‌ معني‌ كه‌ چون‌گناهان‌ گريبانگيرشان‌ شده‌ است‌، از بر دوش‌ كشيدن‌ آن‌ گرانبار شده‌اند، گويي‌ اين‌گناهان‌ بر پشت‌ آنهاست‌ «آگاه‌ شويد؛ چه‌ بد است‌ آنچه‌ برمي‌دارند» و چه‌ زشت ‌است‌ آنچه‌ بر دوش‌ مي‌كشند! يعني: آنها در حالي‌ حشر مي‌شوند كه‌ گناهانشان‌ بر پشت‌شان‌ است‌ تا به ‌سبب‌ آن‌ عذاب‌ شوند.
 
	آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و زندگاني‌ دنيا جز بازي‌ و سرگرمي‌ نيست‌» مراد آيه‌، تكذيب‌ اين‌ سخن‌ كفار است‌ كه: حياتي‌ جز اين‌ زندگاني‌ دنيا نيست‌. لذا بشر بايد بداند كه‌ حيات‌ حقيقي‌اي ‌كه‌ بايد براي‌ آن‌ كار كرد، همانا حيات‌ آخرت‌ است‌ زيرا حيات‌ آخرت‌، دائمي‌ و ناگسستني‌ است‌ «و قطعا سراي‌ آخرت‌ براي‌ كساني‌ كه‌ پرهيزگاري‌ مي‌كنند» از شرك‌ ومعاصي‌ «بهتر است‌» اين‌ عبارت‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ جز اعمال‌ متقيان‌ هرچه‌ هست‌؛ بازي‌ و سرگرمي‌ و بيهودگي‌ است‌ «آيا درنمي‌يابيد؟» و انديشه‌ نمي‌كنيد تا ايمان‌ آوريد؟ و آيا به‌ بي‌ارزش‌ بودن‌ زندگي‌ دنيا نسبت‌ به‌ زندگي‌ آخرت‌ هيچ ‌نمي‌انديشيد تا براي‌ آخرت‌ عمل‌ كنيد؟ آخر بايد بينديشيد كه‌ حيات‌؛ محدود به ‌اين‌ مقطع‌ كوتاه‌ عمر دنيوي‌ نيست‌ بلكه‌ حيات‌ از نظر طولي‌ در عمق‌ زمان‌، از نظر عرضي‌ در عمق‌ آفاق‌ و از نظر عمقي‌ در ژرفاي‌ عوالم‌ بي‌كران‌ باري‌ تعالي‌ امتداد يافته‌ و از نظر حقيقت‌ خود هم‌ متنوع‌ است‌.
 
آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا مي‌دانيم‌ كه‌ آنچه‌ آنان‌ مي‌گويند تو را اندوهگين‌ مي‌كند» يعني: پس ‌اندوهگين‌ نباش‌ كه‌ «در واقع‌ آنان‌ تو را تكذيب‌ نمي‌كنند» يعني: به‌ شخص‌ تو نسبت‌ دروغگويي‌ نمي‌دهند زيرا آنان‌ به‌ راستگويي‌ و صداقت‌ شخص‌ تو معترفند ولي ‌تكذيب‌ آنها به‌ آنچه‌ كه‌ از پيام‌ الهي‌ به ‌همراه‌ آورده‌اي‌، برمي‌گردد، از اين‌ جهت ‌فرمود: «ولي‌ ستمكاران‌ آيات‌ الله را انكار مي‌كنند» يعني: آنها درحقيقت‌ آيات‌ الهي ‌و كتاب‌ وي‌ را تكذيب‌ مي‌كنند. چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده ‌است: ابوجهل‌ به‌رسول‌ اكرمص گفت: بدان‌ كه‌ ما شخص‌ تو را دروغگو نمي‌شناسيم‌ ولي‌ آنچه‌ راكه‌ با خود آورده‌اي‌، دروغ‌ مي‌دانيم‌. در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه ‌گفت:... به‌خدا سوگند كه‌ من‌ مي‌دانم‌ او پيامبر است‌ ولي‌ ما چه‌ وقت‌ پيرو طايفه ‌«عبد مناف‌» بوده‌ايم‌ كه‌ حالا باشيم‌؟!
 
	آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ پيامبراني‌ پيش‌ از تو نيز تكذيب‌ شدند» پس‌ طبيعت‌ نفس‌ بشري‌اي‌ كه‌ به‌ كفر آلوده ‌شده‌، در هر عصر و زماني‌ اين‌گونه‌ بوده‌ است‌ «ولي‌» آن‌ پيامبران‌ «بر آنچه‌ تكذيب‌ شدند و بر آزاري‌ كه‌ ديدند صبر كردند تا ياري‌ ما به‌ آنان‌ رسيد و براي ‌وعده‌هاي‌ الله» در ياري‌ دادن‌ به‌ پيامبرانش‌ «هيچ‌ تغيير دهنده‌اي‌ نيست‌» اين‌ آيه‌، دلجويي‌ از رسول‌ خداص و تسلي‌ بخش‌ ايشان‌ است‌. يعني: اي‌ رسول‌ گرامي‌ ما! بر آزارها و انكارها شكيبا باش‌ و به‌ پيامبران‌ پيش‌ از خود اقتداكن‌ و اندوه‌ نخور چنان‌كه‌ آنان‌ بر آزارها و انكارها صبر پيشه‌ كردند تا پيروزي‌ و نصرت‌ ما به‌ تو نيز برسد چنان‌كه‌ به‌ ايشان‌ رسيد و تو يقينا بر دروغ ‌انگاران‌ پيروز و غالب‌ هستي‌ ـ و سپاس‌ خداي‌ عزوجل‌ را كه‌ چنين‌ هم‌ شد «و همانا از اخبار پيامبران‌ به‌ تو رسيده‌ است‌» يعني: بعضي‌ از اخبار پيامبران‌ و كيفيت‌ نجات‌ دادن‌ ايشان‌ و همراهان ‌مؤمن‌شان‌ و اين‌ كه‌ چگونه‌ خداي‌ عزوجل‌ تكذيب‌كنندگان‌ را هلاك‌ گردانيد، به ‌تو رسيده‌ است‌ پس‌ اين‌ اخبار، خود دليل‌ روشن‌ آن‌ است‌ كه‌ سرانجام‌ ما تو را پيروز مي‌گردانيم‌.
 
	آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر رويگرداني‌ آنان‌ بر تو گران‌ مي‌آيد» آري‌! رويگرداني‌ قوم‌ رسول‌ خداص از اجابت‌ دعوت‌ حق‌ بر ايشان‌ سخت‌ گران‌ مي‌آمد و آن‌ را بسيار بزرگ‌ انگاشته ‌بر آن‌ سخت‌ اندوهگين‌ مي‌شدند پس‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ آن‌ حضرت‌ص روشن‌ساخت‌ كه‌ آنچه‌ از رويگرداني‌ كفار از دعوت‌ حق‌ مي‌بينند، خواه‌ناخواه روي ‌دادني‌ است‌، بدان‌ جهت‌ كه‌ اين‌ كار در علم‌ او سبقت‌ گرفته ‌است‌ لذا اصلاح ‌حالشان‌ قبل‌ از آن‌ كه‌ او بدان‌ اذن‌ دهد، از توان‌ آن‌ حضرت‌ص خارج‌ است‌.آري‌! اگر رويگرداني‌ آنان‌ بر تو گران‌ مي‌آيد؛ «پس‌ اگر مي‌تواني‌ كه‌ نقبي‌ در زمين ‌بجويي‌» تا از آن‌ نقب‌ براي‌ آنان‌ نشانه‌ و معجزه‌اي‌ بياوري‌ «يا نردباني‌ درآسمان‌» بجويي‌ «تا براي‌ آنان‌ معجزه‌اي‌ بياوري‌» چنين‌ كن‌! ولي‌ چنين‌ نتواني‌ كرد پس‌ حزن‌ و اندوه‌ را كنار بگذار. آري‌! خداي‌ سبحان‌ در اين‌ امر كه‌ به‌پيامبرش‌ص معجزه‌ حسي‌ دائمي‌ نداد، حكمت‌ روشني‌ قرار داده‌ است‌ زيرا اگر اوبه‌ پيامبرش‌ معجزه‌اي‌ مي‌داد كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ كفار را به‌ ايمان آوردن‌ ناچار سازد، در آن‌ صورت‌، براي‌ «تكليف‌» كه‌ مدار آن‌ بر ابتلا و امتحان‌ بندگان‌ است‌، هيچ‌ معني‌ و موضوعيتي‌ باقي‌ نمي‌ماند، به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ فرمود: «و اگر خدا مي‌خواست‌، قطعا آنان‌ را بر هدايت‌ گرد مي‌آورد» به‌ شيوه‌ اجبار و اكراه‌ ولي‌ او اين‌كار را نخواست‌ بلكه‌ موضوع‌ را به‌ انتخاب‌ خود آنان‌ وا گذاشت‌ ـ و از آن‌ خداست‌ حكمت‌ بالغه‌ «پس‌ از جاهلان‌ نباش‌» زيرا شدت‌ اشتياقت‌ به‌ اجابت‌ كفار و سختي‌ اندوهت‌ بر اعراض‌ آنان‌ ـ قبل‌ از آن‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ ايمانشان‌ اذن‌ دهد ـ از كاركرد اهل‌ جهل‌ است‌ و تو قطعا از آنان‌ نيستي‌. يا: از كساني‌ نباش‌ كه ‌اين‌ حقيقت‌ را نمي‌دانند و حكمت‌هاي‌ بزرگ‌ حق‌ تعالي‌ را در اين‌ كار درنمي‌يابند.
 
آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِه