خود، به‌ راهي‌ راست‌ هدايت‌ كند» راهي‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌ كژي‌اي‌ نيست‌، كه‌ اين‌ راه‌ عبارت‌ است‌ از: تمسك‌ به‌ اسلام‌ و ترك‌ غيرآن‌ از اديان‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «قرآن‌ صراط مستقيم‌ خداوند و حبل‌ متين ‌اوست». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «هان‌! آگاه‌ باشيد كه‌ به‌ زودي‌ فتنه‌هايي‌ رخ‌ خواهد داد. گفتم‌: يا رسول‌الله! راه‌ خروج‌ از آن‌ فتنه‌ها چيست‌؟ فرمودند: كتاب‌ خدا...».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:796.txt">آيه  176</a><a class="text" href="w:text:797.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:798.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:799.txt">  وجه‌ تسميه‌:﴿ سوره‌ مائده ﴾</a></body></html>آيه  176
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از جابربن‌ عبدالله(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: من‌ بيماري‌ از هوش‌ رفته‌ بودم‌ كه‌ رسول‌ خداص به‌ عيادتم‌ آمدند، آن‌گاه‌ بر من ‌آبي‌ پاشيدند، به‌ هوش‌ آمدم‌ و به‌ ايشان‌ گفتم‌: ميراث‌بران‌ من‌ فقط «كلاله» هستند، بفرماييد كه‌ تقسيم‌ ميراث‌ ايشان‌ چگونه‌ است‌؟ در اين‌ هنگام‌ حق‌ تعالي‌ آيه‌فرائض‌ (ميراث) را نازل‌ كرد.
«از تو فتوي‌ مي‌طلبند» درباره‌ كلاله‌ «بگو: خداوند درباره‌ كلاله‌ به‌ شما چنين‌ فتوي‌ مي‌دهد» كلاله‌: كسي‌ است‌ كه‌ پدر و فرزندي‌ ندارد. تفسير آن‌ در آغاز اين‌ سوره‌«آيه‌/12» نيز گذشت‌. «اگر مردي‌ هلاك‌ شود» يعني‌: بميرد «و فرزندي‌ نداشته‌ باشد» فرزند: لفظ مشتركي‌ است‌ كه‌ بر پسر و دختر هر دو اطلاق‌ مي‌شود. به‌ ذكرعدم‌ وجود فرزند در اينجا بسنده‌ شد ـ با آن‌ كه‌ عدم‌ وجود پدر نيز در كلاله‌ معتبراست‌ ـ به‌خاطر روشن ‌بودن‌ اين‌ حكم‌. والله اعلم‌ «و» آن‌ مرد كلاله‌ «خواهري ‌داشته‌ باشد پس‌ نصف‌ تركه‌ از آن‌ اوست‌» مراد از خواهر: به‌ اجماع‌ علما خواهر اعياني‌ است‌ كه‌ از پدر و مادر شخص‌ است‌ و اگر خواهر اعياني‌ نبود، خواهر پدري ‌(علاتي) نيز قائم ‌مقام‌ اوست‌، نه‌ خواهر مادري‌ (اخيافي) زيرا سهم‌ خواهر مادري‌ ـ چنان‌كه‌ در آيه‌ (12) از همين‌ سوره‌ گذشت‌ ـ سدس‌ (یک ششم) قسمت‌ مال ‌متروكه‌ است‌.
جمهور علما برآنند كه‌ خواهران‌ پدري‌ و مادري‌ (اعياني)، يا خواهر پدري‌ (علاتي) همراه‌ با دختران‌ متوفي‌، عصبه‌ به‌شمار مي‌روند و اگر با آنان‌ برادري ‌نبود، مال‌ باقي ‌مانده‌ از ذوي‌الفروض‌ (سهم‌بران) را همراه‌ با دختران‌ متوفي‌ به ‌ارث‌ مي‌برند بنابراين‌، اگر از متوفي‌ يك‌ دختر و يك‌ خواهر بجا ماند، سهم‌ دختر نصف‌ تركه‌ و سهم‌ خواهر نيز نصف‌ آن‌ است‌ و اگر از وي‌ يك‌ دختر و يك‌ دختر پسر ويك‌ خواهر بجا ماند، سهم‌ دختر، نصف‌ و سهم‌ دختر پسر، سدس‌ و سهم‌ خواهر، باقي‌مانده‌ مال‌ است‌ ـ از راه‌ عصبه‌ بودن‌. «و» اگر زني‌ بميرد و برادري‌ داشته ‌باشد «آن‌ برادر از او ارث‌ مي‌برد» يعني‌: همه‌ تركه‌ خواهرش‌ را به‌ ارث‌ مي‌برد «در صورتي‌كه‌ زن‌ فرزندي‌ نداشته‌ باشد» مراد فرزند ذكور است‌. همچنان‌ برادر، تركه‌ باقي‌مانده‌ از ذوي‌الفروض‌ را به‌ ارث‌ مي‌برد. مثلا اگر از زن‌، شوهر و برادري ‌بجا ماند، شوهر نصف‌ تركه‌ را مي‌برد و باقي‌مانده‌ تركه‌، يعني‌ نصف‌ ديگر، به‌طريق‌ تعصيب‌ از آن‌ برادر مي‌شود. اين‌ حكم‌ كلي‌ در مورد همه‌ عصبات‌ است‌كه‌ اگر با خود ذوي‌الفروضي‌ نداشته‌ باشند، كل‌ مال‌ متروكه‌ را مي‌برند و درغيرآن‌، ايشان‌ باقي‌مانده‌ مال‌ متروكه‌ را بعد از سهم‌ ذوي‌الفروض‌، به‌ ارث‌ مي‌برند «پس‌ اگر خواهران‌ دو تن‌ باشند» يا بيشتر از دو تن‌ «براي‌ آنان‌ دوسوم‌ تركه‌ ميت‌ است‌» اگر ميت‌ فرزندي‌ نداشته‌ باشد ـ چنان‌كه‌ گذشت‌ «و اگر آنان‌» كه‌ از راه ‌اخوت‌ ميراث‌ مي‌برند «گروهي‌ برادر و خواهر باشند» يعني‌: برادر و خواهر باهم‌ مختلط باشند «پس‌ براي‌ هر مرد» از آنان‌ «سهمي‌ مانند سهم‌ دو زن‌ است‌» درآنچه‌ از تركه‌ كه‌ از راه‌ تعصيب‌ مي‌گيرند «خدا براي‌ شما بيان‌ مي‌كند» حكم‌ ميراث ‌«كلاله» و ساير احكام‌ را «تا گمراه‌ نشويد» زيرا دوست‌ ندارد كه‌ در ظلمت ‌ناداني‌، از وادي‌ گمراهي‌ سر بيرون‌ آوريد «و خداوند به‌ هرچيزي‌ داناست‌» و ازجمله‌ به‌ تقسيم ‌نمودن‌ ميراثهاي‌ شما در ميان‌ بازماندگان‌ ارث‌برتان‌، به‌ روش‌ شايسته ‌و نمونه‌اي‌ كه‌ مقتضاي‌ حكمت‌ بالغه‌ اوست‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عمر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خدص هيچ‌ حكمي‌ را بيشتر از حكم‌ كلاله‌ سؤال‌ نكردم‌ تا بدانجا كه‌ آن‌ حضرتص از اصرار زياد من‌ بر اين‌ سؤال‌ به ‌ستوه‌ آمده‌ و با انگشت‌ خويش‌ به‌ سينه‌ام‌ زدند و فرمودند: «مگر آيه‌ صيف[12] كه‌ در آخر سوره‌ نساء است‌، برايت‌ كفايت‌ نمي‌كند؟». خطابي‌ مي‌گويد: «حق‌ تعالي‌ درباره‌ كلاله‌ دو آيه‌ نازل‌ كرد، يكي‌ را در زمستان؛ وآن‌ آيه‌ اول‌ سوره‌ نساء است‌ كه‌ حكم‌ كلاله‌ را به‌ اجمال‌ بيان‌ مي‌كند و ديگري‌ در تابستان‌، كه‌ آيه‌ آخر سوره‌ نساء است‌ پس‌ آيه‌ اول‌ را آيه‌ (شتاء: زمستان) و آيه‌دوم‌ را آيه‌ (صيف‌: تابستان) ناميدند». همچنان‌ از عمر(رض) روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «اي‌ كاش‌ رسول‌ خداص در مورد سه‌ قضيه‌ زير به‌ ما فرماني‌ مي‌دادند كه ‌در برابر آن‌ بازمي‌ايستاديم‌ و حكم‌ نهايي‌ و فيصله‌كني‌ از آن‌ مي‌گرفتيم‌: 1ـ حكم‌ميراث‌ جد (پدر بزرگ). 2ـ حكم‌ ميراث‌ كلاله‌. 3ـ بابي‌ از بابهاي‌ ربا».

[12] يعني‌: آيه‌اي‌ كه‌ در تابستان‌ نازل‌ شده‌ است‌.  
سوره مائدة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان» نقل‌ است‌ كه‌ شخصي‌ نزد عبدالله بن‌مسعود(رض) آمد و به‌ او گفت‌: به‌ من‌ اندرزي‌ ده‌! ابن‌مسعود(رض) فرمود: «چون‌ شنيدي‌ كه‌ خداوند متعال ‌مي‌فرمايد: (يا ايهاالذين‌ آمنوا: اي‌ مؤمنان‌!) پس‌