از آن‌ خبر داده‌ است‌. مجاهد مي‌گويد: «هرچند كه‌ ما آن‌ پيمان‌ را به‌ ياد نمي‌آوريم‌ اما همين ‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ از آن‌ به‌ ما خبر داده‌، كافي‌است». «و از خدا پروا داريد» در شكستن‌ پيمان‌ «كه‌ خداوند به‌ راز دلها» يعني‌: به‌ آنچه‌ كه‌ دلها از خير و شر پنهان ‌مي‌دارند «آگاه‌ است» اين‌ جمله‌، هم‌ وعده‌ و هم‌ وعيد است‌.
 
[3] داستان‌ بيعت‌ عقبه‌ در كتابهاي‌ سيرت‌ آمده‌ است‌.

سوره مائدة آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! به‌ داد برخيزيد براي‌ خدا» يعني‌: به‌ برپاداشتن‌ حق‌ الله(ج) متعهد باشيد و برآن‌ بپاخيزيد؛ به‌ منظور كسب‌ رضا و تعظيم‌ امر وي‌ و به‌ انگيزه‌ طمع‌ در ثواب‌ و بيم‌ از عقاب‌ وي‌، نه‌ براي‌ رضاي‌ مردم‌ و كسب‌ نام‌ نيك‌ در ميان‌ آنان‌.تفسير نظير آن‌ در سوره‌ نساء (آيه/‌135) نيز گذشت‌. تعبير (قوامين‌) به‌ صيغه‌ مبالغه‌، مفيد آن‌ است‌ كه‌ مؤمنان‌ مأمورند تا به‌ بهترين‌ شكل‌ به‌ برپاداشتن‌ حق‌ الهي ‌بپاخيزند «گواهي‌دهندگان‌ به‌ قسط باشيد» نه‌ به‌ ستم‌. قسط: عدل‌ است‌ «و دشمني ‌قومي‌، شما را بر ترك‌ عدالت‌ واندارد» در حق‌ آنان‌ تا گواهي‌اي‌ را كه‌ به‌ نفع‌ آنان ‌است‌، پنهان‌ كنيد «عدالت‌ كنيد كه‌ آن» يعني‌ عدالت‌ «به‌ تقوا نزديكتر است» همان‌ تقوايي‌ كه‌ نه‌ يك‌بار بلكه‌ هميشه‌ به‌ آن‌ مأمور شده‌ايد. يا عدالت‌ كنيد كه‌ عدالت‌ به‌ پرهيزنمودنتان‌ از آتش‌ دوزخ‌ نزديكتر است‌ «و از خدا پروا داريد» در اوامر ونواهي‌ وي‌ «كه‌ خدا به‌ آنچه‌ مي‌كنيد، آگاه‌ است» اين‌ جمله‌ نيز، هم‌ وعده‌ و هم‌ وعيد است‌. رعايت‌ مساوات‌ ميان‌ فرزندان‌ و عدم‌ تبعيض‌ ميان‌ آنها نيز، از عدالت ‌مي‌باشد.
 
	سوره مائدة آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا كساني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، به‌ آمرزش‌ و پاداشي‌ بزرگ‌ وعده‌ داده‌است» اين‌ پاداش‌ بزرگ‌ بهشت‌ است‌، وه‌! چه‌ بزرگ‌ است‌ اين‌ پاداش‌!
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:810.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:811.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:812.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:813.txt">آيه  13</a></body></html>آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ عَفَوْنَا عَنكُمِ مِّن بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ از آن‌» يعني: پس‌ از پرستش‌ گوساله‌ «بر شما بخشوديم‌» و از اين‌ گناه‌عظيمي‌ كه‌ مرتكب‌ شديد، به‌ فضل‌ و منت‌ خويش‌ درگذشتيم‌ «باشد كه‌ شكرگزاري‌كنيد» شكر گزاري‌ براي‌ خداوند (ج)- چنان‌كه‌ سهل‌ بن‌ عبدالله گفته‌ است‌ - تلاش‌و كوشش‌ در جهت‌ طاعت‌ وي‌ و پرهيز از معصيتش‌ در آشكار و نهان‌ است‌.

سوره مائدة آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ كافر شدند و آيات» تشريعي‌ و تكويني‌ «ما را تكذيب‌ كردند، ايشانند اهل‌ دوزخ» كه‌ هرگز از آن‌ جدايي‌ ندارند.
 
