شما كاري‌ كرديد كه ‌تاكنون‌ نمي‌كرديد. رسول‌ خداص فرمودند: «اي‌ عمر! من‌ قصدا اين‌ كار راكردم»، يعني‌: تا چنين‌ تصور نشود كه‌ وضو كردن‌ براي‌ هر نماز، واجب‌ است‌.
فقها گفته‌اند: مضمضمه‌ و استنشاق‌ (آب‌ در دهان‌ و بيني‌ كردن‌) نيز جزء شستن‌ روي‌ است‌ چنان‌كه‌ بر خلال‌كردن‌ ريش‌ نيز دليل‌ شرعي‌ آمده‌ و در صورتي‌ كه‌ ريش‌ انبوه‌ باشد، خلال ‌كردن‌ آن‌ مستحب‌ است‌. در مذهب‌ مالك‌ و شافعي‌، مضمضه‌ و استنشاق‌ در وضو و غسل‌ مستحب‌، در مذهب‌ احمدبن‌ حنبل‌ واجب‌ و در مذهب‌ ابوحنيفه‌ در غسل‌ فرض‌ و در وضو مستحب‌ است‌. «و» بشوييد «دستهاي‌ خود را تا مرفق» مرفق‌: مفصلي‌ است‌ ميان‌ مچ‌ دست‌ و بازو كه‌ آرنج ‌ناميده‌ مي‌شود. و چون‌ نمازگزار وضو مي‌كند، بايد آب‌ را بر هر دو آرنج‌ خويش‌ نيز سرازير نمايد «و سرهاي‌ خود را مسح‌ كنيد» با آب‌. فرض‌ مسح‌ در نزد احناف‌؛ مقدار يك‌چهارم‌ سر، در نزد حنبلي‌ها و مالكي‌ها؛ كل‌ سر و در نزد شافعي‌؛ حداقل‌ آنچه‌ كه‌ اسم‌ مسح‌ بر آن‌ اطلاق‌ مي‌شود، در اين‌باره‌ كافي‌ است‌ حتي‌ اگر بخشي‌ جزئي‌ از موي‌ سرش‌ را هم‌ مسح‌ كرد. همچنين‌ در مذهب‌ شافعي‌، تكرار مسح‌ تا سه‌بار مستحب‌ است‌، در مذهب‌ احناف‌، سه‌بار مسح‌ با يك‌ آب‌ مستحب‌ است‌ ودر مذهب‌ احمدبن‌ حنبل‌، يك ‌بار مسح‌كردن‌ كافي‌ است‌ «و پاهاي‌ خود را تاشتالنگ‌ بشوييد» شتالنگ‌: قوزك‌ پاهاست‌ و قوزكها عبارت‌ از دو استخوان ‌مدورمانند برآمده‌ در پايين‌ترين‌ قسمت‌ استخوان‌ ساق‌ پايند. خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌ احاديث‌ درباره‌ شستن‌ پا بسيار است‌، از آن‌ جمله‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ اكرم‌ص وضو گرفته‌ و هر دو پايشان‌ را شستند و فرمودند: «اين‌ وضويي ‌است‌ كه‌ خداوند(ج) نماز را جز با آن‌ قبول‌ نمي‌كند». مسح‌ بر موزه‌ها نيز به ‌احاديث‌ متواتر ثابت‌ شده‌است‌.
«و اگر جنب‌ بوديد پس‌ غسل‌ كنيد» يعني‌: تمام‌ بدن‌ خود را با آب‌ بشوييد، طوري ‌كه‌ چيزي‌ از آن‌ ناشسته‌ باقي‌ نماند «و اگر بيمار يا در سفر بوديد، يا يكي‌ از شما از قضاي‌ حاجت‌ آمد، يا با زنان‌ نزديكي‌ كرده‌ باشيد و آبي‌ نيافتيد پس‌ با خاك‌ پاك‌ تيمم‌كنيد و از آن‌ به‌ چهره‌ و دستهايتان‌ بكشيد» تفسير نظير اين‌ مقطع‌ از آيه‌، در سوره‌نساء (آيه/‌43) به‌طور شافي‌ و كافي‌ بيان‌ شد، همچنين‌ سخن‌ درباره‌ ملامست‌ زنان‌ و تيمم‌ بر خاك‌ پاك‌ در آنجا گذشت‌. «خداوند نمي‌خواهد براي‌ شما دشواري ‌قرار دهد» در باب‌ طهارت‌، به‌همين‌ سبب‌ است‌ كه‌ به‌ شما در هنگام‌ بيماري‌ وفقدان‌ آب‌ ـ به‌ عنوان‌ گشايش‌ و رحمتي‌ از سوي‌ خويش‌ ـ رخصت‌ تيمم‌ داد «ليكن‌ مي‌خواهد تا شما را پاك‌ سازد» از گناهان‌، يا مي‌خواهد شما را با خاك‌، پاك‌ سازد زيرا پاكسازي‌ با آب‌ براي‌ شما مقدور نبود. پس‌ انسان‌ مسلمان‌ به ‌وسيله ‌وضو از پليدي‌هاي‌ حسي‌ و معنوي‌ هر دو پاك‌ شده‌ و در نماز پاك‌ و مصفا به‌محضر پروردگارش‌ قرار مي‌گيرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: گناهان‌ همراه‌ با قطرات‌ آب‌ وضو از اعضاي‌ بدن‌ انسان‌ فرومي‌ريزند. «و» خداوند(ج) مي‌خواهدكه‌ «نعمت‌ خود را بر شما تمام‌ كند» با رخصت‌ دادن‌ تيمم‌ براي‌ شما در هنگام‌ نبودن ‌آب‌. يا مي‌خواهد كه‌ نعمت‌ خود را بر شما تمام‌ كند؛ به‌ وسيله‌ مشروع‌ كردن ‌احكام‌ شرعي‌اي‌ كه‌ به‌ سبب‌ آنها شما را شامل‌ ثواب‌ گردانيده‌ است‌ «باشد كه ‌شكرگزاري‌ كنيد» نعمت‌هاي‌ پروردگار را بر خود و با شكرگزاري‌، مستحق‌ ثواب ‌شكرگزاران‌ گرديد.