، آنان‌ مركز تجاري‌ خويش‌ را به‌ مدينه‌ انتقال‌ دادند. در مدينه‌، يك‌ تن‌ از مسلمانان‌ به‌نام‌ بديل ‌سهمي‌يكجا با آنان‌ به‌قصد تجارت‌ عازم‌ شام‌ گرديد، بديل‌ در راه‌ بيمار شد و احساس ‌كرد كه‌ از آن‌ بيماري‌ جان‌ به‌سلامت‌ نخواهد برد پس‌ به‌دست‌ خويش‌ وصيتي ‌نوشته‌ و آن‌ را در درون‌ كالاي‌ تجارتي‌اش‌ پنهان‌ نمود، آن‌گاه‌ وصيت‌ كرد و آنهارا بر وصيت‌ خويش‌ گواه‌ گرفت‌. و چون‌ درگذشت‌، آنها از ميان‌ كالاي‌ تجارتي‌اش‌ ظرفي‌ را كه‌ با طلا نقش‌ونگار يافته‌ بود، براي‌ خود برداشتند و چون‌ به‌مدينه‌ آمدند، ماجراي‌ بيماري‌ و مرگ‌ بديل‌ را به‌ خانواده‌اش‌ بازگفته و اموالش‌ رابه‌ آنان‌ سپردند. هنگامي‌كه‌ خانواده‌ بديل‌ كالايش‌ را گشودند، وصيت‌نامه‌ او را كه‌صورت‌ اموال‌ خود را نيز درآن‌ نوشته‌ بود، يافتند اما از آن‌ ظرف‌ خبري‌ نبود. لذا نزد رسول‌اكرم‌ص شكايت‌ نمودند، همان‌ بود كه‌ آيات‌ مباركه‌ نازل‌ شد...».
ابن‌جرير طبري‌ مي‌گويد: «ترجيح‌ اين‌ است‌ كه‌ حكم‌ آيه‌ منسوخ‌ نيست‌ بلكه ‌محكم‌ است».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:927.txt"> آيه  109</a><a class="text" href="w:text:928.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:929.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:930.txt"> آيه  112</a><a class="text" href="w:text:931.txt"> آيه  113</a></body></html>سوره مائدة آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ خدا، پيامبران‌ را گرد مي‌آورد» كه‌ همانا روز قيامت‌ است‌. مخاطب‌ آيه ‌مؤمنانند كه‌ بايد اين‌ روز را به‌ياد آورند، يا از آن‌ حذر كنند. آري‌! روزي‌ كه‌خداوند(ج) پيامبران‌ را گرد مي‌آورد «پس‌ مي‌فرمايد: چه‌ پاسخي‌ به‌ شما داده ‌شد؟» يعني‌: امت‌هايتان‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ شما را به ‌سوي‌ آنان‌ برانگيخت‌، به‌شما چه‌ پاسخي‌ دادند؟ «مي‌گويند: ما علمي‌ نداريم‌، تويي‌ كه‌ داناي‌ رازهاي‌ نهاني» باآن‌ كه‌ پيامبران‡ به‌ چگونگي‌ پاسخي‌ كه‌ امت‌هايشان‌ به‌ ايشان‌ داده‌اند دانا بودند ولي‌ به‌منظور اظهار عجز و ناتواني‌ خود در پيشگاه‌ خداي‌ علام‌الغيوب‌، چنين‌ گفته ‌و پاسخ‌ اين‌ سؤال‌ حق‌ تعالي‌ را به‌ خود وي‌ تفويض‌ كردند. به‌ قولي‌ديگر:پيامبران‡ از هول‌ و وحشت‌ عرصه‌ محشر، پاسخ‌ امت‌هايشان‌ را از ياد بردند. واين‌ قولي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند يكجا كننده‌ اين‌ سخن‌شان‌ با گواهي‌اي‌ باشد كه‌ بعدا درباره‌ امت‌هايشان‌ مي‌دهند. به‌ قولي‌ديگر: محتمل‌ است‌ كه‌ مراد پيامبران‡ اين‌باشد كه‌: ما به‌ اخلاص‌ امت‌هايمان‌ علمي‌ نداريم‌ زيرا فقط تويي‌ كه‌ داناي‌ آشكار و نهان‌ هستي‌.
