ارند، حقا كه‌ بر كشتگان‌ آمرزيده شد و توبه‌ باقي‌ماندگان‌ نيز پذيرفته‌ آمد». «پس‌ خدا توبه‌ شما را پذيرفت‌» آن‌گاه‌ كه‌ يکديگر را كشتيد و بر باقي‌ماندگانتان ‌هم‌ بخشود «كه‌ او توبه‌پذير مهربان‌ است‌» بر بندگان‌ توبه‌كارش‌.
 
سوره مائدة آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ پيامبر خاتمص! «بر آنان‌ داستان‌ دو پسر آدم‌ را به راستي‌ بخوان‌، هنگامي‌ كه‌ هر يك‌ از آن‌دو قرباني‌اي‌ عرضه‌ داشت» قربان‌: آنچه‌ كه‌ به ‌وسيله‌ آن‌ به ‌خداي‌ عزوجل‌ تقرب‌ جسته‌ مي‌شود؛ از ذبح‌ حيوان‌ يا تقديم‌ صدقه‌اي‌ «پس‌، از يكي‌ از آن‌ دو» قرباني‌اش‌ «پذيرفته‌ شد» او هابيل‌ بود «و از ديگري‌ پذيرفته ‌نشد» كه‌ او قابيل‌ بود.
ابن‌كثير در شرح‌ داستان‌ قابيل‌ و هابيل‌ مي‌گويد: «درآن‌ زمان‌ سنت‌ چنان‌ بود كه‌ حوا در يك‌ شكم‌ دو فرزند توأمان‌ به‌ دنيا مي‌آورد كه‌ يكي‌ از آنها پسر و ديگري‌ دختر بود. آدم‌ به‌ ضرورت‌ حال‌، دخترانش‌ را به‌ پسرانش‌ تزويج‌ مي‌كرد؛ به‌ اين‌ نحو كه‌ دختر اين‌ شكم‌ را به‌ عقد پسر شكم‌ ديگر در مي‌آورد. و اين‌ كار در آن‌ زمان‌ روا بود. از قضا خواهر هابيل‌ از جمال‌ بي‌بهره‌ و خواهر قابيل‌ زيبا بود. آدم‌(ع) طبق‌ سنت‌ و قانون‌ آن‌ زمان‌، خواست‌ تا خواهر هابيل‌ را به‌ عقد قابيل‌ و خواهر قابيل‌ را به‌ عقد هابيل‌ در آورد اما قابيل‌ نپسنديد و گفت‌: من‌ با خواهر خودم‌ عقد مي‌كنم‌! آدم‌(ع) گفت‌: حال‌ كه‌ تو نمي‌پسندي‌ پس‌ هر دويتان‌ قرباني‌اي‌ تقديم‌ كنيد، قرباني‌ هر كس‌ كه‌ پذيرفته‌ شد، آن‌ دختر زيبا از آن‌ وي‌ باشد. قرباني ‌قابيل‌ دسته‌اي‌ از خوشه‌ گندم‌ بود زيرا او شغل‌ كشاورزي‌ داشت‌ و او آن‌ را از پست‌ترين‌ محصول‌ گندم‌ خويش‌ انتخاب‌ كرد ولي‌ هابيل‌ كه‌ صاحب‌ گوسفنداني‌ بود، گوسفندي‌ از بهترين‌ آنها را براي‌ قرباني‌ برگزيد. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ قرباني‌ هابيل‌ را پذيرفت‌ و آن‌ را به‌ بهشت‌ بالا برد اما قرباني‌ قابيل‌ مورد قبول‌ قرار نگرفت‌ و در اينجا بود كه‌ قابيل‌ با هابيل‌ حسد ورزيد» «گفت» قابيل‌ به‌ هابيل‌ «حتما تو را خواهم‌ كشت» انگيزه‌ وي‌ از اين‌ سخن‌، غيرت‌ و رشك‌ بود «هابيل‌ گفت‌: خدا فقط از متقيان‌ مي‌پذيرد» گويي‌ او به‌ برادرش‌ گفت‌: آنچه‌ ديدي‌ از خودت‌ ديدي‌، نه‌ ازمن‌ زيرا سبب‌ عدم‌ پذيرش‌ قربانيت‌، همانا بي‌تقوايي‌ خودت‌ بود. آن‌گاه‌ افزود:
 
