َا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز آنچه‌ خود مرا به‌ آن‌ فرمان‌ داده ‌بودي‌، به‌ آنان‌ نگفته‌ام» يعني‌: به‌ آنان‌ جز آنچه‌ را كه‌ تو خود به‌ من‌ فرمان‌ داده‌ بودي‌، فرمان‌ نداده‌ام‌ بنابراين‌، من‌ به‌ آنان‌ گفته‌ام‌: «كه‌ خداوند را كه‌ پروردگار من‌ و پروردگار شماست‌، بپرستيد و مادام‌ كه‌ در ميان‌آنان‌ بودم‌، بر آنان‌ شاهد بودم» يعني‌: بر آنان‌ نگهبان‌ و ناظر بودم‌ و احوالشان‌ را تحت‌ اشراف‌ و مراقبت‌ خود داشتم‌ و آنان‌ را از مخالفت‌ فرمانت‌ بازمي‌داشتم‌ «پس‌ آن‌گاه‌ كه‌ مرا متوفي‌ كردي‌، تو خود بر آنان‌ نگهبان‌ بوده‌اي» يعني‌: چون‌ مرا به‌آسمان‌ بردي‌، تو خود بر آنان‌ نگهبان‌ و به‌ آنان‌ دانا و گواه‌ بوده‌اي‌. پس‌ (وفات‌) در اينجا به‌معني‌ مرگ‌ نيست‌ زيرا عيسي‌(ع) در آسمان‌ بر همان‌ حياتي‌ كه‌ در دنيا داشت‌، باقي‌ است‌ تا آن‌ كه‌ در آخرالزمان‌ به‌ زمين‌ فرود آيد «و تو بر همه‌ چيز نگهباني» هم‌ بر سخن‌ و عمل‌ من‌ و هم‌ بر سخن‌ و عمل‌ آنان‌.
 
سوره مائدة آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر آنان‌ را عذاب‌ كني‌، آنان‌ بندگان‌ تواند» پس‌ با آنان‌ هرآنچه‌ خواهي‌، مي‌كني‌ «و اگر بر آنان‌ بيامرزي‌ پس‌ تويي‌ عزيز» يعني‌: قادر و توانا بر اين‌ كار «حكيم» و فرزانه‌ هستي‌ در افعال‌ خويش‌.
عيسي‌(ع) اين‌ سخن‌ را بر وجه‌ استعطاف‌، يعني‌ درخواست‌ مهرباني‌ از حق‌ تعالي ‌براي‌ آنان‌، مطرح‌ كرد چنان‌كه‌ مولي‌ در حق‌ غلام‌ خويش‌ مورد اين‌ درخواست ‌قرار مي‌گيرد. همچنان‌ ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ عيسي‌(ع) در اين‌ سخن‌، از توانايي‌حكم ‌كردن‌ در مورد امتش‌ در روز قيامت‌ بيزاري‌ مي‌جويد بلكه‌ حكم‌كردن‌ در باره ‌آنان‌ را فقط به‌ خداوند يگانه‌ متعال‌ مربوط مي‌داند كه‌ هرچه‌ خواهد با آنان ‌مي‌كند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوذر(رض) آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص شبي‌ تا بامداد اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ نموده‌ و با همين‌ يك‌ آيه‌، ركوع‌ و سجده‌ مي‌كردند پس‌چون‌ صبح‌ دميد، گفتم‌: يا رسول‌الله! شما تمام‌ شب‌ پيوسته‌ تا بامداد اين‌ آيه‌ را مي‌خوانديد و با آن‌ ركوع‌ و سجده‌ مي‌كرديد، راز اين‌ كار در چيست؟ فرمودند: «من‌ [در اين‌ شب] براي‌ امت‌ خود از پروردگار عزوجل‌ درخواست‌ شفاعت ‌نمودم‌ و او اين‌ شفاعت‌ را به‌ من‌ عطا كرد. امت‌ من‌ به‌ اين‌ شفاعت‌ دست‌ مي‌يابد ـ ان‌شاءالله ـ اما اين‌ شفاعت‌ مخصوص‌ كسي‌ است‌ كه‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ چيزي‌ را شريك‌ نياورد».
 
