: آري‌! چنين‌ گفتيم‌ و قصد چنين‌ كاري‌ را داريم‌! رسول‌ خداص فرمودند: «ولي‌ من‌ روزه‌ مي‌گيرم‌ ومي‌خورم‌، نماز مي‌خوانم‌ و مي‌خوابم‌ و با زنان‌ ازدواج‌ مي‌كنم‌ پس‌ هر كس‌ به‌سنت‌ من‌ چنگ‌ زند، او از من‌ است‌ و هر كس‌ به‌ سنت‌ من‌ چنگ‌ نزند، او از من‌نيست». همان‌ بود كه‌ درباره‌ اين‌ گروه‌ از صحابه‌ نازل‌ شد:
«اي‌ مؤمنان‌! طيباتي‌ را كه‌ الله براي‌ شما حلال‌ ساخته‌ است‌ حرام ‌نشماريد» طيبات‌: لذايذي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنها را به‌ بندگانش‌ حلال ‌ساخته ‌است‌. بنابراين‌، خداوند متعال‌ مؤمنان‌ را نهي‌ مي‌كند از اين‌ كه‌ چيزي‌ از پاكيزگي‌ها را برمبناي‌ اين‌ پندار بر خود حرام‌ سازند كه‌ حرام‌ كردن‌ پاكيزگي‌ها، به‌معناي‌ طاعت‌ و تقرب‌ به‌ حق‌ تعالي‌است‌ و از مقوله‌ زهد و رويگرداني‌ از دنيا مي‌باشد، يا به‌ هر بهانه‌ ديگري‌ نبايد حلالي‌ از حلال‌هاي‌ خداوند(ج) را بر خود حرام‌ گردانند. چنان‌كه‌ برخي‌ از عوام‌الناس‌ در هر عصر و زماني‌ چنين‌ مي‌كنند؛ مثلا مي‌گويند: اين‌ چيز بر من‌ حرام‌ است‌! آن‌ چيز را بر خود حرام‌ ساختم‌! و الفاظي‌ مانند اينها ـ كه‌ نهي‌ قرآني‌ شامل‌ آن‌ مي‌شود «و از حد در نگذريد» با حلال‌كردن‌ آنچه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ را بر شما حرام‌ گردانيده‌. يعني: در اعمال‌ رخصتها و فرورفتن‌ در تساهل‌ و آسان‌گيري‌، كار را به‌ آنجا نرسانيد كه‌ حرامي‌ را بر خود حلال‌ گردانيد زيرا اين‌ كار نيز بر شما نارواست‌، همان‌گونه‌ كه‌ سخت‌گيري‌هاي ‌بي‌مورد، چون‌ حرام‌كردن‌ حلالها ناجايز مي‌باشد «همانا الله ازحدگذرندگان‌ را دوست‌ نمي‌دارد».
امام‌ ابوحنيفه‌، امام‌ احمدبن‌ حنبل‌ و پيروانشان‌ برآنند كه‌: هر كس‌ چيزي‌ را تناول‌ كرد كه‌ آن‌ را بر خود حرام‌ ساخته‌ بود، بر وي‌ كفاره‌ يمين‌ (سوگند شكني‌) لازم‌ مي‌شود.
 
	 سوره مائدة آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّباً وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ الله به ‌شما روزي‌ داده‌است‌؛ حلال‌ و پاكيزه‌ بخوريد» لذا نه‌ آنها را بر خود حرام‌ بشماريد و نه‌ پليد و نجس‌ «و از آن‌ خدايي‌ كه‌ به‌ او ايمان‌ داريد پروا داريد» يعني‌: در همه‌ امور از خداوند متعال‌ پروا داريد، از جمله‌ در حلال‌ و حرام‌ وي‌. اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌ كه‌ ايمان‌ به‌ خداوند(جل جلاله)، موجب‌ تقوا و پرواداشتن‌ از وي‌ در امر و نهي‌ وي‌ است‌.
و از آنجايي‌كه‌ حرام‌ كردن‌ پاكيزگي‌ها بر خود، غالبا با سوگند همراه‌ است‌ پس ‌بيان‌ حكم‌ سوگند در اينجا مناسب‌ مي‌نمود، به‌ همين‌ جهت‌ فرمود:
 
سوره مائدة آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند شما را به‌ سوگندهاي‌ لغو بازخواست‌ نمي‌كند» يعني‌: سوگندهاي‌ لغو، بازپرسي‌ و مؤاخذه‌اي‌ ندارند و پرداخت‌ كفاره‌ هم‌ در آنها واجب‌ نيست‌. سوگند لغو: در مذهب‌ شافعي: اين‌ است‌ كه‌ شخص‌ در اثناي‌ سخنش‌ بگويد: نه‌ والله! آري‌ والله!، بي‌آن‌ كه‌ از آن‌ قصد قسم‌ خوردن‌ را داشته‌باشد، كه‌ اين‌ نوع‌ ازسوگندهاي‌ بيهوده‌، اغلب‌ به‌طريق‌ عادت‌ از انسان‌ صادر مي‌شود. اما از نظر جمهور فقها: سوگند لغو آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ در خبردادن‌ از گذشته‌ يا از حال‌، گمان‌ خويش‌ را بر مبناي‌ وقوع‌ مفاد آن‌ خبر قرار داده‌ و بر وقوع‌ آن‌ امر پنداري ‌سوگند بخورد؛ درحالي‌كه‌ واقعيت‌ امر برخلاف‌ آن‌ باشد. بيان‌ حكم‌ سوگند لغو درسوره‌ «بقره» نيز گذشت‌. «ولي‌ شمارا به‌سبب‌ محكم ‌كردن‌ سوگندها به‌قصد مؤاخذه‌ مي‌كند» يعني‌: شما را به‌ سوگندهاي‌ محكم‌ و منعقده‌اي‌ كه‌ از روي‌ قصد و اراده‌ ياد مي‌كنيد، مؤاخذه‌ مي‌كند، در صورتي‌ كه‌ اين‌ سوگندها را بشكنيد.
