شريعت‌ها، به‌ علاوه ‌رعايت‌ مصالح‌ بندگان‌ كه‌ با اختلاف‌ زمانها و اشخاص‌ مختلف‌ مي‌شود، ابتلا و آزمايش‌ امت‌هاست‌ «پس‌ در انجام‌ كارهاي‌ نيك‌ سبقت‌ بگيريد» يعني‌: اي ‌مسلمانان‌! بر غيرخود از اصحاب‌ شريعت‌هايي‌ كه‌ بر اساس‌ شريعت‌ خودشان ‌به‌سوي‌ طاعت‌ الله(ج) شتافته‌اند، سبقت‌ گرفته‌ و براساس‌ شريعت‌ خود، به‌ طاعت ‌الله(ج) عمل‌ كنيد «بازگشت‌ همه‌ شما يكجا به‌سوي‌ خداست‌، سپس‌ درباره‌ آنچه‌ كه‌ درآن‌ اختلاف‌ مي‌كرديد، شما را آگاه‌ خواهد ساخت» با جزادادنتان‌ به‌ آنچه‌ كه‌ مناسب‌ حال‌ شماست‌، امري‌ كه‌ ميان‌ اهل‌ حق‌ و اهل‌ باطل‌ از شما جدايي‌ افگنده‌ و اين‌ دو گروه‌ را از يك‌ديگر متمايز مي‌گرداند. اين‌ جمله‌ علت‌ سفارش‌ به‌ سبقت ‌گرفتن‌ دركارهاي‌ نيك‌ را بيان‌ مي‌كند.
	سوره مائدة آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ميان‌ آنان‌ بر وفق‌ آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌، حكم‌ كن» اين‌ تأكيد مجددي‌ بر وجوب‌ حكم ‌كردن‌ به‌ احكام‌ منزله‌ الهي‌ است‌ «و از خواهش‌هاي‌ آنان‌ پيروي‌ نكن» يعني‌: اگر اهل‌ كتاب‌ نزد تو آمدند تا در ميانشان‌ حكم‌ كني‌ و تو هم‌ مي‌خواستي‌ كه ‌ميانشان‌ حكم‌ كني‌ پس‌ بايد حكمت‌ موافق‌ با آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ بر تو نازل ‌كرده‌ايم‌، نه‌ طبق‌ آنچه‌ كه‌ هواها و هوسهاي‌ آنان‌ مي‌طلبد، يا طبق‌ آنچه‌ كه‌ در كتابهاي‌ تحريف‌شده‌ آنهاست‌ «و از آنان‌ برحذر باش‌؛ مبادا كه‌ تو را در بخشي‌ از آنچه‌ خدا بر تو نازل‌ كرده‌، به‌ فتنه‌ دراندازند» يعني‌: مبادا تورا از آن‌ به‌ بيراهه‌ برند. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ را ـ با آن‌ كه‌ معصوم‌ و امين‌بودند ـ نسبت‌ به‌ فتنه‌ كفار هشدار داد تا امت‌ ايشان‌ به‌ ايشان‌ اقتدا كنند و تا طمع ‌اهل‌ هوا و هوس‌ از اين‌ امت‌ به‌كلي‌ قطع‌ گردد «پس‌ اگر اعراض‌ كردند» از پذيرفتن‌حكمت‌ «بدان‌ كه‌ خدا مي‌خواهد آنان‌ را به‌ كيفر بعضي‌ از گناهانشان‌ برساند» يعني‌: بدون‌ شك‌ اين‌ اعراضشان‌ بدان‌ جهت‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) اراده‌ كرده‌ تا آنان‌ را به‌كيفر برخي‌ از گناهانشان‌ برساند كه‌ اين‌ گناهشان‌ عبارت‌ است‌ از: روگرداني‌ از تو و پشت ‌نمودن‌ به‌ آنچه‌ كه‌ به‌ همراه‌ آورده‌اي‌، «و هرآينه‌ بسياري‌ از مردم ‌نافرمانند».
آيه‌ كريمه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌ كه‌: هيچ‌ انسان‌ يا امت‌ يا گروه‌ يا حكومتي‌، از حكم‌ خداوند متعال‌ روبر نمي‌تابد، مگر اين‌ كه‌ خداوند(ج) به‌سبب‌ اين‌ روگرداني‌، مصيبت‌ دنيوي‌اي‌ را بر او نازل‌ خواهد كرد. ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه ‌كريمه‌ مي‌گويد: كعب‌بن‌ اسد، ابن‌صلوبا، عبدالله بن‌ صوريا و شاس‌بن‌ قيس‌ يهودي‌با يك ‌ديگر گفتند: بياييم‌ نزد محمد برويم‌، شايد بتوانيم‌ او را از دينش‌ رويگردان ‌كنيم‌! پس‌ نزد رسول‌ خداص آمدند و گفتند: اي‌ محمد! تو مي‌داني‌ كه‌ ما دانشمندان‌ يهود و اشراف‌ و رهبران‌ ايشان‌ هستيم‌ لذا اگر ما از تو پيروي‌ كنيم‌، تمام‌ يهوديان‌ از ما پيروي‌ مي‌كنند و با ما مخالفت‌ نمي‌ورزند پس‌ اينك‌ به‌ تو پيشنهادي‌مي‌دهيم‌؛ آن‌ پيشنهاد اين‌ است‌ كه‌ ميان‌ ما و قوم‌مان‌ خصومتي‌ است‌ و ما در اين ‌خصومت‌ تو را به‌ داوري‌ خواهيم‌ طلبيد، آن وقت‌ تو به ‌نفع‌ ما عليه‌ آنان‌ حكم‌ كن‌، كه‌ در اين‌ صورت‌ به‌ تو ايمان‌ مي‌آوريم‌ و از تو پيروي‌ مي‌كنيم‌! همان‌ بود كه‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره مائدة آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا خواستار حكم‌ جاهليت‌اند؟» يعني‌: اي‌ پيامبر! آيا از حكم‌ تو كه‌ مبتني‌ بر آيات‌ الهي‌ است‌ رو برگردانده‌ به‌ آن‌ پشت‌ مي‌كنند و حكم‌ دوران‌ جاهليت‌ را كه‌ برآيند جهل‌، كوته‌فكري‌ و هوس‌هاي‌ آنان‌ است‌ مي‌طلبند؟!. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عباس‌ك از رسول‌ اكرم‌ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «منفورترين‌ مردم ‌نزد خداي‌ عزوجل‌ دوكس‌اند؛ اول‌: كسي‌ كه‌ در اسلام‌ سنت‌ جاهليت‌ را مي‌طلبد. دوم‌: كسي‌ كه‌ خون‌ شخصي‌ را به ‌ناحق‌ مي‌طلبد تا آن‌ را بر زمين‌ بريزد». «و براي‌مردمي‌ كه‌ يقين‌ دارند، داوري‌ چه‌ كسي‌ از خدا بهتر است‌؟» يعني‌: در نزد اهل‌ يقين‌، حكمي‌ بهتر از حكم‌ خداوند(ج) وجود ندارد، برخلاف‌ اهل‌ جهل‌ و هوا كه‌ فقط همان‌ حكمي‌ را مي‌پسندند كه‌ با هوسهايشان‌ سازگار باشد، ولو اين‌ كه‌ آن‌ حكم‌، باطل‌ و بي‌اساس‌ هم‌ باشد.
اين‌ آيه‌ بر فضيلت‌ يقين‌ دلالت‌ مي‌كند و نشان‌ مي‌دهد كه‌ تجديد حيات‌ امت ‌اسلامي‌ بر مبناي‌ قرآن‌ و شريعت‌، جز با پرورش‌ يقين‌ در نهاد مسلمانان‌ امكان‌ پذير نيست‌.
ابن‌كثير در تعليقي‌ بر اين‌ آيه‌ مي‌گويد: «در زمان‌ ما، تاتارها كتابي‌ به‌نام‌ (ياسا) را كه‌ برساخته‌ سياستهاي‌ پادشاهشان‌ چنگيزخان‌ و آميزه‌اي‌ از احكام‌ برگرفته‌ از شريعت‌هاي‌ يهودي‌، نصراني‌، اسلام‌ و غيره‌ است‌ و بسياري‌ از احكام‌ آن‌ بر هواهاي‌ خود آن‌ پادشاه‌ مبتني‌ است‌، حاكم‌ ساخته‌ و آن‌ را بر كتاب‌ خدا(ج) وسنت‌ رسول‌ ويص مقدم‌ مي‌گردانند پس‌ هر كس‌ از آنان‌ چنين‌ كند، كافر است‌ و جنگيدن‌ با وي‌ واجب‌ مي‌باشد تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ حكم‌ خدا(ج) و رسول‌ وي‌ ص  برگردد».
شيخ‌ سعيد حوي‌ در تفسير «الاساس» مي‌گويد: «آنچه‌ كه‌ ابن‌كثير آن‌ را نمونه ‌قابل‌ استشهاد در عصر و زمان‌ خودش‌ ديده‌، ما هم‌اكنون‌ در بسياري‌ از كشورهاي ‌اسلامي‌ به‌صورت‌ حاكميت‌ قوانين‌ غيراسلامي‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌ و به‌ همان‌ فتوايي ‌نيز فتوا مي‌دهيم‌ كه‌ ابن‌كثير به‌ آن‌ فتوا داده‌است». سپس‌ مي‌افزايد: «ما هرحكومتي‌ را كه‌ مجموعه‌ برنامه‌ها و قوانين‌ حاكم‌ برآن‌، ناقض‌ شهادتين‌ شمرده‌ شود، كافر مي‌شناسيم‌، همين‌ گونه‌ مؤيدان‌ و پشتيبانان‌ آن‌ حكومت‌ را ولي‌ اضافه ‌مي‌كنيم‌ كه‌: حكم‌ تكفير يك‌ نظام‌ حاكم‌، به‌ اين‌ معني‌ نيست‌ كه‌ بر هر فردي‌ از افرادي‌ كه‌ در آن‌ نظام‌ كار مي‌كنند، به‌ كفر حكم‌ شود بلكه‌ گاهي‌ ممكن‌ است‌ يك ‌نظام‌، نظامي‌ كافر شناخته‌ شود ولي‌ رئيس‌ خود آن‌ نظام‌ مسلمان‌ باشد پس‌ حكم ‌كفر بر افراد ـ 