خِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چون‌ «عيسي‌بن‌ مريم» اين‌ سخنان‌ آنها را كه‌ بيانگر هدفشان‌ از فرود آوردن‌ مائده‌ بود، شنيد «گفت‌: بارالها! پروردگارا! از آسمان‌ خواني» پر از غذا «بر ما نازل ‌فرما تا عيدي‌ براي‌ ما باشد» يعني‌: تا روز فرودآمدن‌ آن‌ براي‌ ما عيدي‌ باشد «براي ‌اول‌ و آخر» امت‌ «ما» يعني‌: هم‌ براي‌ آنان‌كه‌ در عصر ما زندگي‌ مي‌كنند و هم ‌براي‌ كساني‌ كه‌ بعد از ما مي‌آيند. به‌ قولي‌: نزول‌ مائده‌ بر آنان‌ در روز يكشنبه‌ بود و از اين‌ جهت‌ نصاري‌ آن‌ روز را عيد خود قرار دادند «و» تا «نشانه‌اي‌ از جانب‌ تو» باشد. يعني‌: دلالت‌ و حجت‌ روشني‌ باشد بر كمال‌ قدرتت‌ و درستي‌ ادعاي ‌كسي‌ كه‌ به‌ رسالتش‌ فرستاده‌اي‌ «و ما را روزي‌ ده» كه‌ با آن‌ بر عبادتت‌ نيروگيريم ‌«و تو بهترين‌ روزي‌دهندگاني» بلكه‌ در حقيقت‌، غير از تو روزي‌دهنده‌اي‌ نيست‌.
 
	سوره مائدة آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَاباً لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِّنَ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏	
«خداي‌ سبحان» خواسته‌ عيسي‌(ع) را اجابت‌ كرد و «فرمود: من‌ فرو فرستنده ‌آن‌ بر شما هستم» و وعده‌ من‌ حق‌ است‌ و من‌ خلف‌ وعده‌ نمي‌كنم‌ «ولي‌ پس‌ از آن» يعني‌: پس‌ از فرودآوردن‌ مائده‌ «اگر كسي‌ از شما كافر شود» و انكار ورزد «پس‌ او را به‌ عذابي‌ تعذيب‌ كنم‌ كه‌ به‌ آن» يعني‌: به ‌مانند آن‌ «هيچ‌يك‌ از اهل‌ عالم‌ را عذاب‌ نكرده‌ باشم» چرا كه‌ آنها در آن‌ صورت‌، معجزه‌اي‌ را تكذيب‌ كرده‌اند كه ‌محسوس‌ است‌ و آن‌ را به‌ چشم‌ سر ديده‌اند پس‌ عذابشان‌ نيز عذابي‌ سنگين‌ و بي‌مانند خواهد بود.
جمهور مفسران‌ بر آنند كه‌ مائده‌ بر آنان‌ نازل‌ شد، برخلاف‌ قولي‌ كه‌ مي‌گويد: وقتي‌ آنها به‌ عذاب‌ تهديد شدند، گفتند: به‌ نزول‌ مائده‌ نيازي‌ نداريم‌. از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «مائده‌، بر عيسي‌(ع) و حواريون‌ نازل‌ شد و آن‌ خواني‌ آماده‌ از ماهي‌ و نان‌ بود كه‌ از آن‌ در هرجايي‌ كه‌ مي‌رفتند و در هر زماني‌ كه‌ مي‌خواستند، مي‌خوردند». ابن‌كثير بر اساس‌ روايت‌ عماربن‌ ياسر(رض) مي‌گويد: «... آنها مأمور بودند كه‌ خيانت‌ نكرده‌ و غذاي‌ امروز را براي‌ فرداذخيره‌ نكنند اما خيانت‌ نموده‌ و ذخيره‌ كردند پس‌ پروردگار به‌ كيفر آن‌، به‌ خوك‌ و بوزينه‌ مسخشان‌ كرد».
ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌است‌ كه‌ قريش‌ نيز به‌ رسول‌اكرم‌ص گفتند: از پروردگارت‌ بخواه‌ تا كوه‌ صفا را براي‌ ما طلا گرداند و آن ‌وقت‌ به‌ تو ايمان ‌مي‌آوريم‌...! رسول‌اكرمص دعا كردند و جبرئيل‌(ع) فرود آمد و گفت‌: پروردگارت‌ بر تو سلام‌ مي‌گويد و مي‌فرمايد: اگر مي‌خواهي‌، كوه‌ صفا را براي‌ آنان‌ به‌ طلا تبديل‌ مي‌كنم‌ اما اگر كسي‌ بعد از آن‌ كفر ورزيد، او را چنان‌ عذاب‌ كنم‌ كه‌ احدي‌ از جهانيان‌ را عذاب‌ نكرده‌ باشم‌. و اگرهم‌ مي‌خواهي‌، در توبه‌ و رحمت‌ را به‌روي‌ آنان‌ گشاده‌ بدارم‌ [و كوه‌ صفا را به‌ طلا تبديل‌ نكنم].رسول‌ خداص گفتند: «بلكه‌ در توبه‌ و رحمت‌ را [بركوه‌ طلا] ترجيح‌ مي‌دهم».
