننگ‌ و نفرت‌ دارد، نه‌ عبوديت‌ براي‌ حق‌ تعالي‌ را عيب‌ مي‌پندارد و نه‌ خود را ازمقام‌ بندگي‌ كه‌ بلندترين‌ مقام‌ براي‌ انسان‌ است‌ برتر مي‌شناسد بلكه‌ او به‌حق‌ اين ‌بندگي‌ را كرامتي‌ بزرگ‌ براي‌ خود دانسته‌ و هرگز از آن‌ برائت‌ نمي‌جويد، چنانچه‌ نصاري‌ خود در انجيل‌ مي‌خوانند كه‌: عيسي‌(ع) پيوسته‌ به‌سوي‌ خدا تضرع‌ و زاري ‌مي‌كرد و او را پرستش‌ مي‌نمود و مي‌گفت‌: پروردگار معبود ما، خدايي‌ است ‌يگانه‌. «و نه‌ فرشتگان‌ مقرب‌ ابا مي‌ورزند» و تكبر مي‌كنند از اين‌ كه‌ بندگان‌ مطيع‌خداي‌ سبحان‌ باشند. اين‌ رد پندار نصاري‌ و پرستندگان‌ فرشتگان‌ از قوم‌ عرب‌است‌. مراد از: فرشتگان‌ مقرب‌، «كروبيان»، يعني‌ فرشتگاني‌ اند كه‌ پيرامون ‌عرش‌ به‌سر مي‌برند، چون‌ جبرئيل‌ و ميكائيل‌ و اسرافيل‌: و كساني‌ كه‌ در طبقه ‌ايشان‌ قرار دارند.
علما در باب‌ افضليت‌ بشر بر فرشتگان‌ گفته‌اند: خواص‌ بشر ـ يعني‌انبيايشان‌ ـ بهتر از خواص‌ فرشتگان‌، يعني‌ رسولان‌ ايشان‡ چون‌ جبرئيل‌ و ميكائيل‌ و عزرائيل‌... هستند اما خواص‌ فرشتگان‌ از عوام‌ مؤمنان‌ بشر بهترند و عوام‌ مؤمنان ‌بشر ـ كه‌ مراد صالحان‌ ايشانند ـ بهتر از عوام‌ فرشتگان‌اند. «و هر كس‌ از پرستش ‌حق‌ تعالي‌ ابا داشته‌ باشد و كبر بورزد» يعني‌: هر كس‌ به‌ انگيزه‌ تكبر و بزرگ‌شماري‌ خويش‌، از عبادت‌ خداوند متعال‌ سرباز زند «پس‌ به ‌زودي‌ خداوند همگي‌ آنان ‌را» اعم‌ از اباآورندگان‌ و غير آنان‌ را «نزد خويش‌ گرد مي‌آورد» و با حسابرسي‌ عادلانه‌ خويش‌، هر كس‌ را در برابر عملش‌، جزاي‌ مناسب‌ مي‌دهد.
 
	آيه  173
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلُيماً وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، پاداششان‌ را به‌ تمام‌ و كمال‌ مي‌دهد و از فضل‌ خود به‌ ايشان‌ افزون‌تر مي‌بخشد و اما كساني‌ كه‌ استنكاف‌ و استكبار ورزيده‌اند، به‌ عذابي‌ دردناك‌ دچارشان‌ مي‌سازد و در برابر خداوند براي‌ خود هيچ‌ يار وياوري‌ نمي‌يابند» تفسير نظير اين‌ آيه‌ گذشت‌.
 
	آيه  174
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مردم‌! درحقيقت‌ براي‌ شما از جانب‌ پروردگارتان‌ برهاني‌ آمده‌است‌» با كتابهاو پيامبراني‌ كه‌ به‌سوي‌ شما فرستاده‌ و با معجزات‌ و برهانهايي‌ كه‌ براي‌ شما نمايانده‌است‌. برهان‌: دليل‌ از بين‌برنده‌ عذر، و حجت‌: دوركننده‌ شبهه‌ است‌. «و ما به‌سوي‌ شما نوري‌ تابناك‌ نازل‌ كرديم‌» كه‌ همانا قرآن‌ است‌. قرآن‌ را نور ناميد زيرا به‌وسيله‌ آن‌ از ظلمت‌ گمراهي‌ به‌ فراخناي‌ نور هدايت‌، راهياب‌ توان‌ شد پس‌ اين‌ نور تابناك‌ راه‌ شما را روشن‌ مي‌سازد و همه‌ قضايا را فرارويتان‌ واضح‌ و آشكار مي‌گرداند به‌طوري‌ كه‌ در برابر عقل‌ها و دلهايتان‌ هيچ‌ تاريكي‌اي‌ باقي‌ نمي‌گذارد.
 
	 آيه  175
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما كساني‌ كه‌ به‌ الله ايمان‌ آوردند و به‌ او چنگ‌ زدند» يعني‌: به‌ آستان‌ الله(جل جلاله)، يا به‌ نور يادشده‌ كه‌ قرآن‌ است‌، چنگ‌ زدند «پس ‌ به‌زودي‌ آنان‌ را در جوار رحمت‌ و فضلي‌ از جانب‌ خويش‌ در» بهشت‌ در «آورد و ايشان‌ را به‌سوي‌ 