 ‌ديگر قصاص‌ گرفته‌ مي‌شود، حتي‌ ازحيوان‌ شاخ‌دار براي‌ حيوان‌ بي‌شاخ‌، سپس‌ به‌ آن‌ حيوان‌ گفته‌ مي‌شود: به‌ خاك‌تبديل‌ شو! و در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ كافر مي‌گويد: (يا ليتني‌ كنت‌ ترابا: اي‌ كاش‌من‌ هم‌ خاك‌ بودم‌!). اما به‌ قولي: مراد از «حشر» در اينجا، مرگ‌ اين‌ جانوران ‌است‌. به‌ قولي‌ديگر: مراد از «حشر»، حشر كفار است‌.
 
	آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ آيات‌ ما را دروغ‌ انگاشتند، كرند» يعني: با گوش‌هايشان‌ سخن‌ حق‌ را نمي‌شنوند «و گنگ‌اند» با زبانهايشان‌ سخن‌ حق‌ را نمي‌گويند «و در تاريكي‌هايند» يعني: در تاريكي‌هاي‌ كفر و جهل‌ و حيرت‌ سرگشته‌اند و به‌ چيزي ‌كه‌ صلاحشان‌ در آن‌ است‌، راهياب‌ نمي‌شوند زيرا از بينايي‌ها و شنوايي‌هايشان ‌بهره‌ نمي‌گيرند، از اين‌ رو همچون‌ حواس‌باختگاني‌ هستند كه‌ به‌ هيچ ‌حال‌ ازحواس‌ خود بهره‌ گرفته‌ نمي‌توانند، همانند شخص‌ كر و كور و لالي‌ كه‌ در تاريكي‌ سختي‌ دست‌وپا مي‌زند، نه‌ مي‌تواند راهش‌ را ببيند، نه‌ مردم‌ را به‌ياري‌ فراخواند تا او را راهنمايي‌ كنند و نه‌ هم‌ كسي‌ او را از دور مي‌بيند تا راهنمايي‌اش‌ كند پس‌چگونه‌ چنين‌ كسي‌ به‌سوي‌ راه‌ نجات‌ رهنمون‌ مي‌شود و به‌ مقصد خويش‌ مي‌رسد؟ «الله هركه‌ را بخواهد، گمراه‌ مي‌كند و هركه‌ را بخواهد، بر راه‌ راست‌ قرارش‌ مي‌دهد» به‌ اين‌ شيوه‌ كه‌ او را به ‌سوي‌ اسلام‌ هدايت‌ مي‌كند.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه: حق‌ تعالي‌ خالق‌ افعال‌ است‌ و معاصي‌ شامل‌ اراده‌ وي‌ اند و وضع‌ «اصلح‌» بر او واجب‌ نيست‌.
 
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص «به‌ من‌ خبر دهيد: اگر عذاب‌ الهي‌ به‌ شما دررسد، يا قيامت ‌به‌ شما دررسد، آيا كسي‌ جز خدا را مي‌خوانيد؟» يعني: آيا در اين‌ حالت‌ ـ كه‌ حالت ‌رسيدن‌ عذاب‌ يا برپايي‌ قيامت‌ است‌ ـ كسي‌ غير خدا(ج) را ـ از قبيل‌ بتاني‌ كه ‌پرستش‌ مي‌كنيد ـ به‌ زاري‌ مي‌خوانيد، يا فقط خداي‌ سبحان‌ را مي‌خوانيد؟ «اگر راستگوييد» در اين‌ ادعاي‌ خود كه‌ بتان‌ شما نفع‌ و ضرر مي‌رسانند و چنان‌كه‌ مي‌پنداريد، خدايانند؟
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نه‌ بلكه‌ تنها او را مي‌خوانيد» نه‌ ديگران‌ را. آري‌! در آن‌ احوال‌ سخت‌ كه‌ پريشاني‌ بر شما چيره‌ شده‌ و دستتان‌ از اسباب‌ مادي‌ كوتاه‌ مي‌گردد، فقط او را مي‌خوانيد، آن‌ هم‌ با نهايت‌ اخلاص‌ و تضرع‌ «پس‌» خداوند متعال‌ «اگر بخواهد آنچه‌ را كه‌ براي‌ دفع‌ آن‌ دعا مي‌كنيد، دفع‌ مي‌كند» و آن‌ عذاب‌ و وحشت‌ را از شما برمي‌دارد «و آنچه‌ را كه‌ براي‌ او شريك‌ قرار داده‌ايد، فراموش‌ مي‌كنيد» از بتان‌ و مانندآنها پس‌ در آن‌ حال‌ نه‌ آنها را مي‌خوانيد و نه‌ دفع‌ بليه‌اي‌ را كه‌ در آن‌ افتاده‌ايد، از آنها انتظار داريد بلكه‌ از آنها همانند روگرداني‌ فراموشكار، رو برمي‌گردانيد زيرا مي‌بينيد كه‌ در آن‌ هنگام‌ از آنها براي‌ شما هيچ‌ سودي‌ متصور نيست‌. آري‌! بازگشت‌ انسان‌ در مواقع‌ سختي‌ به‌ سوي‌ خداي‌ عزوجل‌، خود دليل‌ قاطعي‌ است ‌براين‌ كه‌ ايمان‌ به‌ خدا(ج) و يگانگي‌ وي‌، در فطرت‌ انسان‌ سرشته‌ شده‌ است‌.
 
	آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين‌ ما به‌سوي‌ امت‌هايي‌ كه‌ پيش‌ از تو بودند، پيامبراني‌ فرستاديم‌ و آنان‌ را به ‌بأساء دچار ساختيم‌» بأساء: فقر و مصايب‌ در اموال‌ است‌ «و به‌ ضراء» ضراء: بيماري‌ و مصايب‌ در ابدان‌ است‌ «تا زاري‌ كنند» يعني: تا ما را با تضرع‌ كه‌ همانا شكستگي‌ و خاكساري‌ است‌ بخوانند و از گناهان‌ خويش‌ توبه‌ كنند زيرا قاعده‌ اين ‌است‌ كه‌ دلها در هنگام‌ فرود آمدن‌ سختي‌ها، خاشع‌ و فروتن‌ مي‌شوند.
 
	آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چرا وقتي‌ كه‌ عذاب‌ ما به ‌سراغشان‌ آمد، تضرع‌ نكردند» به‌ سبب‌ شدت‌ تمرد و افراط در كفر چنان‌كه‌ مي‌فرمايد: «ولي‌» حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ «دلهايشان‌ قسي‌شد» يعني: سخت‌ و درشت‌ شد پس‌ از اين‌ عذاب‌ درس‌ عبرت‌ نگرفته‌ بلكه‌ بر سركشي‌شان‌ افزودند «و شيطان‌، كار و كردارشان‌ را در نظرشان‌ آراست‌» يعني: با مصمم‌ ساختن‌شان‌ بر كفر، به‌ اغوايشان‌ پرداخت‌.
 
	 آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ آنچه‌ را كه‌ بدان‌ پند داده‌ شده‌ بودند، فراموش‌ كردند» يعني: چون ‌هشدارها و تذكرهاي‌ عبرت‌انگيز ما در يادآوري‌ مصيبتهاي‌ مالي‌ و جاني‌، هيچ ‌اثري‌ از پندپذيري‌ و دردوسوز در آنان‌ ايجاد نكرد و از اين‌ پندها روي‌ برتافتند؛ «درهاي‌ همه ‌چيز را بر آنان‌ گشوديم‌» يعني: از باب‌ «استدراج‌»، درهاي‌ نعمت‌ را با همه‌ انواع‌ آن‌ به‌ روي‌ آنان‌ باز كرديم‌ «تا چون‌ به‌ آنچه‌ داده‌ شده‌ بودند» ازنعمت‌هاي‌ گونه‌گون‌ «شاد شدند» به‌ شاد شدن‌ سرمستي‌ و ناسپاسي‌ و گردنكشي‌ و تكبر و پنداشتند كه‌ از اين ‌همه‌ رفاه‌ و نعمت‌ به‌ سبب‌ آن‌ برخوردار گشته‌اند كه‌ كفر و انكارشان‌ درست‌ و برحق‌ است‌؛ «ناگهان‌ آنان‌ را فروگرفتيم‌» به‌طور غيرمترقبه‌ و به‌گونه‌اي‌ كه‌ اصلا انتظار آن‌ را نداشتند «پس‌ يكباره‌ نوميد شدند» مبلس: كسي‌است‌ كه‌ به ‌سبب‌ شدت‌ بدبختي‌ و بدروزي‌اي‌ كه‌ بر وي‌ فرود آمده ‌است‌، غرق ‌حزن‌ و اندوه‌ گرديده‌ و از هرخيري‌ مأيوس‌ مي‌شود.
اگر به‌ تاريخ‌، نگاهي‌ گذرا داشته‌ باشيم‌، ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ واقعيت‌ زندگي ‌بشر، نمونه‌ چنين‌ امت‌هايي‌ را فراوان‌ شناخته‌ است‌؛ زيرا امت‌هاي‌ بسياري‌ را مي‌يابيم‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ آنها را در اوج‌ مدنيت‌ و رفاه‌ و نعمت‌، به‌ سراشيب ‌اضمح