	سوره مائدة آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند فرمود: اين‌ روزي‌ است‌ كه‌ در آن‌ راستگويان‌ را راستي‌شان» يعني‌: راستگويي‌شان‌ در دنيا، يا: راستگويي‌شان‌ در آخرت‌ «نفع‌ مي‌رساند» و ممكن ‌است‌ هر دو قول‌ را جمع‌ كرد و گفت‌: يعني‌ راستگويي‌ پيوسته‌شان‌ در دنيا وآخرت‌ به‌ آنان‌ در روز قيامت‌ نفع‌ مي‌رساند. «براي‌ آنان‌ باغهايي‌ است» يعني‌: دربهشت‌ «كه‌ از فرودست‌ آن‌ جويباران‌ جاري‌ است‌، جاودانه‌ درآنند، خدا از آنان‌ خشنود شد» با طاعات‌ خالصانه‌اي‌ كه‌ براي‌ وي‌ انجام‌ دادند «و آنان‌ نيز از او خشنود شدند» با پاداشي‌ كه‌ دريافت‌ كردند، پاداشي‌ فراوان‌ كه‌ اصلا به‌ خيالشان‌ خطورنمي‌كرد و عقلهايشان‌ از تصور آن‌ عاجز بود «اين‌ است‌ فوز عظيم» زيرا اين ‌رستگاري‌، باقي‌ و ماندگار است‌ درحالي‌ كه‌ رستگاري‌ دنيا ناپايدار مي‌باشد. فوز: دست‌يافتن‌ به‌ مطلوب‌ به‌ كاملترين‌ و عالي‌ترين‌ شكل‌ آن‌ است‌.
	سوره مائدة آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ براي‌ الله است» پس‌ اين‌ فرمانروايي‌ نه‌ ازآن‌ عيسي‌(ع) است‌، نه‌ از آن‌ مادرش‌، نه‌ از آن‌ ساير كساني‌ كه‌ به‌ دروغ‌ به‌ پروردگاري‌ نسبت‌ داده‌ شده‌اند و نه‌ هم‌ از ديگر مخلوقات‌ خداي‌ سبحان‌ «و» براي‌ الله است ‌«فرمانروايي‌ آنچه‌ در آنهاست» يعني‌: فرمانروايي‌ آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ از تمام‌ خلايق‌، همگي‌ تماما ملك‌ خداوند متعال‌اند، از آن‌ رو كه‌ او از داشتن‌ فرزند و پدر منزه‌ است‌ «و او بر همه‌چيز تواناست» پس‌ هرگز به‌ ياري‌ دادن‌ ياريگري‌ از آنان‌ محتاج‌ نيست‌.
 
آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ياد آريد» اي‌ يهود «آن‌گاه‌ كه‌ از شما پيماني‌ محكم‌ گرفتيم‌» بر اين‌ كه‌ به ‌آنچه‌ در تورات‌ بر شما مشروع‌ كرده‌ايم‌ عمل‌ كنيد و به‌ پيامبران‌ الهي‌ كه‌ به‌ رسالت ‌مبعوث‌ مي‌گردند، ايمان‌ آوريد «و طور را بر فراز شما افراشتيم‌» طور: نام‌ كوهي‌است‌ كه‌ خداوند (ج)در آن‌ با موسي‌(ع) سخن‌ گفت‌. بسياري‌ از مفسران‌ نوشته‌اند كه: چون‌ موسي‌(ع) از ميقات‌ (وعده‌گاه) الهي‌ در طور بازگشت‌ و الواح‌ تورات‌ رابا خود آورد، به‌ بني‌اسرائيل‌ گفت: الواح‌ را بگيريد و بدانها عمل‌ كنيد. اما آنان‌گفتند: به‌ آنها عمل‌ نمي‌كنيم، مگر اين‌ كه‌ خداوند درباره‌ آنها با ما نيز همچون‌ توسخن‌ بگويد. پس‌ خداوند (ج) به‌ فرشتگان‌ فرمان‌ داد تا كوهي‌ از كوههاي‌ فلسطين‌را كه‌ طول‌ آن‌ يك‌ فرسنگ‌ و به‌اندازه‌ اردوگاه‌ يهود بود، از جا بركنده‌ و چون‌ سايباني‌ بر بالاي‌ سرشان‌ قرار دهند، آن‌گاه‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شد: «آنچه‌ را به‌ شماداده‌ايم، به‌ جد و جهد» يعني: با عزمي‌ استوار و محكم‌ «بگيريد» و تعهد بسپاريدكه‌ آن‌ را به‌كناري‌ نيفگنيد، در غير اين‌ صورت‌؛ كوه‌ بر سر شما فرود مي‌آيد. دراين‌ هنگام، بني‌ اسرائيل‌ از سر توبه، براي‌ خدا (ج)به‌ سجده‌ در افتادند و با تعهد به‌اين‌ پيمان، تورات‌ را گرفتند.
نقل‌ است‌ كه‌ سجده‌ آنان‌ بر نيمه‌ بدنشان‌ بود زيرا از بيم‌ آن‌ كه‌ مبادا كوه‌ برسرشان‌ بيفتد، طوري‌ به‌ سجده‌ در افتادند كه‌ نيمي‌ از بدنشان‌ در سجده‌ و نيم‌ ديگرآن‌ در حال‌ نگريستن‌ به‌سوي‌ كوه‌ بود و چون