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «كليد بهشت‌ نماز و كليد نماز وضوء است». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «كسي‌ از شما نيست‌ كه‌ وضو كند و وضويش ‌را كامل‌ سازد و بعد از آن‌ بگويد: أشهد أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبده ورسوله؛ مگر اين‌ كه‌ درهاي‌ هشت‌گانه‌ بهشت‌ برايش‌ گشوده‌ مي‌شود كه‌ از هر دري‌ مي‌خواهد به‌آن‌ درآيد». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص وضوكنندگان‌ را تشويق‌ كردند كه‌ بعد از وضوي‌ خود بگويند: «اللهم اجعلني من التوابين واجعلني من المتطهرين‌: خدايا! مرا از توبه‌كاران‌ و پاك ‌شدگان‌ قرارده».
 
سوره مائدة آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نعمت‌ الله را بر خود به‌ياد آوريد» مراد؛ نعمت‌ والاي‌ اسلام‌ عزيز است «و» به‌يادآوريد «ميثاق‌ الله را كه‌ به‌ آن‌ با شما عهد بسته‌ است‌، آن‌گاه‌ كه‌ گفتيد: شنيديم‌ و فرمانبرداري‌ كرديم» يعني‌: به‌ياد آوريد پيمان‌ خود را هنگامي ‌كه‌ اين‌سخن‌ را گفتيد و با گفتن‌ آن‌ در حقيقت‌ با خدا(ج) عهدي‌ محكم‌ بستيد. به‌ قولي‌: مراد از اين‌ پيمان‌، عهدي‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در شب‌ عقبه‌ از مسلمانان‌گرفتند، به‌ اين‌ مضمون‌ كه‌: در سختي‌ و آساني‌ از ايشان‌ بشنوند و فرمان‌ برند. بعد از آن‌، هر كس‌ ديگري‌ هم‌ كه‌ به‌ اسلام‌ مشرف‌ مي‌شد، با رسول‌ خداص بر اين ‌شرط بيعت‌ مي‌كرد. اين‌ خود دلالت‌ مي‌كند بر اين‌ كه‌ سخن‌ مؤمنان‌: (سمعنا وأطعنا: شنيديم‌ و اطاعت‌ كرديم‌)؛ عهد و ميثاقي‌ با رسول‌ خداص نيز هست‌.
خداي‌ عزوجل‌ اين‌ پيمان‌ را به‌ اين‌ دليل‌ به‌ خود منسوب‌ ساخت‌ كه‌ عقد آن‌ در «عقبه»[3]، به‌ امر و اذن‌ او بود چنان‌كه‌ مي‌فرمايد: ﴿ ‏ إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ﴾ : (اي‌ پيامبر! همانا كساني‌كه‌ با تو بيعت‌ مي‌كنند، جز اين‌ نيست‌ كه‌ با خدا بيعت‌مي‌كنند...) «فتح/‌10». بايسته‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ با آيه‌ اول‌ اين‌ سوره‌: ﴿ ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ ﴾ در معني‌ به‌هم‌ پيوسته‌ است‌. در كتب‌ حديث ‌آمده ‌است‌ كه‌ صيغه‌ بيعت‌ مؤمنان‌ با رسول‌ خداص چنين‌ بود: «بايعنا رسول‌ الله ‌علي‌ السمع‌ و الطاعه‌، في‌ منشطنا و مكرهنا، و أثره‌ علينا، و أن‌ لا ننازع ‌الامر أهله‌: بارسول‌ خداص بر شنيدن‌ و فرمان ‌بردن‌ در همه‌ اوامر و در آساني‌ و سختي‌ بيعت ‌كرديم‌، به‌عنوان‌ يك‌ انتخاب‌ و گزينشي‌ كه‌ ما براي‌ خود برگزيده‌ايم‌ و بر اين‌ كه در كار (حكومت‌) با اهل‌ آن‌ كشمكش‌ نكنيم». به‌ قولي‌ ديگر: مراد از ميثاق‌ الهي‌ در اين‌ آيه‌، عهدي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در روز (الست‌) از بني‌آدم‌ گرفت‌، عهدي‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ...﴾ «اعراف/‌172»، 