صاحب‌ تفسير «في‌ظلال‌ القرآن» مي‌گويد: «اين‌ گفت‌وگو ميان‌ عيسي‌(ع) و حواريون‌، ما را به‌ طبيعت‌ قوم‌ عيسي‌(ع) و برگزيده‌ترين‌هايشان‌ آشنا مي‌سازد.. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ ميان‌ آنها و اصحاب‌ رسول‌ اكرم‌ص فرقي‌ است‌ بزرگ‌ زيرا حواريون‌ با آن‌همه‌ معجزات‌ حسي‌ آشكاري‌ كه‌ از عيسي‌(ع) ديدند، باز هم ‌خواستار معجزه‌اي‌ ديگر شدند درحالي‌ كه‌ اصحاب‌ محمدص بعد از آن‌ كه‌ اسلام ‌آوردند، حتي‌ يك‌ معجزه‌ هم‌ درخواست‌ نكردند... اين‌ است‌ تفاوت‌ عظيم ‌حواريون‌ عيسي‌(ع) با حواريون‌ محمدص».
 
سوره مائدة آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ خداوند گويد: اي‌ عيسي‌بن‌ مريم‌! آيا تو به‌ مردم‌ گفتي‌ كه‌ من ‌و مادرم‌ را بجز خداوند به‌ خدايي‌ گيريد؟» يعني‌: اي‌ محمدص! روز قيامت‌ را به‌ يادآور كه‌ حق‌ تعالي‌ در آن‌ روز اين‌ سخن‌ را به‌ عيسي‌(ع) مي‌گويد. اين‌ رأي‌ جمهورمفسران‌ در تفسير آيه‌ كريمه‌ است‌. ولي‌ به‌ قولي‌ ديگر: خداوند متعال‌ اين‌ سخن‌ را به ‌هنگام‌ بالابردن‌ عيسي‌(ع) به‌ آسمان‌، جهت‌ رد پندارهاي‌ نصاري‌ در باره‌ وي‌ بعد از بالابردنش‌ به‌ آسمان‌ به‌ وي‌ گفت‌. و با آن‌ كه‌ خداوند(ج) مي‌دانست‌ كه ‌عيسي‌(ع) چنين‌ سخني‌ به‌ نصاري‌ نگفته ‌است‌ اما به‌ منظور توبيخ‌ نصاري‌ و قطع‌ حجت‌شان‌، از عيسي‌(ع) در اين‌ باره‌ سؤال‌ كرد. به‌ قولي‌: حق‌ تعالي‌ اين‌ سخن‌ را بدان‌ جهت‌ نيز عنوان‌ كرد تا به‌ مسيح‌(ع) بياگاهاند كه‌ قومش‌ بعد از او منحرف ‌گرديده‌ و به‌ او پندارهايي‌ دروغين‌ بسته‌اند؛ چون‌ گرفتنش‌ به‌ خدايي‌ و پرستش‌ وي ‌و مادرش‌ درحالي‌ كه‌ خداوند متعال‌ او را به‌سويشان‌ براي‌ اين‌ فرستاد كه‌ آنان‌ را به‌يگانگي‌ پرستي‌ دعوت‌ نمايد. «عيسي‌ گفت‌: تو را به‌پاكي‌ ياد مي‌كنم» يعني‌: پروردگارا! تو منزهي‌ و من‌ تو را از اين‌ بهتان‌ها تنزيه‌ مي‌كنم‌ «مرا نسزد كه‌ آنچه‌ را از حق‌ من‌ نيست‌ بگويم» يعني‌: سزاوار من‌ نيست‌ كه‌ به‌ خود چيزي‌ را كه‌ از حق‌ و حد من‌ نيست‌، ادعا كنم‌. سپس‌ عيسي‌(ع) اين‌ امر را به‌ علم‌ الهي‌ ارجاع‌ داد وگفت‌: «اگر اين‌ سخن‌ را گفته‌ باشم‌ پس‌ بي‌شك‌ تو آن‌ را دانسته‌اي» يعني‌: من‌به‌سوي‌ تو چه‌ عذري‌ پيش‌ آورم‌ درحالي‌ كه‌ تو خود به‌ حقيقت‌ امر دانايي‌ «مي‌داني‌ آنچه‌ را در ضمير من‌ است» و آن‌ را از مردم‌ پنهان‌ مي‌دارم‌ «و نمي‌دانم ‌آنچه‌ را در ضمير توست» ليكن‌ من‌ به‌ علم‌ نهان‌ تو و آنچه‌ كه‌ مي‌خواهي‌ انجام ‌دهي‌، هيچ‌ آگاهيي‌ ندارم‌ «اين‌ فقط تو هستي‌ كه‌ داناي‌ رازهاي‌ نهاني» يعني‌: تو فقط داناي‌ هر چيزي‌ هستي‌ كه‌ از دسترس‌ حواس‌ و ادراك‌ بني‌آدم‌ دور است‌.
	سوره مائدة آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً م