هل‌ كفر كه‌ بخواهد ايمان‌ آورد، راه‌ همين‌ است‌ كه ‌بايد برود:
1 ـ سيروسفر در زمين‌ و عبرت ‌گرفتن‌ از فرجام‌ كار تكذيب‌كنندگان‌.
2 ـ شناخت‌ مالكيت‌ و فرمانروايي‌ همه‌جانبه‌ حق‌ تعالي‌ و ديدن‌ آثار رحمت‌ وي ‌بر همه‌ چيز.
3 ـ نگرش‌ در آفرينش‌ حق‌ تعالي‌.
4 ـ اعلان‌ ترس‌ و نگراني‌ از عذاب‌ خدا(ج).
 
	آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ از شما را كه‌ در روز شنبه‌ تجاوز كردند، خوب‌ شناختيد» آنان‌ يهوديان ‌قريه‌ «أيله‌» بودند كه‌ حرمت‌ روز شنبه‌ را با نيرنگ‌ شكستند زيرا يهوديان‌ در روزشنبه‌ به‌ تعطيل‌ نمودن‌ كارها مأمور بودند، اما براي‌ گريز از اين‌ حكم، حيله‌اي ‌طراحي‌ كرده‌ و در آن‌ به‌ شكار ماهي‌ پرداختند، كه‌ داستانشان‌ در سوره‌ اعراف ‌(آيات‌ 166 - 162 ) به‌ تفصيل‌ مي‌آيد. «پس‌ به‌ آنان‌ گفتيم: بوزينگاني‌ طردشده‌ باشيد» يعني: به‌ بوزينه‌ مسخ‌ شويد، در حالي‌كه‌ حقير و ذليل‌ و بي‌ارزش‌ هستيد. بنابراين، جزاي‌ آنان‌ اين‌ بود كه‌ به‌ مرتبه‌ حيواني‌ محض‌ تنزل‌ كرده‌، بدون‌ عقل‌ وانديشه‌ زندگي‌ كنند و همچون‌ بوزينگان‌ در شهوات‌ خويش‌ فرو روند.
جمهور مفسران‌ بر آنند كه: صورتهايشان‌ مسخ‌ شد و در شكل‌ و صورت‌ بوزينه‌شدند. گفتني‌ است‌؛ كسي‌ كه‌ مسخ‌ مي‌شود، نمي‌تواند بيش‌ از سه‌ روز بخورد، بياشامد و زندگي‌ كند. ابن‌كثير مي‌گويد: «صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ مسخ‌ آنان‌ هم‌صوري‌ و هم‌ معنوي‌ بود - والله اعلم‌».
 

آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ قاهر» يعني: غالب‌ و چيره‌ و برتر «بر بندگان‌ خود» كه‌ گردنهاي ‌گردنكشان‌ دربرابر وي‌ فرو افتاده‌ و سرهاي‌ جباران‌ در پيشگاه‌ وي‌ به‌ ذلت‌ نگونسار شده‌ است‌. خاطر نشان‌ مي‌شود؛ در «قهر» معناي‌ مزيدي‌ است‌ كه‌ در «قدرت‌» نيست‌ و آن‌ بازداشتن‌ ديگران‌ از رسيدن‌ به‌ مراد و مقصود خويش‌ است‌ «و اوست ‌حكيم‌» در اجراي‌ مراد خود «آگاه‌» به‌ آن‌ كس‌ كه‌ سزاوار قهر است‌ از بندگان‌ وي‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:962.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:963.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:964.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:965.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:966.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:967.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:968.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:969.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:970.txt">آيه  27</a></body></html>آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «چه‌ كسي‌ برتر است‌ در باب‌ شهادت‌» يعني: كدامين‌ گواه‌ در گواهي‌ خود برتر است‌؟ پاسخ‌ اين‌ است: «بگو: خدا، كه‌ ميان‌ من‌ و شما گواه ‌است‌» پس‌ وقتي‌ خداي‌ سبحان‌ ميان‌ پيامبر خودص و ميان‌ آنان‌ گواه‌ باشد، قطعا او در گواهي‌ براي‌ رسول‌ خويش‌، برتر است‌. به‌ قولي: جواب‌ سؤال‌ در ﴿قُلِ اللّهِ﴾ تمام‌ مي‌شود، يعني: خدا برتر است‌ در گواهي ‌دادن‌. دراين‌ صورت‌، جمله‌ بعد ازآن: ﴿شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ﴾ جمله‌ مستقل‌ ديگري‌ است‌. يعني: او ميان‌ من‌ و ميان‌ شما گواه‌ است‌ «و اين‌ قرآن‌ به‌ من‌ وحي‌ شده‌ است‌ تا شما را با آن‌ بيم‌ دهم‌ و كسي‌ را نيز كه ‌قرآن‌ به‌ او مي‌رسد، بيم‌ دهم‌» آوردن‌ اين‌ عبارت‌ بعد از بيان‌ گواهي‌ خداي‌ عزوجل‌، اين‌ معني‌ را مي‌رساند كه‌ فرود آوردن‌ قرآن‌ بر پيامبرص ، بخشي‌ ازگواهي‌ حق‌ تعالي‌ براي‌ پيامبرش‌ مي‌باشد. يعني: قرآن‌ بدان‌ جهت‌ بر من‌ وحي‌ شده ‌است‌ تا شما و تمام‌ مردم‌ ـ اعم‌ از انس‌ و جن‌ ـ را با همه‌ ملل‌ و اقشار و اصناف‌ مختلفشان‌، چه‌ آنان‌ كه‌ در حال‌ حاضر موجودند و چه‌ آنان‌ كه‌ در زمانهاي ‌آينده‌ ـ تاروز قيامت‌ ـ به‌وجود خواهند آمد، با آن‌ بيم‌ و هشدار دهم‌ زيرا احكام‌ قرآن‌، فراگير همه‌ بشر و همه‌ جن‌ است‌، چه‌ آنان‌كه‌ در عصر رسالت‌ موجود بوده‌اند و چه‌ آنان‌كه‌ بعدا به ‌وجود آمده‌ يا مي‌آيند، به‌شرط آن‌ كه‌ دعوت‌ اسلام ‌به‌ آنان‌ برسد و اين‌ قرآن‌ را بشنوند. همين‌ طور، پيامبرص نيز بيم‌دهنده‌ آنهاست ‌زيرا آنان‌ در هنگام‌ لقاي‌ الهي‌ از چگونگي‌ پاسخ‌گويي‌ خود به‌ دعوت‌ الله(ج) كه‌ به ‌وسيله‌ پيامبرش‌ ابلاغ‌ شده‌ و از اعمالي‌ كه‌ در دنيا انجام‌ داده‌اند، مورد سؤال‌ و بازخواست‌ قرار مي‌گيرند چنان‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «ازسوي‌ خداي‌ عزوجل‌ (پيام‌ وي‌ را) برسانيد و ابلاغ‌ كنيد زيرا هر كس‌ آيه‌اي‌ از كتاب‌ خدا به‌ او برسد، در حقيقت‌ فرمان‌ خداوند به‌ او رسيده‌ است‌».
«آيا شما شهادت‌ مي‌دهيد كه‌ خدايان‌ ديگري‌ با الله وجود دارند؟ بگو» اي‌ پيامبرص! اگر شما شهادت‌ دهيد «من‌ چنين‌ شهادتي‌ نمي‌دهم‌» زيرا اين‌ شهادت‌ از باطل‌ترين‌ باطل‌هاست‌ «بگو: جز اين‌ نيست‌ كه‌ او معبودي‌ يگانه‌ است‌ و بي‌ترديد، من‌از آنچه‌ شما شريك‌ او قرار مي‌دهيد، بيزارم‌» يعني: از بتاني‌كه‌ آنها را خدايان ‌خويش‌ قرار مي‌دهيد، يا از شرك‌آوردنتان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌، بيزار و بركنارم‌ زيرا من‌ فقط به‌ يگانگي‌ خداوند متعال‌ گواهي‌ مي‌دهم‌.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ تبليغ‌ اسلام‌ بر مسلمانان‌ فرض‌ است‌.
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ به‌ آنان‌ كتاب‌ آسماني‌ داده‌ايم‌» چون‌ تورات‌ و انجيل‌ «او را مي‌شناسند» يعني: رسول‌ خداص را با شمايل‌ و اوصافش‌ مي‌شناسند زيرا اين‌ شمايل‌ و اوصاف‌ در كتابهايشان‌ بيان‌ شده‌ است‌ «همان‌ گونه‌ كه‌ فرزندانشان‌ رامي‌شناسند» و كسي‌ همچون‌ پدر و مادر انسان‌، او را نمي‌شناسد پس‌ اهل‌ كتاب ‌در اين‌ سخن‌ خود كه: ما محمدص را نمي‌شناسيم‌، دروغگويند. روايت ‌شده ‌است‌ كه‌ بعد از هجرت‌ رسول‌ خداص به‌ مدينه‌، عمر(رض)  به‌ عبدالله بن‌ سلام‌ گفت: خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را ـ كه‌ شما پيامبر خاتم‌ وي‌ را همچون‌ فرزندانتان‌ مي‌شناسيد ـ نازل‌ فرموده‌ لذا به‌ من‌ بگو كه‌ شناخت‌ شما از اي