	سوره مائدة آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! نعمت‌ الله را بر خود ياد كنيد، آن‌گاه‌ كه‌ قومي‌ آهنگ‌ آن‌ كردند كه‌ بر شما دست‌ يازند» و به‌ قتلتان‌ برسانند «و خدا دستانشان‌ را از شما كوتاه‌ داشت‌ و از خدا پرواداريد و مؤمنان‌ بايد تنها بر خدا توكل‌ كنند» زيرا اوست‌ كه‌ مصائب‌ و بليات‌ را از ايشان‌ دفع‌ مي‌كند و هم‌او ايشان‌ را كافي‌ است‌. آري‌! اين‌ نعمت‌ الهي‌، نعمتي ‌است‌ مكرر كه‌ صحابه‌ آن‌ را بارها مشاهده‌ كردند و مسلمانان‌ در هر عصر و زماني‌ آن ‌را لمس‌ مي‌كنند.
از ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌: يهوديان‌ بني‌نضير خواستند تا در يك‌ سوء قصد برنامه‌ريزي‌ شده‌ عليه‌ جان‌ پيامبرص، سنگي‌ بزرگ‌ را از فراز قلعه‌ خويش‌ بر سر پيامبرص و همراهانشان‌ كه‌ به‌ منظور فيصله ‌دادن‌ قضيه‌اي‌ به‌ آنجارفته ‌بودند، بيفگنند. جبرئيل‌ آمد و پيامبراكرم‌ص از اين‌ توطئه‌ باخبر ساخت‌، همان‌ بود كه‌ رسول‌ خداص و ياران‌ همراهشان‌ بي‌درنگ‌ از آنجا برخاستند و به‌ مدينه‌ پيوستند، آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد. بعضي‌ برآنند كه‌ سبب ‌نزول‌ آيه‌ كريمه‌، اين‌ روايت‌ جابربن‌ عبدالله(رض) است‌: «رسول‌ خداص در يكي‌ ازسفرها به‌ محلي‌ فرود آمدند و يارانشان‌ براي‌ دور ماندن‌ از آزار گرماي‌ سوزان‌آفتاب‌، به‌ سايه‌ درختان‌ بياباني‌ پناه‌ بردند، خود رسول‌ خداص نيز شمشير خويش ‌را به‌ درختي‌ آويخته‌ بودند. در اين‌ اثنا اعرابي‌اي‌ برجست‌ و شمشير آن‌ حضرت‌ص را برگرفته‌ از غلاف‌ كشيد و تهديدكنان‌ به‌سوي‌ ايشان‌ رو آورد وگفت‌: چه‌كسي‌ تو را از دست‌ من‌ نجات‌ مي‌دهد؟ رسول‌ خداص با آرامش‌ واطمينان‌ كاملي‌ فرمودند: خداوند! اعرابي‌ دو، يا سه‌بار همين‌ تهديدش‌ را تكرار كرد و رسول‌ اكرمص با كمال‌ خونسردي‌ فرمودند: خداوند! در اينجا بود كه‌ آن ‌اعرابي‌ شمشير را در غلاف‌ كرد. رسول‌ خداص ياران‌ خويش‌ را فراخوانده‌ و ايشان‌ را از كار آن‌ اعرابي‌ آگاه‌ ساختند در حالي‌ كه‌ او در كنار ايشان‌ نشسته‌ بود اما او را مجازات‌ نكردند».
با تأمل‌ در اين‌ مقطع‌ از آيات‌، ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نداي‌ (اي‌مؤمنان‌) را پنج ‌بار تكرار نموده‌ است‌؛ بار اول‌: در امر به‌ وفا به‌ عهدها و پيمان‌ها. بار دوم‌: در كار حلال‌ ساختن‌ امور معيني‌ بر ايشان‌. بار سوم‌: در امر به‌ طهارت‌. بار چهارم‌: در امر به‌ عدالت‌. و بار پنجم‌: در يادآوري‌ از نعمت‌ها. همچنان ‌ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در خلال‌ اين‌ نداها، امر به‌ رعايت‌ تقوا نيز بسيار تكرار مي‌شود. پس‌ مؤمن‌ بايد هميشه‌ در قلب‌، زبان‌ و ديگر اعضاي‌ خويش‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ تسليم‌ بوده‌ و پيوسته‌ عهد خود با خداي‌ خويش‌ را به‌ياد داشته‌ باشد. و از مقتضاي‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌: خود را از پليدي‌هاي‌ حسي‌ و معنوي‌ بركنار داشته‌ و به ‌نماز پايبند باشد و از مقتضاي‌ پاكيزگي‌ و ن