ست‌ كه‌ كشته‌ شوند» بدون‌به‌ دار آويختن‌ و قطع‌ دست‌ و پا، چنانچه‌ فقط نفس‌ بي‌گناهي‌ را به‌قتل‌ رسانده ‌بودند «يا بر دار كرده‌ شوند» چنانچه‌ هم‌ مال‌ را گرفته‌ و هم‌ كشتار كرده‌ بودند. به‌دارآويختن‌ فقط بعد از كشتن‌ است‌ پس‌ جايز نيست‌ كه‌ محارب‌ قبل‌ از كشته ‌شدن ‌به‌ دار آويخته‌ شود «يا دستها و پاهايشان‌ در خلاف‌ جهت‌ يك‌ديگر بريده‌شود» چنانچه‌ فقط مال‌ را گرفته‌ و مرتكب‌ كشتار نشده‌ بودند. مراد ازآن‌: فقط بريدن‌ دست‌ راست‌ و پاي‌ چپ‌ است‌ «يا از وطن‌ تبعيد شوند» چنانچه‌ نه‌ مرتكب ‌قتل‌ نفس‌ شده‌ و نه‌ مالي‌ را گرفته‌ باشند بلكه‌ با راهزني‌ مسلحانه‌ فقط به‌ ارعاب‌ مردم ‌پرداخته‌ باشند زيرا راهزن‌ مسلح‌ و داراي‌ نيرو مورد تعقيب‌ قرار داده‌ مي‌شود تا آن‌ كه‌ دستگير شود و حد بر وي‌ اقامه‌ گردد، يا به‌ تعقيب‌ وي‌ تا بدانجا ادامه‌ داده ‌مي‌شود كه‌ از دار اسلام‌ بگريزد و ديگر امكاني‌ براي‌ تعقيب‌ وي‌ وجود نداشته ‌باشد.
فقها در تفسير «نفي» يعني‌ تبعيد، آراي‌ متعددي‌ دارند. شافعي: در معني‌ آن‌مي‌گويد: «از شهري‌ به‌ شهري‌ و از سرزميني‌ به‌ سرزميني‌ گريزانده‌ مي‌شوند و مورد تعقيب‌ و جست‌وجو قرار داده‌ مي‌شوند تا حد بر آنان‌ اقامه‌ گردد». مالك: مي‌گويد: «راهزن‌ از سرزميني‌ كه‌ اين‌ جنايت‌ را در آن‌ مرتكب‌ شده‌، به‌ محل‌ ديگري‌ تبعيد مي‌گردد و در آنجا زنداني‌ مي‌شود، همانند زناكار». احمدبن‌حنبل: مي‌گويد: «معناي‌ نفي‌ اين‌ است‌ كه‌ محاربان‌ تارومار شوند و به‌ آنان ‌امكان‌ اقامت‌ در هيچ‌ سرزميني‌ داده‌ نشود». ابوحنيفه‌ و يارانش ـ رحمهم الله ـ مي‌گويند: «مراد از نفي‌ در اينجا، زنداني‌كردن‌ راهزن‌ است». اما از ظاهر آيه‌ چنين‌ استنباط مي‌شودكه‌: راهزن‌ فقط از آن‌ سرزميني‌ كه‌ در آن‌ مرتكب‌ اين‌ عمل‌ شده‌، طرد مي‌شود، بدون ‌اين‌ كه‌ زندان‌ يا مجازات‌ ديگري‌ بر وي‌ اعمال‌ شود. برخي‌ ديگر از علما گفته‌اند: امام‌ (حاكم‌) در ميان‌ به ‌كار بردن‌ اين‌ مجازاتهاي‌ چهارگانه‌ مخيراست‌ پس‌ هرچه‌ از آنها را كه‌ مي‌خواهد، اعمال‌ نمايد.
بنابراين‌، مجازات‌ راهزنان‌ مسلح‌ (قطاع‌الطريق‌) مجموعا داراي‌ چهار حالت ‌است‌:
1 ـ كشتن‌ آنان‌؛ درصورتي‌كه‌ فقط مرتكب‌ قتل‌ شده‌ باشند.
2 ـ به‌ دار آويختن‌ آنان‌؛ چنانچه‌ مرتكب‌ قتل‌ و چپاول‌ اموال‌ ـ هردو ـ گرديده ‌باشند.
3 ـ بريدن‌ دست‌ و پاي‌ آنان‌ به‌ كيفيتي‌ كه‌ ذكر شد؛ چنانچه‌ فقط مال‌ را چپاول‌ كرده‌ و مرتكب‌ قتل‌ نشده‌ باشند.
4 ـ نفي‌ و تبعيدشان‌ از وطن‌ ـ با تفصيلي‌ كه‌ فقها به‌ آن‌ نگريسته‌اند.
بايد دانست‌ كه‌ در «محاربان» سه‌ شرط بايد تحقق‌ يابد:
1 ـ اين‌ كه‌: محاربان‌ داراي‌ قوت‌ و شوكت‌ و اسلحه‌ باشند، چه‌ محارب‌ يك‌ تن‌ باشد، يا بيشتر از آن‌ تا از دزدان‌ متمايز گردند.
2 ـ اين‌ كه‌: عمل‌ راهزني‌ در دار اسلام‌ انجام‌ گرفته‌ باشد.
3 ـ اين‌ كه‌: محاربان‌ مال‌ را علنا بگيرند زيرا اگر آن‌ را پنهاني‌ بگيرند، دزد به‌ شمارمي‌روند نه‌ محارب‌، كه‌ در آن‌ صورت‌ حد آنها حد سرقت‌ است‌.
«اين» مجازات‌ هايي‌ كه‌ ذكرشد «خزيي‌ براي‌ آنان‌ در دنياست» خزي‌: ذلت‌ و رسوايي‌ است‌ «و در آخرت‌ هم‌ براي‌ آنان‌ عذابي‌ بزرگ‌ است» كه‌ همانا آتش‌ دوزخ ‌مي‌باشد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ «حرابه» از انس‌بن‌ مالك‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: گروهي‌ هشت ‌نفره‌ از قبيله‌ «عكل» به‌ مدينه‌ نزد رسول‌ خداص آمده‌ و بر اسلام‌ بيعت‌ كردند اما آب‌وهواي‌ مدينه‌ بر آنان‌ سازگار نيفتاد و بيمار شدند پس‌ از اين‌حالت‌ نزد رسول‌ خداص شكايت‌ كردند، آن‌ حضرت‌ص فرمودند: «آيا با ساربان‌ به‌ صحرا بيرون‌ نمي‌رويد تا از شير و ادرار شتران‌ وي‌ بنوشيد (و بهبود يابيد)؟» گفتند: چرا! بيرون‌ مي‌رويم‌. پس‌ بيرون‌ رفتند و از شير و ادرار شتران ‌نوشيدند و بهبود يافتند، آن‌گاه‌ ساربان‌ را به ‌قتل‌ رسانده‌ و شتران‌ را ربودند. خبر به ‌رسول‌ خداص رسيد، آن‌ حضرت‌ص به‌ تعقيب‌ آنان‌ فرستادند. سرانجام‌ مأموران ‌گماشته‌ تعقيب‌، دستگيرشان‌ كرده‌ نزد آن‌ حضرت‌ص آوردند. آن‌ حضرتص دستور دادند تا دستها و پاهايشان‌ را بريده‌ و بر چشمهايشان‌ ميخ‌ آهنين‌ بكوبند، سپس‌ آنان‌ را در آفتاب‌ افگنند تا به‌ ذلت‌ بميرند. و چنان‌ كردند.
 
سوره مائدة آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ پيش‌ از آن‌ كه‌ بر آنان‌ دست‌ يابيد، توبه‌ كرده‌ باشند» يعني‌: در اين‌ صورت‌، حدود ياد شده‌ از آنان‌ ساقط مي‌شود، جز آنچه‌ كه‌ به‌ حق‌ بندگان ‌(حق‌العباد) مربوط باشد «پس‌ بدانيد كه‌ الله آمرزنده‌ مهربان‌ است» اگر توبه‌ كنند، آنان‌ را مي‌آمرزد و بر آنان‌ رحمت‌ آورده‌ و عذابشان‌ نمي‌كند.
لذا آيه‌ كريمه‌ آن‌ محارباني‌ را كه‌ قبل‌ از دست‌ يافتن‌ بديشان‌ توبه‌ مي‌كنند، از مجازات‌ استثنا كرده‌ است‌ بنابراين‌، محاربي‌ كه‌ قبل‌ از قدرت‌يافتن‌ بر وي‌ توبه ‌مي‌كند، به‌ هيچ‌ بندي‌ از بندهاي‌ مجازات‌ ياد شده‌ در آيه‌ قبل‌، مورد مجازات‌ قرارنمي‌گيرد. ولي‌ بعضي‌ از اهل‌ علم‌، ازجمله‌ احناف‌ برآنند كه‌: توبه‌ محارب ‌قبل‌ از قدرت‌يافتن‌ به‌ وي‌، مجازات‌ قصاص‌ و ساير حقوق‌ بندگان‌ را از وي‌ ساقط نمي‌گرداند. حكم‌ ديگري‌ كه‌ در مورد «محارب» وجود دارد، اين‌ است‌ كه‌: طالب‌ خون‌ (ولي‌دم‌) هيچ‌ سلطه‌ و اختياري‌ در مورد مجازات‌ محارب‌ قاتل‌ ندارد و عفوش‌ در مورد وي‌ جايز و نافذ نيست‌ بلكه‌ قضيه‌ موكول‌ به‌ امام‌ (حاكم‌) است‌ كه‌ در محدودده‌ اختياراتش‌ در قبال‌ وي‌ تصميم‌ بگيرد.
	سوره مائدة آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از خداوند پروا داريد» با پرهيز از نواهي‌ وي‌ «و به‌سوي‌ او طلب ‌وسيله‌ كنيد» يعني‌: چيزي‌ را طلب‌ كنيد كه‌ شما را به‌ او نزديك‌ سازد. پس‌ «وسيله» به‌اتفاق‌ و اجماع‌ مفسران‌، عبارت‌ است‌ از: عمل‌ قربت‌ و طاعتي‌ كه‌ به‌ آن‌ قرب‌ الهي‌ خواسته‌ مي‌شود و از مصاديق‌ آن‌ تقوا و ديگر صفات‌ نيكي‌ است‌ كه‌ بندگان‌ با توسل‌ به‌ آن‌ به‌ پروردگارشان‌ تقرب‌ مي‌جويند. اما توسل‌ به‌ مخلوق‌، اگر به‌ معني‌ طلب‌ دعا از وي‌ باشد، در جايز بودن‌ آن‌ شكي‌ نيست‌؛ در صورتي‌ كه‌ آن‌ مخلوق ‌زنده‌ باشد، همان‌گونه‌ ك