ور؛ از كوران‌ و بيماران‌ و زنان‌ و كودكان‌. در اين‌ تعبير؛ چنان‌ تحقير و تمسخر و كوچك‌شماري‌اي‌ براي‌ آنها نهفته‌ است‌ كه ‌بر هيچ‌ عاقلي‌ مخفي‌ نتوان‌ بود.
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر با شما بيرون‌ مي‌آمدند، جز خبال‌ براي‌ شما نمي‌افزودند» يعني‌: جز فساد وشر چيز ديگري‌ براي‌ شما نمي‌افزودند زيرا آنان‌ بزدلاني‌ خوار و حقير بيش‌ نيستند. اين‌ تعبير، تسليت‌ و دلجويي‌اي‌ براي‌ مؤمنان‌ از تخلف‌ منافقان‌ است‌. خبال‌: فساد، دو به‌ هم‌زني‌، اختلاف‌ افگني‌ و شايعه‌پراكني‌ است‌ «و البته‌ به‌ سرعت‌ خود را ميان‌ شما مي‌افگندند» يعني‌: با تمام‌ شتاب‌ در ميان‌ شما به‌ فسادانگيزي‌ و فتنه‌جويي ‌مي‌پرداختند، با دروغها و اكاذيبي‌ كه‌ برمي‌ساختند و برمي‌پراكندند، دروغهايي ‌كه‌ موجب‌ فساد ذات‌البين‌ است‌ «و در حق‌ شما فتنه‌جويي‌ مي‌كردند» بابرهم‌انگيختن‌ و دوبهم‌زدن‌ و تيره‌كردن‌ روابط نيك‌ شما «و در ميان‌ شما سخن‌شنواياني‌ دارند» كه‌ دروغ‌پردازيهاي‌ آنان‌ را شنيده‌ و پذيرفته‌، سپس‌ آن‌ را به‌ شما انتقال‌ مي‌دهند و در نتيجه‌ ميان‌ شما و برادران‌ ديني‌تان‌ اختلاف‌ و فساد ذات‌البين ‌مي‌پراكنند. يا معني‌ اين‌ است‌: در ميان‌ شما جاسوساني‌ هستند كه‌ سخنانتان‌ راشنيده‌ و به‌ آنان‌ انتقال‌ مي‌دهند «و خدا به‌ ستمگران‌ داناست» و مي‌داند كه‌ اگر با شما به‌ جهاد بيرون‌ آيند، چه‌ آفاتي‌ از سوي‌ آنان‌ عليه‌ شما متصور خواهد بود! از اين‌ جهت‌، حكمت‌ بالغه‌ وي‌ چنين‌ اقتضا كرد كه‌ همراه‌ شما به ‌جهاد بيرون‌ نيايند.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ گروه‌ متخلف‌، از رؤساي‌ اوس‌ و خزرج‌ بودند وعبدالله بن‌ابي‌ رئيس‌ منافقان‌ از جمله‌ آنان‌ بود. آري‌! در ميان‌ بيرون‌رفتگان‌ به‌ جهاد از انصار مدينه‌، كساني‌ بودند كه‌ از اين ‌رؤساي‌ خويش‌ سخن‌ شنوي‌ داشتند چرا كه‌ هنوز براي‌ آن‌ رؤسا در ميان‌ قومشان‌ شأن‌ و هيبتي‌ بود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1508.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1509.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1510.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:1511.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:1512.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:1513.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:1514.txt">آيه  54</a></body></html>آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ پيش‌ از اين‌ نيز فتنه‌ را طلب‌ كرده‌ بودند» يعني‌: منافقان‌ پيش‌ از غزوه‌ «تبوك» نيز، جوياي‌ فسادانگيزي‌، دو بهم‌ زني‌، شايعه‌پراكني‌، جوسازي‌، متفرق ‌ساختن‌ وحدت‌ كلمه‌ مؤمنان‌ و پراكنده‌ ساختن‌ جمعشان‌ گشته‌ بودند و اين‌ در آغاز تشريف‌فرمايي‌ رسول‌ خداص به‌ مدينه‌ بود كه‌ اعراب‌ همه‌ از يك‌ تيركش ‌به‌سوي‌ مؤمنان‌ هجوم‌ آورده‌ و يهود مدينه‌ و منافقان‌ نيز با آنان‌ هم‌داستان‌ شدند و در غزوه‌ احد كردند آنچه‌ كردند «و كارها را بر تو وارونه‌ ساختند» يعني‌: آرا و نظرياتي‌ گوناگون‌ عليه‌ اسلام‌ مطرح‌ ساخته‌ و نيرنگها و توطئه‌هاي‌ مختلفي‌ را سازمان‌ دادند تا شايد چيزي‌ از اين‌ وارونه‌سازي‌ها در مسلمانان‌ و در تو اثر كرده‌ و عزمتان‌ را بر جهاد سست‌ كند «تا آن‌كه‌ حق‌ آمد» يعني‌: نصرت‌ و تأييد حق‌ تعالي‌آمد «و امر خدا آشكار شد» با عزت ‌دادن‌ دين‌، برتر ساختن‌ شريعت‌ و سركوب ‌دشمنانش‌ «در حالي‌كه‌ آنان‌ ناخشنود بودند» از پيروزي‌ حق‌ و اين‌ پيروزي‌ به‌ رغم ‌ميل‌ آنان‌ بود.