	سوره مائدة آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر دست‌ به‌ سوي‌ من‌ دراز كني‌ تا مرا بكشي» يعني‌: اگر قصد قتلم‌ را بكني «من‌ دستم‌ را به‌سوي‌ تو دراز نمي‌كنم‌ تا تو را بكشم‌، چراكه‌ من‌ از خداوند، پروردگار جهانيان‌ مي‌ترسم» يعني‌: من‌ عمل‌ تبه‌كارانه‌ تو را با عملي‌ همانند آن‌، پاسخ ‌نمي‌دهم‌ زيرا در آن‌ صورت‌ من‌ و تو هر دو در ارتكاب‌ گناه‌ باهم‌ برابر مي‌شويم‌ و بدان‌ كه‌ علت‌ اقدام‌ نكردن‌ من‌ به‌ قتل‌، همانا ترس‌ از رب‌العالمين‌ است‌.
اين‌ سخن‌ هابيل‌ به‌معني‌ تسليم‌شدن‌ وي‌ به‌ قتل‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «آن‌گاه‌ كه‌ فتنه‌ برخاست‌، مانند بهترين‌ دو فرزند آدم‌ باش». ايوب‌ سختياني‌مي‌گويد: «درحقيقت‌ اولين‌ كسي‌ كه‌ به‌ اين‌ آيه‌ عمل‌ كرد، عثمان‌بن‌ عفان‌(رض) بود». چنان‌ كه‌ سعدبن‌ابي‌وقاص‌(رض) به‌ هنگام‌ فتنه‌ زمان‌ عثمان‌(رض) گفت‌: گواهي مي‌دهم‌ كه‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ را از رسول‌ خداص شنيده‌ام‌ كه‌ فرمودند: «همانا به‌زودي‌ فتنه‌اي‌ روي‌ خواهدداد كه‌ در آن‌ شخص‌ نشسته‌ بهتر از شخص‌ ايستاده‌، شخص‌ ايستاده‌ بهتر از شخص‌ رونده‌ و شخص‌ رونده‌ بهتر از شخص‌ شتابنده ‌است». گفتم‌: يارسول‌ الله! اگر كار چنان‌ بود كه‌ شخص‌ مهاجم‌ بر من‌ در خانه‌ام ‌وارد شد و خواست‌ تا مرا به‌ قتل‌ رساند؟ فرمودند: «در آن‌ صورت‌ همانند فرزندآدم‌ (هابيل) باش».
هر چند در شريعت‌ ما دفاع‌ از نفس‌ ـ اجماعا ـ جايز است‌ و كسي‌ كه‌ به‌ ناحق ‌مورد هجوم‌ قرار مي‌گيرد، مأمور به‌ دفاع‌ از خود مي‌باشد اما در اين‌ كه‌ اين‌ دفاع‌ بروي‌ واجب‌ است‌ يا خير؟ ميان‌ علما اختلاف‌ نظر وجود دارد اما قول‌ صحيح‌تر، وجوب‌ دفاع‌ از نفس‌ است‌ زيرا در آن‌ معناي‌ نهي‌ از منكر وجود دارد و نيز به ‌دليل ‌اين‌ فرموده‌ خداوند متعال‌: ﴿وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ ‏﴾ ‌: (واگر خداوند بعضي‌ از مردم‌ را به ‌وسيله‌ بعضي ‌ديگر دفع‌ نمي‌كرد، همانا فساد زمين ‌را فرا مي‌گرفت‌) «بقره/‌251». گفتني‌ است‌ كه‌ ارجحيت‌ دفاع‌ از نفس‌، در شرايطي ‌است‌ كه‌ فتنه‌ و شبهه‌اي‌ در ميان‌ نباشد ولي‌ آن‌گاه‌ كه‌ فتنه‌ به‌پا خاسته‌ بود و هريك ‌از طرفين‌ چنين‌ مي‌پنداشت‌ كه‌ در راه‌ خدا(ج) مي‌جنگد پس‌ از نظر برخي؛ در چنين ‌شرايطي‌، ترك‌ دفاع‌ از نفس‌ ـ به‌دليل‌ همين‌ آيات‌ ـ اولي‌ و ارجح‌ است‌.
 
سوره مائدة آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
هابيل‌ در ادامه‌ گفت‌: «من‌ مي‌خواهم‌ كه‌ گناه‌ مرا ببري» يعني‌: گناه‌ كشتن‌ مرا «وگناه‌ خود را» يعني‌: گناهاني‌ را كه‌ قبل‌ از كشتنم‌ مرتكب‌ شده‌اي‌، نيز برداري‌، و به‌سبب‌ همين‌ گناهان‌ هم‌ بود كه‌ قربانيت‌ پذيرفته‌ نشد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ آن‌ گناهان‌ قابيل‌ عبارت‌ بود از: نافرماني‌ والدين‌، كينه‌ و حسد «پس‌ در نتيجه‌ از اهل ‌دوزخ‌ باشي‌ و اين‌ است‌ سزاي‌ ستمگران» يعني‌: دوزخ‌ سزاي‌ ستمگران‌ است‌.
 
	سوره مائدة آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ نفس‌ وي‌ كشتن‌ برادرش‌ را در نظرش‌ سهل‌ و آسان‌ نمود» يعني‌: نفس ‌«اماره‌ باالسوء» قابيل‌، كشتن‌ برادر را بر وي‌ آسان‌ نمايان‌ ساخت‌ و او را بدان ‌ترغيب‌ كرد و اين‌ تصور را در او القا نمود كه‌ قتل‌ برادر بسيار سهل‌ و گواراست‌ و او از آن‌ شرف‌ و دستاوردي‌ خواهد داشت‌ «پس» با آهني‌ كه‌ در دست‌ داشت ‌«او را كشت‌ و از زيانكاران‌ شد» با ريختن