‌ عمر(رض) در هنگام‌ استسقا (دعاي‌ طلب‌ باران‌) به‌ حضرت‌ عباس‌(رض) عموي‌ پيامبراكرمص توسل‌ جست‌. ولي‌ اگر آن‌ مخلوق‌ مرده ‌باشد، توسل‌ به‌ وي‌ جايز نيست‌ و اين‌ گونه‌ توسل‌ از بدعت‌هايي‌ است‌ كه‌ هيچ‌يك ‌از سلف‌ صالح‌ آن‌ را انجام‌ نداده‌اند. امام‌ ابوحنيفه‌: نيز توسل‌جستن‌ به‌ يكي‌ ازبندگان‌ و قسم‌ دادن‌ خداوند متعال‌ را به‌ حق‌ يكي‌ از مخلوقات‌ وي‌، ناجايز دانسته‌ ورأي‌ ابن‌تيميه‌ نيز همين‌ است‌. بايزيد بسطامي‌ مي‌گويد: «استغاثه‌ مخلوق‌ به‌ مخلوق ‌مانند استغاثه‌ زنداني‌ به‌ زنداني‌ ديگر است». ليكن‌ علامه‌ «الوسي» در تفسير«روح‌ المعاني» با آن‌ كه‌ توسل‌ به‌ اسماءالله را ترجيح‌ مي‌دهد اما توسل‌ به‌رسول‌ خداص را در زندگي‌ و مرگشان‌ نيز جايز مي‌داند.
«و در راه‌ او جهاد كنيد» يعني‌: عليه‌ كساني‌ كه‌ دين‌ و آيين‌شان‌ مورد قبول‌ حق‌تعالي‌ نيست‌، با مالها، جانها و زبانهايتان‌ جهاد كنيد «باشد كه‌ رستگار شويد» بنابراين‌؛ تقوي‌، عمل‌ صالح‌ و جهاد، راه‌ رستگاري‌ است‌ پس‌ كسي‌ كه‌ در يكي‌ از اينها كوتاهي‌ كرد، قطعا در حركت‌ به‌سوي‌ رستگاري‌ كوتاهي‌ كرده ‌است‌.
 
	آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كنيد چون‌ گفتيد: اي‌ موسي‌! هرگز به‌ تو ايمان‌ نمي‌آوريم‌ تا خدارا آشكارانبينيم‌» مراد از جهره: ديدن‌ به‌ چشم‌ سر است‌. گويندگان‌ اين‌ سخن، هفتادتن ‌نخبگاني‌ بودند كه‌ موسي‌u بعد از گوساله‌پرستي‌ بني‌اسرائيل، آنان‌ را انتخاب‌ كرد و با خود به‌ كوه‌ طور برد تا به‌ درگاه‌ خداوند متعال‌ عذرخواهي‌ كنند «پس‌ صاعقه‌شما را فروگرفت‌» يعني: آتشي‌ از آسمان‌ به‌ شما زد و همه‌ مرديد «درحالي‌كه‌مي‌نگريستيد» يعني: اين‌ رخداد را به‌ چشم‌ سر مي‌ديديد. دليل‌ عذاب‌ كردنشان ‌اين‌ بود كه‌ آنان‌ خواستار امري‌ شدند كه‌ خداوند (ج)به‌ آن‌ در دنيا اجازه‌نداده‌است، و آن‌ درخواست‌ رؤيت‌ وي‌ به‌ چشم‌ سر بود. اما رؤيت‌ حق‌ تعالي‌ درآخرت‌ حق‌ است‌ و احاديث‌ صحيح‌ به‌ تواتر خبر داده‌اند كه‌ بندگان‌ پروردگارشان‌را در آخرت‌ مي‌بينند، و احاديث‌ بر اين‌ امر دلالت‌ قطعي‌ دارند.
 
سوره مائدة آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، اگر تمام‌ آنچه‌ در زمين‌ است‌ براي‌ كافران‌ باشد و مثل‌ آن‌ را نيز با آن‌ داشته‌ باشند تا به‌وسيله‌ آن‌ خود را از عذاب‌ روز قيامت‌ باز خرند، هرگز از آنان‌ قبول ‌نمي‌شود و براي‌ آنان‌ است‌ عذابي‌ دردناك» پس‌ هيچ‌ راه‌ نجاتي‌ فرارويشان‌ نيست‌.
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:842.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:843.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:844.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:845.txt"> آيه  40</a><a class="text" href="w:text:846.txt"> آيه  41</a></body></html>سوره مائدة آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌خواهند كه‌ از دوزخ‌ بيرون‌ آيند، در حالي‌ كه‌ از آن‌ بيرون‌ آمدني‌ نيستند و براي ‌آنان‌ عذابي‌ پايدار است» اين‌ عذاب‌ دائم‌ و پايدار، براي‌ كفار است‌ نه‌ براي ‌گنهكاران‌ مسلمين‌ زيرا گنهكاران‌ مسلمين‌ بعد از معذب ‌شدن‌ در دوزخ‌ به‌اندازه‌ گناهانشان‌، از آن‌ بيرون‌ آورده‌شده‌ و به‌ بهشت‌ وارد ساخته‌ مي‌شوند چنان‌كه‌ در احاديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌.
 
	سوره مائدة آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چون‌ خداي‌ سبحان‌ حكم‌ «محارب» را كه‌ به‌ زورگيري‌ علني‌ اموال‌ مردم‌ و راهزني‌ آشكار مي‌پردازد، بيان‌ داشت‌، اكنون‌ به ‌دنبال‌ آن‌، حكم‌ دزد (سارق‌) را كه‌ به‌ ربودن‌ پنهاني‌ مال‌ مردم‌ مي‌پردازد، بيان‌ مي‌نمايد: «و مرد دزد و زن‌ دزد؛ دست‌ آنان‌ را ببريد» يعني‌: حد شرعي‌ مرد و زن‌ دزد اين‌ است‌ كه‌ دست‌ راست ‌هر يك‌ از آنان‌ را از بند ببريد «به‌ كيفر آنچه‌ كرده‌اند» از عمل‌ دزدي‌. اين‌ مجازات ‌«نكالي‌ است» يعني‌: عذابي‌ است‌ بازدارنده‌ و عبرت‌انگيز «از جانب‌ الله» پس‌ بر آنان‌ اندوهگين‌ نباشيد «و خداوند عزيز حكيم‌ است» يعني‌: حق‌ تعالي‌ غالبي‌ است ‌كه‌ در حكم‌ خويش‌ مورد معارضه‌ قرار نمي‌گيرد، همان‌ گونه‌ كه‌ در حكم‌ خويش ‌بر بريدن‌ دست‌ مرد و زن‌ دزد، صاحب‌ حكمت‌ نيز هست‌. سرقت‌: گرفتن‌ چيزي‌است‌ كه‌ داراي‌ حفاظ يا نگهبان‌ (حرز) باشد به‌طور پنهاني‌ از چشم‌ ديگران‌. مال ‌داراي‌ حرز؛ يعني‌ مال‌ داراي‌ حريم‌ حفاظتي‌ بر دو نوع‌ است‌: يكي‌ آن‌ مالي‌ است‌كه‌ خود داراي‌ حرز مي‌باشد، چون‌ مال‌ نهاده‌ شده‌ در خانه‌ يا صندوق‌ كسي‌. ديگري‌ مالي‌ است‌ كه‌ داراي‌ حرز بيروني‌ است‌، چون‌ اماكني‌ كه‌ پاسبان‌ و نگهبان ‌دارد.
مال‌ مسروقه‌ بايد چهار صفت‌ داشته‌ باشد:
1 ـ بايد به‌ مقدار نصاب‌ شرعي‌ باشد. لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ نصاب‌ سرقت‌ در نزد احناف‌، يك‌ دينار يا ده‌ درهم‌ شرعي‌ است‌ و در كمتر از ده‌ درهم‌ حدي‌ جاري ‌نمي‌شود. اما نصاب‌ سرقت‌ در نزد جمهور فقها، ربع‌ دينار، يا سه‌ درهم‌ است‌.
2 ـ مال‌ مسروقه‌ بايد از نظر شرعي‌، ماليت‌ و ملكيت‌ داشته‌ و فروش‌ آن‌ جايز باشد. پس‌ اگر شراب‌ و خوك‌ ـ مثلا ـ كه‌ ماليت‌ ندارند، مورد دستبرد قرار گيرند، مال‌ مسروقه‌ به ‌شمار نمي‌روند.
3 ـ سارق‌ در مال‌ مسروقه‌، ملكيت‌ يا شبهه‌ ملكيت‌ نداشته‌ باشد.
4 ـ مال‌ مسروقه‌ بايد از جمله‌ اموالي‌ باشد كه‌ سرقت‌ در آن‌ موضوعيت‌ داشته‌ باشد، نه‌ ـ مثلا ـ برده‌ بزرگسال‌ كه‌ سرقت‌ آن‌ موضوعيت‌ ندارد.
اما شرايط معتبر در سارق‌ عبارت‌ است‌ از:
1 ـ بلوغ‌. 2 ـ عقل‌. 3 ـ عدم‌ ملكيت‌ مال‌ مسروقه‌. 4 ـ عدم‌ ولايت‌ وي‌ بر كسي ‌كه‌ مالي‌ را از او مي‌دزدد.
بايد دانست‌ كه‌ حدود به‌ شبهات‌ دفع‌ مي‌شوند چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ادراوا الحدود باالشبهات‌: حدود را با شبهه‌ها دفع‌ كنيد».
 
	سوره مائدة آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هركه‌ بعد از س