	سوره مائدة آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هنگامي‌ كه‌ خداوند گفت‌: اي‌ عيسي‌ پسرم‌ مريم‌! نعمت‌ مرا بر خود و بر مادرت ‌به‌ياد آور» ابن‌كثير مي‌گويد: «يادآوري‌ اين‌ نعمت‌ به‌ عيسي‌(ع) بعد از بالابردن‌ وي ‌به‌سوي‌ آسمان‌ بود. يا اين‌ يادآوري‌ به‌ وي‌ در روز قيامت‌ است‌ و تعبير از آن‌ به‌صيغه‌ ماضي‌، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ بر وقوع‌ حتمي‌ آن‌ دلالت‌ كند». هدف‌ از يادآوري‌ نعمت‌ براو و بر مادرش‌، همانا آشنا ساختن‌ امت‌ها به‌ كرامت‌، علو مقام ‌و رفعت‌ شأني‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌دو را بدان‌ مفتخر، معزز و ممتاز گردانيد چنان‌كه‌ اين‌ يادآوري‌، دربرگيرنده‌ توبيخ‌ كساني‌ نيز هست‌ كه‌ آن‌ دو را به‌ خدايي‌ گرفتند زيرا آنان‌ در واقع‌ از اين‌ حقيقت‌ غفلت‌ كرده‌اند كه‌ اين‌ انعام‌ها بر عيسي‌ و مادرش‌ همه‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ بوده‌ و آن‌دو، بندگاني‌ از زمره‌ بندگان‌ وي‌اند كه‌ از اين‌ نعمت‌هايش‌ برخوردار شده‌اند پس‌ عيسي‌ و مريم‌ هيچ‌ صلاحيت‌ وقدرتي‌، افزون‌ برآنچه‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ آنها عنايت‌ كرده‌، ندارند. آري‌! نعمت‌ مرا بر خود و بر مادرت‌ به‌ياد آور «آن‌گاه‌ كه‌ تو را تأييد كردم» يعني‌: نيرو دادم‌ «به‌ روح‌القدس» يعني‌: روح‌ پاكي‌ كه‌ خداوند(ج) عيسي‌(ع) را به‌ آن ‌مخصوص‌ گردانيد. به‌ قولي‌: روح‌القدس‌، جبرئيل‌(ع) است‌. يعني‌: تو را به‌وسيله ‌جبرئيل‌ تأييد و تقويت‌ كردم‌ «با مردمان‌ در گهواره» به‌ اعجاز «سخن‌مي‌گفتي» در حال‌ كودكي‌ «و در ميانسالي» نيز سخن‌ مي‌گفتي‌، و سخن‌ گفتنت‌ در هر دو حالت‌، هيچ‌ تفاوتي‌ باهم‌ نداشت‌ «و آن‌گاه‌ كه‌ به‌ تو كتاب‌ را آموختم» يعني‌: خط و سواد، يا مطلق‌ كتاب‌ ـ يعني‌ جنس‌ آن‌ را «و حكمت» يعني‌: سخن‌ محكم ‌و استوار را «و تورات» يعني‌: كتاب‌ موسي‌(ع) را «و انجيل‌ را» يعني‌: كتابي‌ را كه ‌بر خودت‌ وحي‌ كردم‌ «و آن‌گاه‌ كه‌ به‌ اذن‌ من‌ از گل‌ به‌شكل‌ پرنده‌ مي‌ساختي‌، آن‌گاه‌ در آن‌ مي‌دميدي‌ پس‌ به‌اذن‌ من‌ پرنده‌اي‌ مي‌شد» متحرك‌ و زنده‌، مانند ساير پرندگان‌ «و كور مادرزاد و پيس‌ را به‌اذن‌ من‌ شفا مي‌دادي‌ و آن‌گاه‌ كه‌ مردگان‌ را بيرون ‌مي‌آوردي» زنده‌ از قبرهايشان‌ و اين‌ براي‌ تو معجزه‌اي‌ بزرگ‌ بود؛ «به ‌اذن ‌من» همه‌ اينها به‌ حكم‌ و فرمان‌ الهي‌ بود و عيسي‌(ع) در همه‌ اينها هيچ‌ نقشي‌ جز اين‌ نداشت‌ كه‌ فقط از امر الهي‌ پيروي‌ كند «و هنگامي‌ كه‌ بازداشتم» يعني‌: دفع‌كردم‌ و برگردانيدم‌ «از تو شر بني‌اسرائيل‌ را» وقتي‌ قصد كشتن‌ تو را كردند «آن‌گاه ‌كه‌ براي‌ آنان‌ حجتهاي‌ آشكار» يعني‌: معجزه‌هاي‌ روشن‌ «آوردي‌ پس‌ كساني‌ از آنان‌كه‌ كافر شده‌بودند گفتند: اينها جز سحر آشكار نيست» چون‌ در برابر درخشش‌ اين‌ معجزات‌ بزرگ‌ خيره‌ ماندند و تجلي‌ آنها، چشم‌ و روانشان‌ را پر ساخت‌، قادر به‌انكار كلي‌ آنها نشده‌ بلكه‌ آنها را به‌ سحر و جادو نسبت‌ دادند.
 
سوره مائدة آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَ