د، چه ‌كسي‌ در مقابل‌ خدا اختياري‌ دارد؟» يعني‌: چه‌كسي‌ قادر است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ را از اين‌ كار بازدارد؟ پس‌ هرگاه‌ كسي‌ قادر به‌ بازداشتن‌ خداوند(ج) از اين‌ كار نيست‌، نتيجه‌ طبيعي‌ چنين‌ امري‌ اين‌ است‌ كه‌ جز آن‌ ذات‌ يگانه‌، هيچ‌ خدا و رب‌ و معبود برحقي‌ وجود ندارد و اگر چنان‌كه ‌نصاري‌ مي‌پندارند، مسيح‌ خدا مي‌بود، قطعا بايد قدرت‌ و سلطه‌اي‌ در اختيارمي‌داشت‌، در نتيجه‌ بايد قادر مي‌بود كه‌ هر نيرنگ‌ و توطئه‌اي‌ را از خود دفع ‌نمايد. درحالي‌كه‌ به‌ پندار شما او به‌ دار آويخته ‌شده‌ و به‌ قتل‌ رسيده‌است‌ پس‌ اگر او به‌راستي‌ خدا بود، چرا اين‌ حمله‌ ـ به‌ ظن‌ شما ـ نابودكننده‌ را از خود دفع‌ نكرد و چرا قادر نشد كه‌ مرگ‌ را از مادرش‌ به‌ هنگام‌ در رسيدن‌ اجل‌ وي‌ دفع‌ كند؟ پس‌ هرگاه‌ او توان‌ دفع‌ مرگ‌ را از مادر ـ اين‌ گرامي‌ترين‌ موجود براي‌ خود ـ نداشته‌، مسلما از دفع‌ نمودن‌ چيزي‌ از عذاب‌ خدا(ج) از شما، عاجزتر و ناتوان‌تر است‌ «وفرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ مابين‌ آنهاست‌، از آن‌ خداست‌، هرچه‌ بخواهد، مي‌آفريند» چنان‌كه‌ عيسي‌ را بدون‌ واسطه‌ پدر از مادري‌ آفريد لذا قدرت ‌حق‌ تعالي‌ مطلق‌ است ‌بنابراين‌، از مرد و زن‌ هر دو فرزند مي‌آفريند؛ چون‌ عموم ‌انسانها، از زن‌ بدون‌ مرد فرزند مي‌آفريند؛ چون‌ آفرينش‌ عيسي‌ و بدون‌ مرد و زن‌ هم‌ انسان‌ مي‌آفريند؛ چون‌ آفرينش‌ آدم‌ «و خدا بر هر چيزي‌ تواناست» واينها همه‌ دلايل‌ روشن‌ عظمت‌ و نشانه‌هاي‌ كمال‌ قدرت‌ وي‌ است‌ پس‌ چگونه‌ به‌ چيزي‌ از اينها، بر خدايي‌ غير وي‌ استدلال‌ مي‌كنيد.
سياق‌ آيات‌ همه‌ در رد بر نصاري‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:820.txt"> آيه  18</a><a class="text" href="w:text:821.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:822.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:823.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:824.txt"> آيه  22</a><a class="text" href="w:text:825.txt">آيه  23</a></body></html>آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» ياد كنيد نعمتم‌ را برخود «آن‌گاه‌ كه‌ به‌ موسي‌ كتاب‌ آسماني‌» تورات‌ «وفرقان‌ داديم‌» به‌ قولي‌ فرقان: حجت‌ و بيان‌ است‌ به‌ وسيله‌ معجزاتي‌ چون‌ عصا ويد بيضا كه‌ خداوند (ج)به‌  موسي‌(ع) داد؛ و بدانها ميان‌ حق‌ و باطل‌ فرق‌ نهاده ‌مي‌شد «باشد كه‌ به‌ راه‌ آييد».
دادن‌ كتاب‌ به‌ موسي‌(ع) بعد از بيرون‌ آمدن‌ بني‌اسرائيل‌ به‌ سلامت‌ از دريا بود، چنان‌كه‌ سياق‌ آيات‌ سوره‌ «اعراف‌» بر اين‌ معني‌ دلالت‌ دارد.
 



سوره مائدة آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و يهوديان‌ و مسيحيان‌ گفتند: ما پسران‌ خدا و دوستان‌ اوييم» يهوديان‌ همان ‌چيزي‌ را براي‌ خودشان‌ ادعا كردند كه‌ براي‌ «عزير» ادعا كرده‌ بودند، آنجا كه‌ گفتند: (عزير پسر خداست‌)! نصاري‌ نيز آنچه‌ را كه‌ براي‌ مسيح‌ مي‌پنداشتند ـ آنجا كه‌ گفتند: (مسيح‌ پسر خداست‌)! ـ به‌ خود نيز منسوب‌ ساختند پس‌ خود را ـ به‌صرف‌ ادعاهاي‌ باطل‌ و آرزوهاي‌ لاطائل‌ و بيهوده‌ ـ دوستان‌ خدا(ج) وپسران‌ وي‌ پنداشتند «بگو» اگر به ‌راستي‌ شما در اين‌ جايگاه‌ و منزلت‌ قرار داريد «پس‌ چرا» خداوند(ج) «شما را بر گناهانتان‌ عذاب‌ مي‌كند» با كشتن‌ و مسخ‌ كردتتان‌ در دنيا و با آتش‌ دوزخ‌ در آخرت‌؟ كه‌ خود نيز به‌ اين‌ عذاب‌ معترفيد. اي‌ بي‌خردان‌! آيا نمي‌دانيد كه‌ پسر از جنس‌ پدر خويش‌ است‌ و چيزي‌ كه‌ صدور آن‌ از پدرش‌ محال‌ باشد، از او سر نمي‌زند درحالي‌ كه‌ از شما گناه‌ صادر مي‌شود؟! آيا نمي‌دانيد كه‌ دوست‌؛ دوست‌ خويش‌ را عذاب‌ نمي‌كند درحالي‌ كه‌ شما مورد عذاب‌ قرار مي‌گيريد؟! پس‌ اين‌ خود، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ شما در اين‌ ادعايتان ‌دروغ‌ گوييد «بلكه‌ شما هم‌ بشري‌ هستيد از جمله‌ كساني‌ كه» حق‌ تعالي «آفريده‌ است» همچون‌ ساير بندگان‌ خويش‌ پس‌ از جنس‌ بشر هستيد نه‌ فرزندان‌ وي‌ پس‌ بدانيد كه‌ حق‌ تعالي‌ بر تمام‌ بندگان‌ خويش‌ حاكم‌ است‌: «هركه‌ را بخواهد، مي‌آمرزد و هركه‌ را بخواهد، عذاب‌ مي‌كند» يعني‌: بندگان‌ خود را در برابر خير و شر محاسبه‌ مي‌كند و هر كس‌ را در برابر عملش‌ جزا مي‌دهد پس‌ او خواسته ‌است‌ كه ‌هركه‌ را بر كفر مي‌ميراند، به‌ عدل‌ خويش‌ عذاب‌ كند و بر كساني‌ كه‌ از كفر توبه‌ كرده‌اند، به‌ فضل‌ خويش‌ بيامرزد و گنهكاران‌ را ـ اگر بخواهد عفو و اگر بخواهد، عذاب‌ كند «و فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ در ميان‌ آنهاست‌، از آن‌ خداوند است ‌و بازگشت‌ همه‌ به‌سوي‌ اوست».
از ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: نعمان‌بن‌ اضاء، بحري‌بن‌عمرو و شاس‌بن‌ عدي‌ نزد رسول‌ خداص آمدند و با آن‌حضرت‌ص گفت‌وگو كردند. رسول‌ خداص آنان‌ را به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ دعوت‌ نموده‌ و از عذابش‌ بيم‌ دادند ولي‌ آن‌ سيه‌رويان‌ گفتند: اي‌ محمد! تو ما را از چه‌چيز  مي‌ترساني؟ آيا نمي‌داني‌ كه‌: (ما پسران‌ خدا و دوستان‌ وي‌ هستيم‌؟) همان‌ بود كه‌ پروردگار متعال‌ آيه‌: ‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ   را نازل‌فرمود.
سوره مائدة آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ اهل‌ كتاب‌! هرآينه‌ پيامبر ما» حضرت‌ محمدص «به‌ سوي‌ شما آمده‌ است‌ كه‌ براي‌ شما بيان‌ مي‌كند» حقايق‌ و معارف‌ الهي‌، احكام‌ و قوانين‌ شرعي‌ و آنچه‌ را كه ‌پنهان‌ مي‌كرديد و آنچه‌ را كه‌ در آن‌ دچار اختلاف‌ شده‌ بوديد «در دوران‌ فترت‌ رسولان» زيرا قبل‌ از بعثت‌ حضرت‌ محمدص، رسالت‌ آسماني‌ مدت‌ مديدي ‌انقطاع‌ يافته‌ بود. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ ابن‌عباس‌(رض) فرمود: «ميان‌ ميلاد عيسي(ع) ومحمدص پانصد و شصت ‌و نه‌ سال‌ فاصله‌ بود». ابن‌كثير مي‌گويد: «بنابراين‌، نعمت ‌بعثت‌ آن‌ حضرت‌ص در آن‌ برهه‌ از زمان‌، از كامل‌ترين‌ نعمتها بود و نياز به‌ اين‌ بعثت‌ هم‌، نياز