پس‌ سوگندها عموما بر دو نوع‌ اند: 
1ـ سوگندهاي‌ لغو. 2ـ سوگندهاي‌ محكم‌ و از روي‌ اراده‌. اما در اين‌جا نوع‌ سومي‌ از سوگند است‌ كه‌ آن‌ را «يمين‌ غموس» مي‌نامند. سوگند غموس‌ در نزد احناف‌ عبارت‌ است‌ از: سوگندخوردن‌ قصدي‌ بر وقوع‌ امري‌ در گذشته‌ يا حال‌ كه ‌واقع‌ نشده‌ است‌. احناف‌ برآنند كه‌ سوگند «غموس» كفاره‌اي‌ ندارد زيرا سزاي ‌آن‌ فروغلتيدن‌ و غوطه‌ور شدن‌ در جهنم‌ است‌ چنان‌كه‌ از نام‌ آن‌ پيداست‌. «پس‌كفاره‌ آن» يعني‌: كفاره‌ سوگند منعقده‌، از كسي‌ كه‌ با اراده‌ و آگاهانه‌ سوگند مي‌خورد و سوگند خود را مي‌شكند: «طعام‌ دادن‌ ده‌ مسكين‌ است‌ از جنس‌ ميانه ‌آنچه‌ كه‌ خانواده‌ خود را مي‌خورانيد» يعني‌: آن‌ ده‌ مسكين‌ را از ميانگين‌ آنچه‌ كه‌ عادتا به‌ كسان‌ و خانواده‌ خود مي‌خورانيد، اطعام‌ كنيد و طعام ‌دادن‌ ايشان‌ ازغذاهاي‌ اعلا بر شما واجب‌ نيست‌، همان‌گونه‌ كه‌ خوراندن‌ به‌ مسكين‌ از طعام‌ ادني ‌و پست‌ نيز جايز نمي‌باشد و اطعام‌ آنها تا سرحد سيركردن‌ آنهاست‌. احناف ‌مي‌گويند: اطعام‌ به‌طور اعلي‌؛ سه‌ نوبت‌ غذا دادن‌ با نان‌خورش‌، اطعام‌ به‌طور ادني‌؛ يك‌بار غذادادن‌ از خرما يا جو و اطعام‌ به ‌طور اوسط؛ دو نوبت‌ غذادادن‌ در نهار و شام‌ است‌. عمر و عائشه‌ رضي‌الله عنهما گفته‌اند: براي‌ هر يك‌ از ده ‌مسكين‌، نيم‌ صاع‌ از گندم‌ يا خرما بپردازد. رأي‌ احناف‌ نيز همين‌ است‌. اما شافعي‌مي‌گويد: براي‌ هر مسكين‌ يك‌ «مد»[8] بپردازد. «يا» كفاره‌ سوگند قصدي ‌«پوشانيدن‌ آنان‌ است» يعني‌: پوشانيدن‌ لباسي‌ به‌ آن‌ ده‌ مسكين‌ است‌ كه‌ بدنشان‌ رابپوشاند، هرچند يك‌ قواره‌ لباس‌ باشد. به‌ قولي‌: مراد از (كسوت‌)، آن‌ مقدار ازلباس‌ است‌ كه‌ با پوشيدن‌ آن‌، خواندن‌ نماز جايز باشد. ولي‌ احناف‌ برآنند كه‌ حد ادناي‌ لباس‌، لباسي‌است‌ كه‌ تمام‌ بدن‌ را بپوشاند، از اين‌ جهت‌، دادن‌ فقط يك ‌ازار و عمامه‌ كافي‌ نيست‌. «يا» كفاره‌ سوگند قصدي‌ «آزاد كردن‌ برده‌اي‌ است» ازقيد بردگي‌. شافعي‌ شرط كرده ‌است‌ كه‌ آن‌ برده‌ بايد مؤمن‌ باشد اما احناف‌، مؤمن‌بودن‌ وي‌ را شرط نكرده‌اند. بنابراين‌، كسي‌ كه‌ سوگند مي‌خورد و باز سوگند مي‌شكند، در ميان‌ سه‌ كار يا