آن‌ ناتوان‌ گرديدند. يا معني‌ اين‌ است: اگر آنان‌ از نشانه‌هاي‌ الهي‌ رو بگردانند، جاي‌ استبعاد نيست‌ درحالي‌ كه ‌بزرگتر از آن‌، يعني‌ قرآن‌ را «آن‌گاه‌ كه‌ به ‌سويشان‌ آمد» تكذيب‌ كردند و به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: آن‌ گاه‌ كه‌ محمدص به‌سويشان‌ آمد، او را تكذيب‌ كردند «پس ‌به‌زودي‌ اخبار آنچه‌ بدان‌ استهزا مي‌كردند، به‌ آنان‌ خواهد رسيد» يعني: به ‌زودي‌ براي ‌آنان‌ آشكار خواهد شد كه‌ آنچه‌ بدان‌ استهزا و تمسخر مي‌كردند، در جايگاه ‌استهزا قرار نداشته ‌است‌ و آشنايي‌شان‌ به‌ اين‌ حقيقت: در هنگام‌ ارسال‌ عذاب‌ الهي ‌بر آنان‌، يا در هنگام‌ پيروزي‌ و غلبه‌ اسلام‌ در دنيا، يا در روز قيامت‌ است‌.
 
	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَاراً وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نديده‌اند كه‌ پيش‌ از آنان‌ چه‌ بسيار قرن‌ها را هلاك‌ كرديم‌» قرن: بر مدت ‌انقضاي‌ عمر اهل‌ هر عصري‌ اطلاق‌ مي‌شود. يعني: آيا از طريق‌ شنيدن‌ اخبار و معاينه‌ آثار، اين‌ حقيقت‌ برايشان‌ آشكار نشده‌ كه‌ چه‌ بسيار امت‌ها را در عصري‌ پس‌ از عصر ديگر ـ به‌سبب‌ اين‌ كه‌ انبياي‌ خود را تكذيب‌ مي‌كردند ـ نابود كرديم‌ «امتهايي‌ كه‌ آنان‌ را در زمين‌ به ‌قدري‌ تمكين‌ داده‌ بوديم‌ كه‌ شما را تمكين ‌نداده‌ايم‌» يعني: ما به‌ آن‌ امت‌هاي‌ تكذيب‌ پيشه‌ كه‌ قبل‌ از شما بودند، از مال‌ دنيا و طول‌ عمر و نيرومندي‌ بدني‌، به‌ اندازه‌اي‌ اقتدار و امكانات‌ داده‌ بوديم‌ كه‌ به‌ شما نداده‌ايم‌ ولي‌ با اين‌ حال‌، همگي‌ آنان‌ را نابود كرديم‌ پس‌ نابود كردن‌ شما با اين ‌ضعف‌ و بي‌اقتداريتان‌ بر ما آسانتر است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ مردم‌ مكه‌ نخستين ‌مخاطبان‌ قرآن‌ در اين‌ موردند. «و بارانهاي‌ آسمان‌ را پي‌درپي‌ بر آنان‌ فروفرستاده‌بوديم‌ و رودبارها را از زير آنان‌» يعني: از زير درختان‌ و منازل‌ آنان ‌«روان‌ ساختيم‌، آن‌گاه‌ آنان‌ را به ‌سبب‌ گناهانشان‌ هلاك‌ كرديم‌» پس‌ اقتدار و امكاناتشان‌ هيچ‌ سودي‌ به‌ حالشان‌ نكرد «و بعد از آنان‌ امتي‌ ديگر» يعني: نسلي ‌ديگر «پديد آورديم‌» تا آنان‌ را بيازماييم‌ اما آن‌ نسل‌ نيز همانند آنها عمل‌ كردند وهمانند آنها هم‌ نابود شدند پس‌ شما اي‌ اهل‌ مكه‌! و اي‌ منكران‌ در همه‌ جا و هر زمان‌! به‌ خود آييد.
اين‌ آيه‌ بيانگر سنت‌ الهي‌ در عذاب‌كردن‌ و نابودساختن‌ جوامعي‌ است‌ كه‌ غرق ‌گناه‌ و نافرماني‌ حق‌ تعالي‌ مي‌شوند. بايد دانست: از اموري‌ كه‌ مردم‌ در آن‌ بسيارزود فريب‌ مي‌خورند، اين‌ است‌ كه‌ بدكاران‌ سركش‌ و مفسدان‌ عاصي‌، يا ملحدان‌كافر را در زمين‌، مقتدر و متمكن‌ مي‌بينند... ولي‌ حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ مردم‌ درقضاوت‌ خويش‌ شتاب‌ مي‌كنند، آنها آغاز يا ميانه‌ راه‌ را مي‌بينند اما به‌ پايان‌ راه‌فكر نمي‌كنند و پايان‌ راه‌ فقط آن‌گاه‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ تحقق‌ يابد! پايان‌ راه‌ ديده ‌نمي‌شود، مگر در ويرانه‌هاي‌ گذشتگان‌ و خرابه‌هاي‌ ستمگران‌. كه‌ قرآن‌ در بسياري‌ از داستان‌هاي‌ خود، ما را به‌ همين‌ وادهاي‌ ويران‌ مي‌برد تا درس‌ عبرت ‌بگيريم‌.
 
	آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَاباً فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ نضربن‌ حارث‌ و دو تن‌ ديگر از قريشيان‌ نازل ‌شد كه‌ گفتند: اي‌ محمد! به‌ تو ايمان‌ نمي‌آوريم‌ تا براي‌ ما از نزد خداوند نوشته‌اي ‌نياوري‌ كه‌ چهار فرشته‌ همراه‌ آن‌ بر صحت‌ آن‌ و درستي‌ رسالتت‌ گواهي‌ دهند.
«و اگر كتابي‌ نوشته‌ بر كاغذ بر تو نازل‌ مي‌كرديم‌، آن‌گاه‌ آنان‌ با دستان‌ خويش‌ آن‌ را لمس‌ مي‌كردند» تا بدانجا كه‌ از طريق‌ حس‌ بينايي‌ و بساوايي‌شان‌ هر دو، آن‌ را درمي‌يافتند «قطعا كافران‌» آنان‌ «مي‌گفتند: اين‌، جز سحري‌ آشكار نيست‌» بنابراين‌، به‌ آنچه‌ كه‌ مشاهده‌ و لمس‌ كرده‌ بودند، از روي‌ عناد و سركشي‌ ايمان‌ نمي‌آوردند پس‌ درحالي‌ كه‌ رفتار آنان‌ با يك‌ حقيقت‌ ديدني‌ و محسوس‌ اين‌چنين‌ باشد، ديگر حال‌ آنها با وحي‌ مجرد بر رسول‌ خداص كه‌ به‌وسيله‌ فرشته‌ موكلي‌ نازل‌ مي‌شود كه‌ نه‌ آن‌ را مي‌بينند و نه‌ احساس‌ مي‌كنند، چگونه‌ خواهد بود؟
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكاً لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول: رسول‌ خداص قوم‌ خويش‌ را به‌سوي‌ اسلام‌ فراخواندند و حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ را به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كردند اما جمعي‌ از سران‌ قريش‌ گفتند: اي‌ محمد! كاش‌ با تو فرشته‌اي‌ همراه‌ گردانيده‌ مي‌شد تا درباره‌ رسالتت‌ با مردم‌ سخن ‌مي‌گفت‌...! همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «و كافران‌ گفتند: چرا بر پيامبر فرشته‌اي‌ فرودآورده‌ نشد» يعني‌ مي‌گويند: اي‌ محمد! چرا خداوند بر تو فرشته‌اي‌ نازل‌ نكرد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ ما آن‌ را ببينيم‌ و او با ما دراين‌باره‌ كه‌ تو پيامبر هستي‌، سخن‌ بگويد تا به ‌تو ايمان‌ آورده‌ و از تو پيروي‌ كنيم‌؟ «و اگر فرشته‌اي‌ نازل‌ مي‌كرديم‌» يعني: به‌ همان‌ اوصافي‌ كه‌ آنها پيشنهاد كردند، به ‌گونه‌اي‌ كه‌ او را مشاهده‌ كرده‌ و با اوسخن‌ مي‌گفتند و از او سخن‌ مي‌شنيدند؛ «قطعا كار تمام‌ شده‌ بود» يعني: بي‌ترديد آنان‌ را هلاك‌ ساخته‌ بوديم‌؛ چنانچه‌ در هنگام‌ فرود آمدن‌ فرشته‌ و ديدن‌ وي‌، ايمان‌ نمي‌آوردند «باز ديگر مجال‌ و مهلتي‌ داده‌ نمي‌شدند» بعد از فرود آمدن‌ ومشاهده‌ آن‌ فرشته‌. يا معني‌ اين‌ است: اگر فرشته‌ را مشاهده‌ مي‌كردند، از هول‌ و هراس‌ ديدن‌ او جان‌ مي‌باختند و نابود مي‌شدند. انبيا(ع) هم‌ كه‌ گاهي‌ فرشتگان‌ را به ‌صورت‌ اصلي‌ آنها مي‌ديدند ـ چنان‌كه‌ در مورد رسول‌اكرم‌ص روايت ‌شده ‌است‌ ـ به‌ اين‌ دليل‌ بود كه‌ ايشان‌ با وجود آن‌ كه‌ بشرند ولي‌ استعداد و قابليت‌هاي‌ رواني‌ و روحي‌ و قلبي‌ آنها با بشر عادي‌ فرق‌ مي‌كند.
 
	﴿ سوره‌ انعام ﴾
مکي‌ است‌ و داراي‌ (165) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ در آيات‌ (139، 138) اين‌ سوره‌، از (انعام: چارپايان‌) سخن‌ رفته‌ است‌، آن‌ را «انعام‌» ن