 
	آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از بيان‌ اجمالي‌ موضع‌گيري‌ منافقان‌ در آيات‌ قبل‌؛ اينك‌ حق‌ تعالي‌ به‌ بيان‌ حال‌ مجموعه‌هايي‌ مي‌پردازد كه‌ هريك‌ از آنها، معرف‌ ومصداق‌ نمونه‌ مشخصي ‌از نمونه‌هاي‌ نفاق‌ اند: «و از آنان» يعني‌: از منافقان‌ «كسي‌ است‌ كه‌ مي‌گويد» به ‌رسول‌ خداص «مرا اجازه‌ ده» در تخلف‌ از جهاد و باقي‌ ماندن‌ در مدينه‌ «و مرا در فتنه‌ نينداز».
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «چون‌ رسول‌ خداص قصد عزيمت‌ به‌ غزوه‌ تبوك‌ را داشتند، به‌ جدبن‌قيس‌ فرمودند: اي‌ جد! رأي‌ تو درجهاد با بني‌الاصفر (روم) چيست‌؟ جدبن‌قيس‌ گفت‌: يا رسول‌الله! من‌ شخصي‌ هستم‌ شيفته‌ زنان‌ و چون‌ زنان‌ بني‌الاصفر (روميان) را ببينم‌، فريفته‌ آنان‌ مي‌شوم ‌پس‌ به‌ من‌ اجازه‌ ماندن‌ بده‌ و مرا در فتنه‌ نينداز! به‌ قولي‌ ديگر؛ معني‌ اين‌ است‌: به‌ من‌ اجازه‌ ماندن‌ بده‌ و مرا در فتنه‌ ـ يعني‌ در گناه‌ ـ نينداز زيرا اگر به‌ من‌ اجازه ‌ماندن‌ هم‌ ندهي‌، اذن‌ تو هم‌ كه‌ نباشد، من‌ تخلف‌ مي‌كنم‌ و در اين‌ صورت‌ به‌ گناه‌ درمي‌افتم‌. «آگاه‌ باش‌ كه‌ هم‌اكنون‌ در فتنه‌ افتاده‌اند» يعني‌: در آن‌ فتنه‌اي‌ كه‌ از آن ‌نام‌ بردند، كه‌ عبارت‌ از فتنه‌ تخلف‌ از جهاد و بهانه‌تراشي‌هاي‌ بي‌اساس‌ و بيهوده ‌است‌، در افتاده‌اند و چه‌ فتنه‌اي‌ بزرگتر از تخلف‌ از جهاد است‌! «و همانا دوزخ‌ دربرگيرنده‌ كافران‌ است» و آنان‌ را از آن‌ گريز و گزيري‌ نيست‌ زيرا اسباب‌ و علل ‌احاطه‌ دوزخ‌ در آنها فراهم‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:152.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:153.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:154.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:155.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:156.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:157.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:158.txt">آيه  119</a></body></html>آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر به‌ تو حسنه‌اي‌ برسد، آنان‌ را ناخوش‌ مي‌كند و اگر به‌ تو مصيبتي‌ برسد، مي‌گويند: ما از قبل‌ حساب‌ كار خود را داشتيم» يعني‌: ما از قبل‌ احتياطمان‌ را نموده‌ وجانب‌ حزم‌ و دورانديشي‌ را از دست‌ نداده‌ايم‌ و بنابراين‌، به‌ جنگ‌ بيرون‌ نيامديم‌ چنان‌كه‌ مؤمنان‌ بيرون‌ آمدند و به‌ اين‌ مصيبت‌ درافتادند. حسنه‌: غنيمت‌ و فتح‌ وپيروزي‌ و مصيبت‌: زخم‌ و جراحت‌ است‌. «و شادمانه‌ روي‌ برتافته‌، برمي‌گردند» در حالي‌ كه‌ از سلام