نان‌ هستند كه‌: «خدا از ايشان ‌خشنود شد» و طاعات‌ و عباداتشان‌ را پذيرفت‌ و از تقصيراتشان‌ در گذشت‌ و برآنان‌ خشم‌ نگرفت‌ «و ايشان‌ نيز از او خشنود شدند» بر آنچه‌ كه‌ از فضل‌ خويش ‌به‌ آنان‌ عطا كرد و از نعمت‌ ديني‌ و دنيوي‌ خويش‌ بر آنان‌ سرازير كرد «و براي ‌آنان» همراه‌ با رضاي‌ خويش‌ «باغهايي‌ آماده‌ كرده‌ كه‌ از زير آن‌ نهرها روان‌ است‌،هميشه‌ در آن‌ جاودانند، اين‌ است‌ همان‌ كاميابي‌ بزرگ».
پس‌ اين‌ آيه‌، گواهي‌ و مژده‌ و بشارتي‌ است‌ از سوي‌ خداي‌ منان‌ به‌ بهشت‌ و رستگاري‌ در آخرت‌ براي‌ پيشروان‌ و پيشگامان‌ از اصحاب‌ پيامبرص چنان‌كه ‌اين ‌آيه‌ مژده‌ بخش‌ كساني‌ نيز هست‌ كه‌ رهرو راه‌ ايشان‌ بوده‌ و ايشان‌ را براي‌ خود مقتدا و الگو قرار مي‌دهند.
دليل‌ اين‌كه‌ پروردگار متعال‌ سابقه‌داران‌ را بر ديگر مسلمانان‌ برتري‌ و فضيلت ‌داد، همانا ايمان‌ و انفاقشان‌ در دوران‌ ضعف‌ اسلام‌ و قبل‌ از غلبه‌ و انتشار آن ‌است‌.
 

آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اينجا با مجموعه‌ ديگري‌ از آيات‌ روبرو مي‌شويم‌ كه‌ به‌ ما زواياي‌ بيشتري‌ از اوصاف‌ و روشهاي‌ منافقان‌ را روشن‌ ساخته‌ و در مقابل‌، اوصاف‌ مؤمنان‌ را نيز روشن‌ مي‌كند: «و برخي‌ از باديه‌نشيناني‌ كه‌ پيرامون‌ شما هستند، منافق‌اند» اين‌گروه‌، منافقاني‌ بودند كه‌ پيرامون‌ مدينه‌ سكونت‌ داشتند «و نيز بعضي‌ از اهل ‌مدينه» مردماني‌ منافق‌اند كه‌ «بر نفاق‌ خو گرفته‌اند» يعني‌: بر نفاق‌ پايداري‌ كرده‌، در آن‌ مهارت‌ كسب‌ نموده‌ و شديدا بر آن‌ سرسختي‌ نشان‌ مي‌دهند و از آن‌ منصرف‌ نگشته‌ اند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ مهارتشان‌ در نفاق‌ تا بدانجا بود كه‌ نفاقشان ‌حتي‌ بر رسول‌ خداص نيز مخفي‌ ماند، چه‌ رسد به‌ ساير مؤمنان‌ «تو آنان‌ رانمي‌شناسي‌، ما آنان‌ را مي‌شناسيم» يعني‌: اي‌ محمدص! تو آنان‌ را به‌ اشخاص‌ و اعيانشان‌ نمي‌شناسي‌؛ زيرا آنان‌ در نفاق‌ ماهرند و از آنچه‌ كه‌ موجب‌ شك‌ و شبهه‌ در ايمانشان‌ گردد، دوري‌ مي‌گزينند به‌طوري‌ كه‌ نفاقشان‌ بر انسان‌ مخفي‌ مانده‌ و جز براي‌ خداي‌ سبحان‌ بر ديگران‌ آشكار نيست‌ «ما به‌زودي‌ آنان‌ را دو بار عذاب ‌مي‌كنيم» مراد از دوبار عذاب‌، يكي‌ رسوا ساختن‌ و برملا كردن‌ نفاقشان‌ و ديگري ‌عذاب‌ نمودنشان‌ در آخرت‌ است‌. به‌ قولي‌: مراد از دو بار عذاب‌؛ يكي‌ نزول ‌مصايب‌ بر اموال‌ و اولاد و جانهايشان‌ و ديگري‌ عذاب‌ قبر است‌ «آن‌گاه‌ به‌سوي‌ عذابي‌ بزرگ‌ بازگردانيده‌ مي‌شوند» يعني‌: به‌سوي‌ درك‌ اسفل‌ در دوزخ‌.
 
	آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيه‌، خداوند(ج)  به‌ بيان‌ حال‌ گروه‌ ديگري‌ از متخلفان‌ مي‌پردازد كه‌ تخلفشان‌ از جهاد، به‌ انگيزه‌ نفاق‌ نبوده‌ بلكه‌ گناهي‌ همراه‌ با ايمان‌ بوده‌ است‌: «و ديگراني‌ هستند كه‌ به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ كردند» يعني‌: از اهل‌ مدينه‌ گروهي‌ ديگرند كه‌ در واقع‌ امر مؤمن‌ بوده‌ اما از غزوه‌ تبوك‌ بي‌هيچ‌ عذر موجهي‌ تخلف‌ كردند و بعدا از اين‌ كار خود پشيمان‌ شدند ولي‌ براي‌ توجيه‌ تخلف‌ خويش‌ نزد رسول‌ خداص، به‌ پيش‌كشيدن‌ عذرهاي‌ دروغين‌ متوسل‌ نگشته‌ بلكه‌ در عوض ‌اميدوار بودند كه‌ خداوند(ج)  برآنان‌ توبه‌پذير شود «عملي‌ نيك‌ را» يعني‌: اعمالي‌ را كه‌ قبلا انجام‌ داده‌ بودند؛ از پايبندي‌ به‌ احكام‌ و برنامه‌هاي‌ اسلام‌ و رفتن‌ به‌ جهاد در ساير غزوات‌ «با عمل‌ ديگر كه‌ بد است‌ درآميخته‌اند» مراد: تخلفشان‌ از غزوه‌ تبوك‌ است‌. ولي‌ ايشان‌ يك‌بار ديگر اين‌ عمل‌ بد را با عمل‌ نيكي‌ دنبال‌ كردند كه‌ عبارت‌ از: اعترافشان‌ به‌ آن‌ عمل‌ بد و توبه‌شان‌ از آن‌ است‌ «نزديك‌ است‌ كه‌ خداوند توبه‌ آنان‌ را بپذيرد» زيرا اعترافشان‌ به‌ گناه‌، خود توبه‌ است‌ «كه‌همانا خداوند آمرزنده‌ مهربان‌ است» گناهان‌ را مي‌آمرزد و بر بندگانش‌ بزرگوارانه‌ مي‌بخشد.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ ابولبابه‌ و گروهي‌ از يارانش‌ نازل‌ شد كه‌ از همراهي‌ با رسول‌ خداص در غزوه‌ تبوك‌ تخلف‌ كردند و چون‌ آن‌ حضرت‌ص از تبوك‌ بازگشتند، آنان‌ خود را به‌ ستونهاي‌ مسجد بسته‌، سوگند خوردند كه‌ جز رسول‌خداص كسي‌ ديگر نبايد از ستونها بازشان‌ كند. و بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌، رسول‌ خداص شخصا آنها را از ستونهاي‌ مسجد باز كردند. ولي‌ حكم‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ همه‌ مؤمنان‌ خطاكار، عام‌ است‌.
 
آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«از اموال‌ آنان‌ صدقه‌اي‌ بگير» كه‌ كفاره‌ گناهانشان‌ باشد. به‌ قولي‌: مراد از آن‌، اداي‌ زكات‌ فرض‌ است‌. به‌ قولي‌ ديگر: مراد؛ دادن‌ صدقه‌ مخصوصا از سوي‌ اين‌ گروهي‌ است‌ كه‌ به‌ گناهانشان‌ اعتراف‌ كرده‌اند زيرا آنها بعد از پذيرش‌ توبه‌شان ‌اموال‌ خويش‌ را تقديم‌ رسول‌ خداص كردند، همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد و آن‌ حضرت‌ص را به‌ گرفتن‌ بعضي‌ از اموالشان‌ ـ نه‌ كل‌ آن‌ ـ دستور داد «تا آنها را با آن» زكات‌، يا صدقه‌اي‌ كه‌ از آنان‌ مي‌گيري‌ «پاك‌ و پاكيزه‌ سازي» تطهير: از بين‌ بردن‌ اثر گناهي‌ است‌ كه‌ دامنگير آنان‌ شده‌ بود. تزكيه‌: افزودن‌ بيشتر و كاملتر در اين‌ پاكسازي‌ است‌.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر فضيلت‌ صدقه‌ است‌ زيرا گناه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ محو مي‌شود، هرچند در بزرگي‌ خود به ‌مانند تخلف‌ از جهاد باشد.
«و براي‌ آنان‌ دعاكن» يعني‌: بعد از گرفتن‌ اين‌ صدقه‌ از اموالشان‌، در حق‌ آنان‌ دعاي‌ خير كن‌. از اين‌ جهت‌، سنت‌ است‌ كه‌ گيرنده‌ صدقه‌ به‌ هنگام‌ گرفتن‌ آن‌، درحق ‌دهنده‌ صدقه‌ دعا كند «زيرا دعاي‌ تو براي‌ آنان‌ سكني‌ است» سكن‌: آنچه‌ كه‌ روان‌ بدان‌ آرام‌ و اطمينان‌ گيرد «و خدا شنواي‌ داناست» شنواي‌ دعايت‌، يا شنواي ‌اعتراف‌ به‌گناه‌ و دعاي‌ آنان‌ است‌، داناست‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در نهادشان‌ از اندوه‌ و پشيماني‌ بر گناه