شان‌ چگونه‌ است‌؟ عبدالله بن‌ سلام‌ گفت: سوگند به‌ خدا(ج) كه‌ چون‌ او را در ميان‌ شما ديدم‌، چنان‌ شناختمش‌ كه‌ فرزندم‌ را مي‌شناسم‌، حتي‌ من‌ ـ بدون‌ ترديد ـ محمدص را ازفرزندم نيز بهتر مي‌شناسم‌ زيرا من‌ نمي‌دانم‌ كه‌ زنان‌ چه‌ كرده‌اند...!». «كساني‌ كه ‌بر خود زيان‌ زده‌اند» از مشركان‌ و ملحدان‌ و منكران‌ رسالت‌ ـ اعم‌ از اهل‌ كتاب‌ وتمام‌ كفار «آنان‌ ايمان‌ نمي‌آورند» يعني: انكارشان‌ از رسالت‌ پيامبرص ناشي‌ ازعدم‌ شناخت‌ نيست‌ بلكه‌ ناشي‌ از عناد و تمردشان‌ است‌، عناد و تمردي‌ كه‌ به‌ سبب ‌آن‌ به‌ خود زيان‌ وارد كرده‌اند.
 
	آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ ستمكارتر از آن‌كس‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ بسته‌» يعني: هيچ‌ كس‌ ستمكارتر از آن‌كس‌ نيست‌ كه‌ بر خدا(ج) دروغ‌ بسته‌ و مدعي‌ بودن‌ چيزي‌ در تورات‌ يا انجيل‌ يا قرآن‌ شده‌ كه‌ در آنها نيست‌ «يا آيات‌ او را» يعني: معجزات‌ روشن‌ و آشكار، يا آيات‌ قرآن‌ عظيم‌ او را «تكذيب‌ كرده‌» و با اين‌ تكذيب‌، دروغ‌ بستن‌ بر خداي ‌عزوجل‌ را با دروغ ‌انگاشتن‌ فرمان‌ وي‌ در مورد لزوم‌ و وجوب‌ ايمان‌ به‌ قرآن‌ و پيامبرص، يكجا گردانيده‌ و به‌ اين‌ ترتيب‌، هم‌ كاذب‌ شده‌ و هم‌ مكذب‌ «بي‌ترديد ستمكاران‌ رستگار نمي‌شوند» و چگونه‌ رستگار مي‌شوند؛ درحالي ‌كه‌ دو چيز باطل‌ ـ يعني‌ دروغ‌ انگاشتن‌ دين‌ حق‌ و دروغ‌ بستن‌ بر خداوند(ج) ـ را باهم‌ يكجا كرده‌اند؟.
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ محمد! يادآوري‌ كن‌ به‌ آنان‌ از «روزي‌ كه‌ همه‌ آنان‌ را حشرمي‌كنيم‌» يعني: از روز قيامت‌، كه‌ خداي‌ عزوجل‌ پرستندگان‌ و پرستش‌شدگان ‌باطل‌ را همه‌ يكجا در آن‌ گرد مي‌آورد «آن‌گاه‌ به‌ كساني‌ كه‌ شرك‌ آورده‌اند، مي‌گوييم‌» از روي‌ توبيخ‌ «شريكان‌ شما كه‌ آنها را شريك‌ خدا مي‌پنداشتيد، كجايند؟» يعني: كجايند خدايان‌ پنداري‌ شما كه‌ در چنين‌ حالي‌ به‌ شما هيچ‌ سودي‌ نمي‌رسانند؟ يا خدايانشان‌ احضار مي‌شوند ولي‌ از آنجايي‌ كه‌ به ‌هيچ‌ وجه‌ منفعتي‌از آنان‌ بر نمي‌آيد، وجود آنها همانند عدم‌ وجودشان‌ است‌ بنابراين‌، خداي‌ سبحان‌ با اين‌ خطاب‌ آنان‌ را توبيخ‌ مي‌كند. آري‌! درحقيقت‌ شريكي‌ براي‌ خداي ‌عزوجل‌ وجود نداشته‌ بلكه‌ آنها بوده‌اند كه‌ به‌ ناروا معبودان‌ باطلي‌ را كه‌ بجز خداي ‌يگانه‌ يا همراه‌ با او مورد پرستش‌ قرار مي‌دادند، شركاي‌ وي‌ ناميدند.
 
	آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ فتنه‌ آنان‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ مي‌گويند: قسم‌ به‌ الله  ـ پروردگارمان‌ ـ كه‌ ما مشرك‌ نبوده‌ايم‌» يعني: جواب‌ آنها جز انكار و بيزاري ‌جستن‌ از شرك‌، چيز ديگري‌ نيست‌. مفسران‌ در بيان‌ معناي‌ «فتنه‌» در اين‌ آيه‌، چند وجه‌ ذكر كرده‌اند كه‌ قوي‌ترين‌ آن‌ «عاقبت‌» است‌. يعني: عاقبت‌ و فرجام‌ كفرشان‌ كه‌ به‌ آن‌ افتخار كردند و بر سر آن‌ جنگيدند، چيزي‌ جز انكار و بيزاري ‌جستن‌ از شرك‌ نيست‌. از ديگر وجوه‌ در معناي‌ «فتنه‌»، اين‌ نظر ابن‌عباس‌(رض)  است: «فتنه‌ آنان‌، يعني‌حجت‌ آنان‌». عطاء مي‌گويد: «فتنه‌ آنان‌، يعني‌ عذرخواهي‌ آنان‌».
	 آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بنگر، چگونه‌ بر خود دروغ‌ بستند» با انكار شركي‌ كه‌ از آنان‌ در دنيا روي‌ داد «و آنچه‌ افترا مي‌كردند از آنان‌ گم‌ گشت‌» يعني: افترايشان‌ بر باد رفت‌ و نابود شد و اين‌ پندار ياوه‌شان‌ كه‌ شريكان‌ آنها را به‌ خدا(ج) نزديك‌ مي‌كنند، متلاشي‌ و باطل‌ گشت‌ و ميان‌ آنها و چيزهايي‌ كه‌ بجز الله(ج) پرستش‌ مي‌كردند، جدايي‌ افتاد و در نتيجه‌، اين‌ معبودان‌ باطل‌ نتوانستند هيچ‌ نيازي‌ را براي‌ آنان‌ برآورده‌ كنند.
 
آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌عباس‌(رض)  و ديگران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: ابوجهل‌ و سران ‌قريش‌ شبانگاه‌ دور از ديده‌ مردم‌ و بي‌آن‌ كه‌ يكي‌ از آنها از حال‌ ديگري‌ آگاه‌ باشد، به‌ قرآن‌ گوش‌ مي‌سپردند پس‌ نازل ‌شد: «و از آنان‌» يعني: از مشركان ‌«كساني‌ هستند كه‌ به‌ تو گوش‌ مي‌دهند» آن‌گاه‌ كه‌ قرآن‌ مي‌خواني‌ «ولي‌ ما بردلهايشان‌ پرده‌ها افگنده‌ايم‌ تا آن‌ را نفهمند» يعني: درحالي‌كه‌ قطعا ما بر دلهايشان‌ پرده‌هايي‌ كشيده‌ايم‌، چون‌ دوست‌ نداريم‌ كه‌ آنها قرآن‌ را درك‌ كنند «و در گوشهايشان‌ سنگيني‌اي‌ نهاده‌ايم‌» يعني: از شنيدن‌ قرآن‌ ناشنوايشان‌ ساخته‌ايم‌ «تا بدانجا كه‌ كافران‌ چون‌ نزد تو آيند، با تو مجادله‌ مي‌كنند» يعني: آنها در كفر وعنادشان‌ بدانجا رسيده‌اند كه‌ به ‌صرف‌ ايمان‌ نياوردن‌ اكتفا نكرده‌ بلكه‌ جدال‌كنان ‌نزد تو مي‌آيند و «مي‌گويند: اين‌ جز افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ نيست‌» يعني: اين‌ قرآن‌، جز از جنس‌ داستانها و افسانه‌هاي‌ بي‌پايه‌اي‌ كه‌ پيشينيان‌ آن‌ را در كتابهايشان‌ نوشته‌اند، نيست‌. آري‌! آنها پنداشتند كه‌ حضرت‌ محمدص قرآن‌ را از اين ‌داستانها و اخبار برگرفته‌ است‌ درحالي‌ كه‌ قرآن‌ جز فروفرستاده‌ خداي‌ عزيز و حميد نيست‌.
 
	آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ مردم‌ را از او باز مي‌دارند و خود نيز از او دور مي‌شوند» يعني: مشركان‌ هم‌مردم‌ را از ايمان‌ به‌ قرآن‌، يا محمدص بازمي‌دارند و هم‌ خود از آن‌ حضرتص دور مي‌شوند. يا: مردم‌ را از آسيب‌ رساندن‌ به‌ آن‌ حضرتص باز مي‌دارند اما درعين‌ حال‌، خود نيز از رسول‌ خداص دوري‌ مي‌گزينند. بنابر روايتي‌ دربيان‌ سبب‌ نزول: اين‌ آيه‌ درباره‌ ابوطالب‌ عموي‌ پيامبرص نازل‌ شد زيرا او در همان‌ حالي‌كه‌ كفار را از آزاردادن‌ پي