 إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ بني‌اسرائيل‌! اين‌ نعمت‌ ما را بر خود به‌ياد آوريد كه‌ در قضيه‌ قتل‌ آن ‌يهودي‌ براي‌ شما عادت‌ را خرق‌ كرديم‌؛ «هنگامي‌ كه‌ موسي‌ به‌ قومش‌ گفت: خدا به‌شما فرمان‌ مي‌دهد كه‌ ماده‌گاوي‌ را سر ببريد».
در ميان‌ بني‌اسرائيل‌ مرد عقيمي‌ بود كه‌ ثروت‌ كلاني‌ داشت‌ و تنها وارثش ‌برادرزاده‌اش‌ بود، پس‌ برادرزاده‌اش‌ به‌ انديشه‌ تصاحب‌ آن‌ ثروت، شبانگاه‌ او راكشت‌ و جسدش‌ را به‌ محله‌اي‌ انداخت‌ و فرداي‌ آن‌ عليه‌ اهل‌ آن‌ محل‌ ادعا كردكه‌ آنان‌ قاتل‌ اويند، كشمكش‌ ميانشان‌ بالا گرفت‌ و نزديك‌ بود كار به‌ درگيري ‌مسلحانه‌ بكشد، در اين‌ هنگام‌ خردمندانشان‌ گفتند: چرا بر يك‌ديگر اسلحه ‌مي‌كشيد و خون‌ يك‌ديگر را مي‌ريزيد، در حالي‌ كه‌ پيامبر خدا در ميان‌ شماست‌؟ پس‌ نزد موسي‌(ع) به‌ داوري‌ رفتند. و خداوند (ج)براي‌ روشن ‌شدن‌ حقيقت‌ فرمان‌ داد كه‌ گاوي‌ را ذبح‌ كنند... ولي‌ آنان‌ به‌ موسي‌u «گفتند: آيا ما را ريشخند مي‌كني‌؟ گفت: پناه‌ مي‌برم‌ به‌ خدا كه‌ از جاهلان‌ باشم‌» يعني: چگونه‌ كاري‌ را به‌خداوند متعال‌ نسبت‌ مي‌دهم‌ كه‌ او بدان‌ فرمان‌ نداده‌است‌؟ اين كاري‌ است‌ كه ‌ممكن‌ است‌ فقط جاهلان‌ آن‌ را مرتكب‌ شوند؟ اين‌ كار بيهوده‌ چه سان‌ از كسي‌چون‌ من‌ كه‌ از عقلا هستم‌ سر مي‌زند؟.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:981.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:982.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:983.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:984.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:985.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:986.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:987.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:988.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:989.txt">آيه  44</a></body></html>آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تنها كساني‌ اجابت‌ مي‌كنند» دعوت‌ حق‌ را «كه‌ مي‌شنوند» به‌ شنوايي‌ فهم‌ و قبول‌، بدان‌گونه‌ كه‌ عقل‌ اقتضا مي‌نمايد و فهم‌ ايجاب‌ مي‌كند؛ كه‌ گروه‌ ياد شده‌ از آنان‌ نيستند بلكه‌ آنان‌ به ‌منزله‌ مردگاني‌ هستند كه‌ نه‌ مي‌شنوند و نه‌ درك‌ مي‌كنند «و مردگان‌ را خداوند در روز قيامت‌ برمي‌انگيزد پس‌ به‌سوي‌ او بازگردانيده‌ مي‌شوند» يعني: چنان‌كه‌ خداوند(ج) در روز قيامت‌ مردگان‌ را برمي‌انگيزد، همين‌طور ممكن‌ است‌ كه‌ دلهاي‌ مرده‌ اين‌ گروه‌ كفار را به‌سوي‌ فهم‌ آنچه‌ كه‌ تو به‌همراه‌آورده‌اي‌، متمايل‌ و راهياب‌ گردانيده‌ و اين‌ دلمردگان‌ را زنده‌ دل‌ گرداند. ابن‌كثيرمي‌گويد: «خداي‌ عزوجل‌ كفار را كه‌ مرده‌دل‌ اند، به‌ تن‌ مردگان‌ تشبيه‌ كرد و اين ‌از باب‌ تهكم‌ و استهزاي‌ آنهاست‌».
 
	آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند: چرا آيه‌اي‌ از سوي‌ پروردگارش‌ بر او نازل‌ نشده‌است‌؟» مرادشان‌ از (آيه‌) در اينجا، نشانه‌ و معجزه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ ايمان ‌آوردن‌ ناچارشان‌ گرداند، مانند فرودآوردن‌ فرشتگان‌ در جلو چشم‌ آنان‌، يا بركندن‌ كوه‌ و بالابردن‌ آن‌ برفراز سرشان‌... پس‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ پيامبرش‌ دستور داد: «بگو» اي‌ پيامبرص درپاسخ‌ آنان‌ «بي‌گمان‌ خداوند قادر است‌ برآن‌ كه‌ آيه‌اي‌ فروفرستد» بر من‌ كه‌ شما را به ‌ايمان‌ آوردن‌ مجبور گرداند ولي‌ او اين‌ كار را نكرد تا فايده‌ «تكليف‌» كه‌ ابتلا وامتحان‌ است‌، نمايان‌ گردد. همچنان‌، اگر حق‌ تعالي‌ نشانه‌اي‌ از آن‌ دست‌ كه‌ آنان‌ طلب‌ كردند، نازل‌ مي‌كرد، ديگر بعد از نزول‌ آن‌ نشانه‌، به‌ آنان‌ مهلت‌ نمي‌داد بلكه‌ اگر ايمان‌ نمي‌آوردند، بي‌درنگ‌ عذابشان‌ مي‌كرد «ولي‌ بيشتر آنان ‌نمي‌دانند» كه‌ خداوند(ج) بر فرودآوردن‌ معجزه‌ پيشنهادي‌ آنان‌ قادر است‌، همچنان‌ نمي‌دانند كه‌ در صورت‌ فرودآوردن‌ اين‌ معجزه‌ پيشنهادي‌، فرجام‌ آن‌، چه‌قدر برايشان‌ سنگين‌ و فاجعه‌بار خواهد بود.
 
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هيچ‌ جنبنده‌اي‌ در زمين‌ نيست‌ و نه‌ هيچ‌ پرنده‌اي‌ كه‌ با دو بال‌ خويش‌ مي‌پرد مگر آن‌ كه‌ آنها» نيز «امت‌هايي‌ همانند شما هستند» يعني: آنها گروهها و دسته‌هاي ‌گوناگوني‌ همانند شما هستند كه‌ هر يك‌ در پيدايش‌، چگونگي‌ زيست‌، تجمع‌، تغذيه‌، نياز به‌ كارپرداز و مدبر... و غير اين‌ از شئون‌ زندگي‌ خويش‌، داراي‌ نظام‌ وبرنامه‌ مخصوص‌ به‌ خود مي‌باشند و خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را نيز همچون‌ شما آفريده‌ و روزي‌ داده ‌است‌ و اين‌ گروههاي‌ مختلف‌ از مخلوقات‌ خداي‌ عزوجل ‌نيز، در حيطه‌ علم‌ و تقدير و سلطه‌ و احاطه‌ وي‌ قرار دارند. به‌ قولي‌ديگر: (أمثالكم: همانند شما هستند) به‌ اين‌ معني‌ است: اين‌ امتها نيز در ذكر خداي‌ عزوجل‌ و راهيابي‌ فطري‌ به‌سوي‌ وي‌ و برخورداري‌ از هدايت‌ تكويني‌، همانند شما هستند. قيد پرواز پرندگان‌ با (دو بال‌)، براي‌ نفي‌ مجاز و تأكيد بر اراده‌ معناي‌حقيقي‌ پرواز است‌. «در كتاب‌ هيچ‌ چيزي‌ را فروگذار نكرده‌ايم‌» از امور شما و امور اين‌ امت‌ها. مراد از «كتاب‌»، لوح‌ محفوظ است‌ زيرا خداوند متعال‌ تمام‌ حوادث ‌را در آن‌ به‌ ثبت‌ رسانده‌است‌. يا مراد؛ قرآن‌ است‌. يعني: هيچ‌ چيز از آنچه‌ را كه ‌خلق‌ به‌ بيان‌ آن‌ نياز دارند، فروگذار نكرديم‌، مگر اين‌ كه‌ قرآن‌ را فراگير آن‌ساختيم‌.
بيان‌ حقيقت‌ جامعيت‌ و فراگيري‌ قرآن‌ كريم‌ در سياق‌ ذكر انواع‌ جنبندگان ‌زمين‌، به‌ اعجاز علمي‌ قرآن‌ كريم‌ اشاره‌ دارد، كه‌ علم‌ زيست‌شناسي‌ گوشه‌هايي‌ از اين‌ اعجاز را به ‌نمايش‌ گذاشته‌است‌.
«پس‌ همه‌ به‌سوي‌ پروردگارشان‌ محشور مي‌شوند» يعني: همه‌ امت‌هاي‌ مذكور، در قيامت‌ حشر مي‌شوند. اين‌ تعبير براين‌ حقيقت‌ دلالت‌ دارد كه‌ امت‌هاي‌ جنبنده‌ و پرنده‌ نيز همچون‌ بني‌آدم‌ محشور مي‌شوند. از ابوهريره‌(رض)  روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «هيچ‌ جنبنده‌ و پرنده‌اي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ در روز قيامت‌ محشور خواهد شد، آن‌گاه‌ براي‌ برخي‌ از آنها از برخي